تأیید کردند، اگر مورد تأیید قرارنمی¬گرفت برنامه اجرا نمی شد. »
ابتدا برنامه فارسی رادیو بغداد را به استثنای قسمتی که مربوط به اخباری که خود آنها انتخاب می¬کردند و تفسیر سیاسی بود، بقیه را در اختیار نیروهای مبارز ایرانی قرار دادند. جبهه متشکلی که بختیار به وجود آورده بود و حتی حزب توده و عناصری از جبهه ملی دوم که در خارج از کشور بود، برخی از کنفدراسیون را راضی کرده بود، آنها را زیر مجموعه خود قرار دهد و به عنوان یک جبهه آزادی بخش علیه رژیم شاه معرفی کند. دعایی در مدارس علمی نجف درس می خواند شهریه از مراجع و عمدتاً از امام می¬گرفت. وی برنامه¬ها را در چند صفحه کاغذ می¬نوشت، در خود مرکز رادیو بغداد و در استودیویی که در اختیارش بود، ضبط می کرد. هفته¬ای سه مرتبه به بغداد می¬رفت و هر دفعه دو الی سه برنامه را ضبط می¬کرد و هیچ امکان و وسیله حمل و نقل و دفتری از عراقی¬ها نگرفت زمان اجرای برنامه ابتدا 15 الی بیست دقیقه در روز اجرا و در شب تکرار می¬شد. به تدریج این برنامه توفیق پیدا کرد و جاذبه ومورد مقبول واقع شد، دقایقی را به برنامه اضافه کردند تا حدی که به نیم ساعت الی 45 دقیقه رسید.
دعایی از همان اول تا به آخر به عنوان یک طلبه در نجف تحصیل کرد، از امکانات طلبگی و حوزه استفاده کرد و به همان بسنده بود به همین دلیل هیچگاه عراقی¬ها نتوانستند که خط مش و برنامه¬ای براو تحمیل کنند.
بعد از ظهرها دعایی در رادیو با ملت ایران صحبت می¬کرد و رادیو بغداد شبها 30 دقیقه در اختیار روحانیون مبارز بود. دعایی خبرها و تحلیل¬ها را ارائه می داد. دعایی نوارهایی که امام خمینی در ایران سخنرانی کرده بود و نوارهایی از دیگر مبارزین در ایران پخش می کرد. به دنبال پیشرفت برنامه، وضعیتی پیش آمد که از عراقی¬ها درخواست موج مستقل رادیویی به عنوان«صدای روحانیت مبارز ایران» شد که آنها پذیرفتند. و موجی را حدود چهل دقیقه در اختیار گذاشتند.
درس حکومت اسلامی (امام خمینی) در رادیو فارسی توسط موسی اصفهانی، پخش می شد. موسی اصفهانی با تشکیلات عراق و صدام ارتباط داشت.
دعایی راجع به فعالیتش در رادیو چنین می¬گوید: در تنظیم برنامه ها و اخبار تنها بودم و همکاری نداشتم. زمانی که موج مستقلی نداشتیم و بعد از آن که صاحب موج مستقلی از رادیو شده بودیم. در مرحله اول مطالب را پس از جمع آوری و تنظیم و تحلیل به بغداد می بردم و در استودیوی رادیوی بغداد روی نوار پر می کردم و بر می گشتم و در مرحله بعد که کار فشرده تر شده بود. با محمد منتظری در زمینه دادن اطلاعات و کسب خبر ارتباط داشتم. در همان ایام گروههای دیگر مخالف رژیم در عراق فعالیت های سیاسی داشتند و از امکانات رادیویی بهره می گرفتند. هر یک از این گروهها لیستی را به عراقی ها داده بودند و به این طریق از عراقی ها کمک مالی خواستند و تنها کسانی که نه لیستی به عراقی ها می دادند و نه کمک مالی می خواستند روحانیون بودند.
شهید منتظری از طریق مزاری و اخلاقی و قربانعلی عرفانی مطالب زیادی به رادیو فرستاد، و دعایی را در اجرای برنامه¬های رادیویی یاری رساند. اعلامیه¬ها، اخبار و اطلاعات و مطالب ذی قیمتی در اختیار رادیو قرار ¬گرفت. به دنبال اوج گیری مبارزات داخل ایران، برنامه¬هایی مثل محاکمات، اخبار و اطلاعات و مدافعات در بیدادگاه¬های ستمشاهی،آثار شریعتی و کتاب شهادت شریعتی در برنامه رادیویی استفاده شد. در مناسبت¬هایی، مطالبی از کتاب حجِ نقل شد و همچنین موسم محرم پس از عاشورا، پیام عاشورا و مسائل مربوط به جزوه «آری اینچنین بود ای برادر» دکتر شریعتی تکرار شد و یک همبستگی با مبارزین فلسطینی بود و اطلاعات و اخباری از آنها منتقل شد. برنامه¬های آموزشی خیلی خوب مبارزینی که گیر افتادند و کیفیت بازجویی¬ها و کیفیت پناه گرفتن و فرارکردن و مسائلی از این قبیل، شیوه مبارزاتی عرضه شد. حدود هفت سال اجرای برنامه رادیویی ادامه داشت تراب حق شناس متن و محتوای 5الی6 برنامه را نوشت. بیشترین کمک را به برنامه رادیویی، محمد منتظری داشت.
همچنین در مصاحبه تراب حق شناس (در پیکار)آمده است: «بارها و بارها طى قریب ۴ سال، چه در رادیو بغداد و چه در ایستگاه رادیویى خاص “روحانیت مبارز” تکرار مى کرد. این فعالیت مشترکى علیه دشمن مشترک بود. دعوت براى رفع اختلاف بین (شیخ محمد منتظری) و آقاى دعایى و آقاى سید صادق زیارتى ( حمید روحانى) که حالا از اعضاى دفتر امام است، به نجف رفتم و در منزل آقایى به نام معین شیرازى با حضور هر سه نفرشان شدیداً از آنها انتقاد کردم و گفتم، ” شما باید خجالت بکشید که چنین اختلافاتى کودکانه در این شرایط حساس مبارزه دارید.” آقایان ظاهراً تحت تأثیر قرار گرفتند. ولى عملاً هر کدام به راه خود به تنهایى ادامه دادند.»
رادیو فارسی بغداد که جریان چپ و کمونیست ایران و مجاهدین و فداییان و …در آن برنامه اجرا می-کردند حاضر نبودند یک کلمه راجع به بحث¬های امام خمینی صحبت کنند فقط دعایی بود که در برنامه هایش مباحث ولایت فقیه را مطرح کرد. مبارزان سیاسی بعد از توافق دو رژیم در قرار داد الجزایر، فعالیت¬های سیاسی را مخفیانه انجام دادند. فعالیت¬های رادیو نیز تعطیل شد.
دعایی سخنگوی نهضت روحانیت در اداره¬ و محتوا دادن به بخش نهضت روحانیت رادیو عراق سهم بسزایی داشت، اطلاعات مفیدی از وضع عراق و نجف و نیروهای مبارز و جریانهای ضد مبارزه و مشکلات مبارزانی که در ایران بودند، داد، که خیلی تأثیرگذار بود. دعایی ¬همراه محمد منتظری و افراد دیگری چون احمد نفری، در برنامه فارسی رادیو بغداد به نشر مسائل مربوط به انقلاب پرداخت و تبلیغات افشاگرانه شدیدی ضد رژیم شاه در سطح وسیعی صورت گرفت و چهره رژیم را به مردم ایران نشان داد. رادیو صدای روحانیت مبارز زبان گویای مبارزات مردم ایران بود. اجرای برنامه دعایی در نجف، نجفی¬ها را ناراحت کرده بود و با این کارها مخالف بودند و به دنبال شناسایی گوینده رادیو بودند، نجفی¬ها سپس تصمیم گرفتند اثاث دعایی را به اتهام کمونیست بودن از مدرسه آیت الله بروجردی، بیرون بریزند. چون که متولی آنجا متعصب بود. سیدحمیدروحانی تصمیم داشت به پشتیبانی از دعایی به مدرسه برود، و دعواکند، که چنین کاری پیش نیامد. نامه¬هایی از ایران به رادیو رسیده بود که مردم در گرسنگی به سر -برده، و رژیم پهلوی اقدام به برپایی جشن گرفت. برنامه¬های افشاگرانه و آموزش انقلابی از طریق رادیو، بخشِ فارسی رادیو بغداد، رادیو صدای انقلابیون ایران، رادیو سروش، رادیو میهن پرستان و صدای روحانیت مبارز اجرا شد. اعلامیه ها، کتاب¬ها و نشریه¬های سازمان مجاهدین، چاپ و پخش می¬شد و مقداری با چاپ معمولی یا چاپ ریز شده جا سازی و به داخل ایران، توسط سازمان مجاهدین فرستاده می¬شد. بخش وسیعی از طریق دانشجویان ایرانی خارج کشور، هزاران نسخه اعلامیه و نشریه¬های مجاهدین و دیگر نیروهای انقلابی در سطح جهان چاپ و پخش می¬شد، فعالیت¬های اعتراضی و افشاگرانه برپا می¬شد. و تراب حق شناس مطالبی نظیر مطلب زیر، به رادیو فرستاد و دعایی از آن در رادیو استفاده کرد.
«حوادث مرد سازند، حوادث دندانه های چرخ تکامل تاریخند، اگر حوادث همچون باد مهرگان نورزد، معلوم نمی شود که نامرد و مرد کیست. ولی حوادث علی رغم میل ما خواهد آمد برمعیارها و قدرت ما محک می زنند، خالص از ناخالص و راستگو را از دروغگو، انقلابی را از ضد انقلابی باز می شناسانند. یکی از برجسته ترین نتایجی که از حوادث سالهای اخیر ایران حاصل شده این است که خالصی ها از ناخالصی ها غربال شده اند، دیگر کسی نمی تواند وسط بند راه برود. این وضع کم و بیش در جاهای دیگر دنیا هم مصداق دارد و دیگر کسی نمی تواند هم خود را انقلابی جا بزند و هم از زندگی عادی بهره مند گردد و به قول معروف به گاو و گوسفندش لطمه ای وارد نیاید. فراوان بودند، هم شریک دزد بودند و هم رفیق قافله و می کوشیدند هم خدا را داشته باشند و هم خرما را. کسانی بودند که خود را روشنفکر و انقلابی و دلسوز مردم معرفی می کردند و حرفهای داغ می زدند و تنفر خود را از سختیهایی که بر مردم می رود با آب و تاب تمام ابراز می داشتند ولی به هنگام عمل، آنجا که پای یک سیلی خوردن و یک دشنام شنیدن بود، دیگر حضور نداشتند. فراوان بودند کسانی که از دین و عدالت اجتماعی و اهمیت قیام حسین بن علی علیه ستم سخن می گفتند و خود با سکوت رضایت آمیزشان با فرار از وظیفه شان تمام جنایتهای رژیمهای مستبد را صحه می گذاشتند و به دنبال توجیهش می گشتند ولی خوشبختانه روزگار دودوزه بازیها به پایان رسیده و هرکسی در جای واقعیش قرار گرفته است. هم اکنون خدا و شیطان طرفداران خود را در دو صف مقابل هم ردیف کرده اند، انقلابیون و ضد انقلابیون از هم جدا و مقابل هم با وضوح تمام ایستاده اند. حوادث وضعی را به اجباراً به وجود آورده که هر کس یا باید امکانات خود را در خدمت انقلاب بکار گیرد یا ضد انقلاب. کسی که در راه انقلاب قدم نمی گذارد هزار بارهم که بخواهد از عواقب کارش فرار کند، محال است ناگزیر در خدمت ضد انقلاب در می آید. آدمهای محافظه کار ووسط بند بگیر، مشتشان باز شده است. امروز بر همه ثابت شده که آدم نمی تواند مقبولیت عامه داشته، دولت و ملت او را دوست بدارند و… کسی که مقبولیت عامه دارد یا ریاکار است یا بی اثر و هردو ضد انقلابند. در سالهای اخیر فراوان دیده ایم که کسانی با معده پُردرباره¬ی ارزش روزه صحبت کرده و یا برای دنیای گرسنگان “راه حل” ارائه می داده اند دیده ایم کسانی که بر مسندی نشسته و پس از غذای رنگارنگ که در میهمانی سرمایه داران صرف می کرده اند نامه علی به عثمان بن حنیف را تفسیر می کرده و رگ گردن علیه عثمان بن حنیف سفت می کرده اند. چه شیرین است واقعیات هستی و حوادث اجتماعی که مشت همه¬ی دورویان را باز می کند! مبارزه سخت است و فداکاری لازم دارد اول باید چیزهای زیادی را در آن مایه گذاشت و پس از مدتها نتیجه اش را دید خدا هم بهشت را مفت و بدون مقابل یکی وعده نداده است. در قرآن داریم که «ان الله اشتری من المؤمنین اموالهم و انفسهم بان لهم الحسنه» خدا اول صرف مال و جان مطالبه می کند و بعد وعده بهشت می دهد آری اگر مبارزه ساده بود، اگر همچون راه سراشیب و هموار بدون زحمت می شد طی کرد خیلی ها مبارز می شون. در قرآن آمده است که «لَوْ کَانَ عَرَضًا قَرِیبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوکَ وَلَکِن بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّه»ُ اگر راه نزدیک و بی زحمت بود به دنبالت می آمدند ولی سختی راه مبارزه برآنان گران آمده بود و کسانی فرار خود را از مبارزه با حرفهای خوب و تحلیلهای فیلسوفانه و با گرایش به اصلاح طلبی و با یک ریال به گدا دادن و به اصطلاح کارهای خیریه سعی می کردند بپوشانند، رژیم به کار خود مشغول بود و آنها به کار خود. برای رژیم ضرری نداشت که یکنفر در کار اداره اش خیلی دقیق و مواظب باشد و برای رژیم جان بکند خیلی هم خوب بود. این گونه افرادِ فراری از مبارزه و اصلاح طلب بهترین عوامل و مرکبهای سواری رژیم بودند بی آنکه خود بدانند به نفع چه کسی دارند کار می کنند شایدهم خودشان باورشان می شد که واقعاً دارند کاری می کنند، ولی حوادث، حوادث مرد ساز سالهای اخیر خوب مشت اصلاح طلبان و آرامش جویان را باز کرد، به خوبی نشان داد که کسی نمی تواند هم خود را مسلمان و آزادیخواه و مخالف استبداد بداند و هم از امکانات عادی زندگی برخوردار باشد.آنچه گفتیم در بین گروههای مختلف روحانیون خیلی مصداق داشت. به هنگام سخن از حق و عدالت کلمه ای را فرو گذار نمی کردند چنان عدالت اجتماعی اسلام را تفسیر می کردند که گویی تا مغز استخوان با عدالت و مبارزه علیه ظلم آمیخته شده اند ولی هرگز هم چیزی را از دست نمی داد احترامشان بین همه به جا بود، شغل داشتند، احترام می دیدند وضع مادیشان …از بهترین، اما چرخ حوادث بی رودربایستی بچرخد و دروغگویان را مفتضح می کند. چندین سال پیش با اقدام امام خمینی به برافراشتن مبارزه صریح علیه رژیم با دادن شعار شاهپرستی یعنی خیانت و تقیه حرام، غربال تصفیه روحانیون به حرکت درآمد آنها که در صف مردم بودند از کسانی که در صف نامردمان بودند جدا شدند گروهی کوشیدند باز وسط بند باشند ولی امکان پذیر نشد چون در خدمت انقلاب در نیامدند، ضد انقلاب آنها را به کار کشید. »
سید حمید روحانی، فعالیت دعایی را در رادیو تحت عنوان نهضت روحانیت خدمت به بعثی¬ها، برای سرپوشیده داشتن ماهیت ضداسلامی خود و تبلیغی برای سازمان مجاهدین¬خلق، می¬داند. دعایی در پاسخ به این شبهه می¬گوید: «این¬همکاری شاید نتیجه¬ای این¬طوری¬دربرداشت وحکومت بعث در رادیو به سود خود تبلیغ کرد. ولی در آن برهه زمانی، رادیو با اجازه حاج آقا مصطفی و بعد به تأیید امام خمینی شروع به کار کرد. بهترین راه ممکن، برای پیشبرد نهضت و پیروزی، درآن برهه زمانی بود. دولت عراق، به کلیه مبارزین ایرانی و خارجی، در عراق یا خارج از عراق امکان تردد و اقامت، آموزش و تبلیغ داد. کلیه نیازهایی را که یک مبارز برای ادامه راه خود احتیاج داشت در اختیار همه قرار می¬داد.» وی در ادامه درباره¬ی سید حمید روحانی می¬گوید: «سید حمید روحانی در عراق نامه¬ای علیه من به امام داد، امام او را مورد عتاب قرار داد، چون آن را اهانت به خود می¬دانست.»

مطلب مرتبط :   علمى، سیاستگذاری، فرهنگ، سیاست، علمى،، فرهنگىتحقیق

گفتار