دانلود پایان نامه
جامعه شناسان و اقتصاد دانان را تشکیل داده است . عوامل ایجاد فقر متنوع وشامل عدم کارایی در نظام اداری و اجرایی حمایت های درامدی تا بی عدالتی نظام اقتصادی ، اجتماعی می شوند . راههای فقر زدایی که تا کنون پیشنهاد شده اند شامل اصلاح نظام تأمین اجتماعی ، دخالت دولت در بازار کار و تغییرات اساسی در شکل سازمان های اقتصادی و اجتماعی است .
2-5-1 نظریه قانون طبیعی توزیع درآمد و فقر زدایی :
طرفداران قانون طبیعی توزیع درآمد معتقدند که در شرایط رقابت کامل افراد تنها مستحق بهرمندی از کوشش خود هستند و نه بیشتر و یا به عبارت دیگر “هر فرد به اندازه کوشش خود ” شعار این گروه محسوب می شود . به قول کلاسیک ها ، صاحبان عوامل تولید باید به اندازه کارایی نهایی عواملی که در اختیار دارند نصیبشان شود و نه بیشتر . پیروان نظریه قانون طبیعی توزیع درآمد به کارایی اقتصادی که در یک چنین معیار توزیع درآمدی خود به خود مستتر است استناد کرده و آن را عادلانه می دانند . اما از آنجا که شرایط رقابت کامل در عمل نمی تواند تحقق یابد لذا یک چنین قانون توزیع درآمدی نمی تواند جامعه عمل بپوشد . از این رو می باید نظریه ای مردود و غیر علمی در جهت فقر زدایی تلقی گردد. البته واضح است که با پیروی از قانون طبیعی توزیع درآمد میزان بهینه دخالت دولت در أمر فقر زدایی صفر بوده و بار تحمل فقر بر دوش خود فقر است . طبق قانون طبیعی درآمد ، فقر اساسأ علل درونزایی داشته ، لذا نقشی برای دخالت دولت تصور نمی شود و اگر انتقالی از اغنیا به فقرأ به صورت فردی یا گروهی صورت بگیرد باید به صورت داوطلبانه باشد .
2-5-2 نظریه مطلوبیت گرایی توزیع مجدد درآمد و فقر زدایی :
بیش از یک صد سال پیش در مکتب مطلوبیت گرایی که پیشگام آن جان استورات میل117 است پیشنهاد شد است که هدف هر جامعه باید بیشینه نمودن کل رفاه اجتماعی باشد . بدین معنا که اگر از نظر جبری n فرد در جامعه باشند وتابع مطلوبیت فردi ام را U i بنامیم ، آن گاه رفاه اجتماعی یعنی تابعی از مطلوبیت افراد آن جامعه و به شکل روبرو خواهد بود : W= f ( u1,u2,u3,….ui,….un )
تابع فوق به تابع ضمنی رفاه اجتماعی مطلوبیت گرایی معروف است. لازم به توضیح است که در اصل مکتب مطلوبیت گرایی فرض بر این نهاده شده بوده که تابع رفاه اجتماعی عبارت از حاصل جمع مطلوبیت های افراد جامعه باشد . اما امروزه در اقتصاد مدرن رفاه عنوان تابع رفاه اجتماعی مطلوبیت گرایی به تابعی از نوع تابع فوق اطلاق می شود . در تابع مذکور تحت شرایط برابر افزایش مطلوبیت هر یک از افراد جامعه موجب افزایش رفاه اجتماعی می شود بدین معنا که حتی افزایش مطلوبیت تنها یک فرد در اجتماع بدون کاهش در مطلوبیت فرد دیگری منجر به افزایش رفاه اجتماعی می گردد . حال سوُال سیاستگذاری که در اینجا مطرح می شود این است که در چنین جامعه ای حدود دخالت دولت در امر فقر زدایی چکونه تعیین می گردد ؟ پاسخ به این سوُال از این طریق به دست می آید که دولت باید تا آن حد به سیاست توزیع مجدد درآمد خود ادامه دهد تا رفاه اجتماعی بیشینه شود .
مشکلات اجرایی استفاده از این مدل مکتب مطلوبیت گرایی به منظور فقر زدایی عبارتند از :
الف : در عمل تقریبأ غیر ممکن است که تمامی افراد جامعه دارای توابع مطلوبیت یکسان و در نتیجه مطلوبیت نهایی مشابه باشند .
ب : اگر چه برای بسیاری از کالا ها و خدمات ممکن است قانون بازده نزولی مطلوبیت نهایی صادق باشد اما هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که قاعده مذکور در مورد درآمد نیز صدق کند .
2-5-3 نظریۀ بیشینه کمترین توزیع مجدد درآمد راولز و فقر زدایی :
همان گونه که مشاهده کردید نحوۀ انتخاب سیاست های توزیع مجدد درآمد به نفع فقرا بستگی به گزینش نوع تابع رفاه اجتماعی دارد. برای نمونه اگر فرض نماییم که تابع مطلوبیت گرایی رفاه اجتماعی یک تابع وزنی به شکل زیر باشد : W = k1u1+k2u2+k3u3+….kiui+….knun

آن گاه Kiوزن ( اهمیت ) اجتماعی مطلوبیت هر فرد را نشان می دهد . حال اگر فرض کنیم جامعه اهمیت خاصی برای مطلوبیت فقرای خود قابل باشد ، متعاقبأ های بالا تری برای افراد فقیر نسبت به افراد غنی در نظر خواهد گرفت . در یک حالت افراط و تفریطی اگر K برای فقرا (افراد با درآمد روی خط فقر و پایین تر از آن ) مثبت و برای اغنیا (گروه درآمد بالا تر از خط فقر ) صفر منظور گردد و هدف جامعه نیز بیشینه نمودن تابع رفاه اجتماعی باشد آن گاه مدل توزیع مجدد درآمد بیشینه کمترین یا راولز را خواهیم داشت که از دید نحو سیاستگذاری توزیع مجدد درآمد این نتیجه را دربردارد که درآمد می باید کاملاً به طور مساوی توزیع شود مگر آنکه عدم توزیع مساوی درآمد رفاه فقرا را افزایش دهد . در مدل اقتصادی دو نفره ای،اگر فرد فقیر در استخدام فرد غنی باشد و بر اساس مدل راولز دولت از طریق وضع مالیات بر فرد غنی به فرد فقیر یارانه پرداخت نماید ، فرد غنی ممکن است مجبور به کاهش یا کلا قطع تولید گشته و در نتیجه فرد فقیر شغل خود را از دست بدهد . به علاوه پرداخت انتقالی که فرد فقیر از دولت دریافت خواهد کرد کمتر از درآمد شغلی وی خواهد بود لذا مشاهده می شود که در این مدل امکان تفاوت بین درآمد افراد وجود دارد .
ایده روش بیشینه کمترین کم ترین توسط جان راولز118 استاد فلسفه دانشگاه هاروارد آمریکا در دهه 1950 ارائه گردید و بعد ها توسعه یافت از آن جهت توجه اقتصاد دانان را به خود معطوف داشته که وی مدعی است که نظریه اش از اعتبار اخلاقی برخور دار است که از دیگر نظریه ها برخور دار نیستند . راولز در واقع بحث وضعیت اولیه119 را مطرح می سازد . بدین معنا که از آنجا که افراد قبل از تولد (در وضعیت اولیه ) فاقد هر گونه اطلاعاتی در مورد موقعیت اجتماعی خود نظیر وضعیت دارایی ، توانایی یا سلامتی خویش هستند و واقعا نمی دانند که آیا پس از تولد فقیر یا غنی خواهند شد نظر آنها نسبت به نحوه توزیع عادلانه درآمد عاری از هر گونه تبعیض است. اما نظر افراد پس از تولد نسبت به نحوه توزیع درآمد جامعه تحت تأثیر موقعیت اجتماعی آنها فرم و شکل می گیرند . مثلا فردی غنی ممکن است بخواهد که موقعیت خود را همچنان حفظ نماید یا بالعکس بر این اعتقاد باشد که باید به فقرا کمک نماید . یا امکان دارد فردی فقیر طالب انتقال سهم بیشتری از ثروت جامعه به خود باشد یا بالعکس خود را مستحق وضعیت اقتصادی موجود بداند . راولز پیشنهاد نمود که به منظور پیدا نمودن عینی درجه بهینه عدم مساوات افراد جامعه باید در شرایط عاری از تأثیر منابع فردی تصمیم گیری نمایند . زیرا در واقع وضعیت ثانوی افراد120 (پس از تولد ) نسبت به وضعیت اولیه یک حالت احتمالی پیدا می کند لذا باید دید که این اشخاص منطقی هنوز تولد نیافته چه روشی را برای توزیع درآمد پیشنهاد می کنند . راولز بر این اعتقاد بود که این افراد منطقی هنوز تولد نیافته و به یک جامعه تساوی طلبانه121 رأی خواهند داد یا بهتر است گفته شود به نفع آنهاست که به چنین جامعه ای رأی بدهند . زیرا هر فرد منطقی هنوز تولد نیافته خطر گریز همواره از آن بیم خواهد داشت که مبادا پس از تولد قرعه فقر به نام وی اصابت کند و از این رو برای بیمه نمودن خود در مقابل خطر فقربعد از تولد به بیشینه نمودن رفاه فقیرترین ها رأی خواهند داد .
البته نظریه فقر زدایی “بیشینه کمترین”راولز از انتقاد مصون نمانده و سه انتقاد اساسی زیر به آن وارد آمده است: ( خرمی ، فرهاد، 1375 ).
الف ) برتری اخلاقی که راولز برای نظریه خود قابل است بسیار سوال برانگیز است . بدین معنا که چرا نظرات خودخواهانه افراد هنوز تولد نیافته (در وضعیت اولیه ) می باید ارجح باشد ؟
ب ) حتی اگر برتری معیار اخلاقی را ولز مورد قبول واقع می شود هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که افراد منطقی هنوز تولد نیافته که به دنبال نفع شخصی هستند “بیشینه کمترین” را برای تصمیم گیری انتخاب نمایند و یا به عبارت دیگر هیچ گونه توجیهی وجود ندارد که تصمیم گیرندگان تا این حد خطر گریز باشند . چه بسا افرادی احتمال ضعف بسیار فقیر شدن را در مقابل احتمال قوی بسیار غنی شدن قبول نمایند .
طبق نظر فلدشتاین122 کاربرد معیار “بیشینه کمترین ” راولز در برخی از موارد به نتایج غیر منطقی می انجامد . برای مثال اگر فرض کنیم موقعیتی پیش آید که رفاه فقرا به میزان اندکی افزایش یابد اما در عوض رفاه دیگر افراد جامعه ، بجز تعداد معدودی که ثروت خواهند داشت ، به میزان قابل توجهی کاهش یابد آنگاه اگر هدف جامعه صرفا به حداکثر رساندن رفاه فقرا باشد سیاست در پیش گرفته باشد به نظر غیر منطقی می رسد ( . ( Feldstein , Martins, 1976
2-5-4 نظریه بهبود پارتویی فقر زدایی مبتنی بر ارزش اخلاقی نوعدوستی :
نظریه های فقر زدایی که تا کنون راجع به آنهاست بحث شد همگی این نتیجه را در بر داشتند که توزیع مجدد درآمد به نفع فقرا هیچ گاه بابهبود پارتویی همراه نیست . بدین معنا که همواره بهبود وضع فقرا ملازم با کاهش رفاه دیگران است . با مدد از ادبیات اقتصاد بخش عمومی می توان ادعا نمود که در واقع مطلوبیت فرد فقیر مولد اثر پیامدی مثبت مصرف به مصرف123 است . از چنین دید گاهی اصولأ فقر زدایی از طریق توزیع مجدد درآمد حکم کالای همگانی را پیدا می کند زیرا مطلوبیت تمامی افراد جامعه متأثر از میزان نابرابری توزیع در آمد در جامعه است . بنابراین اگر به استناد ارزش اخلاقی نوعدوستی124 کاهش میزان نابرابری در توزیع درآمد جامعه منجر به افزایش رفاه تمامی افراد آن شود اما در عین حال توزیع بخشی از در آمد هر فرد بتواند به تنهایی در توزیع مجدد درآمد جامعه مؤثر باشد آن گاه فقر زدایی مستلزم اقدام گروهی است . لذا دولت با استفاده از قدرت قهریه خود اغنیا را مجبور به توزیع مجدد درآمد به نفع فقرا نماید کارایی اقتصادی افزایش یابد . البته دلایل دیگری می توان ارائه داد که پیروی از اصل نفع شخصی ایجاب می نماید پرداخت های انتقالی از اغنیا به فقرا صورت پذیرد :
اولاً ، همیشه این احتمال برای اغنیای جامعه وجود دارد که خود نیز فقیر شوند لذا سیاست توزیع مجدد درآمد به منزله بیمه ای است که حق بیمه آن مالیات هایی است که افراد غنی از طریق دولت به فقرا پرداخت می نمایند تا در هنگام فقر احتمالی خود پوششی حمایتی داشته باشند . ( خرمی ، فرهاد، 1375 ).
ثانیاً ، سیاستهای توزیع مجدد درآمد می توانند به منزله تضمینی برای ثبات اجتماعی تلقی شوند زیرا فقر موجب اقدام فقرا به اعمال ضد اجتماعی از جمله بزهکاری و شورش خواهد شد که هزینه مقابله با آنها به مراتب بیش از مالیات هایی خواهد بود که صرف ارتقای اقتصادی وضع فقرا خواهد گردید .
2-5-5 نظریه فقر زدایی اسلامی :
ازمطالعه دقیق آیات شریفه قرآن و روایات ، احادیث احکام وتفاسی آنها تا آنجا مربوط به موضوعات انفاق ، خمس ، زکات ،صدقات ، فطریه ، وقف ،نذورات و خیرات می شود چنین بر می آید که اولاً این بخشش ها به دو نوع کلی قابل تقسیم اند : دسته اول مانند خمس و زکات و فطریه که حالت الزامی داشته و حکم وضعی ( حقوقی ) بر آنها صادق است و دسته دوم نظیر صدقه و نذورات که حالت اختیاری داشته و حکم تکلیفی بر آنها مصداق پیدا می کند .ثانیا بنا به حکم شرع این قبیل بخشش ها باید از محل اموال ، دارایی ها و کسب حلال انجام می کیرد اما می توان ادعا نمود که طبق نص صریح قرآن کریم مالک واقعی هر چیز از جمله درآمد ها و دارایی ها افراد خداوند متعال است و هر فرد به نمایندگی و به دستور خداوند حق دخل و تصرف در درآمد و دارایی ها ی حتمی خود را دارد . از جمله آنکه به چه میزان حق تصرف در درآمد خود را دارد و چه مقدار آن را باید در راه خدا به دیگران واگذار نماید .
دوم آن که عدالت اقتصادی به مفهوم قسط و ” مساوات در امکانات ” برای همه جامعه در اسلام ، مبتنی بر اصل مسلم فقهی لاضرر است . عدل در اسلام از چنان مرتبه عظیمی برخوردار است که در میان اصول پنجگانه اعتقادی توحید، نبوت ، معاد، عدل و امامت قراردارد واصل لاضرر با مفهوم بهبود پارتویی در اقتصاد رفاه انگلوساکسون مطابقت دارد . از این اصل چنین بر می آید که در نظریه فقر زدایی اسلامی ، بهبود وضع اقتصادی فقرا نباید موجب کاهش مطلوبیت دیگر اقشار درآمدی گردد.
سوم آنکه طبق نظریه فقرزدایی اسلامی سه عامل کار ، محصول کار که ایجاد مالکیت می نماید و نیاز ، عوامل تعیین کننده توزیع مجدد درآمد به نفع فقرای جامعه اند . چهارم آنکه در اسلام مواسات به معنای دعوت به همکاری و شرکت دادن دیگران در اموال خویش و ایثار به مفهوم ترجیح دادن و برتر شمردن و مقدم داشتن دیگران در اموال خویشتن به منظور جلب رضایت خداوند است و به علاوه اسلام ، تعاون و تعاطف را قویاً تشویق و توصیه می کند . این خصایص والای اخلاقی در اقتصاد رفاه انگلوساکسونی در قالب و مفهوم نوعدوستی خلاصه می شوند ( خرمی ، فرهاد ، 1375 ) .
2-6 دیدگاه توسعه و توسعه پایدار
(Theory ( Development & Sustainable Development:
مقدمه :
توسعه پایدار، مفهوم جدیدی است که از طریق پیوند بین ابعاد مختلف توسعه (اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی) و توجه خاص به ملاحظات محیطی و حفظ محیط زیست از دهه 80 به طور گسترده ای مطرح گردید. در آغاز قرن 21، جهان شاهد علائمی از نگرانی ها ی شدید در رابطه با

مطلب مرتبط :   خلیج، جنگ، نفت، اوپک، انقلاب، عربستان