دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع معروف و نهی از منکر

علاوه بر رحمت عامه ای که باید نسبت به همه مخلوقات خدا داشت، باید به انسان های مؤمن رحمت مضاعفی اعمال نمود. این نکته باعث می شود که یک «تقویت مثبت (تشویق)» (سیف، 1378، ص 557) ایجاد شده و مؤمنین را در بندگی پروردگار ثابت قدم تر نماید و برای دیگر افرادی که مؤمن نیستند نیز ایجاد انگیزه گردد که آن ها نیز به راه طاعت پروردگار گام بگذارند. معلم نیز در کلاس با این که با همه دانش آموزان مهربان است، باید نسبت به افرادی که کوشش شایسته تری دارند، رحمت خاصّی نشان دهد تا موجبات تشویق او و همچنین الگوگیری بقیه دانش آموزان فراهم آید.
پروردگار جهانیان، رحمت و غضب ـ البته غضب او نیز عین رحمت است ـ را با یکدیگر داراست، انسان نیز باید در رفتارهای خود تعادل را بین رحمت و غضب رعایت نماید. با اینکه «مجازات مجرمین در راستای اصلاح و تربیت انسانهاست و در اسلام نیز وجود دارد» (رهامی، 1379)، اما باید گفت که رحمت، باید از غضب پیشی بگیرد و فقط در مواقع ضرورت که غضب لازم به نظر می رسد، باید آن را اعمال کرد. البته حقیقت غضب در تربیت اسلامی، رحمت است، یعنی این که مسلمان حقیقی برای سعادت و هدایت همنوعانش، برای تربیت شدنشان و در اصل از روی مهر و محبّتی که به افراد دارد، در حد لزوم غضب می کند و خطاکاران را تنبیه می نماید.
در حیطه امر به معروف و نهی از منکر نیز باید با مهر و عطوفت رفتار کرد، همان گونه که حضرت ابراهیم علیه السلام پدرخوانده خویش را با کمال مهر و عطوفت امر به معروف و نهی از منکر نمود، و برای او آمرزش طلبید: «ای پدر، حقیقت این است که دانشی برای من فراهم آمده که برای تو فراهم نیامده است، پس مرا پیروی کن، من تو را به راهی راست هدایت می کنم. ای پدر، از شیطان پیروی مکن که او تو را به پرستش غیرخدا می خواند، زیرا شیطان خدای رحمان را عصیانگر است و تو را جز به نافرمانی خدا فرا نمی خواند. ای پدر، من می ترسم از جانب خدای رحمان عذاب خذلان به سراغت آید و او تو را به حال خودت واگذارد و در نتیجه دوستدار شیطان گردی و شیطان کار تو را در اختیار گیرد. گفت: ای ابراهیم، آیا تو از معبودان من رویگردانی؟ سوگند یاد می کنم که اگر از رویگردانی خود بازنایستی تو را سنگسار خواهم کرد، و اینک برای مدّتی طولانی مرا ترک کن و کناره گیری کن! ابراهیم گفت: سلام بر تو باد، به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می طلبم، امید است تو را بیامرزد، زیرا او با من مهربان بوده، دعاهای مرا مستجاب کرده است» (مریم: 47 ـ 43) (جعفری، 1382).
رحمت، در همه شئونات زندگی انسان باید جریان داشته باشد. حتی تعزیر و قصاص نیز رحمت به حساب می آیند چون مانع از کسب رذایل بیشتر توسط انسان ها خواهد شد که در نهایت، توجه به سعادت آن ها را نشان می دهد. معلم نیز باید تشویق را بر تنبیه مقدم بدارد و سعی نماید همواره با ایجاد انگیزش در دانش آموزان به وسیله تشویق رفتارهای پسندیده آن ها، ایشان را به پیشرفت و بهبود وضعیت موجود از نظر اخلاقی، درسی، اجتماعی و سایر موارد ترغیب نماید.
خداوند انسان ها را کرامت بخشید و آن ها را به بهترین نحو ممکن آفرید « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویم ، که ما انسان را در نیکوترین قوام بیافریدیم تا بتواند در نزد خدایش به نیکبختی جاودانه دست یابد» (تین: 4) و به ایشان رحمت بی منتهای خود را ارزانی داشت، انسان ها نیز باید با تکریم، بزرگداشت و احترام و رحمت به همنوعان خویش، زمینه های مساعد برای رشد و پرورش آن ها فراهم آورده و از رفتارهای غضب آلود، نامهربانانه و غیر محترمانه نسبت به آن ها خودداری نمایند تا روح لطیف انسانی افراد خدشه دار نگردد و شرایط تعالی آن ها بهتر مهیا شود.


پروردگار از بسیاری خطاهای بندگان به واسطه رحمتش می گذرد: « وَ قُلْتَ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم ، و فرمودی « ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف و زیاده روی کردید از رحمت خدا نومید نشوید که خدا همه گناهان را بیامرزد و اوست آمرزنده مهربان» » (دعای مشلول، ص 127) و پرده پوشی می نماید تا انسان بتواند عزّت خود را دوباره بازیابد و زندگی خود را ترمیم نماید و راه خود را به سمت حقیقت از پیش گیرد. خداوند خود، درِ توبه را به سوی بندگان باز نمود و با آغوش باز از بندگان اسراف کننده بر نفس استقبال نمود تا از راه خطا باز گردند و دوباره نیکی پیشه نمایند. پس انسان ها باید آن قدر نسبت به هم رحیم و مهربان باشند تا هر فردی که خطا کرد و پشیمان گردید بتواند بدون هیچ دغدغه ای باز گردد و گذشته را جبران نماید. حتّی انسان باید شرایط پی بردن به اشتباهات را برای همنوعش فراهم نماید تا پشمان گشته و قصد جبران مافات کند. اگر شخصی عذرخواهی نمود و احساس ندامت کرد، با اقتدا به پروردگار که سریع میبخشاید: « یَا سَرِیعَ الرِّضَا ، ای خدای زودگذر» (دعای کمیل، ص 108)، عذر او را به سرعت بپذیرد و نگذارد بر روح لطیف انسانی او خدشه ای وارد گردد. معلم نیز باید آغوش رحمت به سوی شاگردان بگشاید تا در صورتی که اشتباهی از آن ها سر زد، شرمنده و پشیمان گردند و به سوی معلم عذرخواه باشند. حتّی اگر معلم احساس نمود که شاگرد پشیمان است؛ اما روی عذر خواستن ندارد، باید اغماض نموده و خطای او را نادیده بگیرد و رفتار خود را به سمتی سوق دهد که شاگرد بتواند آن چه را ضایع ساخته دوباره ترمیم کند. در غیر این صورت پرده حیا دریده خواهد شد و شاگرد جسور گردیده و هیچ گاه بازگشت نخواهد کرد. انسان به جای آن که سریع از رفتارهای نامناسب افراد غضبناک شود باید آن را به دید رحمت بنگرد و شرایط ایشان را درک نماید تا بتواند نقش تربیتی صحیحی را در برابرشان ایفا کند.
«رابطه معلم و شاگرد بر دو رکن عمده استوار است. نخست محبت و عشق دو جانبه بین مربی و متربی و دوم اطاعت متربی از مربی در فرایند تربیت» (شمشیری و نقیب زاده، 1384). وقتی معلّم به شاگرد مهر می ورزد و به او مرحمت می نماید، او را آماده می کند تا با ظرفیتی فراتر از پیش، مطالب درسی را فرا گیرد و اعتماد به نفس او افزایش یابد. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در این باره می فرمایند: «آیا شما را به بهترین اخلاق در دنیا و آخرت خبر بدهم؟ آن ها عبارتند از: گذشت از آن کس که به تو ستم روا داشته، و این که پیوند کنی با آن کسی که رابطهاش را از تو بریده، و نیکی نمودن به آن کس که به تو بدی نموده، و بخشش به کسی که تو را محروم ساخته است. و همانا در نهاد دشمنی و کینه توزی بریدن و چیدن نهفته است، منظورم بریدن مو نیست بلکه بریدن دین است» (استاد ولی، 1364، ص 200).
گیلانی (1377) در شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه می نویسد: «حضرت امام صادق علیه السّلام می‏فرماید که: مصافحه و تحیّت مؤمنان با یکدیگر مصافحه و تحیّت الهی است با ایشان. یعنی: هر دو مؤمن که با هم مصافحه می‏کنند و تحیّت بجا می‏آورند، خداوند عالم نیز با هر کدام از این‏ها تحیّت می‏کند و رحمت خود را شامل حال هر کدام می‏کند. و حضرت رسالت پناه، صلّی اللَّه علیه و آله، می‏فرماید که: هر گاه دو مؤمن با هم مصافحه کنند، گناهان هر کدام از ایشان از بدنهای ایشان می‏ریزد و از همه گناهان صغیره پاک می‏شوند، گویا که تازه از مادر زائیده شده‏اند. هر کدام از دو برادر مؤمن که محبّت او به دیگری بیشتر باشد و تعظیم و توقیر او را بیشتر از دیگری بجا آرد، رحمت الهی به او بیشتر است، و هر کدام از ایشان که علم او بیشتر از دیگری باشد، بر او لازم و واجب است که از فنون فواید و شجون عواید، که حضرت باری به او کرامت فرموده، از دیگری دریغ ندارد و چنانکه حضرت حق سبحانه و تعالی، او را ارشاد و راهنمائی کرده و به راه مستقیم ‏رسانیده و به داده خود راضی و قانع کرده، او نیز دیگری را به این انواع ملاطفات مرحمت فرماید و بشارت دهد او را به رحمت الهی، و بترساند از عذاب الهی. و بر آن دیگر لازم است که شکر الهی بجا آرد، که حضرت باریتعالی چنین هدیّه‏ای نصیب او کرده، و چنین برادر و نعمتی او را کرامت فرموده، باید هر چه او را گوید گوش کند، و از وعظ او متّعظ شود و پند گیرد، و در همه حال مطیع و منقاد او باشد، و در همه حال متشبّث و متمسّک به لطف خدا باشد، و لمحه‏ای از شکر الهی فارغ نباشد، و قدر این نعمت عظیم بداند» (ص 481 ـ 480). این سخن نه تنها بین دو برادر مؤمن بلکه بین معلم و شاگرد نیز باید جریان داشته باشد. هر دو به یکدیگر عشق بورزند و معلم هر علم سودمندی را به شاگرد بیاموزد و او را ارشاد و راهنمایی نماید و شاگرد نیز قدر معلم خویش را بداند و از او و راهنمایی های وی پیروی نماید، و هر دو رحمت خداوند را در قالب عطوفت و رأفت خویش به نمایش بگذارند.
شاگرد باید علاوه بر قدرشناسی معلّم، نسبت به او آن چنان محبّتی داشته باشد که انجام تکالیف درسی را نه از ترس تنبیه و غضب، بلکه از ترس ناراحتی و عدم رضایت محبوب ـ مربی ـ به انجام رساند و مطمئن باشد به خاطر رحمتی که مربّی به او دارد، تکالیف به خیر و صلاح وی بوده و آن ها را با رغبت و اشتیاق انجام دهد.
هر چه احساس عجز در برابر باریتعالی فزونی یابد، عبد از رحمت بیشتری برخوردار می گردد؛ شاگرد باید بداند که غرور و سرکشی باعث استفاده کمتر از مواهب معلم خواهد شد و بالعکس خضوع و فروتنی در برابر معلّم، باعث بهره مندی بهتر از عنایات وی خواهد گردید و به همین دلیل است که در دین مبین اسلام مؤکداً سفارش به احترام به معلم شده است؛ تا آن جا که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « من علّمنى حرفا فقد صیّرنى عبدا» (نقوی قاینی خراسانی، 1358، ص 228)، یعنی کسی که به من حرفی یا کلمه ای آموزش دهد، مرا بنده خودش ساخته است و این نهایت احترامی است که نسبت به معلّم می تواند بیان شود. «…، معلّم پدر روحانی متعلّم است، و به قدری که روح بر جسم شرافت دارد معلّم از پدر شریف تر است، و بنابراین محبّت معلّم باید کمتر از محبّت موجب حقیقی (خدا) و بیشتر از محبّت پدر باشد، و در حدیث آمده است: «پدران تو سه اند: یکی آن که تو را تولید کرده، و کسی که تو را دانش آموخته، و آن که دخترش را به همسری تو داده، و بهترین این سه پدر آنست که تو را تعلیم کرده». از ذوالقرنین پرسیدند: «پدرت را دوست تر داری یا معلّمت را؟ گفت: معلم را، زیرا سبب حیات باقی من است، و پدرم سبب حیات فانی». و امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام فرمودند: « مَن علَّمنى حَرفا فَقد صَیّرنى عَبداً ، هر که حرفی به من آموخت مرا بنده خود کرد» و بنابراین سزاوار است که دوستی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و اوصیاء راشدین او علیهم السلام از همه اقسام دوستی بعد از محبّت خدای سبحان بالاتر و شدیدتر باشد، که معلّم حقیقی و مکمّل نخست اوست …» (مجتبوی، 1377ج، ص 179).
 
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند. برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند


خداوند بدون داشتن سابقه ای از طرف بندگان و بدون داشتن هیچ نیازی به بندگان، به آن ها مهر می ورزد و رحمتش «مؤمن و کافر، برّ و فاجر، مطیع و عاصی» (ابوالفتوح رازی، 1408ق، ص 58) را در بر می گیرد: «فَجَعَلْتَنِی خَلْقا سَوِیّا رَحْمَهً بِی وَ قَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقِی غَنِیّا، و از روی مهری که به من داشتی خلقتم را نیکو آراستی در صورتی که تو از خلقت من بی نیاز بودی» (دعای عرفه، ص864). امام خمینی رحمه الله علیه (1378الف) در کتاب آداب الصلاه در این باره می فرمایند: «… و با نظری توجّه به سعه رحمت و کمال عطوفت و احاطه رحمانیت آن ذات مقدّس کن که بنده ضعیفی را به بارگاه قدس خود، با همه آلودگی و بیچارگی که دارد بار داده، و او را با همه تشریفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن کتاب های آسمانی و فرستادن انبیاء مرسلین علیهم السّلام دعوت به مجلس انس خود فرموده بدون آن که سابقه استعدادی از برای ممکن بیچاره باشد، یا در این دعوت و حضور برای حضرتش ـ نعوذ بالله ـ یا ملائکه الله و انبیاء علیهم السلام سودی متصوّر بشود» (ص 113). بانو مجتهده امین در کتاب مخزن العرفان در تفسیر قرآن سابقه لطف و رحمت خدا را بر بنده ناچیز این گونه به تصویر می کشند: «بزرگوار پروردگاری است که انسان را به انواع و اقسام گوناگون نعمت ها و رحمت های غیرمتناهی خود پرورش داده و نقاش قدرت جسم و جسد وی را در بهترین صورت نقش نموده «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویمٍ» (تین: 4) و باطن وی را مرتبط نموده به عالم اعلاء و قلب او را عرش و محلّ استواء رحمت و سریر محبّت و معرفت خود گردانیده « قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ‏ الرَّحْمَن‏» و تمامی موجوات مادّی را به طفیل وجود وی خلقت فرموده و دل او را گنجینه اسرار ازلی و مخزن انوار جبروتی قرار داده و به تاج کرامت او را برگزیده، سرافراز فرموده « لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَم » (بنی اسراییل: 72) و از هر عالمی از عوالم کبیر در عالم صغیر انسانی نمونه ای گذارده «أتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبری» تا آن که حکمت و عظمت خود را به جهانیان بنماید و انسان را رهین منّت خود گردانیده، در تفسیر روح البیان گفته: خداوند انسان را تربیت فرموده و نفس وی را گرامی داشته به تحولّات و فیضان انوار در قوای آن و باطن او را تربیت نموده به رحمت خود و عبادت کنندگان را تربیت نموده به احکام شریعت و اسرار محبّین را به انوار حقیقت و قلوب مشتاقین را به آداب طریقت پاک؛ و منزّه است کسی که به استخوان گوش انسان را شنوا گردانید و به پیه چشم وی را بینا گردانید و به گوشت زبان او را گویا گردانید …» (1361، ص 41 و 42). خداوند، به انسان این همه لطف و رحمت فرمود بدون آن که او لایق باشد و از خود، استعدادی داشته باشد؛ پس انسان ها نیز نباید منتظر باشند تا کسی ابتداءاً به آن ها لطف نماید و بعد آن ها درصدد جبران برآیند، بلکه باید یک گام جلوتر بروند و به افرادی که به آن ها محبّت و رأفتی نداشته اند و یا حتّی بالعکس، کسانی که به ایشان بدی کرده اند نیکی برسانند تا موجبات تربیت الهی و تخلّق به اخلاق رحمانی را در خود و دیگران فراهم آورند: «أَنْتَ الذَّاکِرُ قَبْلَ الذَّاکِرِینَ وَ أَنْتَ]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *