دانلود پایان نامه
و آن کشتی، آنها را از میان امواجی همچون کوه ها حرکت میداد؛ (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه ای بود صدا زد: “پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!”
تفسیر: درهمین اثناء نوح چشمش به فرزندش می افتد که در مکانی دورتر قرار داشته و لذا او را ندا می دهد و از روی شفقت می گوید، ای فرزندم بیا با ما سوار کشتی شو و همراه این کافران نباش، چون مشارکت و همنشینی با آنها مشارکت در بلاء را بدنبال دارد و اینکه او نگفت (ولاتکن من الکافرین ) : (از کافران نباش)، به جهت این بود که نوح (ع) از نفاق باطنی پسرش اطلاع نداشت و به همین خاطر هم از او برای سوار شدن به کشتی دعوت نمود.(همان، ج 10: 345)
(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه می کرد- گفت: “پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.”
تفسیر: چون عظمت هر عملی به عظمت اثر آن بستگی دارد و عظمت نافرمانی و معصیت به عظمت کسی است که مورد نافرمانی و معصیت قرار گرفته، زیرا مؤاخذه و بازخواست شخص عظیم نیز به عظمت خود اوست. بالاترین معصیت نسبت به او این است که انسان برای او شریک قائل شود و بهمین دلیل لقمان پسر خود را از شرک منع می کند.(همان، ج 16: 323)
پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!
تفسیر: این آیه حاوی دستورالعمل لقمان درباره عمل و اخلاق است ، در ابتدا به نماز سفارش می کند که ستون دین است بدنبال آن به امر به معروف و نهی از منکرمی پردازد که ضمانت اجرایی و عملی احکام الهی است و هرگز اصلاح فرد بدون اصلاح جامعه تمام و کمال نمی شود و آنگاه به صبر سفارش می کند که صبر در برابر مصائب ازجمله اخلاق پسندیده است و مراد از آن نگهداری نفس و خویشتنداری در امور است تابتواند در برابر آنچه تصمیم و عزم نموده استوار و ثابت باشد.(همان، ج 16: 326)
((به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [= مکه ] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار.
تفسیر: در مقام دعا ازخدا خواست تا او و فرزندانش را از عبادت بتها دور کند، یعنی آنکه خداوند با هدایت خود و به رحمت واسعه اش آنها را ازعبادت بتها بر کنار دارد.(همان، ج 12: 99)
خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست.
تفسیر: کلمه (ایصاء)به معنای توصیه و دستور توأم با نصیحت است ، منظور از (اولاد) پسران و دخترانی است که بدون واسطه از میت متولد شده اند، نه نوه ها و نتیجه ها، در حالی که لفظ(ابن ) چنین دلالتی را ندارد،از طرف دیگر در جاهلیت زنان ارث نمی بردند ،اماقرآن می فرماید ،مردان مثل زنان ارث می برند ،اما دو برابر ،یعنی ارث زن را اصل در تشریع قرار داده و ارث مرد را به طفیل آن ذکر کرده است.(همان، ج 4: 328)
فرزندان خود را از بیم فقر نکشید، مائیم که شما و آنها را روزی می دهیم.
تفسیر: فرزندان خود را از ترس اینکه مبادا دچار فقر شوید و به خاطر آنها تن به ذلت گدایی دهید، مکشید چون این شما نیستید که آنها را روزی می دهید. (همان ج،7: 517)
و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آنها و شما را روزی می دهیم؛ مسلما کشتن آنها گناه بزرگی است.
تفسیر: (املاق ) یعنی فقر و ناداری و(خطاه ) یعنی انحراف از جهت و مراد در اینجا آنست که انسان عملی را اراده کندکه انجام و اراده آن شایسته نیست و در هر صورت آیه شریفه می فرماید، فرزندان خود را از ترس اینکه مبادا دچار فقر شوید و به خاطر آنها تن به ذلت گدایی دهید، مکشید چون این شما نیستید که آنها را روزی می دهید تا در هنگام تنگدستی دیگر نتوانید روزی آنها را تأمین نمائید، بلکه ما هستیم که هم شما و هم آنها را روزی می دهیم و کشتن فرزندان یک گناه و خطای بزرگ است.(همان ج،13: 116)
4.2.1.2.4. معلم و راهنما
آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می شوند!.
تفسیر: می فرماید: بگو عالمان و جاهلان یکی هستند؟ لکن برحسب مورد ظاهرا مراد از علم ، علم به خدا و طریق کمال سعادت است که چنین علمی به حقیقت نافع است و نداشتن آن عین خسارت می باشد، اما علوم دیگر مانند مال هستندو تنها در زندگی دنیا کاربرد دارند و با فنای دنیا فانی می شوند.(همان، ج 17: 371)
5.2.1.2.4. شاگردان
موسی به او گفت: “آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟”
تفسیر: (رشد) یعنی صواب و رسیدن به واقع که در معنا مخالف (غی) یعنی گمراهی و راه خطا رفتن است، می فرماید، موسی به آن شخص عالم فرمود: آیا اجازه می دهی من با تو بیایم و تو را پیروی کنم تا آنچه را که خدا به تو آموخته، جهت رشد وهدایت من ، به من تعلیم نمایی؟ و یا آنچه را که از رشد، خداوند به تو داده به من هم بیاموزی. (همان، ج 13: 475)
6.2.1.2.4. ایتام
در قرآن بر ضرورت تکریم ایتام تاکید فراوان شده و بی اعتنایی و راندن آنان علامت کفر، نفاق و نشانه ی تکذیب دین و روز قیامت دانسته شده است. دین مبین اسلام به عنوان کامل ترین و جامع ترین دین الهی، همواره مستضعفان و محرومان اجتماع را زیر حمایت خویش داشته و در این میان ایتام بیشتر از سایر محرومان مورد عطوفت و رحمت قرار گرفته اند.
و به مال یتیم، جز به بهترین راه نزدیک نشوید، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال می شود.
تفسیر: در این آیه باز به جهت مبالغه در حرمت تصرف به ناحق در مال یتیم، می فرماید نزدیک مال یتیم هم نشوید، (چه رسد که آن را تصرف کنید) و این امر از گناهان کبیره است که خداوند به مرتکب آن وعده آتش داده است. (همان، ج 13: 125)