دانلود پایان نامه

رابطه کارکنان با سازمان: روابط دایمی و بلندمدت کارکنان با این نوع سازمان ها و در نتیجه برخورداری آنها از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمانهاست.
استقبال مدیران از عامل تغییر: در این سازمان ها تمامی مدیران، مسئله تغییر را به عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می دانند و با خشنودی آن را پذیرفته و در برابر آن مقاومت نمی کنند. طبیعی است در چنین سازمانی ضرورت ندارد که مدیر بخش زیادی از وقت خود را برای جلوگیری برخورد با تغییرات اختصاص دهد زیرا همه به این باور رسیده اند که تغییر یک ارزش مثبت است.
2-3-12) نقش مدیر در پرورش خلاقیت
نقش مدیریت در مجموعه هایی که خلاقیت و نوآوری از ضروریات و عامل اصلی است بسیار مهم و حساس است زیرا مدیریت می تواند توانایی و استعداد خلاقیت و نوآوری را در افراد ایجاد، ترویج و تشویق کند و یا رفتار و عملکرد او می تواند مانع این امر حیاتی شود. هنر مدیر خلاق عبارت  است از استفاده از خلاقیت دیگران و پیدا کردن ذهن های خلاق. مدیر خلاق باید فضایی بیافریند که خودش بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را هم نیز برای خلاقیت تحریک کند و این فضا، فضایی است که از کار روزمره به دور است و به نحوی تفویض اختیار می کند تا هر کسی خود مشکل خودش را حل کند.
برای این که افراد در سازمان به تفکر بپردازند باید محیطی ایجاد شود که در آن به نظریات و اندیشه ها امکان بروز داده شود. یکی از شیوه های بسیار مهم و پرجاذبه پرورش شخصیت انسان ها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد اجتماعی مشورت است و بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند و آنان که اهل آن نیستند از این امتیاز بهره ای ندارند. یک سازمان خلاق تا اندازه زیادی به خودکنترلی کارکنانش وابسته است. خودکنترلی خودش را در خواستن و تمایل برای ارائه ابتکار و خلاقیت به نمایش می گذارد. مدیران می توانند هر سه مولفه خلاقیت یعنی تخصص، مهارت های تفکر خلاق و انگیزش را تحت تأثیر قرار دهند. اما واقعیت آن است که تأثیرگذاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت گیرتر از انگیزش است. انگیزش درونی را می توان حتی با تغییرات جزیی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد. این بدان معنا نیست که مدیران باید بهبود تخصص و مهارت های تفکر خلاق را فراموش کنند. اما زمانی که اولویت بندی در اقدام مطرح می شود، آنها باید بدانند که اقدامات مؤثر بر انگیزش درونی، نتایج فوری تری را موجب خواهند شد(فلاح شمس و همکاران، 1391).
بخش چهارم
پیشینه مطالعاتی
بخش چهارم
پیشینه مطالعاتی
2-4) پیشینه مطالعاتی
2-4-1) پیشینه مطالعاتی داخل کشور
نوفرستی و معینالغربایی(1393) تحقیقی با عنوان هوش هیجانی و خلاقیت در دانشجویان جهاد دانشگاهی، واحد تربیت معلم انجام دادند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه است بدین منظور 396 دانشجو (236 دختر و 160 پسر) براساس روش نمونه برداری خوشهای چند مرحلهای از بین دانشجویان دانشگاههای دولتی شهر تهران انتخاب شدند. نتایج نشان دادند که بین هر سه جنبه هوش هیجانی و خلاقیت در هر دو جنس رابطه مثبت معنادار وجود دارد. نتایج آزمون فیشر نشان داد، ضرایب همبستگی بین جنبه ادراک و بیان هیجان از هوش هیجانی با زیر مقیاسهای بسط، انعطاف پذیری، سیالی و خلاقیت کلی در گروه پسران به گونه معناداری بیشتر از گروه دختران بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که دو جنبه نظم دهی به هیجان و ادراک و بیان هیجان در گروه دختران 7 درصد و در گروه پسران نمره هوش هیجانی کلی و جنبه ادراک و بیان هیجان 16 درصد از واریانس خلاقیت را تبیین می کند.
مقدم و همکارانش در سال 1393 تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت دانشجویان دانشگاه اصفهان انجام دادند. روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری شامل 9686 نفر از دانشجویان دانشگاههای اصفهان بودند که تعداد 364 نفر با روش تصادفی طبقهبندی بهعنوان نمونه اماری انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه بود که پایایی آن ازطریق ضریب آلفای کرانباخ مورد تایید قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و خلاقیت کارکنان رابطه معنیدار و مثبتی وجود دارد.
علوی و پیرزاده (1393) تحقیقی با عنوان رابطه بین هوش هیجانی مدیران و خلاقیت کارکنان در شرکت های کوچک و متوسط را انجام دادند. 42 مدیر و 230 کارمند از هشت شرکت کوچک و متوسط ایرانی در این تحقیق مشارکت داشتند. برای تعیین میزان خلاقیت کارکنان، از پرسشنامه OCCI و برای ارزیابی هوش هیجانی مدیران، از دو پرسشنامه ESCI وTMMS استفاده شده است. تحلیل عاملی اکتشافی برای مشخص نمودن عامل های اصلی و تحلیل واریانس برای آزمون توافق گروهی در سطح فردی (کارکنان) اجرا شد. رگرسیون چندگانه برای تعدادی از متغیرها در سطح گروهی(مدیران) و برای سایر متغیرها در سطح فردی، بهطور جداگانه صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد هوش هیجانی و ابعاد آن همگی با خلاقیت ارتباط مثبت و معنی داری داشته و در بین ابعاد خودمدیریتی بیشترین رابطه را با خلاقیت دارد.
عبادتی(1392) تحقیقی با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت را در کارکنان شرکتهای تولیدی در اصفهان انجام داد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. نمونه شامل 217 نفری از کارکنان شرکتهای تولیدی بود که از طریق نمونه برداری تصادفی اتخاب شدند. دادههای حاصل از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که هوش هیجانی و هر 5 بُعد آن منجر به افزایش خلاقیت در بین کارکنان می شود.
جهانیان(1392) تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در مدیران را انجام دادند. جامعه آماری این تحقیق کلیه معاونان مدارس متوسطه شهر تهران در سال 1390 به تعداد 1732 نفر بود که تعداد 313 نفر به عنوان نمونه آماری با روش تصادفی سیتماتیک با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، یکی پرسشنامه هوش هیجانی پیترایذر و فارنهایم و دیگری پرسشنامه محقق ساخته جهت سنجش میزان خلاقیت در سازمان تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که بین هوش هیجانی و خلاقیت مدیران رابطه معناداری وجود دارد.
رفیعی و همکاران(1392) تحقیقی با عنوان رابطه هوش هیجانی با خلاقیت مدیران را انجام دادند. در این پژوهش رابطه هوش هیجانی با خلاقیت مدیران بررسی شده است. 113 نفر از مدیران دبیرستان های دولتی شهر تبریز در پژوهش شرکت کردند و از آنها خواسته شد به پرسش نامه هوش هیجانی و پرسش نامه خلاقیت پاسخ دهند. پژوهش حاضر در زمره تحقیقات توصیفی – همبستگی است. برای تحلیل داده ها از فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و ضریب همبستگی استفاده شد. یافته ها نشان داد هوش هیجانی همبستگی مثبت و معناداری با خلاقیت دارد. در میان مدیران با سابقه رابطه مثبت و معنی داری بین هوش هیجانی با خلاقیت دیده شد. افزون بر این، تفاوت معنی داری بین هوش هیجانی و خلاقیت مدیران زن و مرد مشاهده نشد.
هاشمی(1391) تحقیقی با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی، خلاقیت هیجانی و خلاقیت را در دانشجویان هنر، ادبیات و علوم پایه انجام داد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی، خلاقیت هیجانی و خلاقیت در دانشجویان هنر، ادبیات و علوم پایه دانشگاه مازندران انجام شده است.ابزار پژوهش آزمون هوش هیجانی بار آن، آزمون خلاقیت هیجانی آوریل و مقیاس رفتار اندیشه پردازی رانکو بوده است که در یک نمونه 183 نفری از دانشجویان فوق الذکر دانشگاه مازندران اجرا شد. دادههای حاصل از طریق آزمون تحلیل واریانس، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد نتایج پژوهش حاکی از نبود تفاوت معنیدار دانشجویان گروه های تحصیلی مورد پژوهش در هوش هیجانی و خلاقیت بوده است. اما در خلاقیت هیجانی میان دانشجویان گروه هنر با دانشجویان گروه ادبیات و علوم پایه تفاوت معنی دار وجود داشت. نتایج مرتبط با همبستگی نیز حاکی از همبستگی ضعیف بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی، فقدان همبستگی هوش هیجانی و خلاقیت و همبستگی متوسط خلاقیت هیجانی و خلاقیت بوده است.
هاشمی رزینی و همکاران(1391)تحقیقی با عنوان رابطه هوش هیجانی و باورهای معرفت شناختی با خلاقیت انجام دادند. جامعه آماری مورد مطالعه را کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهرستان کرج که مجموع آنها تقریبا 43 هزار نفر است، تشکیل میدهد. بر همین اساس تعداد 120 نفر از آنها از طریق نمونهگیری خوشهای چندمرحله ای از چهار منطقه آموزشی به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات داده ها و عوامل از آزمون های هوش هیجانی سیبریا شرینگ، آزمون خلاقیت گیلفورد و آزمون باورهای معرفت شناختی شومر بدست آمد. از آزمون پیرسون جهت مشخص کردن رابطه متغیرهای مدنظر با خلاقیت و از رگرسیون گام به گام جهت شناسایی سهم تبیینی هر یک از متغیرها استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که خلاقیت دانش آموزان با شش متغیر پیش بین، رابطه معنادار (با جهت مثبت) در دارند.
2-4-2) پیشینه مطالعاتی خارج از کشور
لی و همکاران در سال 2014 تحقیقی با عنوان بررسی نقش میانجی گری مبادله رهبر – عضو در ارتباط بین هوش هیجانی و خلاقیت را انجام دادند. هدف این مقاله بررسی رابطه مبادله رهبر – عضو و هوش هیجانی با خلاقیت کارکنان در شرکتهایی با تکنولوژی بالا است. ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه بود که بین توسعه دهندگان نرم افزار شامل مهندس نرمافزار، طراح و برنامه نویس توزیع شد. نتایج نشان داد مبادله رهبر – عضو پیشبینی کننده قوی خلاقیت است. هوش هیجانی هیچ تاثیر مستقیمی بر خلاقیت نداردهمچنین مبادله رهبر- عضو ارتباط بین هوش هیجانی و خلاقیت را میانجی گری میکند.