دانلود پایان نامه
2-15-1 تحقیقات خارجی
اسنا عبداله و نورمان صالح 2014
عبد اله و صالح به بررسی تاثیر ویژگی های چرخه زندگی شرکت بر محافظه کاری پرداختند. به لحاظ نظری و تجربی ثابت شده است که شناسایی دیر هنگام در آمد ،با توجه به خطرات اخلاقی در اقتصاد و رفتار فرصت طلبانه مدیریت ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی به نفع استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری می باشد.آن ها با استفاده از داده 1995-2010 شرکت های پذیرفته شده در بورس مالزی، پی بردند که سطح محافظه کاری که با استفاده از مدل خان و واتس(2009) اندازه گیری شده است در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت ها متفاوت است. و پی بردند که شرکت های رو به رشد و رو به افول محافظه کاری کمتری نسبت به شرکت های بالغ دارند.
چریتو و همکاران(2011)
آنها تحقیقاتی را در زمینه محافظه کاری در سال 2011 انجام دادند.آنها به این نتیجه رسیدند که شرکت های رو به رشد در گزارش اخبار خوب بسیار محافظه کار می باشند آن ها سعی می کنند تا حد امکان زمان شناسایی در آمد را به تاخیر انداخته تا توقعات از شرکت و عملکرد آن بالا نرود تا از این طریق حسن شهرت خود را به خطر نیندازند.
فلسام(2009)
فلسام (2009) در تحقیقی که انجام داد رابطه بین ساختار رقابتی و محافظهکارای مشروط حسابداری را مورد بررسی قرار داد. او نتیجه گرفت که میزان و شدت رقابت در بازارهای عاملی برای بکارگیری رویههای حسابداری محافظهکارانه است. نتایج تحقیق او نشان داد که شرکتها، محافظه کاری را در پاسخ به رقابت بیشتر بکار می برند. همچنین مؤسسات قبل از صدور سهام و اوراق بدهی، کمتر از حسابداری محافظهکارانه استفاده میکنند.
کالن، سگال ، هوپ(2009)
کالن سگال و هوپ (2009) ارزش حقوق صاحبان سهام و محافظه کاری حسابداری به این نتیجه رسیدند که بین بازدههای غیر عادی و سود حسابداری ارتباط ارتباط غیر خطی همراه با تاخیر زمانی وجود دارد واین بدین معنی است که بازدههای مثبت دیرتر در سود شناسایی میشوند و بازدههای منفی به موقعتر. همچنین آنها شرکتها را از نظر شدت محافظه کاری رتبه بندی کردند و به صورت تجربی اثبات کردند که شرکتهای با سطح محافظه کاری بالا دارای خصوصیات مشخصی از قبیل: اهرم بالا، فراریت بیشتر بازدهی ، تعداد دورههای زیانده بیشتر ، اقلام تعهدی منفی بالا و نهایا فراریت بیشتر اقلام تعهدی هستند.
تحقیق بال و کوتاری(2007)
بال و کوتاری (2007) با بکارگیری یک مدل اقتصاد سنجی به بررسی اعتبار مدل باسو در اندازهگیری محافظه کاری پرداختند. آنها نشان دادند که با فرض نبود عدمتقارن زمانی سود، معیار باسو فاقد سوگیری است. همچنین آنها به روش اقتصاد سنجی به تشریح تحلیلهای رویچودهاری و واتس(2007) پرداخته و بیان نمودند که انتظار می رود رابطه منفی بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام(MTB) و عدم تقارن زمانی در اتدازهگیری محافظه کاری، ناشی از چگونگی انعکاس تغییر انتظارات بازار در رابطه با فرصتهای رشد شناسایی نشده در سود حسابداری باشد. تحلیل آنها از نظر اقتصاد سنجی، معیار عدمتقارن زمانی سود را به خوبی اثبات و توجیه نمود.
قوآنگ ( 2007 )
نتایج پژوهش قوآنگ ( 2007 ) نشان داد که محافظه کاری شرطی و غیر شرطی نقشهای متفاوتی در هر یک از تفاسیر محافظه کاری بازی میکنند . تفسیر قرار دادی منجر به محافظه کاری شرطی و تفسیر دعاوی حقوقی منجر به هر دو شکل محافظه کاری شرطی و غیر شرطی میشود. سایر تفاسیر نیز منجر به محافظه کاری غیر شرطی میگردند. او همچنین دریافت که با افزایش محافظه کاری غیر شرطی، محافظه کاری شرطی کاهش مییابد بنابر این لازم است تا نوعی تعادل میان آنها ایجاد گردد.
گیولی و همکاران ( 2007 )
آن ها اشاره دارند که برای محاسبه شاخص محافظه کاری، همزمان باید از مدلهای مختلف استفاده نمود . آنها در پژوهش خود نشان دادند که نتایج مدل باسو با سایر مدلها متفاوت است و با تو جه به اینکه محیط گزارشگری از نظر نوع صنعت، کشور و دوره زمانی متفاوت است باید همزمان از مدلهای متفاوت استفاده نمود.
گارسیا و همکاران(2006)
آن ها به رابطه ای معکوس بین محافظه کاری و هزینه سرمایه دستیافتند. آنها دریافتند که محافظه کاری، ریسک شرکت و در نتیجه هزینه سرمایه را کاهش میدهد . نتایج پژوهش آنها نشان داد که مدلهای قبلی اندازه گیری محافظه کاری حسابداری، که رابطه میان محافظه کاری و هزینه سرمایه را بررسی مینمودند، هر چند از نظر تئوری صحیح هستند، اما خطاهایی نیز دارند.
کلین و مارکوآرت( 2006 )
آن ها نشان دادند که رابطه ای مستقیم میان افزایش محافظه کاری غیرشرطی و افزایش زیان دهی شرکتها وجود دارد . آنها طی یک دوره 50 ساله(نیمه دوم قرن بیستم(از شرکتهای آمریکایی به رابطه مستقیمی میان محافظه کاری و زیان دهی شرکتها دست یافتند و نتایج پژوهش گیولی و هین را تائید نمودند.
واتز ( 2003 )
وی معتقد است اگر قراردادهای شرکت باگروههای مختلف مانند سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان براساس ارقام حسابداری تنظیم شود، آنگاه به علت وجود تضاد منافع میان مدیران و آن گروهها، مدیران شرکتها سعی خواهند کرد تا با انجام رفتارهای جانبدارانه، آن ارقام را به نفع خود دستکاری نماید . مثلاً سود و یا داراییها را افزایش و بدهیها راکاهش میدهند. در این میان، محافظه کاری به عنوان یک مکانیزم قرار دادی موثر از طریق به تأخیر انداختن شناخت سود و دارایی و شناخت به موقع زیان و بدهی، رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی میکند.
گیولی و هین ( 2000 )
آن ها طی تحقیقی نشان دادند ، سود آوری در طی چهار دهه گذشته، در آمریکا کاهش یافته است. اما این کاهش، موجب کاهش جریانات نقدی نشده است . نتایج تحقیق آنها به این موضوع اشاره دارد که شناخت زیان نسبت به سود زود تر انجام میشود و میزان محافظه کاری غیر شرطی و گزارش زیان به 35 درصد در گزارشگری مالی آمریکا افزایش یافته است.
واتز و زیمرمن(1978) و احمد (2002)
واتز و زیمرمن معتقدند که شرکتهایی که با هزینه های سیاسی بالا مواجه هستند، تمایل زیادی به استفاده از رویه های محافظه کارانه حسابداری دارند . در تائید عقیده آنها احمد و همکاران ( 2002 ) نشان دادند که شرکتهای بزرگ، از روش های حسابداری محافظه کارانه بیشتری نسبت به سایر شرکتها استفاده میکنند. همچنین نتایج تحقیق آنها نشان داد که اگر تضاد منافع میان وام دهندگان و سهامداران در تقسیم سود وجود داشته باشد، در آن صورت مدیران شرکتهای وام گیرنده، احتمالاً اشتیاق بیشتری به استفاده از رویه های محافظه کارانه حسابداری دارند.
تحقیق باسو(1997)