دانلود پایان نامه
حیاتی به سر برده بود، یک سرمایه هدر رفته به شمار می‌رفت. بیشترکشتی‌ها به دلیل مشکلات مکانیکی و کمبود مهارت‌های فنی لازم از رده خارج شده بودند. علاوه بر این، ایران می‌دانست که به علت عدم رابطه ایران با تأمین‌کنندگان غربی سلاح، مشکلات عملیاتی کشتی‌ها یا سیستم‌های آنها رفع شدنی نیست. رفع نواقص و خرابی تجهیزات غیرممکن بود و جایگزینی موشک‌های کروز و مهمات اصلی، میسر نبود.<br/” title=”br”>br />در سال 1980، جمهوری اسلامی نوپا به خوبی از موقعیت استراتژیک ایران آگاه بود و به درستی به این نکته پی برده بود که با توجه به عدم برخورداری از سلاح‌های غربی و وخامت فزاینده وضعیت نیروی دریایی ایران، استراتژی شاه مبنی بر کنترل خلیج فارس، دست کم در آینده نزدیک، دست‌یافتنی نیست. جمهوری اسلامی می‌دانست که صرف هزینه‌های گزاف توسط شاه برای سلاح‌های مختلف جهت کنترل خلیج فارس نقش مهمی در سقوط او داشت. علاوه بر این، از آنجا که نیروی دریایی شاه فقط قادر به محفاظت از منافع و موقعیت استراتژیک ایران در برابر بازیگران منطقه‌ای بود و تهدیدات بالقوه جدید پیش روی این کشور (ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه) از لحاظ توانایی کنترل دریا از برتری بسیار بالایی برخورداربودند، لذا هر گونه رویارویی مستقیم با این نیروها به یک شکست غیرضروری منجر می‌شد.
سه سال بعد از حمله عراق، اکثر کشتی‌های جنگی ایران یا در بندر عباس دور ازخطرنگه داشته شده بودند یا به لحاظ فنی غیر قابل استفاده بودند. نیروی هوایی به چالش کشیده نشده عراق، یک فروند قایق موشک‌انداز ایران را در نوامبر 1980 و دو فروند رزم‌ناو ساخت آمریکا را در سال 1982 غرق کرد. با آغاز ماه می 1983، سه ماه بود که ایران در نیروی دریایی خود متحمل خسارات فراوان می‌شد (عراق جنگ نفتکش‌ها را به صورت جدی در ماه مارس 1984آغاز کرده بود). بنابراین، شورای عالی امنیت ملی ایران به دنبال یافتن استراتژی جدیدی برای افزایش قدرت دریایی ایران و همچنین ساختار نیرویی بود که با صرف هزینه قابل تقبل، از موقعیت استراتژیک این کشور در حوزه دریایی حمایت کند. بنابراین، جمهوری اسلامی به استراتژی محدود ممانعت از دسترسی دیگران به خلیج فارس روی آورد و کشتی‌ها و منافع نفتی کشورهایی را که از عراق پشتیبانی می‌کردند، مورد تهدید قرار داد. این کشورها که از این استراتژی ایران لطمه دیده بودند، عراق را برای توقف حملات خود علیه منابع نفتی ایران تحت فشار گذاشتند. اگر چه این استراتژی در نهایت به مداخله قدرت‌های خارجی و در راس آنها آمریکا، برای متوقف ساختن حملات ایران علیه کشتی‌ها انجامید، اما هنوز هم این استراتژی، استراتژی مهم جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس محسوب می‌شود.
در اواخر سال 1984، ایران در حال بازسازی ساختار و توان دریایی خود بود و در نظر داشت استراتژی بازدارنده دست‌یافتنی‌تری را در پیش بگیرد. این ساختار جدید که ایران از عهده آن بر می‌آمد، بر تشکیل نیروهای ویژه جنگی، از قبیل نیروی دریایی سپاه، زیردریایی‌های کوچک، موشک‌های کروز ضد کشتی ساحل‌پایه(ASCM) ، امکانات گسترده مین‌گذاری، قایق‌های گشت مسلح به موشک‌های کروز و شبکه جدید دفاع هوایی در جنوب خلیج فارس تمرکز داشت. نقطه ضعف عمده نیروی دریایی متعارف شاه عدم مهارت در دفاع هوایی بود. این کمبود می‌بایست با غافلگیری زیردریایی‌ها، بالا بودن سرعت عملکرد، کوچکی اندازه و نحوه عملکرد قایق‌های گشت مجهز به موشک‌های کروز، امکانات روزافزون مین‌گذاری و استقرار سکوهای ساحلی پرتاب موشک‌های کروز جبران می‌شد.
جنگ نفتکش‌ها در خلیج فارس یک رویداد تعیین کننده در تاریخ نیروی دریایی ایران است که بازتابی از استراتژی دریایی ایران یعنی همان استراتژی ممانعت از دسترسی دیگران به خلیح فارس می‌باشد. مناقشه بین ایران و عراق در مراحل اولیه در خشکی جریان داشت و فقط چند واحد کوچک دریایی نقش پشتیبانی اندکی در منطقه اطراف خرمشهر ایفا می‌کردند. در سال 1984، عراق متوجه شد ابتکار عمل در جنگ زمینی را از دست داده و تصمیم گرفت توجه خود را بر قدرت هوایی متمرکز نماید. عنصر اصلی استراتژی عراق حمله به مناطق استراتژیک ایران و فلج کردن اقتصاد این کشور بود. به همین منظور، به تأسیسات نفتی حیاتی ایران در جزیره خارک حمله کرد که 85 در صد از صادرات نفتی ایران ازطریق نفتکش‌ها از این بندر انجام می‌شد. بندر خارک مهم‌ترین هدف جنگنده‌های میراژ 1F- عراقی مسلح به موشک‌های اگزوسه ضد کشتی بود. در پاسخ یه این حملات، ایران با حمله به نفتکش‌های متعلق به کشورهای حامی عراق در خلیج فارس درصدد پاسخ‌گویی بر‌آمد با این امید که دولت‌هایی چون عربستان و کویت از حمایت عراق دست بردارند.
در اوایل سال 1984، یک اسکادران از فانتوم‌های 4F- داگلاس مک دانل از پایگاه هوایی وحدت به فرودگاه بندرعباس منتقل شد و در زمینه حملات دریایی مجددا آموزش دید. نیروی دریایی ایران، اطلاعات مربوط به اهداف مورد نظر خود را از فرماندهی دریایی مستقر در بندرعباس دریافت می‌کرد. گروه مسئول هدف‌گیری نفتکش‌ها، اطلاعات خود را از منابع مختلف که شامل ایستگاههای مستقرشده توسط سپاه پاسداران در سکوهای نفتی، ایستگاههای رادار نیروی دریایی در سواحل اطراف تنگه هرمز و اطلاعات گزارش شده از تهران (دریافت شده از طریق تلفن‌های میکرو ویو با تروپوسکاتر)، جمع‌آوری می‌کرد. در مراحل نهایی انتخاب اهداف، رسته سوم از مرکز دفاع هوایی نیروی هوایی ایران (که به یگان یکم نیروی دریایی و فرماندهی ناوگان ایران در خلیج فارس هم معروف بود،) هواپیماهای گشتیP-3F  نیروی هوایی را برای شناسایی و تایید آخرین موقعیت اهداف مورد نظر به کار گرفت.
ایران برای اولین بار در 13 ماه می 1984، با یک فروند هواپیمای 4F- در 85 مایلی سواحل بحرین، نفتکش “ام کسبه” را که نفت خام کویت را حمل می‌کرد، با استفاده از یک موشک کروز ماوریک 65 AGM- مورد حمله قرار داد. در ماه می چهار کشتی دیگر حامل نفت کویت نیز هدف حمله قرار گرفت. حمله دیگر در تاریخ 10 ژوئن به پنجمین تانکر در مسیر کویت رخ داد. استفاده ایران از جنگنده‌های فانتوم (که تعداد کمی از آنها عملیاتی بودند،) نشان‌ دهنده اهمیت موضوع از دید ایران می‌باشد. آسیب وارد شده به کشتی‌ها در اکثر موارد جزئی بود و هیچگونه تلفات جانی هم نداشت. در اثر این حملات، موشک‌های ماوریک قابل استفاده ایران به زودی تمام شد و از اواسط 1984، هواپیماهای 4F- ایران مجبور شدند از موشک‌های 57 میلی‌متری هوا به زمین ساخت چین استفاده کنند.
نیروی دریایی ایران گاهی به دلیل نواقص و ناکارآمدی‌های هواپیماهایP-3F نیروی هوایی که در جزیره لاوان مستقر بودند، عملیات‌های خود را قطع می‌کرد. کمبود قطعات و امکانات لازم برای نگهداری هواپیماها باعث می‌شد که تعداد پروازهای هواپیماهای گشتی روزانه از دو مورد بیشتر نباشد. این امر نیروی هوایی را بر آن می‌داشت که کمبود هواپیماهای 3 P- را با هواپیماهای هرکولC-031E/H  از اسکادران حمل ونقل شیراز جبران کنند.
پردازش غیراتوماتیک داده‌ها و اتکا به هواپیماهای نامطمئن، نیروی دریایی و همچنین سپاه پاسداران را بر آن داشت که از دولت بخواهند به تهیه سیستم لازم برای استقرار موشک‌های ضد کشتی کروز اقدام کند. در اواسط سال 1984، دولت ایران به نیروی دریایی اختیار داد مذاکرات لازم را برای خرید سیستم موشک‌های کروز کرم ابریشم را که غالباً توسط چین ساخته می‌شد، انجام دهد. اگرچه نیروی دریایی سپاه پاسداران و نیروی دریایی ارتش هر دو در زمینه این سفارش فعال بودند، اما سفارش خرید موشک‌های کرم ابریشم از سوی فرماندهان نیروی دریایی ارتش در تهران صادر شد.
همکاری بین نیروی دریایی ارتش و نیروی دریایی سپاه بسیار تنگاتنگ بود. نیروی دریایی سپاه معمولاً با عملیات ویژه و حملات سبک خود به‌عنوان بخش تکمیل کننده ساختار متعارف نیروی دریایی ارتش عمل می‌کرد.
نیروی دریایی سپاه که بهتر از نیروی دریایی ارتش پی‌ریزی شده بود، در طول جنگ نیز از تجهیزات بهتر و آموزش مشاوران خارجی برخوردار بود. این امکانات به همراه جسارت بیشتر نیروهای سپاه به سرعت باعث افزایش سهم این نیرو در عملیلت‌های دریایی ایران ‌شد. نیروی دریایی سپاه و نیروی دریایی ارتش ایران در ادامه همکاری‌های نزدیک خود، بعد از جنگ ایران و عراق، تقریباً تمامی پست‌های عالی فرماندهی، آموزشی و لجستیکی خود را ادغام کردند. ( برای مثال، علی شمخانی که از فرماندهان نیروی دریایی سپاه بود، در دسامبر 1989 با حفظ سمت خود به فرماندهی کل نیروی دریایی ایران منسوب شد).
حمله ایران به نفت‌کش‌ها رفته رفته بسیار گزینشی و محدود به کشتی‌های عراقی شده بود. اما در 5 جولای 1984، ایران با حمله به نفت‌کش “پرایم‌ رز”1 که حامل نفت خام عربستان سعودی بود، دامنه جنگ نفت‌کش‌ها را گسترش داد. در ادامه همان ماه، ایران 13 فروند کشتی دیگر را نیز مورد هدف قرار داد و گستره حملات خود را از خلیج فارس تا تنگه هرمز کشاند. کشتی “گاز فانتین”2 که حامل گاز مایع بود وکشتی اسکورت “پاسیفیک پروتکتور”3 (تحت پرچم پاناما) در 12 و19 اکتبر توسط هواپیماهای جنگنده مورد هدف قرار گرفتند. میزان خرابی این دو کشتی در اثر آتش به حدی بود که غیر قابل بازسازی و تعمیر بودند و مالکان‌شان آنها را اوراق کردند. حمله به کشتی “پاسیفیک پروتکتور” بیشترین تلفات جانی را در پی داشت. طبق گزارشات، دو نفر کشته و 11 نفر مفقود شدند. اما در کل، حملات ایران به کشتی‌ها تلفات چندانی به دنبال نداشت و در سراسر آن سال فقط 23 نفر کشته گزارش شد.
هواپیماهای بال ثابت نیروی هوایی ایران در طول سال 1985 نیز به حملات خود ادامه دادند که در 31 جولای 1985 به 12 مورد رسید. اما علیرغم انتقال اسکادران دوم فانتوم به بندرعباس در ژوئن 1985، حملات نیروی هوایی ایران در دریا کاهش یافت و در نیمه دوم سال به چهار مورد رسید. کمبود شدید قطعات یدکی هواپیماهای 4F-، ایران را در انجام عملیات با مشکلات جدی مواجه کرد. بعلاوه، نیروی زمینی ایران هم که درگیر حملات زمینی بود، به پشتیبانی نیروی هوایی نیاز مبرم داشت.
تاکتیک حملات دریایی ایران در جولای 1985 تغییر کرد. آنها از هلیکوپترهای آمریکایی کبریAH-IJ  برای حمله به کشتی‌ها استفاده کردند. هلیکوپترها که از سکوی نفتی رشادت و جزیره ابوموسی در قسمت جنوبی خلیج‌ فارس بعنوان پایگاه عملیات‌های خود استفاده می‌کردند، در سال 1986 تعداد حملات خود را، در مقایسه با 16 مورد حمله هواپیماهای بال ثابت، به 21 مورد افزایش دادند. اما افزایش عملیات‌های زمینی ایران و نیاز نیروهای زمینی به پشتیبانی نیروی هوایی باعث شد که توجه بالگردهای ایران به جنگ زمینی متمرکز شود.  
در پاییز سال 1986، کشتی‌های ایران وارد جنگ نفت‌کش‌ها شدند که دامنه آن روز به روز گسترش می‌یافت. نیروی دریایی ایران در اوایل سپتامبر، اولین حمله خود را علیه نفت‌کش ال‌فونتاس1 انجام داد که حامل پرچم کویت بود و تا پایان سال به سه فروند کشتی دیگر نیز حمله کرد. بیشتر حملات ایران از فاصله نزدیک (در محدوده 10 مایل دریایی) با ناوچه‌های کلاس سام و موشک‌های کوچک سی‌کیلر2 ضد کشتی ساخت انگلستان انجام می‌شد. به تدریج که از ذخیره موشک‌های سی‌کیلر کاسته شد، ناوچه‌های ایرانی به نبردهای نزدیک‌تر با استفاده از توپ روی آوردند. این حملات معمولاً در تاریکی شب و در قسمت جنوبی خلیج فارس صورت می‌گرفت. حمله علیه کشتی‌ها با استفاده از اطلاعات فراهم شده از ستاد فرماندهی در بندر‌عباس، در منتهی‌الیه شمالی تنگه هرمز یا در منطقه ساحلی در مجاورت آب‌های سرزمینی ایران انجام می‌شد.
ایران در اوایل سال 1987، برای افزایش کارآمدی حملات خود علیه نفت‌کش‌ها به کاشت مین روی آورد. طراحی مین‌های ایران، عمدتا براساس مین‌های تماسی 08 vintage M- روسی  که در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار می‌گرفت، انجام می‌شد. نیروی دریایی ایران مین‌ها را در دریای عمان، آب‌های شمالی امارات متحده عربی و آبراه‌های نزدیک قطر کار می‌گذاشت. این سلاح ایران ریسک حمل و نقل نفت در خلیج فارس را به شدت افزایش داد که از اهداف اولیه استراتژی ممانعت از دسترسی دیگران به خلیج فارس بود. به همین دلیل نرخ بیمه کشتی‌ها از 25/0 به 5/7 درصد از ارزش بار کشتی افزایش یافت که تأثیر منفی بسیار زیادی بر کشتیرانی در خلیج‌ فارس داشت. ایران با صرف کمترین هزینه و کار گذاشتن کمتر از 200 عدد مین دارای فن‌آوری پایین، توانست در راستای استراتژی ممانعت، ابتکار عمل را در خلیج‌ فارس به دست بگیرد.
اولین کشتی در 5 ژانویه با یک مین ایرانی برخورد کرد. تا پایان سال، نه فروند کشتی دیگر نیز به این مین‌ها اصابت کردند. نیروی دریایی آمریکا تا اواسط ژوئن 1987، در تلاش بود تا مین‌های 08 M- ایرانی موجود درعمق آبراه‌های منتهی به پایانه “مینا احمدی” کویت را خنثی کند. این اقدام به شکل‌گیری یک عملیات عمده مین‌روبی منجر شد و موثر بودن مین‌های قدیمی اما کارآمد ایران را در اجرای استراتژی ممانعت نشان داد. بیشتر از یک ماه طول کشید تا مین‌روب‌های آمریکا و عربستان تنها کانال منتهی به بزرگترین پایانه نفتی کویت را مین‌روبی کنند.
کارآمدی مین‌های ایران که توسط قایق‌های تندرو سپاه مستقر در جزیره ابوموسی یا توسط نیروی دریایی ارتش ایران کار گذاشته می‌شد، تا حد زیادی به