مورد توجه قرار می‌گیرند.
نخستین باروی ربض بخارا بر شالود? ربض کهن در سال 235 قمری بنا شد. بارتولد احتمال می‌دهد که، شالود? باروی کهن به دور? ابومسلم مربوط می‌شده است،894 اما نام برخی از دروازه‌های این بارو گواه از آن دارد که دروازه‌ها کهن‌تر بوده و دست کم در عصر ساسانیان و در زمان گسترش آیین بودا در این منطقه بنا شدند. نام دروازه‌ها در آثار اصطخری، نرشخی، ابن‌حوقل و مقدسی895 این گونه بیان شده‌اند:

اصطخری
نرشخی
ابن‌حوقل
مقدسی
1.
در آهنین
؟
درواز? آهنی
مقدسی 10 درواز? باروی دوم (باروی جدید) ربض را نام برده، بیان می‌کند که در قدیم 10 درواز? دیگر نیز ساخته شد که به اینها می‌پیوستند اما نام آنها غیر از دروازه‌های باروی دوم بوده است!
2.
در پول حسّان
؟
درواز? پل حسان

3.
درواز? مسجدماخ(1)
درواز? مسجد ماخ
درواز? مسجدماخ(1)

4.
درواز? مسجدماخ(2)
؟
درواز? مسجدماخ(2)

5.
در رخنه (رحبه)
؟
درواز? رخه! (رخنه)

6.
درواز? کوشک بوهاشم
درواز? ابراهیم؟
درواز? کوشک ابوهاشم کنانی

7.
در پول بازارک (قنطره السویق)
درواز? بازار
درواز? سویقه

8.
درواز? فارْجَک (مار حمل)
؟
درواز? فارجک

9.
در کوی مغان
در کوشک مغان
درواز? سک? (کوشک) مغان

10.
در سمرقند
در سمرقند
درواز? داخلی سمرقند

11.

درواز? باغ

12.

در سعدآباد

13.

دروازجه

باروی دوم (باروی بیرونی= باروی جدید) با محیطی وسیع‌تر از باروی نخست در واقع برای گسترش شهر و استحکام‌بخشی باروی نخست پی نهاده شد. از آن جا که دروازه‌های این بارو به سوی شهرهای پیرامونی بخارا باز می‌شده‌اند، برخی از آنها به نام آن شهرها خوانده شده‌اند. منابع پیش‌گفته، نام دروازه‌های باروی دوم ربض را بیان کرده‌اند. همچنین بارتولد سعی کرده است896، این دروازه‌ها را نشانه‌یابی کند که در مقابل کدام یک از دروازه‌های پیش‌گفته قرار داشته و در دوره‌های متأخر با چه نامی خوانده شده‌اند.

اصطخری
نرشخی
مقدسی
ابن‌حوقل
در مقابل دروازه‌های باروی یکم
بارتولد (نام‌های سد? اخیر)
1.
میدان (خراسان)
سرای معبد؟
میدان
میدان (خراسان)
کاخ ابوهاشم897
قراکل
2.
ابراهیم (در مشرق)
ابراهیم
ابراهیم
ابراهیم (در مشرق)
رخنه؟898
شیخ جلال899
3.
حدیق (الریو)

دیود؟
ریو
مسجد ماخ
نمازگاه
4.
مردقشه (بردقشه)

مرده‌کشان
مردکشان
مسجد ماخ
سلاخانه
5.
کلاباد

کلاباذ
کلاباد
پل حسان
قرشی
6.
نوبهار

نوبهار
نوبهار
بهار (آهنین)
مزار
7.
سمرقند
سمرقند
سمرقند
سمرقند
سمرقند

8.
رامیثینه

رامیثینه
رامیثنه
دروازجه؟؟
اوغلان
9.
حدشرون (سرون)

حدشرون
جدشرون
فارجک
تل پاچ
10.
غُشج

غشج
غشج
بازارک (سویق)
شیرگیران
11.

منصوره؟
فغاسکون
بغاشکور (میانِ سمرقند و رامیثنه)
بارتولد از درواز? فرغانه که مقابل درواز? مغان بوده و در دور? جدید امام نام داشته نیز یاد کرده است.

مهم‌ترین منبع برای بررسی محل دقیق دروازه‌ها مسالک و ممالک اصطخری است که تقریباً سیر منطقی قرار گرفتن آنها بر گرد شهر را بیان کرده است. اما وی در نشانه‌یابی درواز? ابراهیم که البته کلید اصلی برای درک درست پیرامون محل اصلی دروازه‌ها است، سردرگمی به وجود می‌آورد. وی می‌گوید “درِ میدان” سوی خراسان و دروازد? حدشرون در راه خوارزم قرار دارند. نام دروازه‌های سمرقند و رامیثنه هم گواه از آن دارد که در راه سمرقند و ریامیثن قرار گرفته بودند. اما بلافاصله پس از نام درواز? میدان درواز? ابراهیم را سوی مشرق می‌داند. که مشخص نیست منظور او آن است که درواز? ابراهیم در شرق شهر قرار داشته یا در جانب شرقی درواز? میدان؟ امروزه می‌توان جای درواز? میدان را به فاصل? نزدیکی در غرب آرامگاه امیر اسماعیل مشخص کرد اما در بخش‌های جنوبی و شرقی شهر نشانی از دروازه‌ها بر جای نمانده است.900 بارتولد بدون توجه به این موضوع، با این که در زمانی شهر را مشاهده کرده که برج و باروی آن پا بر جا بوده، درواز? ابراهیم را در بخش جنوبی شهر نشانه‌یابی کرده است. احتمال نگارنده این است که درواز? ابراهیم در بخش شرقی شهر قدیم بخارا، یعنی جایی که شهر گسترش نداشته، قرار گرفته بود.901 با این همه از آن جا که در بخش شرقی بر خلاف بخش‌های جنوبی تراکم روستاها و آبادی‌ها بیش‌تر بوده، در آن جا تعداد دروازه‌ها زیادتر بوده است. بخش جنوب غربی نیز در عصر سامانیان مورد توجه واقع نشد، چرا که متمولان، وزیران و بزرگان نظامی و سیاسی در پیرامون کهندژ یعنی در ضلع شمال غربی زمین‌های حاصلخیز میان رود ریگستان و جوی مولیان (رباح) که دشتک خوانده می‌شدند، باغ و کوشک برآوردند. زمین‌های ریگستان نیز به تدریج مورد استفاده برای ساخت‌وساز کوشک‌های دیوانی و عمارت‌های وزیران قرار گرفت. گرداگرد کهندژ به نام ربض کهندژ معروف بود و اگرچه در منابع اشار? واضحی نشده است اما گمان می‌رود که شهر در پی توسع? خود در بخشی از ربض کهندژ توسعه یافت. چنان که نشانه‌های نرشخی دربار? وجود دروازه‌های معبدالخیل (امام)، درواز? باغ، دروازجه و کوی‌های بولیث،902 دروازجه و حتی وجود بازار میان شارستان و ربض این موضوع را ثابت می‌کند.
شارستان در بخش شمال شرقی و در مسیر راه سمرقند گسترش یافت؛ به دلیل آن که مهم‌ترین راه تجاری به سوی شرق و شمال شرقی می‌رفت و از شهرهای بومجکث، طواویس، کرمینیه، سمرقند، اشروسنه، چاچ، فرغانه و… می‌گذشت. در همان آغاز، امیر اسماعیل سامانی بر درواز? سمرقند یک رباط بنا نهاد.903 در روایت‌هایی که پیرامون آتش‌سوزی سال 325 قمری ارائه شده است، بیان شده که بازار راه سمرقند، محل? درواز? سمرقند و کوی بکار که در نزدیکی بازار و مسجد ماخ بوده‌اند در آتش سوختند.904 از این رو مشخص است که شارستان در بخش شمالی درواز? آهنین قدیم و در امتداد راه سمرقند توسعه یافته بود. در شارستان محل قرار گرفتن کوی‌های دهقانان، کوی اعراب، کوی مغان، کوی گردونکشان، کوی رندان، کوی وزیر بن ایوب بن حسان، کوی علاء، کوی دروازجه، کوی فغسادره و کوی بولیث بیش و کم قابل شناسایی هستند و در محدود? ربض جایگاه نماز (نمازگاه عید) توسط قتیبه برای برپایی نماز عید، کوشک‌های وزیران و دیوانیان، کاخ امیر نصر سامانی، مسجد ابوجعفر عتبی، مسجد جامع فضل برمکی در محدود? ریگستان در جنوب و غرب کهندژ تقریباً قابل شناسایی هستند.905
امیر اسماعیل سامانی در کنار? جوی رباح (اریق رباح= ریاح) زمین‌های “حسن بن محمد بن طالوت که سرهنگِ المستعین ابن ‌المعتصم” بود، را از او خرید. این زمین‌ها از آنِ طغشاده حکمران بخارا (بخارخدات) در زمان قتیبه بن مسلم، بوده‌اند که ابن‌طالوت نیز از وی خرید. امیر اسماعیل در آن جا “سرای‌ها و بوستان‌ها ساخت و بیش‌تر بر موالیان وقف کرد” و این گونه جوی رباح به نام جوی مولیان مشهور شد.906 زمین‌های پیرامون آن نیز با نام دشتک از آنِ ابن‌طالوت بود که ده هزار درم خریده شدند و از آن جا که نیزار بود، در همان سال اول ده هزار درم از بهای نی به دست آوردند.907 اصطخری بیان می‌کند که رود رباح در محدود? اراضی دشتک و مولیان، هزار باغ و کوشک و بوستان را آب می‌دهد.908
در بخش شمالی شهر و در راه ریامیثن، درواز? نو (نور) بنا شده بود که محله‌ای به نام “کارک علویان” قرار داشت. از جایی دیگر به نام درواز? شیعیان نیز یاد شده که به احتمال در نزدیکی کارک علویان و به احتمال بیش‌تر در بخش توسعه یافت? شهر به سوی کهندژ قرار داشته است. در میان اراضی کارک علویان، امیر منصور بن نوح در سال 356 قمری “کوشکی ساخت به غایت نیکو، چنان که به وی مثل زدندی از نیکویی”. زمین‌های کارک علویان، مملک? سلطانی بود تا آن که در زمان نصر خان بن طغماج خان قراخانی،909 این ضیاع را به اهل علم داد به این دلیل که به شهر نزدیک بود و فقها می‌توانستند به راحتی کشاورزی کنند و در ازای آن زمین‌های دورتری را به عنوان مملک? سلطانی در اختیار گرفت.910

مطلب مرتبط :  

5. سازه‌های آبی و سازمان آبیاری در شهر بخارا
شهر بخارا و شهرواحه‌های پیرامون آن، در جایی واقع شده‌اند که رود سغد (زرافشان) به جوی های چندی تقسیم می‌شود و هرکدام شهرها و آبادی‌های بسیاری را سیراب می‌کنند. این محدوده جایی است که رود در زمین‌های وسیع‌تری جریان می‌یابد تا جایی که در ریگزارهای غرب ورخشه، خجده، مغکان و واحه‌های شرق بیکند فرو رود یا آن که به صورت فاضلاب به پارگین های911 شهر وارد شود.
اصطخری اشار? جالبی به بالا بودن سطح آب در بخارا دارد: “زمین‌های سغد و بخارا همه به آب نزدیک بوَد، از این سبب درختستان بلند نباشد، چون گوز و سپیدار و آنچ به این ماند و اگر نهالی در آن بنشانند دراز و بلند نشود”.912
خاک زمین‌های بخارا و شهرهای پیرامون آن، اگرچه بر اثر انباشت آبرفت حاصلخیز هستند اما، از آن جا که بخش وسیعی از این منطقه ریگزار بوده یا از زمین‌های سست برخوردار است، آب رود سغد در آن نفوذ می‌کند و از آن جا که در منتهی‌الیه جریانِ آبِ سغد قرار دارد، فاصل? آب تا سطح زمین چندان زیاد نیست و این امر موجب خشکاندن درخت به دلیل ریشه دوانیدن در آب و عدم دسترسی به املاح می‌شود. از این رو شیو? موفق برای کشت درختان میوه، یا محصولات زراعی و جالیزی، کندن جوی‌ها، هدایت آب به درون حوض‌های بزرگ و در نتیجه استفاد? تدریجی در زمین‌های کشاورزی بوده است. شاید گذشته از عوامل امنیتی (دفاعی)، عامل مهم برای ساخت شهر بخارا بر روی زمین‌های مرتفع،913 بدان گونه که آب در شارستان (جز بخش جنوب غربی در محدود? بازار ماخ = مسجد مغاک عطار) و در کهندژ جاری نباشد، آن بوده که بستر خانه‌ها از نفوذ آب در امان باشد.
هدایت آب در جوی‌های کوچک و بزرگ، پیش از رسیدنِ به باروی بزرگ بخارا (کنپرک) آغاز می‌شد.914 این امر دسته کم دو دلیل عمده داشت، یکی آن که بلافاصله پس از باروی بزرگ زمین‌های قابل کشت قرار گرفته بودند که هر کدام با استفاده از جوی آبی سیراب می‌شدند؛915 دیگر آن که با تقسیم جریان خروشان آب که به ویژه در فصل تابستان بر اثر ذوب برف‌های ارتفاعاتِ شرق و جنوب سمرقند، سرعت و شدت بیش‌تری می‌یافت، حصار بزرگ تهدید نمی‌شد. در آغاز هر شهر یا در آغاز زمین‌های زراعی حوضچه‌هایی با استفاده از بندهایی که ورغ خوانده می‌شدند، قرار گرفته بود. چنان که در بخش “نقش رود سغد در ساخت شهرواحه ها” بیان شد، این حوضچه‌ها انباشت آب و تقسیم‌بندی آن را برعهده داشتند.
مقدسی در بار? چگونگی ورود آب سغد به بخارا، تقسیم‌بندی و نظام آبیاری آن چنین بیان کرده است:
“رودخان? سغد پس از ان که از کلاباد می‌گذرد، پر از آب وارد قصب? بخارا می‌شود، دربندی بزرگ دارد که چوب‌ها در آن نهاده شده است، پس چون در تابستان آب افزون گردد، چوب‌ها را یکایک به انداز? افزایش بر می‌دارند تا بیش‌تر آب به دربند ریخته به بیکند برود. هر گاه این نظام نمی‌بود آب یکسره به قصبه می‌ریخت. جایگاه این دربند فاشون نامیده می‌شود. در پایین شهر نیز دربندی دیگر است که آن را ورغسر نامند و مانند آن است. این نهر، شهر را می‌شکافد و در بازار و خیابان‌ها شاخه شاخه شده به استخرهای روباز و بزرگ شهر می‌رود، که در کنارشان اتاقک‌های چوبین ساخته شده که در آنها شستشو [وضو- غسل] کنند”.916
جوی‌های واردشده به شهر در بازارها، کوی‌ها و گذرها روان بودند و عموماً به دلیل عدم بهره‌برداری صحیح و دفع زباله در آنها آلوده می‌شدند.917
اصطخری، نرشخی و ابن‌حوقل مسیر رودها (اریق‌ها) را به خوبی مشخص کرده‌اند که در واقع همگی از دو جانب شرقی و شمال غربی زمین‌های ربض را سیراب می‌کرده‌اند.918 در هر دو جانب، ورغ‌ها و حوضچه‌هایی برای نگه داشتن آب و قرار دادن آن در استخرها تعبیه شده بود که این حوض‌ها مهم‌ترین عامل در چگونگی گسترش شهر، مشروب کردن اراضی ربض، باغ‌ها، کوشک‌ها و بوستان‌ها بودند که هنوز هم می‌توان نمونه‌هایی از آنها را در پیرامون کهندژ، ریگستان و به ویژه در محدود? پیرامونی آرامگاه امیر اسماعیل (بوستان امیر اسماعیل) مشاهده کرد. دو رود ریگستان و رباح (مولیان) از شمال غربی کهندژ وارد محدود? ربض می‌شدند و ضمن سیراب کردن زمین‌های دشتک حوض‌های غرب ریگستان و پیرامون آرامگاه امیر اسماعیل از آنها سیراب می‌شدند.
جویبار بکار که از شرق و تقریباً از مسیر دروازه‌های سمرقند، نوبهار و آهنین وارد شارستان می‌شد و از میان بازار ماخ می‌گذشت، مهم‌ترین جویباری بود که بخش‌هایی از شارستان را آبیاری می‌کرد. جویبار کلان نیز تقریباً از همان مسیر وارد شهر می‌شد که زمین‌های ربض را در جنوب غربی شهر سیراب می‌کرد تا این که در نهایت به نوکنده می‌رسید و به قول بارتولد (که جای تردید دارد!)919 از مسیر پل بازارک و درواز? غشج به جنوب غربی شهر می‌رفت تا به پارگین‌ها و فاضلاب‌های پایین دست شهر بپیوندند.
جوی دیگری که از شرق وارد می‌شد، فشیدیزه920 نام داشت که آسیاهای آبی را در محدوده‌ای از ورغ‌ها و آبگیرها (حوض‌ها) راه می‌انداخت. بهترین آگاهی‌ها دربار? این رود و مسیر آن که باعث بازشناسی جایگاه دروازه‌های مردقشه، زمین‌های ابوابراهیم و به