دانلود پایان نامه
مهم ترین روش تربیت اخلاقی مبتنی بر توحید، روش حبّ عبودی است .حبّ عبودی یعنی محبّتی که از روی عبودیت فرد و ناشی از شناخت توحیدی نسبت به خداوند است؛ محبتی که همه نقایص و تمایلات انسان را پاسخ می دهد.. چون بنای اسلام بر محبت عبودی است. یعنی ترجیح دادن جانب خدا بر جانب بنده؛ رضای خدا را بر رضای خود ترجیح دادن؛ از حق خود به خاطر حق خدا گذشتن و از خشم خود به خاطر خشم خدا صرف نظر کردن؛ این محبت انسان را به کارهایی وا می دارد که عقل اجتماعی نمی پسندد. چون ملاک اخلاق اجتماعی، همین عقل اجتماعی است. محبت انسان را به کارهایی وا می دارد که فهم عادی که اساس تکالیف عمومی و دینی است، آن را نمی فهمد. (طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، 1363، ج 1: 542)
عبادت به سه طریق ممکن است (و هر کدام اثر خود را دارد ): اول عبادت از روی ترس و بیم از خشم الهی و عذاب آخرت، که انسان را به زهد وا می دارد. یعنی فرد از لذایذ دنیا چشم پوشی می کند تا به نجات اخروی برسد. دوم، عبادت به طمع بهشت و نعمت های اخروی که فرد را وادار به فعل نیک می کند. اما طریق سوم عبادت، طریقه «محبت» است؛ یعنی قلب را از تعلق به هر چه غیر خداست پاک کردن، از تمام زینت ها و زخارف دنیا گذشتن، از فرزند، همسر، مال، مقام، حتی از آرزوهای خود. قلب را منحصراً برای خدا فارغ کردن، یعنی محبت به خدا قلب فرد را مرحله به مرحله تسخیر می کند تا جایی که این فرد تنها کاری را می کند که خداوند دوست دارد وآن چیزی را ترک می کند که او نمی پسندد. به رضای خدا راضی و به خشم او خشمگین می شود. (طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363،ج 12: 160-161)
شهید مطهری در این رابطه می گوید:
عشق و محبّت، محرّک شکستن حصار خودپرستی است. همین که عاشق از «خود» پا بیرون نهاد، روح او توسعه می یابد و صفات زشت اخلاقی را کنار می نهد… عشق و محبّت، تنبل را چالاک می کند، حتی از کودن تیزهوش می سازد، از بخیل بخشنده و از کم طاقت، شکیبا می سازد.(مطهری،1375: 42-46 )
راه های کسب حبّ خداوند در قرآن بیان شده است؛ برخی از آنها عبارت اند: تفکر و شناخت خداوند، ذکر دائم و یادآوری نعمت ها و مسئولیت انسان در برابر خداوند، (طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363،ج 16: 136)
2.3.3.2.4. روش موعظه و نصیحت
این روش با توجه به فطرت اجرا می شود؛ موعظه یعنی کارهای نیک به گونه ای تذکر داده شود که قلب شنونده از شنیدن بیان آن رقت پیدا کند و در نتیجه تسلیم شود. (طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363:ج 1: 373).
موعظه و نصیحت باید با توجه به سه نکته انجام شود:اول اینکه شفقت وخیر اندیشی موعظه گر باید در موعظه اش نمودار باشد. ثانیا زبان موعظه باید نرم باشد تا لجاجت را مهار سازد و سومین نکته این است که پند در درجه ی نخست باید بر کنار از حضور جمع صورت پذیرد.(باقری،1390 ،ج1: 216)
قرآن کریم نصایح لقمان به پسرش را بیان می کند که حقیقت توحید را به او می آموزد و سپس او را دعوت به عمل می کند. علامه بیان می کند که روش لقمان در نصحیت فرزندش، بیان توحید و معاد همراه با محبّت است. خطاب عاطفی «یا بنیّ!» یعنی «پسرکم!» برای برانگیختن احساسات و ترغیب به پذیرش است.(طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363 ، ج 16: 217)
همچنین قرآن کریم از زبان حضرت نوح علیه السلام بیان می کند که فرمود: ای قوم! من برای شما بیم دهنده آشکاری هستم؛ عبارت «یا قوم» در واقع «قومی» بوده که مخفّف شده و بیان کننده خیرخواهی و مهربانی است.  (همان، ج 20، 26)
از میان روش های ارشادی، روش عاطفی مؤثرتر است. بنابراین، درگیر کردن احساسات فرد برای رجوع به خویشتن، می تواند در پذیرش نصیحت جهت اصلاح، مؤثر واقع شود و این انگیزه ای مهم برای کسب فضایل و ترک رذایل است.
پس در این روش، محور قرار دادن توحید و تذکّر به این حقیقت، مهم است و باید با محبّت و برانگیختن احساسات همراه باشد.
3.2.3.3.4. روش الگوسازی با بیان داستان و مثال
یکی از روش های موثر در تربیت اخلاقی ،روش الگویی است، انسان به طور طبیعی تحت تاثیر افکار،عقاید ،گفتار،رفتار وحرکات دیگران ،به ویژه پدر ومادر ومربیان قرار می گیرد و براساس آن شخصیت، رفتار واعمال خود را شکل می دهد.به این گونه افراد که مورد توجه دیگران قرار می گیرند الگو گفته می شوند،مربی باید حالات مطلوب متربی را که عملا در وجود کسی آشکار شده ، به او نشان دهد و البته نخست سزاوار است که در وجود خود مربی، اسوه ی نیکویی برای متربی باشد .اسوه سازی در درجه اول و به طور اساسی در شرایط واقعی اجتماعی مورد نظر است،اما حاصل آن این است که شخصیت های تاریخی نیز الگوی عمل به شمار می آیند.(باقری، 1390، ج1: 144)
خداوند در قرآن الگوهای کاملی به انسان معرفی می نماید وبر پیروی از آنان تاکید می کند.
“قرآن کریم مثل معلّمی است که کلیات درس را در مختصرترین جملات بیان می کند سپس شاگردان را به عمل به آن امر می کند. بعد اعمال آنها را می بیند؛ صحیح و فاسد آن را اصلاح می کند؛ نقص ها و کمبودها را با موعظه، مثال، داستان، وعده به پاداش و جزا رفع می کند “. (طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363 ،ج 4 : 18 )
تمامی داستان ها و مثال های قرآن، حول محور توحید، افراد را تربیت می کند. ویژگی داستان ها و مثال های قرآن برای تربیت اخلاقی انسان ها می باشد: “اینکه خداوند داستان های انبیا را بیان می کند، عبادت ها، دعاها و طرز معاشرت شان را با مردم مثال می زند، در واقع خود نوعی تربیت عملی است با ذکر جزئیات. آنچه در تمام آنها محور اصلی بحث قرآن است، هدایت توحیدی انبیاست و این اعتقاد درونی آنها به توحید است که در اعمال آنها بروز کرده است”. (همان، ج 6 : 290 )
“ویژگی مثال های قرآنی نیز آن است که با بیان نکات اخلاقی، میان دستورهای مختلف عبادی، سیاسی، اجتماعی و… پراکنده شده اند تا هر لحظه، تمرین و تذکّری برای یاد خدا باشند و بذر غفلت و رذایل را در هر موقعیتی بخشکانند”. (همان، ج 15: 125)  بنابراین، روش داستان و مثال برای الگوسازی علمی در تربیت اخلاقی، در صورتی که حول محور توحید باشد، بسیار مؤثر واقع خواهد شد.
4.2.3.3.4. روش پرسش و پاسخ
یکی از شیوه های پرورش استعدادها، مطرح کردن موضوع مورد نظر در قالب پرسش است. با اجرای ماهرانه این روش، به جای تعدادی باسوادهای سطحی، صاحب نظرانی متفکر تربیت می شوند که اهل معرفت اند. (جعفری، 1378: 102 -103) .
قرآن کریم در راه پرورش نیروی معرفت و تفکّر، برای کامل شدن شناخت افراد و رسیدن به عبودیت از این روش استفاده کرده است. در روش پرسش و پاسخ، القای اطلاعات، همراه با تفکر حول محور مورد نظر صورت می گیرد. از این روی، ماندگاری اثر آن بیشتر خواهد بود.
“آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا خاشع گردد؟”
5.2.3.3.4. امر به معروف و نهی از منکر
انجام معروف وقتی آسان می شود که همه هدف ها متوجه قرب الی الله باشد و منکر وقتی صورت می گیرد که انسان از این هدف به انحراف کشیده شده و عقب بیفتد. امر به معروف و نهی از منکر، وقتی اثر گذار است که امر یا نهی، این حقیقت را به فرد امرشونده یا نهی شونده القا کند. نکته مهم در این روش آن است که فرد باید به گفته های خود عمل کند تا نشانه صدق دعوی او باشد. (طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363 ،ج3: 577)