دانلود پایان نامه
نظریات غایت گرا، درستی یک عمل را صرفاً به وسیله تعیین میزان فایده ی حاصل از آن قابل تشخیص می دانند. یک عمل در صورتی از لحاظ اخلاقی درست است که نتایج آن بیشتر مطلوب باشد تا نامطلوب. نظریات غایت گرا، در ابتدا نتایج خوب و بد عمل را محاسبه می کنند، سپس تعیین می کنند که آیا مجموع نتایج خوب بر نتایج بد غلبه دارد یا نه. اگر نتایج بد بیشتر بود در این صورت عمل مورد نظر از لحاظ اخلاقی نادرست و اگر نتایج خوب بیشتر بود، در این صورت، این عمل از لحاظ اخلاقی درست است. (ویلیامز،1383:ص18-17)
3.2. 2. 1.1.کورتالیسم
کورتالیسم معتقد است هر کاری که به لذت فرد بینجامد، خوب است و هر کاری که رنج آور است، بد است وی معیار و ملاک ارزش های اخلاقی را لذت شخصی می داند و بیشتر بر لذت های جسمانی تأکید می کند.
بنابراین دیدگاه، معیار خوب و بد، لذت و الم شخصی است. هر انسانی باید چنان رفتار کند که لذت شخصی او تأمین گردد. از این رو ممکن است که یک عمل برای یک شخص لذت آور باشد و برای شخص دیگری، درد و رنج آور و برای شخص سوّمی بی تفاوت باشد، که در این صورت برای شخص اول، خوب، برای شخص دوم، بد و برای شخص سوم دارای ارزش خنثی است.( مصباح یزدی ، 1374 : 149)
3.2. 2. 1.2. اپیکوریسم
مکتب اپیکوریسم معتقد است که غایت و هدف زندگی لذت برون است. و ملاک حسن و قبح کارها را لذت می داند و لذات طبیعی که لذاتی معتدل وسالم اند ومنبع آرامش می باشند را قبول داشت . امالذاتی که بر آمده از حالت غیر طبیعی آزوشهوت باشد را قبول نداشتو ارزش های اخلاقی را مطلق و ثابت می داند.(صانعی، 1368 :25-23)
3.2. 2. 1.3. مکتب جرمی بنتام
جرمی بنتام فیلسوف انگلیسی است. وی سودگرایی لذت گرا است بنابراین، خوب را معادل سعادت و سعادت را معادل لذت می داند. وی سود عمومی یا سودگرایی اخلاقی را برای رسیدن به منفعت شخصی به حساب آورده و به آن توجیه می کند.او و امثال او مدعی اند که هر چه سود عمومی افزایش یابد، سود فرد نیز افزایش می یابد و نیز هر قدر زیان عمومی بیشتر باشد، فرد نیز بیشتر در معرض زیان قرار می گیرد. در این دیدگاه ملاک و معیار فعل ارزش اخلاقی در توجه نمودن به بیشترین غلبه خیر به شر یا کمترین غلبه شر بر خیر است. و در حقیقت با این معیار است که می توان به سود شخصی رسید.
به نفع خود ما است که منفعت دیگران را در نظر بگیریم. اگر ما به وعده هایمان وفا نکنیم، نمی توانیم از دیگران توقع وفا به عهد داشته باشیم و این در مجموع به ضرر ما تمام می شود. نیز اگر به دنبال آسیب رساندن به دیگران هستیم، از جامعه طرد شده، زیان می بینیم. .(جمعی ازنویسندگان،1386: 86-59).
3.2. 2. 1.4. مکتب استوارت میل
جان استوارت میل، فیلسوف انگلیسی منفعت عمومی مطلوب را در تعیین ارزش اخلاقی اصل میدانست. وی و طرفدارانش منفعت و سود عمومی را بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و اینکه آن را وسیله ای برای رسیدن به سود شخصی خویش بدانند، به لحاظ اخلاقی مطلوب می دانند.
این گروه در ارزیابی اخلاقی افعال، به میزان سود و زیان مترتب به نوع کار و نیز ملاک بیشترین سود برای بیشترین افراد توجه می کنند. بدین منظور، چنانچه میان منافع شخصی و منافع عمومی تزاحم و اختلافی به وجود آید، باید نفع عمومی را به نفع شخصی ترجیح داد.(همان)
3.2. 2. 1.5. مکتب کمال گرایی فریدریش نیچه:
در کمال گرایی، شخص دنبال این نیست که اعمال اختیارش سود عینی داشته باشد یا لذت مادی برای او پدید آورد. کمالگرا چیزی را اخلاقی می داند که باعث تحقق نفس و تکامل او شود، یعنی استعدادهای داخل نفس او به فضیلت برسد، در مقابل کمال، نقص نفس است یعنی به فضیلت نرسیدن قوه های انسان و هرچه باعث آن شود، ضدّ اخلاقی شمرده میشود.
یکی از مهمترین مکاتب کمال گرا، قدرتگرایی فریدریش نیچه (1846-1900) فیلسوف آلمانی است. وی معتقد است که حقیقت مطلق در کار نیست و با معرّفی قدرت به عنوان بزرگترین کمال انسانی اخلاق را به دو قسم اخلاق بردگان و فرهنگیان و اخلاق اربابان تقسیم کرد و آنگاه با ملاک قرار دادن اخلاق اربابان، فعل خوب را فعلی دانست که به انسان قدرت دهد و کاری بد را کاری معرّفی کرد انسان را ضعیف سازد. (ویلیام کی، 1376 :48)
3.2. 2. 2. نظریات وظیفه‏گرایانه‏
نظریات وظیفه‏گرایانه در اخلاق، بر آن است که خوبی و بدی، عمل مبتنی بر نتایج آن نیست؛ بلکه ویژگی‏های‏خود عمل است که مشخّص می‏کند آن عمل، خوب یا بد است؛ برای مثال، احکامی نظیر راست‏گویی خوب‏است یا باید با مردم به عدالت رفتار کنی، اگر به خود عمل توجّه داشته باشیم، یعنی راستی و عدالت را برای خود راستی و عدالت انجام دهیم و نه برای غایت و نتیجه آن ها و همچنین اگر نتایج راستی و عدالت، ‏ در خوبی و بدی آن ها تأثیری نداشته باشد، چنین نظریه‏ای، نظریه وظیفه‏گرایانه است.(مصباح یزدی،1374: 140)
3.2. 2. 2. 1.مکتب کانت:
یکی از طرفدارا ن نظریه وظیفه گرایی کانت می باشدکه در نظام اخلاقی خود سعی کرده است ارزش احکام اخلاقی را در خود آنها و مستقل از هر گونه غرض و غایتی قلمداد کند اگر احکامی وجود داشته باشند که مشروط به شرطی و برای او اصول به غایتی باشد ارزش اخلاقی ندارند،کانت امر اخلاقی را فقط اوامر مطلق می‏داند، نه اوامر مشروط. (صانعی، 179:1368)
یکی دیگر از شاخه های اخلاق، فرا اخلاق می باشد که به توضیح آن می پردازیم:
3.2. 3 .فرا اخلاق
فرا اخلاق، به تحلیل فلسفی در باب تعابیر اخلاقی، مانند خوب و بد و باید و نباید می‏پردازد؛ از این رو، اخلاق، ناظر به اخلاق دستوری، و در پی آن است که واژه ها و مفاهیمی را که در آن بکار رفته بفهمد. آیا خوبی واقعیت خارجی دارد با مفهوم انتزاعی است؟ آیا خوبی چیزی مانند رنگ است که‏می‏توانیم ببینیم یا چیزی مانند درد است که آن را می‏توانیم احساس کنیم. در سال‏های اخیر، به دلیل دلمشغولی ‏فزاینده فلسفه به تحلیل زبان، این شاخه از فلسفه اخلاق، ظهور و بروز بیش تری یافته است. (پالمر،1995: ص 11)
در حوزه فرا اخلاق، نظریات متفاوتی مطرح شده است که این نظریات را می‏توان تحت سه عنوان کلّی گنجاند:
طبیعت‏گرایی اخلاقی