دانلود پایان نامه
فی بادی النظر باورهای مختلف دینی را، مثلاً درباره ی منشأ عالَم، سنجید و برخی را بنا بر قراین علمی، قوّت دلایل مابعدالطبیعی و دیدگاه های فضیلتمندانه ی افرادی در سنّت های دینی و خارج از آن هاوجدان مدارانه تر از برخی دیگر شمرد. با توجه به این نکات، شکاف بین عقلانیت و صدق در دیدگاه نخست کمتر و کمتر می شود. این شکاف البته احتمالاً هیچ گاه به کلّی از بین نخواهد رفت اما می توان گفت آن اختلافی که از پسِ این فرایندهای فکریِ فضیلتمندانه بر جای می ماند، با توجه به تقارب دیدگاه های حکمای ادیان مختلف درباره ی موضوعی اساساً استعلایی، چاره ناپذیر و روا است.920
توضیح بالا نشانی نیز برای مواجهه با اختلاف الگوهای معرفتی و اخلاقی در زمینه ی باورهای دینی به دست می دهد. همان طور که اختلاف باورهای دینی از طریق برگرفتن منظر عقلانیِ دوم شخص و گفت وگوی مبتنی بر فضایل عقلانی قابل رفع یا تقلیل پذیر به نظر می رسد، اختلاف بین الگوهای فکر و عمل نیز تقلیل پذیر است. یکی از دستاوردهای عمده ی گفت وگوهای بین فرهنگی آن بوده که اینک به نظر می رسد شدت این اختلاف ها کمتر از آن است که پیشتر تصوّر می شد.921 به باور زگزبسکی، اخلاق دینی، که برخلاف نظریه های اخلاقی جدید، از فهرستی از مفاهیم ارزشیِ انتزاعی تشکیل نشده و حاوی الگوهای اخلاقی و روایت ها و حکایت های مربوط به آن ها است، در غنی ساختن این گفت وگوها و به دست دادن نمونه های آفاقی از تحقّق فضایل عقلانی و اخلاقی نقشی ممتاز دارد. تلاش برای فهم باورها و عواطف خود، بررسی انتقادی آن ها، مقایسه ی آن ها با باورها و عواطف دیگران و تأمل در اینکه چگونه عواطفی متناسب با متعلّق خود در عمل بروز می یابند از ارکان زندگی دینی و اخلاقیِ وجدان مدارانه و فضیلتمندانه است. الگوهای معرفتی و اخلاقی تجسّم این ملاحظات اساسی اند و به نظر می رسد تفاوت های برجای مانده از پسِ این تأملات نمی تواند همچون تعارض هایی باشد که زندگی دینی و اخلاقیِ خوب و تحسین برانگیز را مختل می کند.

4-3. باور دینی و فضیلت عقلانی
اگر روایت اخلاقی و مسئولیت باور از معرفت شناسی فضیلت گرا و مهم ترین نمونه ی این روایت، یعنی نظریه ی معرفت زگزبسکی، الگویی برای تحوّل در اخلاق باور دینی شمرده شود، آنگاه سنجش نسبت باور دینی با فضایل عقلانی و تأمل در امکان بازسازی باورهای دینی بر مبنای فضایل عقلانی نخستین گام برای تدوین طرحی فضیلت گرایانه برای اخلاق باور دینی است. در اینجا، چهار فضیلت عقلانی، یعنی “گشودگی ذهنی”، “شجاعت”، “فروتنی” و “خودآیینی”، را از میان فضایل عقلانیِ برشمرده ی معرفت شناسان فضیلت گرا برگزیده ام تا ضمن تدقیق مفهومی آن ها، چگونگی نسبت باور دینی را با آن ها بررسم. پیش از طرح این موضوع، باید سه نکته را در نظر آورد. نخست اینکه این چهار فضیلت از آن رو با توجه به حجم و چارچوب این پژوهش انتخاب شده اند که به نظر می رسد از مهم ترین و مؤثرترین فضایل عقلانی اند و هر یک می توانند وجهی خاص از ذهن فضیلتمند را برملا کنند. در نتیجه، بررسی آن ها نشانه هایی خوب و مناسب را برای بررسی دیگر فضایل عقلانی و نسبت آن ها با باورهای دینی به دست می دهد. دوم اینکه باور دینی سرشتی ایستا و متصلّب ندارد که بتوان با نظر به فضیلتی عقلانی آن را فضیلتمندانه و اخلاقی یا رذیلتمندانه و غیراخلاقی شمرد. سرشت پویای باور دینی، حتی مبنایی ترین باورهای دینی، روا می دارد که بتوان باور دینی را بر اساس فضایل عقلانی بازسازی کرد و این نکته به ویژه آنگاه اهمیت خود را نشان می دهد که مطابق رأی زگزبسکی، دریابیم که معرفت شناسی صرفاً نباید باورها را منعزل و منفصل از یکدیگر ملاحظه کند بلکه افزون بر آن، فهم و معرفت غیرگزاره ای و کلیّت حیات شناختیِ باورنده در درون اجتماع معرفتی و در پیوند با ساحت عاطفه و عمل او باید مورد توجه معرفت شناس قرار گیرد. به این ترتیب، رویکرد فضیلت گرایانه به باور دینی به ارزیابی تک تک باورهای دینی بر اساس معیارهای ماتقدّم نمی پردازد بلکه بر وجدان مدارانه و فضیلتمندانه بودن حیات شناختیِ باورنده ی متدیّن و فهم دینی او نظر دارد. نکته ی سوم و پایانی این است که زگزبسکی خود در تفصیل فضایل عقلانی نکوشیده است و آنچه در اینجا می آید از گستره ی تأملات او فراتر می رود گرچه آن ها را به مثابه زمینه ی اصلیِ بحث مفروض دارد. در سال های اخیر، برخی معرفت شناسان فضیلت گرا کوشیده اند تا حدی از مباحث انتزاعی در مورد معرفت شناسی فضیلت گرا فاصله بگیرند و توجهی بیشتر را مصروف تدقیق مفهومی و کاربردی فضایل عقلانی کنند.922 این حرکت متأخّر در معرفت شناسی فضیلت گرا وجه تعلیمی این نظریه ی معرفت را آشکارتر از گذشته کرده است.
4-3-1. باور دینی و گشودگی ذهنی
“گشودگی ذهنی”923 غالباً در صدر فهرست فضایلی عقلانی جای دارد که معرفت شناسان فضیلت گرا عرضه می کنند. زگزبسکی نیز در مواضعی مختلف از آثار خود به این فضیلت عقلانی و پاره ای از مهارت های مرتبط با آن اشاره کرده است. در اینجا، ابتدا تحلیلی از این فضیلت عقلانی ارائه و سپس، بر اساس این تحلیل، به باور دینیِ مبتنی بر گشودگی ذهنی پرداخته می شود. پیش از آن، باید دو نکته را دوباره در یاد آورد: نخست اینکه چنانکه می دانیم، فضایل عقلانی عموماً در مقابل خود یک یا چند رذیلت عقلانی نیز دارند. در بحث از گشودگی ذهنی به رذایل مقابل آن نیز اشاره خواهد شد. آشکار است که باور دینی ممکن است برخاسته یا آکنده از گشودگی ذهنی یا برخی از آن رذایل باشد. بنابراین، آنچه در مورد باور دینیِ متناسب با فضیلت عقلانی گشودگی ذهنی می آید، می تواند به طور ضمنی نشانی از باور دینیِ آمیخته با رذایل عقلانی نیز به دست دهد اما تفصیل این بحث در اینجا نخواهد آمد. نکته ی دوم آن است که مطابق تحلیل زگزبسکی، باور وجدان مدارانه/ فضیلتمندانه باوری برآمده از فضایل عقلانی است. بنابراین، باور دینی فقط آنگاه وجدان مدارانه/ فضیلتمندانه است که از سرِ فضایل عقلانی، از جمله گشودگی ذهنی، برآید و غایت این فضایل را محقق سازد.
4-3-1-1. گشودگی ذهنی: پیش شرط ها و سطوح سه گانه

مطلب مرتبط :   مدرنیته، دینی، دین، مدرنیته،، مدرنیزاسیون، و‌اینمقاله با کلمه کلیدی