دانلود پایان نامه
باور به توحید و یگانگی خداوند متعال از جمله اعتقادات اصیل مسلمانان است. قرآن کریم میفرماید: “خدا که نیست خدایی جزء او، زنده پاینده .” تاکید بر یگانگی خداوند و یکتا دانستن او، بر همه ی جنبه های زندگی یک مسلمان تاثیرگذاشته و به عنوان یک قوه ناظر بر همه شئونات زندگی فرد مسلمان عملکرده و در نتیجه به آن هدف و در عین حال جهت بخشیده است. در تفسیر نمونه در ذیل آیه مذکور آمده است: ” ابتدا از ذات اقدس الهى و مساله توحید اسماء حسنى و صفات او شروع مى‏کند، خداوند هیچ معبودى جز او نیست (الله لا اله الا هو). الله نام مخصوص خداوند و به معنى ذاتى است که جامع همه صفات کمال و جلال و جمال است، او پدیدآورنده جهان هستى است، به همین دلیل هیچ معبودى شایستگى پرستش جز او ندارد و از آنجا که در معنى الله یگانگى افتاده است، جمله لا اله الا هو تاکیدى بر آن است.”(مکارم شیرازی، ج 2، 1376: 262) توحید به معنای یکتاپرستی مهم ترین اصل از اصول دیناسلام است.
نقطه ی شروع پیشرفت و توسعه در همه ی جوامع بشری، تحول در نوع نگاه به انسان‏، زندگی دنیوی و جایگاه انسان در این دنیاست. برای بررسی هر نوع رفتاری لازم و ضروری است که نوع نگاه آن مکتب و یا جهان بینی را به انسان به عنوان رکن رکین این زندگی مدنظر قراردهیم. اسلام مکتبی انسان ساز است و به تمامی ابعاد زندگی انسان توجه نموده و راهکارهای لازم برای بهره مندی از زندگی سالم را برای انسان براساس آیات قرآنی و سیره پیامبر گرامی اسلام و معصومین ارائه نمودهاست. در آیات قرآنی انسان دارای جایگاهی بس والا و متعالی است، به خاطر اینکه انسان توسط خدا بر گزیده شده و هدف از ارسال رسل هدایت انسان و رساندن او به جایگاه خلیفه الهی است. خلافت و جانشینی انسان از سوی خدای متعال، یکی از مسایل مهم و معیار و ملاکی برای بیان ارزشها و جایگاه انسان در میان مخلوقات و موجودات جهان هستی است. ” لذا در خطاب قرآنی، هر چیز و همه چیز به خداوند باز میگردد، اما انسانیت نیز در قرآن جایگاهی محوری دارد، زیرا که انسان برگزیده خداوند است و همه عنایت خداوند به اوست و نشان ویژه منزلت انسان آن که وحی خداوند با یاد انسان آغاز میگردد. قرآن به طبع خود بر خداوند تمرکز دارد و نه بر انسان. مفهوم انسانیت رایج در فرهنگ دنیوی مدرنیته، انسان را به عنوان یک ارزش رفیع میشناسد و او را از هر گونه ارتباط با آنچه الهی و مقدس است، رها می شمارد و به سخن دیگر انسان را از آن برتر میداند. اما قرآن برای انسان مرکزیت و محوریت قائل است، اما این محوریت انسان تابع اراده و طرح الهی است.”(هشام جعیط، 68:1381 -69)
به عبارت دیگر به نظر قرآن انسان موجودی است ، مرکب از بدن و روح که هویت الهی دارد و برگزیده از طرف‏ خداوند، خلیفه و جانشین او در زمین، نیمه ملکوتی و نیمه مادی، دارای فطرتی خدا آشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسئول خویشتن و جهان، مسلط بر طبیعت و زمین و آسمان، ملهَم به خیر و شر، وجودش از ضعف و ناتوانی آغاز می‏شود و به سوی قوّت و کمال سیر می‏کند و بالا می‏رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی‏گیرد، ظرفیت علمی و عملی‏اش نامحدود است، از شرافت و کرامتی ذاتی برخوردار است، احیاناً انگیزه‏هایش هیچ‏گونه رنگ مادی و طبیعی ندارد، حق بهره‏گیری مشروع از نعمتهای خدا به او داده شده است ولی در برابر خدای خودش وظیفه‏دار است.(مطهری ،ج2 ، 1375: 268)
روشن شد که در این میان انسان آینه تمام نما و ظهور آن حقیقت غیبى است و کرامت و ارزش او نیز در تعیّن دادن به آن حقیقت در عالم شهادت است، از این رو مفاهیم اخلاقى در حوزه انسان، در اندازه این ظهور و تعیّن آن ارزش مى‏یابد، پس در نگاه قرآن، ملاک در ارزشى بودن رفتار انسان، بلکه خود انسان، در سنجش با اندازه تعیّن و تشخص اوصاف الهى قرار مى‏گیرد، از این رو قرآن، ظهور انسان را در احسن عمل خوانده است و مصداق احسن عمل را در ستایش و پرستش او، یعنى تجلى دادن او معرفى مى‏کند. و ارزش را در انسان، نزدیکى او به حق مى‏شناسدو هیچ مفهوم اخلاقى در قرآن، از مفهوم وجودى و وصفى خدا جدا نیست و داورى بر خوب و بد، جدای از مفاهیم خداوندى، معنا ندارد ؛ یعنى مفاهیم ارزشى و اخلاقی در حوزه انسان با مفاهیم وجودى در خداوند پیوند وجودشناسانه دارد. قرآن به عنوان حقیقتى بهم پیوسته، از یک منبع واحد نازل شده و ناظر بر یک موجود منسجم است و آن موجود منسجم، یعنى انسان کلمه اللَّه و خلیفه اللَّه معرفى شده است، پس همه ارزش‏هاى اخلاقى و به عبارت دیگر، تمام بنیادهاى اخلاقى او در اللَّه معنادار مى‏شود ؛ البته وجه اشتراک بنیاد اخلاق در قرآن با سایر آرا و نظرات در بنیاد اخلاق، به عدم نفى ملاک‏هاى مذکور، به عنوان جزئى از ارزش‏هاى اخلاقى از نظر قرآن است، زیرا قرآن حس یا عقل و دنیا را نفى نمى‏کند، پس اشتراک در جزء است ؛ نه کل.
قرآن در آیات متعدد و با بیان ساده و رسا، ادعاى یاد شده را تبیین مى‏کند: و”نیکى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق یا مغرب کنید، بلکه نیکو کسى است که به خدا، روز جزا، فرشتگان، کتاب‏هاى آسمانى و پیامبران ایمان دارد و از مال خود که آن را دوست دارد، به خویشان، و یتیمان، تنگدستان، در راه ماندگان، سائلان و براى آزادى بردگان بدهد، و نماز را اقامه کند و زکات دهد و آنها که چون پیمان کنند، به پیمان خویش وفا دارند و صبورى پیشگان در سخن و مرض و هنگام جنگ، همین کسانند که راستى پیشه کرده‏اند و همینان خود پرهیزگارانند”.
این آیه به خوبى و روشنى بر این امر تأکید دارد که «بِرّ» که یکى از مفاهیم اخلاقى قرآن است، در معناى واقعیش، به جاى آوردن یک فعل طبیعى یا یک رفتار فقهى و ظاهر دینى نیست، بلکه برّ، تقوا و نیکى به رفتار اجتماعى‏اى گفته مى‏شود که از ایمان واقعى به وحدانیت خدا نشأت مى‏گیرد ؛ یعنى برّ، به وضوح، در ارتباط با صدق (صمیمیت در ایمان) و تقوا (خداترسى) معنا شده است.
پس مجموعه تعالیم و گزاره‏ها در قرآن، از ارتباط معنایى خاصى برخوردارند که با توجه به آن مى‏توان تحلیلى صحیح از مفاهیم اخلاقى ارائه داد و برداشت‏هاى «خوب و بد»، در آن مجموعه معنا مى‏یابد، از این رو اسلامى شدن فضیلت‏هاى قبیله‏اى، قومى و فرهنگى در آنچه بیان شد، مفهوم مى‏یابد.
3.2.4. پرسش سوم تحقیق
با توجه به مفاهیم ومضامین اخلاقی در قرآن کریم عناصر تربیت اخلاقی (اهداف،مبانی ، روش ها …….)کدامند؟
قرآن سجایای نیک اخلاقی را در قالب آیات نشان داده است تا جان روشن شده در پرتوی قرآن، متصف به اخلاق الهی و قرآنی شود وانسان در فهم قرآن و عمل به دستورات آن از همه کوشاتر و پویاتر تلاش نماید، پس به این مقصود،اخلاق قرآنی باید در وجود انسان ها شکوفا شود که برای رسیدن به این هدف تربیت اخلاقی با ارتباط متقابل قرآن و اخلاق به صورت صحیح باید صورت پذیرد وهمچنین اهداف ،مبانی وروش هایش با توجه به مفاهیم اخلاقی در قرآن تعیین شود.
3.2.4 . 1. اهداف تربیت اخلاقی
3.2.4 .1.1. هدف کلی
هدف از تربیت اخلاقی این است که بتوانیم انسانی چند بعدی پرورش دهیم، انسانی که بتواند از احساسات، عواطف، شناخت و ادراکات قوی و لازم برخوردار گردد و بر هوای نفس خویش تسلط یابد و قوای موجود نفس را اعتدال بخشد و از آنها درست استفاده نماید. هدف از تربیت اخلاقی، متخلق شدن انسان به اخلاق الهی و انجام دستورهای خداوند برای سازندگی روح و روان آدمی است تا با تحقق آن به قرب الهی نائل گردد. “هدف از تربیت اخلاقی در قرآن، افزایش مراتب و درجات قلبی در سایه ی معرفت الهی است تا شخص شایستگی لازم را برای تقرب به خدا بدست آورد”.(سادات ، 1380 :33)
تبیین هدف در تربیت اخلاقی، بسیار حائز اهمیت است. شرط لازم تحقق، آن است که انسان با انتخاب هدف، نحوه زندگی خود را مشخص می کند و اهداف اخلاقی بشر عامل تعین کننده خصوصیات و خصلت های اوست
هدف نهایی دین و اخلاق، پرورش انسان هایی هدایت یافته، پاک و مبرّا از هرگونه آلودگی، بمنظور رسیدن به هدف نهایی خلقت، یعنی قرب الی اللّه می باشد.
به عبارت دیگر می توان گفت سعادت وکمال هدف نهایی می باشد که جز در قرب الی الله میسر نمی شود.
3.2.4 . 2.1. اهداف جزیی
علاوه بر هدف کلی اهداف جزیی نیز وجود دارند که زمینه ساز رسیدن به هدف کلی می باشند برای دستیابی به اخلاق قرآنی وسعادت وکمال جاودانه، انسان ازمسئولیت ها و وظایفی برخورداراست این وظایفی است که فرد در برابرخدا ، خود، دیگران، یا نظام خلقت دارد .
1.2.1.3.2.4. دستیابی به اخلاق فردی
در بحث اخلاق فردی برای متخلق شدن به اخلاق الهی و در نتیجه رسیدن به قرب الی الله بحث خودشناسی مطرح می باشد “من عرف نفسه فقد عرف ربّه”؛ (تمیمى، ترجمه راشدی،1388، ص 232) هر که خود را شناخت، خداى خویش را شناخته است و همچنین کسب فضایل ومکارم اخلاقی در سایه ی ایمان به خداوجهان آخرت(امانت ،صداقت،وفاداری،درستکاری و……) ورعایت اصول بهداشت جسم تن وهمچنین اسلام کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: “و آن که نیست انسان را جزء آن که بکوشد.”
2.2.1.3.2.4. دستیابی به اخلاق اجتماعی
یکی از ابعاداخلاقی اجتماعی که اسلام بر آن تاکید ورزیده، توجه به ارتباط با دیگران است. این نکته از آنجا تاکید شده است که انسان موجودی اجتماعی است و بدون ارتباط با دیگران نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد.
به عنوان نمونه توجه به ایفای نقش پدر ومادر وفرزندان در تکمیل وبقای یکدیگر توجه به مسؤلیت فرد در قبال همسایگان ،ایتام ومستمندان و…………
قرآن کریم می فرماید: “و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند،) دوست نمی دارد.”