دانلود پایان نامه
الف : استراتژی) SOاستراتژیهای تهاجمی): سازمان می تواند از طریق این نوع استراتژی ها با
استفاده حداکثری از قوتهای خود بر روی فرصتهای محیطی جدید سرمایه گذاری کند.
ب : استراتژی)WO استراتژی های محافظه کارانه): سازمان میتواند از طریق این نوع استراتژی
ها با استفاده حداکثری از فرصتهای محیطی جدید بر ضعف های خود چیره گردد.
ج: استراتژی) ST استراتژیهای رقابتی): سازمان از طریق این استراتژیها با استفاده حداکثری از قوتهای خود کوشش میکند تهدیدهای محیطی را به حداقل برساند یا حذف کند.
د: استراتژی WT (استراتژیهای تدافعی ): سازمان از طریق این استراتژیها برای به حداقل رساندن ضعف های های خود از یک سو و اجتناب از تهدیدهای محیطی از سوی دیگرکوشش می کند(اعرابی، 1389: به نقل از ابویی، 1391).
2-2-11-محیط استراتژیک سازمانها
تمامی سازمان ها با هر نوع فعالیتی تحت تأثیر شرایط محیطی قرار دارند و در واقع محیط خارجی، نقطه آغاز استراتژی است. آنها نه تنها از محیط تأثیر می گیرند، بلکه ممکن است تأثیراتی بر محیط خود بگذارند. بی شک تأثیرپذیری از محیط برای همه سازمان ها وجود دارد؛
همواره با افزایش تدریجی مسایل سازمان و مدیریت، نیاز روی آوری بیشتر به تکامل سیستماتیک موضوع احساس شده و از اوایل قرن بیستم به بعد فعالیتهای علمی و پژوهشی آغاز شد)کیم چان، 1387: به نقل از دادخواه و همکاران، 1391).تهیه نقشه استراتژی از ضروریات هر مرکزی با گرایشهای تحقیقاتی است و بدون این دو تقریبا نمی توان وضعیت کنونی، وضعیت مطلوب و را رسیدن به شرایط مطلوب را ادراک کرد.
باید در نظر داشت که هر رویکرد استراتژیک از سه خصلت اساسی برخوردار است. این خصائص عبارتند از :
افق زمانی بلند مدت دارند: رویکردهای استراتژیک در یک گستره زمانی بلندمدت نگاه به دوردست دارند، این نگاه با توجه به فرهنگ، نظام اطلاعاتی حاکم بر سازمان، ساختار و اهداف در سازمان های مختلف متغیر هستند. در اغلب کشورهای کمتر توسعهیافته، سازمانها مدیریت استراتژیک را در رویکردهای مدیریتی خود ندارند؛ زیرا آنها به زحمت میتوانند اطلاعات مربوط به آینده را گرد آورند. ضمن آنکه صحت اطلاعات در دست نیز خود مسئلهای قابل تأمل است که عمدتاً در این کشورها اطلاعات عموماً در سطح پایین و در حد غیرقابل قبول است و نمیتوان به آنها اتکاء کرد. از دلایل کم شدن پایایی و روایی این اطلاعات میتوان به عواملی چون ضعف سواد مدیریتی و غلبه عنصر سیاسی بر سایر عناصر سازمانی اشاره کرد که مدیران و گردآورندگان اطلاعات را برآن میدارد که اطلاعات را دستکاری کرده و آن را مطابق میل خود یا مدیران بالاتر درآورند. این عمل موجب میشود که به درستی نتوان آینده را پیش بینی کرد و صحت برنامه استراتژیک زیر سؤال میرود.
استفاده بهینه از منابع درون سازمانی مدنظر میباشد: یکی از اهداف مدیریت استراتژیک استفاده بهینه از منابع درون سازمانی است. جهت استفاده بهینه از این منابع توجه به عناصر چهارگانه سازمانی شامل:
الف- منابع انسانی ب- ابزار و امکانات کالبدی و سرمایه ای ج- روابط و ساختارها د- فرهنگ سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. هریک از این عناصر خود به اجزای زیادی قابلیت تقسیم دارند و در رویکرد استراتژیک باید در مورد آنها اطلاعات دقیق و موثق گردآوری شود.
در هر رویکرد استراتژیک محیط، اثر انکارناپذیر دارد: توفیق مدیریت استراتژیک وابسته به ارزیابی دقیق، همه جانبه و صحیح محیط سازمان است. محیط خود به 3 گروه عمده تقسیم می شود.
الف- محیط صنعت (محیط فعالیت): بازیگران اصلی در محیط صنعت یا فعالیت عبارتند از:
1- مخاطبان یا مشتریان 2- رقبا و تأمینکنندگان 3- جامعه و دولت 4- صاحبان سازمان، سهامداران و ذینفعان.
ب- محیط عمومی (محیط نزدیک): نقشآفرینان در این محیط عبارتند از:
1- شرایط بوم شناسی 2- شرایط اقتصادی 3- شرایط سیاسی 4- شرایط اجتماعی 5- شرایط حقوقی و قانونی 6- شرایط فرهنگی 7- شرایط حاکم بر دیوان اداری 8- تحولات فنآوری یا تکنولوژی حاکم.
ج- محیط بینالمللی (محیط دور): تأثیرگذاران این قسمت شامل چهار بخش می شود که عبارتند از:
1- روند جهانی شدن 2- پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی 3- سقوط رژیمهای کمونیستی و دیکتاتوری و نزاعهای ایدئولوژیک 4- بحرانهای زیست محیطی.
مسئله دیگر در برنامه ریزی استراتژیک اجرایی نمودن آن در دنیای فعالیت و دستیابی به اهداف است. در این خصوص فرآیندهای مدیریت عملکرد توسعه یافته اند. فرآیند مدیریت عملکرد، فرآیندی است که شرکت عملکردش را در پرتو اهداف و راهبردهای کارکردی و شرکتی مدیریت می کند. هدف این فرآیند ارائه ی یک نظام کنترل چرخه ِ بسته ِ فعال است که راهبردهای کارکردی و شرکتی را برای تمام فرآیندهای کسب و کار، وظایف، فعالیت ها و کارکنان مستقر می نماید و بازخورد بدست آمده از طریق نظام سنجش عملکرد تصمیمات مدیریتی مناسب را ممکن می سازد (صفری و همکاران، 1391، 13)
به نقل از صفائیان (1386)، پل فلن و جیم براونی تکامل اندازه گیری عملکرد سازمانی را بدین شکل تعریف می کند که اندازه گیری عملکرد با سرعت زیادی در حال تکامل برای مبارزه با واقعیت های جدید سازمانی است و به دلیل مبارزه برای برتری، مفهوم عملکرد، همان گونه که اندازه گیری و ارزیابی می شود در بنگاه های کسب و کار در حال تحول بوده و محیط خارجی نیز در حال شناخته شدن به عنوان مرز بعدی اندازه گیری عملکرد است (صفری و همکاران، 1391، 41).
می توان سیر تحول سیستم های ارزیابی عملکرد را در قالب سه فاز به شرح ذیل تقسیم نمود:
فاز اول: توسعه حسابداری هزینه و مدیریت (1850-1925): مهمترین مسئله در این دوران رشد سازمان ها بود که با عصر صنعتی شدن همراه بود (برمن، 1390، 29).