دانلود پایان نامه

تحولات پرشتاب جهانی در عرصه علم و صنعت، جوامع بشری را بر آن داشته تا با نگرشی جدید به دارایی های غیر عینی، در صدد افزایش توانایی هایی خود برای همگامی با این تغییرات باشد. در حقیقت سکون و بی حرکتی در دنیای متغیر امروز چه برای یک سازمان و چه برای یک کشور در هر اندازه که باشد، نتیجه ای جز نابودی به همراه نخواهد داشت. امروزه خلاقیت و نو آوری نه به عنوان یک نیاز بلکه به عنوان شرط بقاء هر سازمان یا جامعه تلقی گردیده و بر آموزش و کسب مهارت های لازم در بکارگیری این استعداد ویژه بشری تاکید بسیاری شده است. کلیدی ترین مساله در جامعه ما و تمام جوامع در حال توسعه، خلاقیت است. یعنی مساله ای که با آن درست برخورد نشده است(ژو و همکاران، 2011). خلاقیت نه ژنتیکی است و نه مربوط به نژادی خاص، بلکه اکتسابی است. حتی در کشور های پیشرفته نیز اگر سیستمهای خلاق آنها از کار بیافتد، از رقابت ها عقب می افتند و نابود می شوند لذا تنها راه نجات کشورهای در حال توسعه خلاقیت است و راه دیگری ندارند(جرون و دین، 2012). بدیهی است برای همگامی یا این تحولات، ارائه ایده ها و نظریه های جدید و باز سازی علوم مختلف امری اجتناب ناپذیر میباشد و خلاقیت (علیرغم قدمت تاریخی آن) به عنوان شاخه ای جدید در علوم بشری به معنای مجموعه توانایی ها و خصیصههایی که منجر به ارائه کیفیت های تازهای از مفاهیم و معانی گردیده و منشاء ابتکارات و نوآوری ها می باشد مطرح است. خلاقیت از جنس تفکر بوده و یک توانایی محسوب می گردد، در نتیجه قابل پرورش یافتن و یا در صورت عدم توجه، محکوم به تحلیل رفتن است(سالامئن و همکاران، 2012 ).
2-3-2) تعاریف و مفاهیم خلاقیت
همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشههای نو و نظرات بدیع و تازهاند افکار و نظرات جدید همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می شوند و آنها را از نیستی و فنا نجات میدهند. در عصر حاضر ما برای بقا پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود باید جریان نوجویی و نوآوری را در سازمان تداوم بخشیم تا از رکود و نابودی آن جلوگیری شود (الوانی، 239:1386).
از خلاقیت تعریف های زیادی شده است. در اینجا برخی از تعاریف مهم را مورد بررسی قرار می دهیم:
تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی: خلاقیت یکی از جنبههای اصلی تفکر یا اندیشیدن است.
تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی:خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیتهای سازمان.
تعریف خلاقیت از دیدگاه اجتماعی: در این دیدگاه خلاقیت را امری جامعه شناختی و گروهی دانسته و جامعه شناسان پیشنهاد می کنند که در این سطح برای خلاقیت باید زمینهسازی کرد(موغلی و طبس، 1392).
خلاقیت عبارت است از نگاهی متفاوت به پدیدههایی که سایر مردم نیز آنها را مینگرند.
خلاقیت تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی و اقتصادی سازمان (رحیمی، 2013).
خلاقیت بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.
خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک انگاره یا اندیشه جدید (در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن یک محصول جدید است).
خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرزی نوین.
لوتانز استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را ایجاد ترکیبی از راهحلها توسط افراد یا گروهها در یک روش جدید میداند(مادهاون و گراور، 2011). این تعریف علاوه براین که مشخصکننده خروجی خلاق و خلاقیت به عنوان نوعی حل مسئله بوده، خلاقیت را در سطح فردی و گروهی نیز مطرح میکند.
اولدهام و کامینگز با تاکید بر خروجی خلاق و ویژگی های خروجی خلاق، خلاقیت را شامل محصولات ایده ها و رویههایی که تازه و ارزشمندند، تعریف میکنند(اولدهام و کامینگز، 2013).
لوسیر در تعریفش، بر خلاقیت بهعنوان نوعی تفکر و خروجی خلاق تاکید میکند، بدین صورت که خلاقیت شیوههایی از تفکر است که باعث تولید ایدههای جدید میشود.
در تعاریف ارائه شده از خلاقیت روی ابعاد و جنبههای مختلفی تاکید شده است. لذا میتوان نتیجهگیری کرد که خلاقیت پدیدهای چند بعدی، کثیرالوجه و یک کل یکپارچه میباشد (لوزیر، 2012).
مفهوم خلاقیت بر محور مهمترین منابع و خاستگاههای آن از جمله: اطلاعات ذهنی، اطلاعات حسی، تعارض، افراد سالم و محیط مساعد، داشتههای ژنتیکی، معصومیت، اشتباه، اتفاق، دانستههای گذشته، وقایع غیر منتظره، ناسازگاری، نیازهای فرآیند، تغییر در صنعت، تغییر در بازار، تغییرات جمعیتی، تغییر در ادراک، و تکوین دانش جدید مورد بررسی قرار میگیرد(طبری و محمدی، 1392).
میتوان تمامی منابع و خاستگاههای خلاقیت را بر اساس دو جنبه طبقهبندی کرد. یکی بر اساس نظر اندیشمندان؛ بدین صورت که اندیشمندانی نظیر افلاطون و فروید خاستگاه خلاقیت را در درون افراد میدانند. در مقابل، اندیشمندانی نظیر ارسطو، کمپل، سیمنتون ویزبرگ و دراکر خاستگاه خلاقیت را بیرون از انسان میدانند و دانشمندانی چون گیلفورد، روانشناسان انسان گرا و دبونو خاستگاه خلاقیت را هم درون انسان و هم بیرون از انسان میدانند. دوم بر اساس منابع و خاستگاه خلاقیت؛ بدین معنی که بعضی از خاستگاههای خلاقیت، فردی بوده و بعضی از آنها محیطی میباشند. صرف نظر از ین که منبع خلاقیت، فردی یا محیطی یا ترکیبی از هر دو باشند، عمده منابع خصوصاً منابع مورد نظر دراکر بیانگر نوعی نیاز بوده که در قالب مسئله ظهورمی کنند(هاشمی، 1392). بسیاری از نظریه پردازان و محققان پذیرفتهاند که تعریف خلاقیت تأکید دارد بر روی نتایج فعالیت خلاق. خلاقیت میتواند به عنوان تولید ایدههای جدید و توسط فرد یا گروه کوچک از همکاران تعریف شود. برای تعریف اینکه چطور نتایج خلاق ایجاد میشوند والز (1926) از اولین کسانی بود که یک مدل طراحی کرد که نشان میداد که چگونه یک فرد ممکن است از اطلاعات برای رسیدن به راه حل خلاق جمع آوری و استفاده کند. این مدل شامل 4 مرحله است.
تهیه این امر مستلزم شناخت و تجزیه و تحلیل اولیه مشکل است.
دوره کمون (نهفتگی): در حین این مرحله هیچ تلاشی ذهنی آگاهانه روی مشکل وجود ندارد و فرد ممکن است استراحت کند یا بر روی مشکلات دیگر آگاهانه کار کند با این حال ذهن به صورت ناخودآگاه روی این مسئله کار می کند.
روشن سازی: این زمانی رخ میدهد که ایدهی امیدوارکننده از طریق آگاهی مشخص میشود.