دانلود پایان نامه
، اثرگذاری قابل توجهی بر اذهان عمومی خارج از کشور گذاشت به طوری که «رابین رایت»15، عضو انستیتوی صلح آمریکا به این اقدام به واشنگتن پست گفت: «این اثرگذارترین دیپلماسی عمومی ایران در 34 سال گذشته است!»
لذا با وجود حضور سیاستمدارانی که به ضرورت استفاده از چنین ابزارهایی برای برقراری ارتباط با شهروندان دیگر کشورها در سطح بینالمللی واقف هستند و نیز بدنبال تأمین منافع و اهداف ملی، نه با استفاده از خشونت و جنگافروزی، بلکه با استفاده از روشهای مسالمتآمیز دیپلماتیک هستند، اهمیت شناخت این مفهوم و ابعاد آن، ابزارهای مورد استفاده و نیز روشهای به کارگیری نتایج آن در سیاست خارجی، به طور مضاعفی افزایش مییابد.

1-3 اهداف تحقیق
در این تحقیق، هدف اصلی عبارت است از شناخت مفهوم دیپلماسی شهروندی و همچنین شناخت فعالیت شهروندان تهرانی در چهارچوب این نوع دیپلماسی است؛ دستیابی به اهداف اصلی فوق، منوط به بررسی اهداف فرعی زیر است:
1 – شناخت مفهوم دیپلماسی شهروندی
2 – شناخت اهمیت و نقش دیپلماسی شهروندی در سیاست خارجی
3 – شناخت رسانههای نوین به عنوان ابزارهای مورد استفاده در دیپلماسی شهروندی
4 – شناخت رابطه میان دیپلماسی شهروندی و انواع دیپلماسی
5 – شناخت مفهوم شهروند دیپلمات
6 – شناخت میزان فعالیت شهروندان تهرانی در چهارچوب دیپلماسی شهروندی در فضای مجازی (وبلاگها، تالارهای گفتگو و شبکههای اجتماعی)
7 – شناخت رابطه میان سن، جنس، تحصیلات و فعالیت شهروندان تهرانی در چهارچوب دیپلماسی شهروندی
8 – شناخت رابطه میان سن، جنس، تحصیلات و دیدگاه شهروندان تهرانی راجع به تاثیرگذاری دیپلماسی شهروندی بر سیاست خارجی
9 – شناخت محدودیتهای فعالیت در چهارچوب دیپلماسی شهروندی از نظر شهروندان تهرانی
10– شناخت میزان آشنایی شهروندان تهرانی با وبسایتها و مراکز تسهیلکننده ارتباط میان شهروندان

فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع پژوهش

مقدمه
توسعه فنآوری اطلاعات، ماهیت فعالیتهای دیپلماتیک را دگرگون کرده و در آغاز هزاره سوم، انواع مختلفی از دیپلماسی، برای پیشبرد سیاست خارجی و ایفای نقش موثر دولتها در عرصه روابط بینالملل، به کار گرفته میشود. دیپلماسی سنتی، کارایی خود را به طور قابل توجهی از دست داده و دیپلماسی عمومی دچار تحولات عمیقی شده است. ابعاد آن گسترش یافته و وظایف جدید دیگری نیز برای آن تعریف شده است. دیپلماسی رسانهای به شدت تحتتاثیر نفوذ و گسترش اینترنت قرار گرفته و دیپلماسی سایبر نیز، به عنوان یکی از شاخههای اصلی فعالیتهای اطلاعرسانی خارجی پدیدار شده است. در این میان دیپلماسی شهروندی، برای انجام آندسته از فعالیتهایی که تاکنون توسط دولتها قابل انجام نبوده، وارد عرصه فعالیتهای دیپلماتیک شده، اما با این تفاوت که بازیگران اصلی آن را شهروندان و نه دولتها تشکیل میدهند. دیپلماسی شهروندی رابطهای جداناپذیر با رسانههای نوین دارد و بدون استفاده از آنها، انجام بسیاری از فعالیتهای قابل تصور نیست.
انقلاب اطلاعات همچنین سبب بروز تحولی عمده در ساختار قدرت شده است. رابرت کوهن معتقد است که انقلاب اطلاعاتی-ارتباطی، به عنوان پدیدهای ملموس، فراگیر، اثرگذار تاثیر به سزایی بر منابع قدرت گذاشته است چنانکه در قرن 21 فناوریهای اطلاعاتی-ارتباطی مهمترین منبع قدرت شناخته خواهند شد. کستلز نیز مفهوم جامعه شبکهای را برای توضیح ویژگی های جامعه اطلاعاتی به کار می برد و قدرت در جامعه شبکهای را بر اساس نقش و جایگاه افراد در دسترسی و بهرهبرداری از شبکه و یا کنترل آن تقسیمبندی میکند. حوزه عمومی نیز تحتتاثیر فنآوریهای ارتباطی به ویژه اینترنت و رسانههای مبتنی بر آن قرار گرفته و دچار تحولاتی اساسی گشته است.
با توجه به موضوع مورد پژوهش، در این فصل، ابتدا روند شکلگیری و تحولات دیپلماسی و نیز مفهوم آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت. برای توضیح شباهتها و تفاوتهای دیپلماسی شهروندی با انواع دیپلماسی، در بخش اول این فصل انواع دیپلماسی معرفی میگردد. آنگاه محقق میتواند با استفاده از تفاوتها و شباهتهای موجود، دیپلماسی شهروندی را به عنوان پدیده مستقل و یا وابسته شناسایی نموده و جایگاه آن را در میان سایر انواع دیپلماسی تعیین کند.
با توجه به اینکه موضوع مورد پژوهش به معرفی مفهوم دیپلماسی شهروندی اختصاص داشته و مطالب مرتبط با این مفهوم از گستردگی قابل توجهی برخوردار بوده است؛ لذا در بخش دوم این فصل، دیپلماسی شهروندی به طور کامل بررسی و نقش رسانههای نوین در این حوزه نیز توضیح داده میشود.
از آنجا که دیپلماسی از جمله دیپلماسی شهروندی، ابزار سیاست خارجی جهت تأمین اهداف و منافع ملی به شمار میرود، و نیز شهروندان و به طور کلی بازیگران خصوصی نیز از جمله بازیگران جدید عرصه روابط بینالملل شناخته میشوند؛ لذا بخش سوم به سیاست خارجی، اهداف، ابزار و بازیگران آن میپردازد. همچنین نقش رسانه در مدلهای سیاست خارجی مورد بررسی قرار میگیرد.
در بخشهای گذشته، رسانههای نوین به عنوان مهمترین ابزار دیپلماسی شهروندی، معرفی شده است، لذا لازم است در بخش چهارم علاوه بر معرفی اینترنت و رسانههای نوین، به نقش آنها در تحولات دیپلماسی نیز توجه گردد. در این پژوهش، مشخصا منظور از رسانههای نوین، متداولترین رسانههایی است که شهروندان برای برقراری ارتباط با یکدیگر و پیشبرد دیپلماسی شهروندی از آن استفاده میکنند. لذا در این بخش به شبکههای اجتماعی، تالارهای گفتگو و وبلاگها اشاره میشود. اینترنت و فنآوریهایی که بر پایه آن شکل گرفتهاند، باعث پیدایش جامعه اطلاعاتی شده است. امروزه فعالیتهای شهروندان در چهارچوب دیپلماسی شهروندی در جامعهای اطلاعاتی و یا به تعبیر کستلز جامعه شبکهای به انجام میرسد. دیدگاههای مختلف راجع به جامعه اطلاعاتی وجود دارد که تعدادی با خوشبینی و تعدادی نیز با بدبینی به ویژگیها و تحولات این جامعه میپردازند. این مطالب در ادامه بخش چهارم در این فصل ارائه میگردد.
پیشینه پژوهش در بخش پنجم و بالاخره در بخش ششم نیز چهارچوب نظری جای میگیرد. کنش شهروندان در چهارچوب دیپلماسی شهروندی تنها زمانی میتواند موفقیتآمیز باشد که معیارهای آن با کنش ارتباطی حوزه عمومی منطبق باشد و نیز در جامعهای شبکهای به هم متصل شده و بخشی از قدرت شبکهها در این جوامع را بدست آورند تا از این طریق به فرآیند سیاسی تأثیرگذار باشند. از این رو در چهارچوب نظری، نظریات هابرماس و سایر نظریهپردازان در خصوص حوزه عمومی و نیز نظریات کستلز در خصوص جامعه شبکهای مطرح میگردد. در چهرچوب نظری، همچنین تبیین موضوع تحقیق با استفاده از نظریات ارائه شده انجام میشود. آنگاه با جمعبندی مباحث ارائه شده در فصل دوم، مدل تحقیق ارائه میگردد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره کارشناسی ارشد، مدیریت دولتی

بخش اول
دیپلماسی و انواع آن

1- 1 مقدمه
دیپلماسی در شکل کلاسیک (سنتی) آن محدود و مخفی بود، ولی به مرور زمان به صورت آشکار و علنی درآمد. در دوران گذشته و در عصر حکومتهای خودکامه، جایی برای مردم و یا ملت وجود نداشت و سلاطین و حکام، بنا به صلاحدید خود، تصمیمهایی اتخاذ میکردند و به اجرا میگذاشتند و در اکثر موارد رفتارهای خود را در چهارچوب هدفها و منافع ملی توجیه میکردند. در دوران جدید حتی برخی از نظامهای اتوکراتیک میکوشند برای مشروعیت بخشیدن به تصمیمهای خویش، حداقل نتیجه مذاکرات و دادههای سیاست خارجی خود را در معرض افکار عمومی قرار دهند؛ زیرا در هر حال آنها در موقعیتهای بحرانی، به فداکاری و همکاری و اشتراک مساعی مردم خود نیازمندند و ملتها نیز خود را محق میدانند تا در مواقعی که باید از خودگذشتگی نشان دهند، اطلاعاتی در اختیار آنان قرار گیرد. در روند گرایش دیپلماسی از حالت سری به علنی، عواملی چون بسط و گسترش روابط بینالمللی، تحولات تکنولوژیک، همبستگی و وابستگی متقابل واحدهای سیاسی به یکدیگر، تعارضات ایدئولوژیک، توسعه وسایل ارتباط جمعی، اهمیت یافتن افکار عمومی، افول دیکتاتوریهای کلاسیک و ظهور دموکراسیهای نوین، نقش عمدهای ایفا کردهاند. (قوام، 1381، ص 208)
1 – 2 سیر تحول دیپلماسی
دیپلماسی، یک فعالیت مربوط به دوران باستان است که به تمدن روم و یونان برمیگردد. امپراطوری روم، اگر چه بیشتر به فعالیتهای نظامی تکیه میکرد، به شیوههای گوناگون مانند اعزام هیئتهای دیپلماتیک، قراردادها و مذاکرات نیز ارجاع میشد. دیپلماسی در قرون پانزدهم و شانزدهم در ایتالیا رونق دیگری گرفت. طی این دوران، دیپلماسی، به مذاکرات پشتپرده، دوگانگی و تزویر اطلاق میشد. ماکیاولی، در کتاب «شاهزاده» تاکید میکند که حاکم باید دست به هر کاری بزند تا در قدرت باقی بماند. (واتسون، 1984، ص93)
دیپلماسی در قرون هفدهم و هیجدهم در اروپای غربی تکامل یافت و بیشتر در فرانسه مشاهده میشد. در زمان لوئی چهاردهم، وزارت امور خارجه به وزارتخانهای مهم تبدیل شد که مشاورت با پادشاه را در امور مربوط به سایر کشورها انجام میداد. در این زمان استقرار سفارتخانهها در کشورهای مختلف متداول شد و سفیران به عنوان نمایندگی دائمی پادشاهان، در سایر کشورها فعالیت میکردند. در این زمان، برای اولین بار معاهدات بینالمللی و توافقات جهانی به عبارات خاص و قانونی بیان شدند. مرحله بعدی تکامل دیپلماسی غربی، بعد از پایان جنگ جهانی ناپلئونی با برگزاری کنگره وین شکل گرفت. طی قرن نوزدهم فعالیتهای دیپلماتیک، فرموله و قانونمند شد، سفارتخانهها و سفرا در سطح جهانی جا افتادند و بااهمیت تلقی شدند. دیپلماتها معمولاً از اشخاص ثروتمند و طبقه اشراف و برجسته جامعه انتخاب میشدند. اغلب، دیپلماسی در خفا و به شکل اسرارآمیز انجام میشد. در طی قرن نوزدهم، هدف اصلی دیپلماسی آن بود که موازنه قوا را در اروپا حفظ کند؛ اروپایی که به مرکز تجمع قدرتمندان استعمارگر تبدیل شده بود. (همان، ص94)
وقوع جنگ جهانی اول، اغلب در نوشتههای مربوط به امور بینالمللی، پایانی بر دیپلماسی کهنه تلقی میشود که در آن بر مخفیکاری و مذاکرات دوجانبه و تزویر تاکید میشد. بسیاری معتقد بودند که توافقات مخفی و پشت پرده، باعث بروز جنگ جهانی اول شده بود و بنابراین، برای جلوگیری از جنگ و تنازعات باید به دیپلماسی مخفیانه پایان داد و به دیپلماسی باز، رو آورد. لذا دیپلماسی باز، جایگزین دیپلماسی مخفی شد. در کنار این، دیپلماسی چندجانبه نیز رونق گرفت که در آن، افراد مختلف با یکدیگر بر سر موضوعات گوناگون به مذاکره مینشستند. در دیپلماسی جدید بر توافق قانونی، فعالیتهای آشکار و توافقات چندجانبه تاکید میشد. اینگونه بود که راه برای تاسیس جامعه ملل باز شد تا به این وسیله کشورها هرچه بیشتر با یکدیگر به مذاکره بنشینند تا بتوانند مسائل یکدیگر را بهتر درک کنند. حتی بعد از شکست جامعه ملل با تلاش کشورها، سازمان ملل متحد تاسیس شد تا در روند مشابهی، راه را برای تفاهم هر چه بیشتر بازیگران بینالمللی فراهم کند. (همان، ص95)

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درباره ادارات ثبت اسناد و املاک، طرح هادی روستایی

1 – 3 تعریف دیپلماسی
در بررسی تعاریف مختلف دیپلماسی، وجوه مشترک زیادی میان تعاریف ارائه شده از سوی اندیشمندان و صاحبنظران مواجه یافت میشود که عمدهترین وجه مشترک این تعاریف، تاکید بر انجام مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک در بستری عمدتا صلحآمیز است. همچنین در تعاریف اولیه دیپلماسی، نقش بازیگران رسمی نسبت به سایر بازیگران، بیشتر مورد توجه قرار گرفته در حالی که در تعاریف امروزین این مفهوم، بر حضور و نقشآفرینی بازیگران غیررسمی، از جمه سازمانهای و نهادهای غیردولتی، شرکتهای فراملیتی و حتی گروههای تروریستی نیز تاکید شده است. ضمن اینکه هدف از انجام فعالیتهای دیپلماتیک نیز در اغلب تعاریف ارائه شده، تامین اهداف و منافع ملی بوده است. در اینجا به تعدادی از این تعاریف اشاره میشود:
«هانس مورگنتا»16، معتقد است دیپلماسی، ارتباطی نزدیک با قدرت ملی دارد. او دیپلماسی را هنر مرتبط ساختن قدرت عناصر ملی به موثرترین شکل با آن گروه از ویژگیهای شرایط بینالمللی میداند که مستقیماً به منافع ملی مربوط میشوند و بر همین اساس، هدف اصلی دیپلماسی را پیشبرد منافع ملی از طریق ابزار مسالمتآمیز میداند. از دیدگاه وی، دیپلماسی که تدوین و اجرای سیاست خارجی کشور را در همه سطوح به عهده دارد، مغز متفکر قدرت ملی است؛ همان گونه که روحیه ملی، روح آن است. دیپلماسی به عنوان مهمترین عامل قدرت ملی، همه دیگر عوامل تعیین کننده قدرت ملی نظیر موقعیت جغرافیایی، خودکفایی در منابع و مواد خام، تولید صنعتی، آمادگی نظامی و جمعیت را به صورت مجموعهای منسجم ترکیب میکند و به آنها جهت و وزن میدهد. (مورگنتا، 1374، ص247) پس محور تمرکز دیپلماسی، ظاهراً در وظایف مورد انتظار از آن تبیین شده است. از اینرو مورگنتا، دیپلماسی را دارای چهار وظیفه اساسی میداند:
1 – تعیین اهداف خود با توجه به قدرتی که به طور بالفعل و بالقوه در اختیار دارد.
2 – برآورد نمودن اهداف سایر دولتها و قدرت بالفعل و بالقوه آنها؛
3 – تعیین میزان سازگاری اهداف مختلف؛
4 – به کارگیری ابزار مناسب برای دستیابی به اهداف خود. (همان، ص 846)
از نظر «نیکلسون»17، دیپلماسی عبارت است از مدیریت روابط بینالملل با به کارگیری روشهای مذاکره و معامله، جهت ایجاد تفاهم و دوستی برای پیشبرد مقاصد و منافع ملی یک کشور است.
دیپلماسی