دانلود پایان نامه
سیکزنتمیهالی صاحب نظر سیستمی خلاقیت بر نقش محیط در شکلگیری خلاقیت تأکید کرده و بیان می کند که نمیتوانیم به افراد و کارهای خلاق آنها جدای از محیطی که در آن فعالیت میکنند بپردازیم (داسی و لنون، 2011). زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عملی فرد بهتنهایی نیست. برخی از صاحبنظران بر اساس دیدگاه اکولوژی در زیستشناسی، نظریه اجتماعی خلاقیت را ارائه مینمایند. به عقیده آنها خلاقیت محصول فردی و شخصی منفک از محیط نیست. بلکه خلاقیت یک اکوسیستم است. همانطوری که در یک اکوسیستم موجودات زنده با یکدیگر مرتبطاند، در اکوسیستم خلاقیت نیز همه اعضاء یا جنبههای محیطی در تعامل با یکدیگر بوده تا اینکه خلاقیت شکل بگیرد.
پ) عوامل گروهی
گروهها محلی برای ارضای نیازهای مختلف فردی و سازمانی میباشند. بر اساس یکی از نظریههای اساسی درباره خلاقیت، یکی از مهمترین کارکردهای گروه، سینرژی خلاق میباشد. چنانچه فعالیتهای خلاق درگروهها انجام میشود بصورت متضاد درآمده و حالت سینرژیکی به خود میگیرد. زیرا اعضاء گروه به واسطه تفاوت های فردی، ایدهها و راهحلهای بیشتر و بهتری ارائه خواهند کرد. بر این اساس میتوان مهمترین متغیرهای گروهی موثر بر خلاقیت را اندازه گروه، تنوع گروه، انسجام گروه و سیستم ارتباطات گروه نامید (ماریان و ترزورسک، 2011).
اندازه گروه: تردیدی نیست که اندازه گروه بر رفتار گروهها اثر میگذارد. تحقیقات نشان میدهد که برای انجام دادن کارهای تخصصی گروههای کوچکتر(پنج تا هفت) اثر بخشتر از گروههای بزرگتر عمل میکنند. چنین گروههایی از عمده مزایای گروههای کوچک و بزرگ برخوردارند. این گروهها به اندازهای بزرگ هستند که میتوانند دادههای مختلف و متنوعی تولید کنند و به اندازهای کوچک هستند که به همه افراد برای مشارکت در فعالیتهای گروه فرصت داده میشود.
تنوع گروه: بیشتر فعالیتهای گروهی به تنوعی از مهارت،تخصص و دانش نیاز دارد. با عنایت به چنین نیازی میتوان یک نتیجه منطقی گرفت مبنی بر اینکه گروههای متنوع موثرتر میباشند. لذا چنانچه گروه از تنوع برخوردار باشد احتمال زیادی وجود دارد که از عهده کار تخصصی مربوطه به خوبی برآید.
انسجام گروه: عبارت است از میزانی که افراد گروه جذب یکدیگر شده، یکدیگر را حمایت کرده و در هدفهای گروه منسجم میشوند. آمابیل معتقد است برای داشتن خلاقیت علاوه بر داشتن تنوع گروهی، اعضای گروه باید حمایت متقابلی از یکدیگر داشته باشند (ماریان و ترزورسک، 2011).
سیستم ارتباطات گروه: ارتباطات را میتوان تسهیم اطلاعات و انتقال معنی بین افراد، انتقال اطلاعات از فرستنده به گیرنده، به طوری که اطلاعات برای فرستنده و گیرنده قابل درک باشد و یا فرآیند انتقال اطلاعات، احساسها، حافظهها و افکار در میان افراد تعریف کرد. در زمینه تاثیر ارتباطات بر خلاقیت، بعضی از محققین، جنبههای مختلفی از سیستم ارتباطات را موثر بر خلاقیت میدانند.
ت) عوامل سازمانی
مطالعات آمابیل، آندریوپولوس، کاردینالو و هاتفیلد نشان میدهد که خلاقیت متاثر از متغیرهای سطح سازمان میباشد. بر این اساس در قسمت حاضر مهمترین متغیرهای سازمانی موثر بر خلاقیت شامل سبک رهبری، ساختار سازمانی، سیستم پاداش، جو سازمانی و منابع مورد بحث و بررسی قرار میگیرند.
سبک رهبری: بهعقیده آمابیل کار خلاق عمدتاً مبهم، دارای ریسک و در معرض انتقاد است، که در نتیجه انتظار میرود از طریق سرپرستی حمایتی، خلاقیت تسهیل شود. اولدهام و کامینگز در مطالعات خود به بررسی تاثیر سبکهای رهبری روی خلاقیت پرداختند و دریافتند که سبک حمایتی و غیر کنترلی مهمترین عامل موثر بر خلاقیت و نوآوری میباشد. ویزبرگ، اسکات، نشان دادهاند که رهبران از طریق ایجاد اعتماد به نفس در کارکنان میتوانند روی خلاقیت تاثیر بگذارند (ماریان و ترزورسک، 2011).
ساختار سازمانی: ساختار سازمانی یکی از ابعاد سازمان است. بعضی از اندیشمندان سازمان و مدیریت از جمله رابینز ساختار سازمانی را نحوه تقسیم کارها و فعالیتها و هماهنگی و ترکیب این کارها و فعالیت ها میدانند (رابینز؛861:1387).
سیستم پاداش: در مورد رابطه سیستم پاداش با خلاقیت، بعضی از محققین و اندیشمندان، جنبههایی از سیستم پاداش را موثر بر شکوفایی خلاقیت میدانند. آمابیل در تحقیقاتش تاثیر انگیزش بیرونی و درونی را بر خلاقیت مورد مطالعه قرار داده است و به اعتقاد وی انگیزش درونی در مقایسه با انگیزش بیرونی تاثیر حائز اهمیت و تعیین کنندههای روی خلاقیت دارد. تا جایی که از تاثیر انگیزش درونی روی خلاقیت تحت عنوان اصل انگیزش درونی خلاقیت یاد کرده است و معتقد است که افراد زمانی از بیشترین خلاقیت برخوردار هستند که احساس کنند به واسطه جذابیت، تفریح، رضایت و چالشی بودن نفس کار و بطور کلی عوامل درونی و نه بوسیله انگیزش بیرونی برانگیخته شوند (سنگ، 2012).
جو سازمانی: برخی از محققین بین فرهنگ سازمانی و جو سازمانی تفاوت قائل شدهاند. فرهنگ سازمانی عبارتست از ارزشها، تاریخ و مفروضات اساسی سازمان. در حالیکه جو سازمانی عبارتست از الگوهای تکراری از رفتارها، نگرشها و احساساتی است که وصفکننده زندگی در سازمان میباشد.
منابع: به عقیده آمابیل دو منبع اصلی موثر بر خلاقیت زمان و پول هستند. مدیران بایستی در تخصیص این منابع با دقت عمل کنند(سنگ، 2012).
بر اساس پژوهش های گسترده، با توجه به متغیرهای ساختاری میتوانیم سه گزاره را بیان کنیم. اول این که ساختارهای مکانیکی اثری مثبت بر نوآوری دارند زیرا که تخصص کاری آنها پایین تر است، قوانین کمتری دارند و عدم تمرکز در آنها بیشتر از ساختارهای مکانیستی است. همچنین انعطاف پذیری، قدرت انطباق و بارور کردن را که پذیرش نوآوری ها را آسان تر میکند بیشتر میکنند. دوم اینکه دسترسی آسان به منابع فراوان عامل کلیدی نوآوری است. فراوانی منابع به مدیران این توانایی را میدهد که بتوانند برای نواوری هزینه کنند و شکست ها را بپذیرند. در نهایت ارتباط بین واحدها با تسریع در کنش متقابل خطوط سازمانی به شکستن سدهای احتمالی در برابر نوآوری مدد میرساند. البته هیچ یک از این سه متغیر نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه مدیران ارشد به این سه عامل متعهد باشند (تولایی، 1391).
2-3-6) مدلهای خلاقیت
2-3-6-1) الگوی کشش بازار
در این الگو نیاز بالقوه به یک فراورده یا یک خدمت در بازار وجود دارد. بنابراین صورت مسئله این است: چگونه می توان به این نیاز پاسخ گفت و به عبارتی راه رفع این نیاز چیست؟ فرایند خلاقیت راه حلها و پاسخ های متعددی را ارائه مینماید و با فرآیندهای نوآوری راه برتر طی میشود(هاشمی، 1392).
نیاز بازار
نیاز بازار
خلاقیت