دیپلماسی، پیامهای، شبکهای، اطلاعاتی، مشارکتکنندگان، عقاید

ساختار نوین اجتماعی مسلط یعنی جامعه شبکه، یک اقتصاد نوین یعنی اقتصاد اطلاعاتی-جهانی و یک فرهنگ نوین یعنی فرهنگ مجاز واقعی را به عرصه وجود آورد. منطق نهفته در این اقتصاد، این جامعه و این فرهنگ، زیربنای کنش و نهادهای اجتماعی در سرتاسر جهان به هم پیوسته است. (کستلزb، 1380، ص 417)
اهم ویژگیهای مورد تایید کستلز در مورد جامعه شبکهای را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
4-8-1تکنولوژی اطلاعات و اشاعه اطلاعات: تکنولوژی اطلاعات و اشاعه اطلاعات به فعالیتهای کشاورزی، صنعتی و خدماتی اشاره دارد که همگی متکی به دانش و اطلاعات هستند. به اعتقاد کستلز، در جهان جدید که به صورت یک شبکه درآمده، شبکهای که بافت اصلی و تاروپود آن را اطلاعات و نظام ارتباطات الکترونیک، تشکیل میدهد، برای ارتباط بین حوزههای مختلف، بیش از هر زمان دیگر، به معرفت، دانش و اطلاعات و تکنولوزی لازم برای پردازش این اطلاعات نیاز است. (کستلز a،1380، ص 17)
4-8-2تجدید ساختار سرمایهداری: بحران مدلهای توسعه اقتصادی، سرمایهداری و نیز دولتسالاری، موجبات تجدید ساختار آنها را از دهه 1970 به بعد فراهم ساخت؛ یعنی، تکنولوژیهای نوین اطلاعات با فراهم آوردن ابزار شبکهسازی، ارتباطات راه دور، ذخیره و پردازی اطلاعات، شرایط زیر را فراهم آوردهاند:
* فعالیت اقتصاد جهانی: به واسطه رشد تکنولوژیهای جدید، این نوع اقتصاد به وجود آمده و بخشها، بازارها و افراد غنی را به یکدیگر متصل میسازد و در یک چرخه تولید سود به همکاری وا میدارد. بدین ترتیب انواع کار و تکاپوی اقتصادی در تراز جهانی و مقیاس سیارهای در زمان واقعی به اجرا درمیآید.
* فعالیت اقتصاد شبکهای: یکی از مشخصههای فعالیت اقتصاد جهانی، فعالیت اقتصاد شبکهای است که نوع تازهای از سازمان و تشکیلات میباشد. این شبکه، متشکل از شرکتها و موسسات و بنگاههای مختلف نظیر شرکتهای چندملیتی، اتحادیههای استراتژیک میباشد که با دیگر بخشها در ارتباط میباشند.
* تحول در نحوه انجام کار: روابطکاری که در گذشته در ساختارهای گسترده صنعتی یا اداری میان کارگر و کارفرما، یا رئیس و مرئوس برقرار بود، اکنون جای حود را به روابط به مراتب انعطافپذیرتر داده است. کارمندان و کارگران بر خلاف گذشته قراردادهای استخدام مادامالعمر امضا نمیکنند و شیوههای خوداشتغالی کار پاره وقت و اشتغال برای یک دوره موقت رواج یافته است و به نوعی مردمی شدن هماهنگ کار، تمرکز و تمرکززدایی همزمان تصمیمگیری به وجود آمده است.
* ظهور قطبهای متقابل: فرایند جهانی شدن و شبکهای شدن فعالیتهای اقتصادی و تحولات در ساختار اشتغال و نحوه انجام کار، موجب قدرت بخشیدن به تلاشهای فردی و تضعیف نهادهای اجتماعی، نظیر اتحادیههای کارگری و دولت رفاه میشود. این تحولات به نوبه خود تقابل میان آنان را که به اطلاعات دسترسی دارند و کسانی که دسترسی به اطلاعات را ندارند، افزایش میدهد و در افراطیترین شکل خود، به ظهور گروههای بزرگ از افراد کاملاً به حاشیه رانده شده و طرد شده از اجتماع اطلاعاتی منجر میشود. (کستلز a،1380، صص 17-16)
4-8-3 تاثیر بر روبناهای فرهنگی و سیاسی: فرهنگ عصر اطلاعات در چهارچوب انتقال نمادها به واسطههای الکترونیک شکل میگیرد. این واسطههای متنوع با مخاطبان گوناگونی سروکار دارد و مجموعهای غنی از حیث محتوای نمادین در قالب متون الکترونیک در اختیار مخاطبان قرار میدهد. به این ترتیب این فرهنگ واقعیت مجازی، حاوی اطلاعات متکثر و متنوع، به صورت بخشی از واقعیت اجتماعی عصر جدید درمیآید.
در فضای مسلط قرهنگ متکی به واقعیت مجازی، بازیگران سیاسی، به منظور بقا و حضور در صحنه و تاثیرگذاری بر روند تحولات، ناگزیرند از رسانههای حامل نمادهای الکترونیک، به خصوص تلویزیون به صورت تمام عیار بهرهبرداری کنند. پیامی که در عرصه سیاست و از طریق رسانههای الکترونیک انتقال پیدا میکند، به اقتضای ماهیت رسانه و انباشت اطلاعات و دادهها، صورتی ساده به خود میگیرد. موثرترین ابزار فعالیت سیاسی در این صحنه، بهرهگیری از پیامها یا محتوای منفی است و موثرترین پیامهای منفی عبارت است از آنچه بر افشاگریها، بازگویی رسواییهای اخلاقی و مالی، برجستهکردن فقدان مشروعیت سیاسی و نقاط ضعف و دیدگاههای رقیب تاکید دارد. (کستلز، a 1380، ص 17) بدین ترتیب پدیده زیر ظهور مییابد:
* فضای جریانها: در جامعه شبکهای، سرمایهداری اطلاعاتی میتواند فاصله روابط قدرت جهانی را تغییر دهد که کستلز از آن با عنوان فضای جریانها یاد میکند. (وبستر، 2004، ص168)
4-8-4 زمان بیزمان و مکان بیمکان: کستلز عنوان میکند که این ساختار نوین عصر اطلاعات که آن را جامعه شبکهای نامیده است، مفاهیم زمان و مکان، معانی تازهای یافتهاند. انتقال آنی اطلاعات، دادهها و سرمایهها و امکان ارتباط همزمان میان افراد در نقاط مختلف، عملاً فواصل زمانی را از میان برداشته و چهارچوبهای مکانیکی جهان صنعتی را به کلی دگرگون ساخته است. مکان نیز به نوبه خود با مفهوم دسترسی یا عدم دسترسی به اطلاعات و ابزار انتقال و پردازش آن ارتباط پیدا کرده است و به این اعتبار «حضور در مکان» معنایی تازهای به خود گرفته که میتواند تعیینکننده ارتباط و اتصال مشخص ب ه جامعه شبکهای یا طرد او از این مکان فراگیر و در عین حال انحصاری به شمار آید. (کستلز،a 1380، ص17)
با نگاه اجمالی به سیر نظریههای جامعه اطلاعاتی میتوان دریافت فرایند اطلاعاتی شدن، فرایندی است که مسلما قرنهاست که ادامه خواهد داشت؛ اما، قطعا با تحولات سرمایهداری صنعتی و تحکیم دولت- ملی در قرن نوزدهم شتاب گرفت و اینکه در سالهای آغازین قرن بیست و یکم، با مسائلی چون جهانی شدن و گسترش سازمانهای فراملی و دسترسی به قلمروهای بسیار دور از دسترس زمانی و مکانی، شتاب بیشتری به خود گرفته است.

بخش پنجم
پیشینه پژوهش

5-1 مقدمه
دیپلماسی شهروندی، مفهوم نسبتا جدیدی است که تحقیقات و مطالعات انجام شده در این حوزه اختصاص راجع به بررسی فعالیتها و برنامههایی است که در سطح بینالمللی و میان شهروندان کشورهای مختلف برگزار میگردد. مراکز و مؤسسات فعال در حوزه دیپلماسی شهروندی از جمله مرکز دیپلماسی شهروندی ایالات متحده آمریکا339، انجمن ملی بازدیدکنندگان بینالمللی340 و انجمن دیپلماسی شهروندی یوتا341، برنامههای زیادی را در حوزه دیپلماسی شهروندی به اجراء درآوردهاند که شرحی از اهداف، کارکردها و سایر اطلاعات مربوطه به آنها را در اختیار مخاطبان خود میگذارند.
در گزارشی که در سال 2011، توسط موسسه ملی آموزش منتشر شد، اهم مطالعات و تحقیقات انجام شده در حوزه دیپلماسی شهروندی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در این گزارش، روش انجام این تحقیقات و همچنین نتایج بدست آمده، ارائه شده است. آنچه که در ارزیابی فعالیتهای مربوط به دیپلماسی شهروندی در حال حاضر مطرح است، نتایج مربوط به تعداد شرکتکنندگان و یا میزان رضایتمندی آنها از برنامههاست. این در حالی است که دیپلماسی شهروندی تاثیرات قابل توجه زیادی بر سازمانها و جوامع دارد؛ اما اندازهگیری چنین تاثیراتی به دلیل ماهیت طولی آنها به سادگی امکانپذیر نیست و به سالها زمان نیاز دارد تا نتیجه تاثیرات آشکار گردد. همچنین فقدان روشهای استاندارد اندازهگیری، مشکل دیگری در بررسی برنامههای مربوط به دیپلماسی شهروندی است. با توجه به تعدد و تنوع برنامههای دیپلماسی شهروندی، ارزیابی همه برنامهها با یک نوع ابزار غیرممکن خواهد بود. لذا به دلیل تفاوتهای قابل توجه میان اهداف، رویکردها و روشهای انجام برنامههای دیپلماسی شهروندی، تعدادی از اطلاعات گردآوری شده در این زمینه، قابل تعمیم نیستند.
بهرحال تحقیقات زیادی وجود دارد که فعالیتهای شهروندان را در حوزههای مختلف به ویژه در ارتباط با مسائل سیاسی در فضای مجازی مورد بررسی قرار دادهاند که در ادامه مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

5-1-1 مطالعات غربی
فضای سایبر، فضایی را فراهم آورده است که مردم در آن میتوانند با هم، در حوزههای مختلفی از جمله سیاست، به تبادل نظر بپردازند. از طریق تکنولوژیهای جدید ارتباطی، مردم میتوانند در گروههای مورد علاقه خود عضو شوند، در انتخابات رای دهند یا در فرومهای سیاسی مشارکت کنند. «ریچارد دیویس»342در سال 1999، با بررسی گروههای خبری «یوزنت»343، معیاری را پایهگذاری کرد که با استفاده از آن بتوان کیفیت فعالیتهای سیاسی آنلاین مورد بررسی قرار داد. وی برای انجام پژوهش خود چهار سوال مطرح نمود تا مباحث سیاسی در شبکههای ارتباطی جدید توسط مشارکتکنندگان در فرومهای خبری را بررسی کند؛ دیویس برای انجام این کار از روش تحلیل محتوا استفاده نمود. به گفته «کریپندورف»344استفاده از این روش در این تحقیق دارای دو مزیت عمده بوده است: اول این که با استفاده از این روش میتوان دادهها را همانگونه که در متن وجود دارند و قابل دسترسی هستند، بررسی کرد. به همین دلیل نوشتهها و اظهارنظرها میان افراد مشارکتکننده در مباحثات مطرح شده در فرومها را میتوان با این روش مورد بررسی قرار داد. دوم این که تحلیل محتوا در مقایسه با تکنیک مصاحبه یا مطالعات اتنوگرافی، دادههای کاملا واقعی به دست میدهد؛ چرا که نه فرستادگان و نه دریافتکنندگان پیام در این پژوهش، از این که مورد بررسی قرار گرفتهاند، آگاه نبودند. (ویلهلم، 2000، ص 88) بنابراین از روش تحلیل محتوا برای بررسی رفتار افراد گروههای خبری استفاده شده است. موضوع سوالات مورد بررسی در تحقیق به ترتیب عبارتند از: جستجوی اطلاعات، تبادل عقاید و دیدگاهها، تجانس و عقلانیت. برای انجام تحلیل محتوا، شاخصهایی برای عملیاتی کردن اندازهگیری متغیرهای هر کدام از سوالات تعیین گردید. جمعا هشت شاخص برای بررسی، طبقهبندی و کدگذاری دادهها در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است.
سوال اول با هدف بررسی این مسئله که تا چه حد مشارکت در بحثهای بحث سیاسی در فضای سایبر، با انگیزه جستجوی اطلاعات است؛ طرح شده بود. یا به عبارت دیگر، تا چه حد مشارکتکنندگان برای وسعت بخشیدن و تقویت دیدگاههای خود، از گروههای خبری استفاده میکنند. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل محتوا، حجم پیامهای سیاسی ارائه شده، متونی کوتاه با کمتر از صد کلمه است که اغلب در آنها اطلاعاتی به سایر مشارکتکنندگان ارائه میشود. بر اساس نتایج تحقیق، از هر چهار مطلب ارسال شده به گروههای خبری، سه مطلب اختصاصا به ارائه اطلاعات به گروههای خبری اختصاص دارد.
«فیشکین»345 میگوید: وقتی که بحثی توسط کسی مطرح شود و از سوی دیگران پاسخی دریافت نکند یا وقتی تعدادی از شهروندان نباشند و یا نخواهند که مباحثی را مورد سنجش قرار دهند و یا وقتی برای درک قدرت یک ادعا، اطلاعاتی وجود نداشته باشد، آنگاه فرآیند تعامل کمتر مشورتی خواهد شد، فقط به این دلیل که ناقص است. سوال دوم راجع به این است که آیا مشارکتکنندگان در فرومهای سیاسی، در جستجوی خود برای کسب اطلاعات، به دیدگاههای دیگران هم توجهی نشان میدهند و آنها را مورد استفاده قرار میدهند؟ بر اساس نتایج این تحقیق، مشارکتکنندگان، کمتر به دیدگاهها و عقاید دیگران پاسخ میدهند. از مجموع پیامهای بررسی شده، کمتر از یک پنجم آنها، شامل پاسخگویی مستقیم به نظرات دیگران است؛ اما در حدود نیمی از پیامها، شامل عقاید و دیدگاههای شهروندانی و یا صاحب نظرانی است که در بحث مشارکت ندارند و جزو مشارکتکنندگان حاضر در فروم نیستند.
در دیدگاه رایج، فرومها به عنوان مکانهای برای گردهمآیی مجازی به شمار میروند که در آنها مردم بر اساس علاقهمندیها و منافع مشترک، بدون جابجایی و صرف هزینه میتوانند راجع به مسائل مختلف به تبادل نظر بپردازند. تحقیقات نشان میدهد که مردم ترجیح میدهند با افرادی همگروه شوند که با آنها موافق باشند، پدیده که به عنوان هموفیلی شناخته شده است (راجرز و کینکید346 1981). نتایج به دست آمده راجع به تجانس گروهی مربوط به سوال سوم، این دیدگاه را تقویت میکند. افراد اغلب در جستجوی کسانی هستند که با آنها موافق باشند. بر همین اساس نتایج این تحقیق نیز حاکی از آن است که 70 درصد پیامهای ارسالی، با یکدیگر مشابه بوده که نشاندهنده حمایت قوی یا متوسط از وضعیت غالب راجع به یک بحث سیاسی و یا کاندیدای سیاسی است.
و بالاخره سوال آخر به جنبه انتقادی-عقلایی مباحث سیاسی گروههای خبری مربوط میشود. در این سوال، این مسئله مورد بررسی قرار گرفت که تا چه حد پیامهای سیاسی آنلاین به مفهوم عقلانیت هابرماس گرایش دارد. بر اساس نتایج به دست آمده، سه چهارم پیامهای ارسالی به فرومها، برای توجیه محتوای مطالبشان از دلایل مختلف استفاده کردهاند؛ اما در سایر پیامها از هیچگونه استدلال منطقی استفاده نشده بود. عقلانیت یک نوشته یا گفته، به قابلیت اعتماد دانشی که در آن نهفته است، بستگی دارد. مشارکتکنندگان در فرومها، میتوانند در دفاع از یک موضوع و قضیه معین دلایلی ارائه دهند و تا آن حدی که این دلایل معتبر شناخته شوند، اعضا میتوانند اعمالشان را توجیه کنند.
هابرماس (1996) عقیده دارد، جامعه مدنی برای مفصلبندی یا تولید مسایل سیاسی مانند یک عامل انتشار عقاید عمل میکند. بنابراین آن دسته از افرادی که که در فضای مجازی به بحث راجع به مسایل سیاسی میپردازند، میتوانند توجه به مشکلات را افزایش

]]>