دانلود پایان نامه

می دهند، مگرآنکه به دلیل پرخاشگری تقویت وتشویق شوند(عظیمی،1380).
اختلاف سطح پرخاشگری بین پسرها ودخترها می تواند براساس یک مؤلفه جسمانی به نام تستوسترون توضیح داده شود. یعنی بین سطح تستوسترون وپرخاشگری پسرها ودخترها درکودکی ارتباط وجود دارد. البته این ارتباط به این معنا نیست که تستوسترون به صورت مستقیم علت پرخاشگری است. کوی وداج(1998)، بیان می کند که یکی ازفرایندهای جسمانی که به نظرمی رسد به طور غیرمستقیم باعث شود که یک بچه به نسبت بقیه بچه ها بیشتر پرخاشگر باشد شامل اختلاف درسطوح نوروترنسمیترها(کاهش عملکرد سروتونن با رفتار پرخاشگرانه در ارتباط است) واختلاف در فعالیت سیستم عصبی است(حسینی،1384).
چه چیزاین تفاوتهای جنسیتی راتوجیه می کند؟زیست شناسی ویادگیری هردو دخالت دارند. بعضی معتقدند که میزان تفاوتهای جنسیتی در میان انسانها وتقریباٌ تمام موجودات، از شواهد مهم درتأثیر وجود عوامل زیست شناختی است. در واقع شاید عاملی زیست شناختی سبب شود که بعضی از پسر بچه ها آمادگی یادگیری یک رفتار پرخاشگرانه را داشته باشند ولی درحال حاضر دانشمندان وجود چنین سیستم زیست شناختی را ثابت نکرده اند. گروهی از محققان درتحقیقات خودروشن
کرده اند، پسران به سه دلیل عمده بیشتر از دختران درتعامل های خانوادگی دست به رفتارهای پرخاشگرانه می زنند.
اول اینکه پسران درمقایسه بادختران، بیشتر ازسوی والدین خود به خاطر رفتارهای پرخاشگرانه تنبیه می شوند، که این مهم باعث می گردد، همین شیوه وراهبرد را در رابطه بادیگران داشته باشند. دوم اینکه پاره ای از والدین حساسیت بیشتری به رفتارهای پرخاشگرانۀ دختران دارند، درحالی که همین رفتارها را پسرها داشته باشند، با بی اعتنایی ازکنار آن می گذرند وآن راجدی نمی گیرند، ودر نهایت سوم اینکه پسران درمقایسه با دختران درمورد رفتارهای پرخاشگرانه خود کمتر احساس گناه می کنندوانتظار دارندبه خاطر رفتارهای پرخاشگرانه مورد سرزنش والدین واقع نشوند(امجدی فر، به نقل ازتبارکی،1385 ).
نحوه تظاهر به پرخاشگری:
با توجه به نوع پرخاشگری بروز آن متفاوت است. یک نکته در مورد کودکان پرخاشگر بسیار جالب است وآن این که معمولاٌ در ابراز پرخاشگری شیوه های نوینی خلق می کنند وبه همین دلیل نمی توان به راحتی چگونگی بروز پرخاشگری را در آنان پیش بینی کرد. ممکن است کودکی به جای
عکس العمل مستقیم و رو در رو، اسباب بازیها را بشکند یا لباسها راپاره کند. هرچند که درسنین پیش دبستانی شروع می شود و با بالا رفتن سن افزایش می یابد. دربرخی ازکودکان، پرخاشگری حد و مرزی ندارد وکارهای تخریبی آنان با احساس گناه آشکار همراه نیست. بعضی از این کودکان به شدت خشن وبی رحم می شوندوهرگز احساس اضطراب وپشیمانی نمی کنند وبه نظر می رسد که واقعاٌ فاقد خصیصه هم دردی وانسان دوستی هستند.
قابل توجه است که رفتارهای پرخاشگرانه برخی ازکودکان، فقط درمحیط خانه ویا به عکس، فقط در محیط مدرسه مشاهده می شود، این پرخاشگری را اصطلاحاٌ«پرخاشگری واکنشی» می گویند(شیخ پور،1386).
کنترل پرخاشگری
کنترل پرخاشگری از دیدگاه زیست شناختی وغریزی بودن پرخاشگری :
نظریه پردازانی که معتقدند پرخاشگری، غریزی ویک ویژگی زیستی انسان است، طبعاٌ با دیدی بد بینانه به امکان کنترل رفتار پرخاشگرانه می نگرند. فروید عنوان می کند که احتمالی وجود ندارد که ما بتوانیم تمایلات پرخاشگرانۀ انسانی را واپس برانیم، اما دو شیوه پیشنهاد کرده است که تامدتی امیدبخش است. یکی درسطح بین المللی که عبارت است از تشکیل مجموعه ای از نیروها که بتواند نیروهای پرخاشگرانۀ قدرتهای بزرگ را کنترل کند ودیگری درسطح فردی که رشد فراخود یعنی وجدان فردی می تواند به عنوان عاملی برای محدود کردن تمایلات پرخاشگرانه درونی مفید باشد. به علاوه نو فرویدی ها برای کنترل پرخاشگری، شرکت درفعالیتهای پرخاشگران، قابل قبول اجتماعی چون ورزش را مفید می دانند(کریمی،1380).
کنترل پرخاشگری از دیدگاه یادگیری اجتماعی
این گروه در مورد امکان کنترل پرخاشگری نسبت به بقیه دیدگاهها خوش بین ترند. چراکه معتقدند عوامل محیطی آموختن ونگهداری رفتارهای پرخاشگرانه را می توان کنترل کرد. تغییرات مناسب درموقعیتهای محیطی وازبین بردن زمینه های موجود پرخاشگری می توانند باعث کاهش در پرخاشگری وخشونت شوند. درچهارچوب نظریه های یادگیری شیوه های زیر برای کنترل پرخاشگری پیشنهاد شده است:
تنبیه فرد پرخاشگر:
بعضی ازمحققان پیشنهاد کرده اندکه تنبیه یا تهدید به تنبیه نیز می تواند به عنوان کاهش دهنده رفتار پرخاشگرانه مورد استفاده قرار گیرد. البته تنبیه شدید به علت اینکه متابعت می آورد وزشتی پرخاشگری رادر شخص درونی نمی کند، روش مطلوبی نیست.اما تنبیه ملایم چون توجیه بیرونی کافی برای شخص فراهم نمی کنداحتمال بیشتری دارد که نگرش فرد رانسبت به پرخاشگری تغییر دهد(باس ،1990).
پوزش وعذرخواهی :
عذرخواهی وپوزش به مقدار زیادی ازشدت عصبانیت آدمی کم می کند. البته عکس العمل مابستگی زیادی به ماهیت عذرخواهی های طرف مقابل دارد. مثلاٌ مطالعات نشان داده است که اگر منبع عذرخواهی را به گردن عوامل محیطی بیندازد، احتمالاٌمؤثرتر واقع می شود، تازمانی که به خودش یا شمانسبت دهد(کریمی،1380).
استدلال:
این شیوه شامل ارائه مجموعه ای از استدلالها درمورد خطرات و عواقب پرخاشگری باخودپرخاشگر یاقربانیان پرخاشگری است. این شیوه حتی می تواند در پیشگیری ازپرخاشگری درافرادی که هنوز پرخاشگری نشان نداده اند، مؤثرواقع شود. همچنین میزان متقاعد کننده بودن استدلال در این زمینه نقش مهمی دارد (شهریاری،1376).
تنبیه الگوهای پرخاشگر:
تنبیه شخص دیگرهدف است. بالاخص استدلال شده است که ممکن است پرخاشگری را با عطف توجه کودک به نمونه وسرمشق پرخاشگرکه سرنوشتی نافرجام دارد کاهش داد. درآزمایشهای انجام شده توسط آلبرت بندورا مشخص شد کودکانی که به تماشای فیلمی پرداختند که درآن شخص پرخاشگر تنبیه شد، رفتار پرخاشگرانه خیلی کمتری داشتند(بناب،1374).
آموزش مهارتهای اجتماعی
یکی از دلایل عمده اقدام افراد به رفتارهای پرخاشگرانه مکرر، فقدان مهارتهای اجتماعی اساسی است.آنان چون راه مکالمه مؤثر را نمی دانند، راه نادرست یا برای اظهار وجود انتخاب می کنند. ناتوانی آنان برای انجام کارهای ساده ای مانند درخواست، مذاکره، شکوه وشکایت غالباٌ موجب ناراحتی دوستان ،آشنایان وبیگانگان می گردد. بارون (2000) اظهار می دارد، اگرندانیم چگونه بازخورد های منفی خودراابراز کنیم، موجب خشم وعصبانیت در دیگران می شویم. تاچ(1999) معتقد است، احتمالاٌ فقدان مهارتهای اجتماعی را توجیه کند(آزرین ،2004).
رابطه خودکنترلی و پرخاشگری