دانلود پایان نامه

الْبَادِی بِالْإِحْسَانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعَابِدِینَ وَ أَنْتَ الْجَوَادُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطَّالِبِین، تویی که یاد کنی پیش از آنکه یاد کنندگان یادت کنند و تویی آغازنده به احسان قبل از آنکه پرستش کنندگان بسویت توجه کنند و تویی بخشنده عطا پیش از آنکه خواهندگان از تو خواهند» (دعای عرفه، ص882).
لطف و احسان به انسان ها باعث ایجاد امید و شوق در آن ها میگردد به طوری که زندگی را زیباتر و امیدوارانهتر طی خواهند نمود و این مرحمت به شخص خود انسان نیز باید صورت گیرد. فردی که نسبت به خویشتن لطف و مهر داشته باشد، هیچ گاه سعادت ابدی خود را به دنیای فانی نمی فروشد و به ازای لذّات حرام، سعادت اخروی خویش را از دست نمیدهد. کسی که به خود مرحمت دارد، به خاطر حبّی که نسبت به خویشتن دارد و رحمی که در دل در مورد خود احساس می نماید، از فرامین پروردگار اطاعت خواهد نمود؛ چنان که در حدیث می خوانیم: « مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّه‏» (حرانی، 1404ق، ص 483). «امام هادی علیه السّلام فرموده است: کسی که خویشتن را ناچیز و خوار می یابد و در باطن نسبت به خود احساس پستی و حقارت دارد از شرّ او ایمنی نداشته باش. جوان بر اثر عقده حقارت با احساس حقارت دچار بیماری تکبّر می شود، به مردم بی اعتنا می گردد، تجاوز می کند، به عصیان و طغیان می گراید، یاغی می شود، اصول اخلاقی و صفات انسانی را نادیده می گیرد و خلاصه جبّار می شود، و بیپروا به هر عمل ناروایی دست می زند» (فلسفی، 1368الف، ص 156).

شخصی که خود را دوست نداشته باشد، به هر نافرمانی و عصیانی دست میزند اما انسانی که قدر گوهر درونی خویش که هدیه ای از طرف پروردگار است را بداند، آن را با لوث گناه آلوده نمی نماید و ضمیر خود را چون امانتی پاک به صاحب حقیقی آن ـ خداوند ـ عرضه خواهد نمود.

ناامیدی و قنوط از رحمت پروردگار در شمار «کفر» «یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون ، فرزندان من! بروید و یوسف و برادرش را بجوئید و از فرج خدا نومید مشوید، که جز گروه کافران از گشایش خدا نومید نمی‏شوند» (تفسیر المیزان ، ج 11، ص315) (یوسف: 87)؛ و «گمراهی» «قالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّون‏،گفت جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش مایوس می‏شود» (تفسیر المیزان ، ج 12، ص263) (حجر: 56) آورده شده است. از طرفی نظام هستی دارای علل، اسباب، قوانین و سنّت هایی است. رحمت خداوند از راه اسباب جاری می گردد. «رحمت پدر و مادر به فرزند، جریان یافتن رحمت پروردگار از طریق والدین است» (بلاغی، 1386) و افاضه پروردگار به بندگان محروم و مستمند، از طریق بندگان ثروتمند به واسطه صدقه و بخشش جاری می گردد که اگر واسطه های رحمت، این افاضه پروردگار را منقطع نمایند و به وظایف شرعی و انسانی خود عمل ننماید، موجبات ناامیدی افرادی را از رحمت پروردگار فراهم می آورند که این، نقش مهم تک تک افراد جامعه را در ساری بودن رحمت باریتعالی می رساند. مثلاً افرادی که با آلوده ساختن هوا و محیط زیست، مانع استفاده بندگان خدا از این نعمت های خداوند می شوند، مسئولند و اگر افرادی زمینه ناامیدی از رحمت خدا در آن ها به وجود آمد، افراد بی شماری باید مؤاخذه گردند. پس هم خودِ انسان باید از رحمت خداوند ناامید و مأیوس نگردد و با یادآوری رحمت ها و نعمت ها، رجاء و شوق را در وجود خود بارور نماید و به قول امام خمینی: «… رحمت واسعه و الطاف کریمانه را به قلب وانمود کند تا رجاء و شوق حاصل آید» (1378الف، ص 122)، چون در غیر اینصورت زندگی سالم و سعادتمند برای او غیرممکن می گردد؛ و هم این که رحمت خداوند را برای دیگران یادآوری نموده و با اطاعت از فرامین الهی باعث استفاده بندگان از مهربانی ها و الطاف پروردگار گردد و هر تکلیفی از جانب خدا بر عهده او قرار داده شده را انجام دهد تا از ناامیدی و یأس خود و دیگران جلوگیری نماید. انسان مأیوس، دست از تلاش برای پیشرفت و بهبود زندگی مادّی و معنوی خویش بر می دارد و روز به روز در گرداب نیستی و فلاکت فرو خواهد رفت و به همین دلیل است که ناامیدی از رحمتی که همواره بر انسان در حال بارش است، کفر و ناسپاسی به شمار می آید و نادیده گرفتن نعمت های فراوان پروردگار و کم ارزش شمردن آن ها، انسان را به ژرفای کفر سقوط و نزول خواهد داد و بالعکس امید به رحمت او، انسان را از قعر چاه نیستی به بلندای هستی خواهد رسانید.
حضرت یوسف علیه السّلام، رحمت پروردگار را دلیل گناه نکردن خود می دانند و میفرمایند: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیم، و افزود: من نفس خود را به گرایش به بدی ها تبرئه نمی کنم، چرا که نفس آدمی بسیار به بدی فرمان میدهد، مگر کسی را که پروردگار من بر او رحم کند، به راستی پروردگار من آمرزنده و مهربان است» (یوسف: 53). پس رحمت پروردگار موجب پرهیزگاری ماست و ما خود، توان مقابله با نفس امرکننده به بدی ها را نداریم. این تفکّر مانع از ایجاد عُجب در وجود انسان می گردد.
همان گونه که رحمت خدا و دست لطف او یاری میکند انسان را که پرهیزگار بشود و پرهیزگار بماند، رأفت و عطوفت انسان ها نسبت به هم نیز باید باعث گردد شرایط پرهیزگاری برای یکدیگر را فراهم آورند و در حفظ دیگران از گناهان بکوشند. مثلاً انسانی که با ندادن صدقه و احسان ننمودن به شخصی، موجب فقیر ماندن او میگردد، اگر احیاناً شخص دچار ناامیدی شد یا به دزدی و اعمال حرام رو آورد، در گناه او شریک است و بالعکس اگر با رحمت و رأفت شرایط غنای همنوع را فراهم نمود، در پرهیزگاری او را یاری نموده است. همچنین است زنی که با اطاعت پروردگار و رعایت عفّت، حجاب و پاکدامنی خود، موجبات پرهیزگاری جوانان جامعه را فراهم می آورد، در هدایت و ثواب آن ها شریک می باشد و زنی که با عدم رعایت احکام الهی، انسان ها را به منجلاب گناه بکشاند و نسبت به آن ها عطوفت و مهر حقیقی نداشته باشد، نه تنها عقبای آن ها را ویران ساخته، بلکه گناه آنان دامن وی را نیز رها نخواهد کرد. پس هر انسانی باید به حال همنوعش رحم کند و او را در حفظ ایمان، یاری نماید.

 

مطلب مرتبط :   تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در کتاب شریف مفاتیح، مواردی مکرر دیده می شود که برای اولیاء و دوستان خدا رحمت درخواست می شود: « اللَّهُمَّ وَ کَمَا غِبْنَا عَنْ ذَلِکَ وَ لَمْ نَشْهَدْهُ وَ آمَنَّا بِهِ وَ لَمْ نَرَهُ صِدْقا وَ عَدْلا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُبَارِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّمَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ وَ أَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ شَهِیدٌ، خدایا با این که ما در آن زمان نبودیم و این امور را مشاهده نکردیم، ولی از روی راستی و درستی به آن ایمان آوردیم (و از تو می خواهیم) که درود فرستی بر محمّد و آل پاکش و برکت دهی بر محمّد و آل پاکش و رحمت فرستی بر محمّد و آل پاکش همانند بهترین درودها و برکات و رحمت هایت که بر ابراهیم و خاندانش فرستادی که تو سزاوار ستایش و بزرگواری و هر چه اراده کنی انجام دهی و تو بر هر کاری توانا و گواهی» (دعای سمات، ص 19)، و برای دشمنان و معاندان لعنت (دور شدن از رحمت خداوند) طلب می گردد: «فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقَامِکُمْ وَ أَزَالَتْکُمْ عَنْ مَرَاتِبِکُمُ الَّتِی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فِیهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ قِتَالِکُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِیَائِهِمْ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِی أُمَیَّهَ قَاطِبَهً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَهَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْرا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِکَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِی بِک‏، پس خدا لعنت کند مردمی را که ریختند شالوده ستم و بیدادگری را بر شما خاندان و خدا لعنت کند مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هایی که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت کند مردمی که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنان که تهیه اسباب کردند برای آن ها تا توانستند با شما بجنگند، بیرازی جویم به سوی خدا و به سوی شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان، ای اباعبدالله من تسلیمم و در صلحم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با کسی که با شما در جنگ است تا روز قیامت؛ و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنی امیه را همگی و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را، خدا لعنت کند عمربن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمی را که اسب ها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند برای پیکار با تو پدر و مادرم به فدایت! که به راستی بزرگ شد مصیبت تو بر من …» (زیارت عاشورا، ص 396 ـ 395).
از این نکته چند آموزه تربیتی می توان استنتاج نمود:
1ـ این مطلب، یک روش تشویقی است برای انسانها، که از اولیای خدا الگو بگیرند و باقیات الصّالحات را برای خود تدارک دیده و رحمت خاصه فناناپذیر پروردگار را تا ابد برای خود فراهم آورند و بالعکس از افتادن در وادی عناد و کفر که باعث دور شدن از رحمت می گردد، بپرهیزند. البته معاندین در سرای دنیا از رحمت عام الهی بهره مند بودند؛ اما به وسیله اعمال ارادی خود و پاسخ مثبت به نفس اماره (امر کننده به بدی ها)، از رحمت خاصّ خدا که ابدی است، خود را محروم نموده و با لجاجتی که به خرج دادند، آن چنان رذالتی را برای خود خریدند که امیدی به سعادت آن ها نمی رود و جایگاهی جز دوزخ نخواهند داشت.
2ـ درخواست رحمت، برای اولیای خدا که خود رحیم هستند، باعث تکثیر رحمت و مهر و خوبی خواهد شد. به این صورت که رحمت مضاعف پروردگار، درجات اولیای خدا را ارتقا میدهد و اولیای حق، با ارتقای درجه، رحمت بیشتری نسبت به همنوعان و مخلوقان ارائه خواهند کرد و برای بندگان دعا نموده و رحمت و مهر خدا را برای مخلوقات مطالبه می نمایند و باز رحمت خداوند چند برابر به مخلوقان بازگشت خواهد نمود و باز با درخواست رحمت برای اولیای خدا، درجات ایشان بیش از پیش ارتقا می یابد و رحمت و خیر و دعای خوبان و استجابت آن تکثیر خواهد یافت؛ و این راز اهمیت صلوات بر محمّد و آل محمّد است که علاوه بر ارتقاء معنوی برای ایشان، برای بندگان نیز رحمت مضاعف در پی خواهد داشت و عالم به سمت پیروزی نیکی ها بر بدی ها و غلبه حق بر باطل پیش خواهد رفت. همچنین کسانی که رحمت را برای بندگان خدا نمی خواستند و سدّ راه هدایت ایشان می شدند، و اولیای خدا را از بین می بردند و با خدا و دوستانش عداوت میورزیدند، هر چه از رحمت پروردگار دورتر باشند بندگان از لوث اثرات آن ها در عالم هستی بیشتر در امان خواهند ماند؛ چه این که آن ها خود اختیاراً رحمت خدا را نخواستند نه برای خود و نه برای دیگران، و خود و دیگران را به ورطه هولناک فلاکت و دوزخ انداختند.
3ـ این موضوع، درس قدرشناسی به انسان ها می دهد: «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وَ وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاکُم ، من در صلح و سازشم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با کسی که با شما در جنگ است و دوستم با کسی که شما را دوست دارد و دشمنم با کسی که شما را دشمن دارد …» (زیارت عاشورا، ص 397). اولیای خدا که همواره در راه هدایت انسان ها و قرار دادن آن ها در مسیر سعادت، جان و مال خود را به خطر می انداختند و با جان و دل خواستار خوشبختی تمام انسان ها بودند، اکنون با درخواست رحمت از خداوند برای ایشان، از تلاش های ایشان قدرشناسی به عمل می آید و با توجه به این که «مَن لَم یشکُر المَخلوق لَم یشکُر الخالِق» (طالب، 1419ق، ص 20) «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: کسی که از مردم تشکر نکند شکر خدا را نیز به جای نمی آورد» (جباران، 1378، ص 110)، این درخواست رحمت و قدرشناسی از اولیای الهی، صفت شکر از نعمات پروردگار را نیز در انسان ارتقا میبخشد. نکته دیگر آنکه با درخواست رحمت برای اولیای خدا انسان مشتاق می شود که سیره و سخنان ایشان را فهم کند و در جهت شباهت به آن ها گام بردارد: « اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، خدایا قرار ده زندگیم را زندگی محمّد و آل محمّد و مرگم را مرگ محمّد و آل محمّد» ( زیارت عاشورا، ص 397).
در کتاب شریف مفاتیح، اوقات و مکانهایی به انسان ها معرّفی شده اند که در آن زمان و مکان، رحمت پروردگار فزونی می یابد و انسان به نحو احسن می تواند از آن بهره مند گردد. حرم امامان معصوم و امامزادگان، مساجد (کوفه، سهله و براثا) مثال هایی از مکان ها و ماه رمضان، روز دحوالأرض (روز بیست و پنجم ماه ذی القعده) نمونه هایی از زمان هایی است که رحمت حق بارش گستردهتری می یابد و با خواندن ادعیه و اذکار و انجام عبادات خاصّ در آن ها ـ به شرط تفکّر و تقویت ایمان ـ از رحمات و برکات آن برخوردار خواهند شد. درباره «مکان» می توان این مثال را از مفاتیح آورد: «… بشیر الدهان عن أبی عبد الله (ع) قال‏ إن الرجل لیخرج إلى قبر الحسین (ع) فله إذا خرج من أهله بأول خطوه مغفره ذنوبه ثم لم یزل یقدس بکل خطوه حتى یأتیه فإذا أتاه ناجاه الله تعالى فقال عبدی سلنی أعطک ادعنی أجبک اطلب منی أعطک سلنی حاجه أقضیها لک قال و قال أبو عبد الله (ع) و حق على الله أن یعطی ما بذل » (قمی، 1356ق، ص 132)، «بشیر ابن دهان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: زائر قبر حسین علیه السلام با اولین گامی که بر می دارد و از اهل بیتش جدا می شود، مغفرت گناهانش آغاز می گردد، سپس پیوسته با قدم هایی که برمی دارد پاکتر می شود تا به قبر آن حضرت برسد. وقتی نزد قبر مطهّر آمد خداوند سبحان می فرماید: بنده من از من طلب کن تا عطایت کنم، دعا کن تا به اجابت