دانلود پایان نامه
مضامین استراتژیک، فرآیندهای مهمی که در چشم انداز سازمان برای خلق و ارائه ی ارزش متمایز به مشتری اهمیت دارند را تعریف می کنند (کاپلان و نورتون، 2004). این فرآیندها باید در تمام طول عمر سازمان تا دستیابی به چشم انداز دنبال شوند. در این مرحله باید فرآیندهای مهمی که برای خلق و ارائه ارزش متمایز به مشتری اهمیت دارد، نسبت به چشم انداز و مأموریت سازمان، تعریف شود. شاخص ترین محرک موفقیت سازمانی در دهه 2000 برای شرکت ها، عملکرد فرآیندهایشان بوده است و این جریان ادامه خواهد داشت. سازمانی با عملکرد بالا در تجارت امروز نه فقط باید درکی از نحوه شناسایی و اصلاح نقاط ضعف فرآیندهای خود داشته باشد بلکه باید قادر باشد نقاط قوت و فرصت های فرآیند را ابزاری برای استفاده از مزیت استراتژیک بداند (رالف، 2007: به نقل از میدانچی، 1392). راوال و فیچادیا مناسب ترین راه مدیریت ریسک های استراتژیک را کنترل فرآیندهای مرتبط می دانند (راوال و فیچادیا، 2007). فرآیندهای مرتبط می توانند شامل صدها زیر فرآیند باشند که به طرق مختلفی ارزشآفرینی کنند. مدیرانی که از هنر استراتژی استفاده می کنند باید فرآیندهای مهمی را که برای خلق و ارائه ارزش متمایز به مشتری اهمیت دارند تعریف نمایند. کاپلان و نورتون این فرآیندهای با اهمیت را مضامین استراتژیک می نامند (کاپلان و نورتون، 2004). مضامین استراتژیک مهمترین فرآیندهایی را نشان می دهند که در دستیابی به چشم انداز مـؤثرند. استخراج مضامین استراتژیک توسط گروه خبره و به صورت مستقیم از چشم انداز سازمان نشأت می گیرد.
2-2-8-اهداف کلان سازمان
اهداف سازمان می توانند، کلان، استراتژیک یا خرد و اجرایی یا عملیاتی باشند. اهداف کلان جهت دهی کلی سازمان را فراهم می کنند (گردون، 2004، 287-305: به نقل از میدانچی، 1392). اهداف کلان در سطح کلان سازمانی قرار می گیرند و اهداف خرد یا استراتژیک در سطح پایین تر تعریف می شوند. برای بیان اهمیت سطح اهداف یک سازمان این تعریف از اکوموس کافی است که فرآیند مدیریت استراتژیک را فرمول بندی اهداف سازمانی می دانند (اکوموس، 2002، 105- 110: به نقل از میدانچی، 1392). در این مرحله تحلیل گران و مدیران سازمان به بررسی هر یک از استراتژی ها (که برگرفته از محیط کنونی است و شرایط و توانایی های سازمان را به تصویر می کشد) جهت نیل به مضامین استراتژیک میپردازند. این مرحله می تواند به شناخت بهتر استراتژی ها جهت عملیاتی نمودن آنها، کمک شایانی نماید؛ چرا که اهداف کلان می توانند تصاویری روشن تر از برنامه های یک سازمان را ترسیم نمایند. در این مرحله می توان اجزاء استراتژی ها را به عنوان اهداف کلان سازمان تعریف و آنها را به عنوان زیر فرآیندهایی برای دستیابی به مضامین استراتژیک استخراج نمود.
2-2-9-مدل پنج عاملی پورتر
تحلیل 5 عاملی پورتر، ابزاری قدرتمند برای ارزیابی پتانسیل سودآوری یک صنعت است. این مدل با اندکی تطبیق می تواند به عنوان روشی برای ارزیابی توان قدرت در شرایط کلی تر نیز مفید واقع شود. این ابزار با توجه به مقدار قدرت پنج عاملی که بر رقابت اثر می گذارد عمل می کند:
قدرت خریداران: قدرت مشتریان شما برای پایین آوردن قیمت.
قدرت رقابت رقبا: توان رقابت در صنعت.
تهدید جانشین سازی: فناوری های جدید برای تولید ارزانتر این محصول، مقدار و اندازه ای از دیگر کالاها یا خدمات که بتوان به جای کالا یا خدمات شما مورد استفاده قرار داد.
تهدید تازه واردها: سهولت ورود دیگران به این صنعت، در شرایطی که متوجه شوند کسب و کارهای این صنعت سودآوری خوبی دارند.
اگر مهمترین شاخص سودآوری یک شرکت را جذابیت صنعتی بدانیم که در آن به فعالیت اشتغال دارد، دومین شاخص مهم، جایگاه آن شرکت در صنعت است. یک شرکت حتی در صنعتی که دارای سودآوری کمتر از میانگین باشد نیز در صورتی که دارای جایگاه خوبی باشد، می تواند سودآوری بالایی را ایجاد کند(درگی و سالاری، 1389).
2-2-10-تجزیه و تحلیل های محیطی و ماتریسSWOT
مدل SWOT ، مدلی از سری مدلهای تصمیم گیری است که در جهت تعیین استراتژی و راهبرد بلند مدت یا کوتاه مدت و ایجاد تصمیمات بزرگ و کلیدی در باب مسائل و موضوعات مختلف، طراحی شده است. این مدل می تواند برای یک سازمان یا شرکتی یا برای یک منطقه جغرافیایی خاصی و یا موضوع و مسئله ای که در واقع به نوعی با آن درگیر هستیم، طراحی شود و در واقع کار اصلی آن تعیین راهبرد برای بهبود کارایی یا وضعیت می باشد. این مدل، ابتدا در جهت تعیین پتانسیل و ظرفیت یک موضوع و یا یک مکان، عوامل درونی و بیرونی موثر بر آن را بررسی کرده و سپس با استفاده از این نتایج، راهبردهای مختلف در جهت ایجاد تصمیمات و پیش بینی ها و راهکارهایی برای بهبود آن مکان یا موضوع تعیین می گردد. برای هر موضوع یا هر مکان، عوامل مختلفی در نحوه کیفیت عملکرد آن تاثیر می گذارد. این عوامل عموماً در دو دسته از عوامل جای می گیرند:
عوامل درونی: این عوامل، عواملی هستند که در درون خود سیستم یا منطقه وجود دارند و در تعیین وضعیت منطقه موثر می باشند. در مدل SWOT ، عوامل درونی شامل نقاط قوت و نقاط ضعف یک سیستم یا سازمان یا منطقه می باشند. شناسایی نقاط قوت ، راه تقویت سیستم را آشکار کرده و در کنار آن، شناسایی نقاط ضعف، باعث میشود که از این نقاط ضعف به نفع نقاط قوت استفاده کرد.
عوامل بیرونی: عواملی هستند که از کنترل سازمان خارج بوده و از بیرون بر سیستم اثر میگذارند. به نوعی مرتبط به فرایندهایی است که در خارج از محدوده آن سازمان به وقوع می پیوندد. عوامل بیرونی شامل فرصتها و تهدیدها می باشند. یعنی چه عواملی از بیرون به عنوان یک فرصت تلقی می شوند که میتوانند در جهت پیشرفت یک سازمان موثر باشند و از طرفی چه عواملی یک تهدید محسوب شده که برای سازمان خطر ساز است که باید از آن دوری کرد و آنرا به فرصت تبدیل کرد(چانگ، 2006(
جدول(2-2): ماتریس SWOT (اعرابی، 1389: به نقل از ابویی، 1391)
ضعف ها
قوت ها
استراتژی W – O
استراتژی S – O
فرصت ها
استراتژی W – T
استراتژی S – T
تهدیدها
SWOT یک واژه اختصاری برای قوتها ، ضعف ها، فرصتها و تهدیدها است. ماتریس SWOT یک ابزار برنامه ریزی استراتژیک است که برای ارزیابی قوتها ، ضعف های یک سازمان ،فرصتها و تهدیدات محیطی رویارویی آن به کار برده می شود )لنتر و همکاران، 1965 ). ترکیبات مختلف چهار عامل ماتریس میتواند به تعیین چهارنوع استراتژی برای پیشرفت بلندمدت سازمان کمک کند(دیوید، 1997).