دانلود پایان نامه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رسانم و برخداست که آن چه را در این راه بذل کرد، به او برگرداند» (فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام از نزدیک، ص 360)؛ و میتوان برای «زمان» از اهمیت ماه رمضان و روز دحو الارض شاهد آورد: «در اهمیت این ماه همین بس که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در آستانه ماه مبارک رمضان طی خطبهای چنین فرمود: «ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورده؛ ماهی که نزد خدا برترین ماههاست، روزهایش برترین روزها، و شب هایش برترین شب ها و ساعاتش برترین ساعات است، … ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از خداوند بخواهید آن را به روی شما نبندد و درهای دوزخ بسته است از پروردگارتان بخواهید آن را به روی شما نگشاید! و شیاطین در این ماه در زنجیرند، از خداوند بخواهید آن ها را بر شما مسلّط نکند!» » (فضیلت ماه مبارک رمضان، ص 695).
«روز بیست و پنجم (روز دحوالأرض): … روز بیست و پنجم ذی القعده روزی است که نخستین خشکی ها از زیر آب سر برآورد، و سپس گسترش یافت … در روایتی از امیر مؤمنان علیه السلام نقل شده است: اول رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، روز بیست و پنجم ذی القعده بود … در آن روز اگر گروهی به ذکر خداوند بپردازند، خداوند حاجتشان را پیش از آن که متفرق شوند بر آورده سازد؛ خداوند در این روز هزار هزار رحمت نازل می کند که قسمتی از آن شامل کسانی است که جمع گردند به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت کنند» (فضیلت ماه ذی القعده، اعمال روز دحوالأرض، ص 831).
زمان و مکان دعا توسط بعضی از دانشمندان نیز بررسی گردیده است (تهرانی، 1389)، میتوان از این موضوع این گونه استنتاج نمود که برای تعلیم و تربیت انسان ها نیز باید مکان ها و زمان های خاص را در نظر گرفت. در گذشته مساجد، محل تعلیم و تربیت به شمار می رفتند که بهترین و مقدّسترین مکان برای این امر است. امّا در صورت عدم امکان ، باید سعی نمود مکان آموزش و پرورش طوری انتخاب شود که متناسب با امر تعلیم و تربیت باشد.
قرآن کریم، کتاب رحمت (اعراف: 52 و انعام: 157) است که از جانب ربّ العالمین برای هدایت بشر فرو فرستاده شده است. در دعای مشلول مفاتیح می خوانیم: «أَسْأَلُک‏… بِمُنْتَهَى الرَّحْمَهِ مِنْ کِتَابِک‏، تو را می خوانم … به منتهای رحمت از کتابت» (ص 126) و این مطلب واضح و مبرهن است که «جمیع قرآن، هدایت و ارشاد و رحمت و شفا و موعظه و نور و راهنمایی عالمیان است» (نراقی، 1377، ص 875) و در قرآن کریم، سوره مبارکه اسراء آیه شریفه 82 خداوند متعال میفرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنین، از قرآن چیزی را فرو می فرستیم که برای گروه با ایمان شفا و رحمت است» (سبحانی، 1364، ص 230). «قرآن از جهت این که معالج امراض قلبی است، برای مؤمنین «شفا» و به لحاظ این که صحّت و استقامت نفسانی می آورد «رحمت» است» (تفسیر المیزان ، ج 13، ص 251). قرآن کتاب رحمت، برنامه سعادت زندگانی دنیوی و اخروی بشر است که از جانب خالق او ـ که همه زوایای وجود او را می شناسد و سعادت او را می خواهد ـ تنظیم گردیده است. پس با توجه به این مطالب می توان استنتاج نمود که اولاً تنظیم کننده محتواهای درسی باید با دید رحمت به مخاطبین خود نگریسته، استعدادها، ظرفیت ها و نیازهای آن ها را بشناسد تا بتواند سودمندترین مطالب درسی را با توجه به نیازها و قابلیت های ایشان تدوین نماید. ثانیاً منابع درسی افراد باید به گونهای تنظیم گردند که محتویات آن ها به حال زندگی مادی و معنوی انسان مفید و سودمند باشد و از گزافهگویی و بیهودهگویی دور باشند و همچنین با داستان، حکایت، مثال، توصیف، تبشیر، انذار و صنایع ادبی آن چنان تزئین و غنی گردند که هم فهم مطلب راحت تر شود و هم این که انگیزه یادگیری در مخاطبین افزایش یابد.
دست اندرکاران امر آموزش و پرورش از وزراء و مدیران کلان گرفته تا معلمان، مربیان و معاونان مدارس باید نسبت به دانش آموزان با دید رحمت نگریسته، آنان را همچون فرزندان دلبند خویش بدانند و در برنامهریزی ها و طراحی فعالیتهای آموزشی و پرورشی و همچنین رفتار با دانش آموزان و نحوه اجرای فعالیت های تعلیم و تربیت (تدریس، ارزشیابی، تنظیم محتواهای درسی و …) نه تنها سعادت شاگردان، بلکه سعادت جامعه و خوشبختی نسل های آتی را در نظر بگیرند تا بتوانند نقاط ضعف را اصلاح نموده و نقاط قوت خود را گسترش دهند و امر تعلیم و تربیت را به سمت هدف آفرینش انسان ـ عبودیت (باقری، 1387) ـ پیش ببرند.

مطلب مرتبط :   خرید و دانلود پایان نامه انتقال تکنولوژی

خداوند، حکیم است.
قرشی (1371الف) در کتاب قاموس قرآن حکمت را یک حالت و خصیصه درک و تشخیص می داند که به وسیله آن می توان حق و واقعیت را درک نمود و مانع از فساد گردید و کار را متقن و محکم انجام داد؛ و همچنین به نقل از مجمع ذیل آیه 32 سوره مبارکه بقره می گوید: «حکمت آن است که تو را بر امر حق که باطلی در آن نیست واقف کند» (ص 163).

وی حکمت را حالت نفسانی و صفت روحی می داند و شیء خارجی را از نتایج حکمت بر می شمارد نه این که خود حکمت شیئی خارجی باشد. «الحِکْمَهُ: إصابه الحق بالعلم و العقل، فالحکمه من اللّه تعالى: معرفه الأشیاء و إیجادها على غایه الإحکام، و من الإنسان: معرفه الموجودات و فعل الخیرات» (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 249): «حکمت یعنی به حق رسیدن با علم و عقل، پس حکمت از خدای تعالی شناسایی اشیاء و ایجاد آن ها از سوی اوست بر نهایت استواری، و حکمت از انسان شناختن موجودات و انجام نیکی ها و خیرات است، و این همان چیزی است که قرآن با آن لقمان را توصیف کرده است» (خسروی حسینی، 1375الف، ص 528). حکیم به معنی حکمت کردار و کسی که کار را از روی تشخیص و مصلحت انجام می دهد میباشد و حکیم کسی است که کارها را محکم و استوار انجام دهد و حکیم به معنی مانع از فساد و محکم کار می باشد.
«حکمت» دانش راستینی است که باعث می شود اشیاء همان گونه که هستند درک شده و کارها به نحوی که صحیح است انجام شوند. هنگامی که اشیاء همان گونه که هستند ، درک میشوند و اندیشه انسان بر پایه حقایق صورت می گیرد، نگرش انسان به اشیاء و به جهان هستی صحت خواهد یافت و این حکمت، عملاً به وقوع خواهد پیوست و با تبدیل نگرش به رفتار، اندیشه به عمل مبدّل خواهد شد و «حکمت عملی» صورت می گیرد. مّلا احمد نراقی در این باره می گوید: «حکمت … عبارت است از: شناختن حقایق موجودات به طریقی که هستند، و آن بر دو قسم است: «حکمت نظری» و آن علم به حقایق موجوداتی است که وجود آن ها به قدرت و اختیار ما نیست. و «حکمت عملی» و آن علم به حقایق موجوداتی است که وجود آن ها به قدرت و اختیار ماست، مانند افعالی که از ما صادر می شود.» (1377، ص 49).
خداوند به دلیل حکیم بودن، به حقیقت اشیاء داناست و هر فعلی که از او به وقوع می پیوندد همگی دارای دلیل و برهان و در راستای هدفی است. صفت حکیمیت پروردگار در کنار سایر صفات و ویژگی های او در کتاب شریف مفاتیح آورده شده است: «وَ أَتْقَنَ بِحِکْمَتِهِ الصَّنَائِع، و به حکمت خویش محکم ساخت مصنوعات را» (دعای عرفه، ص 858).
در دعای روز جمعه صفت حکیم به همراه صفت عزیز آمده است: «إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیم‏‏، همانا تویی مقتدر فرزانه» (ص 960) و در دعای بعد از نماز امام حسن عسکری علیه السّلام در کنار صفات سودبخش و دانا آورده شده است « الضَّارُّ النَّافِعُ الْحَکِیمُ الْعَلِیم، زیان ده و سود بخش و با حکمت دانا» (ص 1079). در دعای جوشن کبیر پروردگار حکیم و حکمت وی به عناوین مختلف ذکر گردیده است: « یَا حَلِیمُ یَا حَکِیم‏، ای بردبار ای فرزانه» (فراز اول، ص 139)، « یَا ذَا الْحِکْمَهِ وَ الْبَیَان‏، ای صاحب فرزانگی و بیان» (فراز 15، ص 142)، « یَا ذَا الْحُجَّهِ وَ الْبُرْهَان ، ای دارای حجّت و برهان» (همان)، « یَا مَنْ هُوَ فِی صُنْعِهِ حَکِیم‏، ای که در آفرینش و ساختنت فرزانه ای (یا محکم کاری)، « یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ لَطِیف‏، ای که در عین فرزانگی (یا محکم کاری) مهربانی (یا نرمکاری) (فراز 18، ص 143)، « یَا ذَا الْحِکْمَهِ الْبَالِغَه ، ای دارای حکمت رسا» (فراز 23، ص 144)، « یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیم‏، ای فرزانه تر از هر فرزانه» (فراز 33، ص 146)، « یَا مَنْ فِی الْآیَاتِ بُرْهَانُه‏ ، ای که در این نشانه ها برهان او موجود است» (فراز 42، ص 148)، «یَا مَنْ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ دَلائِلُه، ای که در هر چیز برهان های او موجود (است)» (فراز 58، ص 152)، « یَا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِه‏، ای که کاونده و پی جویی برای حکمش نیست» (فراز 67، ص154)، « یَا مَنْ کِتَابُهُ تَذْکِرَه لِلْمُتَّقِین‏، ای که کتابش سبب پند است برای پرهیزگاران» (فراز 75، ص 156)، « یَا ذَا الْقَوْلِ السَّدِید، ای صاحب گفتار محکم، یَا ذَا الْفِعْلِ الرَّشِید، ای صاحب کار مستحکم» (فراز 77، ص 156)، « یَا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِه‏، ای که اندازه گیرد به حکمت خویش، یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ عَظِیم، ای که در حکمت خود عظیم است» (فراز 96، ص 161)، و عجایب حکمت پروردگار سبب خوف و خشیت امام حسین علیه السّلام گردیده که در دعای عرفه گفته شده: « وَ رَوَّعْتَنِی بِعَجَائِبِ حِکْمَتِک‏» (ص860).
«در قرآن، صفت حکیم به قرآن نسبت داده شده که به معنی آن است که «حکمت» و حقایق معارف در آن مستتر است» (قرشی، 1371 الف). در مفاتیح آمده است: « یَا رَبَّ کهیعص وَ یس وَ الْقُرْءَانِ الْحَکِیم‏‏‏، ای پروردگار کهیعص و یس و قرآن حکمت آموز» (دعای بعد از نماز امام رضا علیه السّلام، ص 1577). « وَ الْقُرْءَانِ الْحَکِیم » (دعای عرفه، ص 846): «قرآن حکیم است یعنی از روی تشخیص دستور می دهد و محکم کار و حکمت کردار است». (قرشی، 1371 الف، ص 164).
درباره روش تعلیم حکمت از دیدگاه قرآن میتوان گفت که: «قرآن آدمی را دعوت به مواجهه حسّی با هستی کرده است. امّا این مواجهه آغاز است و باید از آن پیشتر رفت و بر پایهی محسوسات اندیشید و آن چه از این اندیشه ها استوار و متین است (حکمت) برگزید و آن ملازم شد تا عقل بشکفد. لذا قرآن همواره پس از دعوت به رویارویی حسّی، اندیشه را دامن می زند. سستی اندیشه های باطل در باب جهان را آشکار می کند و بر اندیشه های حق، استدلال می کند و بدین طریق حکمت می آموزد. هر یک از استوانههای اساسی اندیشه اسلامی یعنی توحید مبدأ هستی، معاد و نبوّت با طی چنین مسیری عرضه شده است، یعنی شروع از مواجهه حسّی، دامن زدن به اندیشه، ارزیابی اندیشههای سست و استدلال بر حکمت آمیز بودن اصول فکری مزبور (اصل توحید؛ ملک: 34، معاد و نبوّت، انبیاء:17-10)» (باقری، 1387، ص 208) و این اهمیّت عقل و اندیشه را در آموختن حکمت تأکید می نماید و به همین دلیل است که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «بالعقل یستخرج غور الحکمه، به وسیله عقل است که پایان حکمت و فرزانگی بیرون آید» (رسولی محلاتی، 1378ب، ص 148).
در این کتاب شریف، علاوه بر خداوند و قرآن، ائمه نیز دارای حکمت معرفی گردیده اند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّهِ یَنَابِیعِ الْحِکْمَه، خدایا درود فرست بر محمد و آلش آن پیشوایان که سرچشمه های حکمتند» (اعمال مخصوص شب ها و روزهای ماه رجب، ص 640)، «السَّلامُ عَلَى الْإِمَامِ الْحَکِیم‏، سلام بر امام فرزانه» (اعمال مسجد کوفه، ص 321)، « وَ أَنْتُمْ حُکَمَاءُ اللَّه فى ارضه، و شمایید فرزانگان خدا در زمین» (همان، ص 324)، « السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِین … وَ حِکْمَتَهُ الْبَالِغَه، سلام بر تو ای امیر مؤمنان … و حکمت رسایش (حکمت رسای خداوند)» (زیارت امیرمؤمنان، زیارت صفوان جمّال، ص 265)، «وَ النَّاطِقِ بِحِکْمَتِه‏، و گویای به حکمتش» (همان، ص 266)، «وَ مُسْتَوْدَعِ حِکْمَتِک‏، و جای سپردن حکمتت» (زیارت مخصوص امام هادی علیه السلام، ص 488)، «وَ سَحَابِ الْحِکْمَه، و ابر (ریزان) حکمت» (زیارت مخصوص امام حسن عسکری علیه السلام، ص 492)، «وَ بَابِ حِکْمَتِه‏، و درگاه حکمتش» (صلوات بر امیرالمؤمنین علیه السلام، ص 563)، «وَ یَنْبُوعِ الْحِکْمَه، و سرچشمه حکمت» (زیارت مخصوص امام جواد علیه السلام، ص 451). امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن گوینده به حکمت خدا معرفی شده اند: «النَّاطِقِ بِحِکْمَتِک‏، و سخن گوینده به حکمتت» (دعای دیگری درباره امام زمان علیه السّلام، ص 525) و امام حسین علیه السّلام خواننده به سوی خدا به فرزانگی و پند نیکو بیان گردیده اند: « الدَّاعِی إِلَى اللَّهِ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَه» (زیارت امام حسین علیه السّلام در عید فطر و قربان، ص 419).
نه تنها ائمه اطهار علیهم السّلام بلکه افرادی متّقی نظیر سلمان فارسی و لقمان نیز با این صفت یاد گردیده اند. «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ سَلْسَلٌ یَمْنَحُ الْحِکْمَهَ وَ یُؤْتِی الْبُرْهَان، … (سلمان) آب گوارایی است که حکمت می بخشد و برهان می دهد» (بحارالانوار، ج 99، ص 291، به نقل از مفاتیح نوین، ص 458). «یَا مُؤْتِیَ لُقْمَانَ الْحِکْمَه، ای که به لقمان حکمت عطا کردی» (دعای مشلول، ص 125) و در دعایی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکمت و جریان یافتن آن بر زبان برای انسان ها درخواست شده است: « وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَه، و استوار کن زبان های ما را به درستگویی و حکمت» (ص 200) و تقاضای حکمت از پروردگار، به ایشان آموزش داده شده است: « وَ أَنْ تَمْلأ … سَمْعِی نُورَ الْحِکْمَه، و دیگر آن که پر کنی … گوشم را با نور فرزانگی و حکمت» (زیارت صاحب الامر علیه السلام، ص 506). پس: «حکمت، علمی است که می توان با آن، هم در حیطه اندیشه و هم در حیطه عمل، به واقع و حق نائل شد. عقلِ نهادی با علم می بالد و از این رو قرار دادن انسان در مسیری که در آن به علمی راست بین (حکمت) دست یابد، به منزله شیوه ای برای تربیت عقلانی اوست» (باقری، 1387، ص 208). همان گونه که دوانی (1373) می گوید: «حکمت بالغه را می توان از طریق بینش عقلانی و نیز شهود عرفانی به دست آورد» (ص 16). حکمت موجب می شود که انسان بتواند بین کشش های الهی و شیطانی فرق قائل شده به «فرقان» دست یابد و با انتخاب صحیح به سلامت در ساحل سعادت لنگر اندازد (مکارم شیرازی، 1374ب).

آموزه های تربیتی
خداوند حکیم است و علاوه بر آن که به حقایق اشیاء و امور آگاهی کامل دارد، هر فعلی نیز که از او سر می زند همگی راست و درست، متین و استوار است. برای هر عملی که از پروردگار صادر گردیده است، دلیل متقن و محکمی وجود دارد « لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُون » (انبیاء: 23). به همین دلیل است که استفاده از حواس و درک آفریده های الهی و غور در آن ها و یافتن دلایل