دانلود پایان نامه
مشاهده
مشاهده
تولید ایده
تولید ایده
جمع آوری
جمع آوری
مانده با آن
مانده با آن
اجرا
اجرا
ارتقا و افزایش
ارتقا و افزایش
ارزیابی
ارزیابی
شکل 2-4) مدل تلفیقی فرایند خلاقیت (فلاح شمس و همکاران، 1391)
2-3-7) فرایند خلاقیت
خلاقیت شامل 5 مرحله میباشد که در ادامه به هریک از مراحل اشاره خواهد شد.
مرحله 1. تعیین و تبیین خلاقیت و اهمیت آن برای مدیران و کارکنان
در این مرحله بهتر است گروه مشاوران، با برگزاری کلاسها و سمینارهایی، مفهوم خلاقیت را به قدر کافی تعریف و تحلیل کنند و به ویژه ارتباط آن را با ساختار تفکر و جایگاه آن در این ساختار مشخص نمایند. مفهیم دیگری مانند نوآوری حل مسئله و حالتهای مختلف خلاقیت مانند ترکیب، توسعه و کپیسازی را نیز برای شرکتکنندگان تشریح نمایند. علیرغم فقدان توافق نظر پیرامون تعریف خلاقیت، گروه مشاوران بایستی به تعربف نسبتاً قابل قبول و مستندی اشاره کند. تجربه نگارنده نشان داده است که چنانچه خلاقیت به شکل زیر تعریف شود مورد قبول بسیاری از شرکت کنندگان در دورهها قرار میگیرد. خلاقیت عبارت است از عملی که نتیجهای با سه ویژگی ایجاد کرده باشد: نو بودن، سودمند بودن، قابل فهم بودن (بتوان حاصل کار را در آینده نیز تولید کرد). در ارتباط با اهمیت خلاقیت باید تأثیری که این امر بر بهسازی و موفقیت فردی، بهرهوری گروهی و اثربخشی سازمان دارد به تفضیل شرح داده و دامنه بحث کاوش حقایق تا بدانجا کشانده شود که اثرگذاری این موضوع برای شکوفایی اقتصاد ملی و گشایش فعالیتهای اجتماعی تبیین گردد. به خوبی میدانیم که بدون خلاقیت، سازمانها یا در حباب توقف و نگهداری وضع موجود به سر میبرند و یا حداکثر دنبالهرو سازمانهای دیگر میشوند. آنها بدون خلاقیت نمیتوانند با دیگر سازمانها رقابت کنند و به هیچ وجه قادر نیستند برای آنها الگو یا مدل شوند. مدیران همواره با مسائل مختلف و تصمیمات گوناگون سازمانی مواجه هستند. خلاقیت ابزار بسیار مؤثری در شناخت راههای مناسبتر بر این تصمیمها میباشد(درویش، 1390).
مرحله 2. جهت دادن به علایق و ایجاد نگرش در شرکتکنندگان در برنامه
چنانچه در مرحله نخست به قدر کافی درباره اهمیت خلاقیت و نوآوری صحبت کرده باشیم این احتمال وجود دارد که گرایشی نسبی و ملایم در افراد نسبت به فعالیتهای خلاق به وجود آید. ولی این گرایش اندک کافی نیست. فواید ناشی از تحقق تولیدات خلاقه را باید با نیازهای افراد گروه بزنیم. افراد باید درک کنند و بعدها در عمل نیز مشاهده کنند که هرچه در سازمان کارهای خلاقانه بیشتر انجام گیرد بخش بیشتر از نیازهای آنان از جمله رفاه بیشتر، موفقیت بیشتر، آسایش بیشتر، خوشحالی بیشتر و نظایر آن عایدشان میگردد. ولی بحث مهم دیگر در این بخش این است که افراد بایستی تشویق به داشتن آن دسته از گرایشها، صفات و عادتهای رفتاری که سوق دهنده افراد در جهت فعالیتهای خلاق است، شوند. تحقیقات متعدد ثابت کرده است که در افراد خلاق نیازهایی از قبیل میل به موفقیت و انجام کار مهم، میل به استقلال، میل به تسلط و قدرت، میل به داشتن دامنه وسیع علایق و لذت بردن از تنوع و استفاده از تجارب گوناگون و در عین حال صفاتی از قبیل: اعتماد به نفس، تحمل وضعیتهای مبهم و نظایر آن وجود دارد.