دانلود پایان نامه

، انواعروش های مالی را مورد بررسی قرار داده و بیان میکند که در نظام حقوقی اسلام، اموال و داراییهای زوجین، مستقل از یکدیگر است و به این نتیجه رسیده که شوهر بر اموال همسرش ولایت ندارد و همچنین زن نیز در درآمدهای شوهرش سهیم نمیباشد. خانم مرضیه قاسمی در مقالهای با عنوان مالکیت جهیزیه، به جهیزیه به عنوان یکی از منابع مالی زن پرداخته و بیان میدارد که از نظر حقوقی زن دارای استقلال مالی کامل است و آوردن جهیزیه هیچ حقی برای شوهر از نظر مالکیت ایجاد نمیکند و شوهر فقط میتواند بطور متعارف این اموال را استعمال کند و به این نتیجه رسیدهاند که در صورت موجود بودن عین جهیزیه، زن حق توقیف و تملک اختصاصی آنها را خواهد داشت و در مطالبه جهیزیه نیز، ظاهر امر به نفع زن خواهد بود مگر اینکه دلیلی برخلاف آن موجود باشد.
3-ضرورت و نوآوری تحقیق

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از آنجا که خانواده بنیادیترین رکن یک جامعه است و کوچکترین آسیب به خانواده، آثارش در جامعه نمایان میشود در نتیجه در کشور ایران و مخصوصا بعد از انقلاب اسلامی، محققین بسیاری در صدد بررسی بحرانها و مشکلات خانواده و مخصوصا زنان برآمدند و هریکدیدگاه ها و نظریات خودشان را مطرح میکردند در نتیجه قوانینی حمایتی در خصوص احقاق حقوق زنان تصویب شد. از جمله این حقوق، منابع مالی زوجه است که قانون به مهریه، نفقه و ارث به عنوان منابع مالی زن اشاره کرده و به دیگر منابع مالی از جمله تنصیف دارایی زوج به نفع زوجه، اجرت المثل کارهای منزل کمتر اشاره شده است. آنچه در اینجا حائز اهمیت و ضرورت میباشد نوعرابطه زن در تملک و تصرف منابع مالی خودش میباشد. بدین معنا که آیا زن مالک منابع مالی که در نتیجه ازدواج بوجود میآید میشود؟ یا زن بدون اذن شوهر میتواند مستقلا در منابع مالی خود تصرف کند؟ لذا در صدد بررسی فقهی و حقوقی حق تملک و حق تصرف زوجه برآمدیم و به نوعرابطه زوجه در منابع مالی از منظر فقه و حقوق میپردازیم.
4-سوالهای تحقیق
1_آیا زوجه مالک نفقه میشود یا حق تصرف دارد؟
2_آیا زوجه میتواند مالک مالی شود که از صرفه جویی درنفقه بدست آمده است؟
3_آیا زوجه میتواند اموال خود را بدون اذن همسرش مصرف نماید؟
5-فرضیههای تحقیق
1_با توجه به نوع نفقه گاهی مالک میشود و گاهی حق تصرف دارد.

2_زوجه میتواند مالک مالی شود که از صرفه جویی در نفقه بدست آمده است.
3_با توجه به استقلال مالی زوجین، زوجه بدون اذن همسرش میتواند هر نوع تصرفی در اموال خود داشته باشد.
6-هدفها و کاربردهای تحقیق
هدف از پرداختن به این تحقیق، در حقیقت تبیین جایگاه منابع مالی زوجه در فقه و حقوق مدنی ایران است. لذا در این پایان نامه در صدد بررسی فقهی و حقوقی حق تملک و حق تصرف زوجه هستیم تا با ایجاد راهکارهای نوین، خلاهای موجود در فقه و قانون مدنی را در خصوص این موضوع پر کنیم. از جمله کاربردهای این تحقیق در درجه اول یاری رساندن به قضات عالیقدر در جهت رسیدگی هرچه بهتر به جرایم و صدور احکام، ازکاربردهای دیگر آگاهی رساندن به وکلا و افزایش سطح علم دانشجویان، اساتید و بطور کلی جامعهی حقوقی از این نوشتار انتظار میرود.
7-روش و نحوهی انجام تحقیق و بدست آوردن نتیجه
روش این پایان نامه توصیفی و تحلیلی میباشد و روش گردآوری مطالب به صورت کتابخانهای میباشد.
8-ساماندهی تحقیق
این پایان نامه با عنوان بررسی فقهی و حقوقی حق تملک و حق تصرف زوجه در دو فصل گردآوری شده است که به شرح زیر میباشد:
فصل اول تحت عنوان کلیات میباشد که از سه بخش تشکیل شده است، بخش اول حق و انواع آن میباشد، بخش دوم بررسی روابط مالی زوجه و بخش سوم، استقلال مالی زوجه میباشد. فصل دوم بررسی حق تملک و حق تصرف در روابط مالی زوجه میباشد که شامل چهار بخش است. در بخش اول به حق تملک و حق تصرف زوجه در دوران نامزدی پرداختهایم. بخش دوم، حق تملک و حق تصرف زوجه در دوران زوجیت میباشد. بخش سوم حق تملک و حق تصرف زوجه بعد از طلاق و بخش چهارم، تقسیمبندی اموال زوجه از دیدگاه اسلام میباشد.
فصل اول: کلیات
موضوع حق تملک و حق تصرف زوجه یکی از مباحث مهم در زندگی زناشویی به شمار میرود بطوری که امروزه در قوانین ایران و جهان توجه ویژهای به آن شده است؛ لذا فصل حاضر از سه بخش گردآوری شده است که ابتدا در بخش اول به تعریف حق و انواع آن میپردازیم. در بخش دوم به بررسی روابط مالی زوجه و در بخش سوم به استقلال مالی زوجه خواهیم پرداخت.
بخش اول: حق و انواع آن
واژه حق در زبان عربی به صورت مصدر، اسم و صفت به کار رفته است. لغت دانان بزرگ عرب دربارهی معنای آن اتفاقنظر داشته و سخنان مشابهی را ابراز نمودهاند. در اینجا ما به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی حق و انواع آن میپردازیم.
مبحث اول: مفهوم حق
حق یکی از مفاهیم پایهای موضوع ما میباشد. از این رو قبل از هر چیز، لازم است بخشی از مباحث مقدماتی به بررسی اجمالی موضوع یاد شده اختصاص یابد؛ زیرا آشنایی با مفهوم حق و سایر مباحث مربوط به آن تمهیدی برای تعیین موضوع حق تملک و حق تصرف زوجه میباشد.

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درباره اجرای احکام مدنی

گفتار اول : مفهوم حق در لغت
حق در لغت دارای معانی گوناگونی میباشد که برخی از آنها عبارتند از خلاف باطل، حظ و نصیب، بهره و سهم هرکس که به او داده شده است. (ابن منظور، 1414، ،ج10، 49)
راغب اصفهانی (1412، ج3، 2) درباره معنای حق میگوید: «حق در اصل به معنی مطابقت داشتن و موافقت داشتن است» و ما میبینیم این مطابقت و هماهنگی در بیشتر معانی حق مراعات شده است از جمله:
حق به معنی خدا و آفریننده است از جهت این که آفریدگان را مطابق و بر وفق حکمت آفریده است. «فذالکمالله ربکمالحق». (سوره یونس(10)، آیهی32)
حق به معنی آفریده شده است، از این جهت که آفریدگار آن را مطابق و بر وفق حکمت آفریده است. «وما خلقالله ذلک الا بالحق». (سوره یونس(10)، آیهی5)
حق به معنی اعتقاد مطابق با واقع است.
حق به معنای گفتار و کردار مطابق با آنچه باید و شاید.
زبیری، حق را همان موجود ثابت میداند. (زبیری، 1406، ج6، 375)
برخی معتقدند که هر چند بعضا معانی متعددی برای حق ذکر شده، این معانی به معنای واحدی که مفهوم ثبوت و ثابت است، برمیگردد. (قیومی، 1987م، 55)
بنابراین میتوان گفت که حق در معنای مصدری به معنای ثبوت، و در معنای وصفی به معنای ثابت است و به همین اعتبار بر خداوند متعال اطلاق حق میشود: «و یعلمون ان الله هو الحق المبین ». (سوره نور(24)، آیه ی25)، زیرا ثبوت حق تعالی برترین ثبوتهاست که به تعبیر فلسفی با عدم یا عدمی اختلاط ندارد. همچنین به کلام راست حق گفته میشود، زیرا مضمون آن در واقع ثبوت دارد. (غروی اصفهانی، 1425، ج1، 38)
همانطور که ملاحظه شد حق معانی مختلفی را در بر میگیرد؛ به همین دلیل اکثر محققان واژه حق را مشترک معنوی میدانند.
به عبارت دیگر حق در هر یک از موارد و مصادیق خاص خود، دارای مفهوم ویژهای است؛ مثلاً حق در مورد حق ولایت، ولایت اعتبار میشود و در حق زوجیت، زوجیت اعتبار میشود و این دو اعتبار هیچ قدر مشترک ومفهوم واحدی با هم ندارند.
بنابراین یکی از معانی حق اصلی است و سایر معانی به نحوی که گذشت به آن برگشت میکند. بدین معنا که حق یک معنا بیشتر ندارد و مغایرت معناهای مختلف آن ناشی از مصادیق گوناگون آن است.
در خصوص معنای اصلی حق هم دو نظریه وجود دارد؛ برخی آن را به معنای ثابت میدانند یعنی در این دیدگاه حق هر امر ثابت (اعم از واقعی ونسبی) است و این معنا در تمام موارد استعمال حق، صدق میکند؛ همچنان که باطل به چیزی اطلاق میشود که ثابت نیست. (معاونت آموزش قوهی قضائیه، 1388، 4) و بعضی دیگر نیز معنای اصلی حق را مطابقت میدانند که بیان شد.
به نظر نگارنده همه معانی که ذکر شد به نوعی مکمل یکدیگر میباشند. در حقیقت همه معانی حق یک چیز را بیان میکنند و آن حقوقی است که به هر فرد خداوند داده است و این حقوق مطابق و هماهنگ با آفرینش انسان است و برای وی ثابت است.
گفتار دوم: مفهوم حق در اصطلاح

در خصوص مفهوم اصطلاحی حق نیز تعاریف مختلفی از سوی فقها و حقوقدانان ارائه شده که در اینجا بیان مینماییم.
1: مفهوم حق در اصطلاح فقها
واژه حق در اصطلاح هم معانی گستردهای را در برمیگیرد که مهمترین معنای آن در تعاریف گوناگون در متون فقهی به شرح زیر میباشد.
الف: سلطنت
بعضی از محققان گفتهاند: حق در اصطلاح فقهی به معنای سلطنت به کار رفته است. شیخ انصاری در تعریف حق میگوید: «حق نوعی از سلطنت است که بر چیزی یا شخصی متعلق است مانند حق خیار و حق قصاص». (انصاری، 1388، ج4، 21) در کلام برخی از فقهای دیگر هم تعبیراتی نزدیک به همین معنا درباره تعریف اصطلاحی حق دیده میشود که عبارتند از: «قدرت شرعی و (قانونی) فرد بر انسان دیگر یا بر مال یا هر دو اعم از مادی ومعنوی میباشد». (آل بحرالعلوم، بیتا، ج1،14)
همچنین علامه نائینی حق را به معنای سلطنت ضعیف داشتن بر منافع و اموال و اعیان تعریف میکند. «الحق عباره عن اعتبار خاص الذی اثره السلطنه الضعیفه علی شیء و مرتبه ضعیفه من الملک.» (نائینی، 1373، ج1، 42)
نکته: منظور از سلطنت یا توان تصرف است(گاهی توان تصرف به دلیل خارجی از بین میرود، در حالی که حق جای خود است.) یا جواز تصرف(در جاهایی که تصرف به دلیل خارجی ممنوع است، جواز تصرف باقی است و موقتا از فرد گرفته شده است.)
معنای فوق نیز از آیه شریفه «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلایُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُورا» (سورهی اسراء(17)، آیهی33) برداشت میشود زیرا مراد از سلطنت در این آیه در حقیقت همان حقی است که ولیدم در قصاص از قاتل ویا اخذ دیه از وی میتواند اعمال کند.
ب: ملک
برخی دیگر از فقها حق را نوعی ملک اعتبار کردهاند که در مقابل عین، دین، منفعت وانتفاع به کار میرود، پس میگویند مالکیت دین، مالکیت عین، مالکیت منفعت.
به نظر میرسد که ما نمیتوانیم حق را در معنای ملکیت به کار ببریم چرا که حقوقی وجود دارد مثل حق حضانت یا حق الابوه که نمیتوان در مورد آنها ملک را بهکار برد زیرا در حقیقت ذی حق مالک چیزی نمیتواند باشد. (ولایی، 1391، 60)
ج: حکم
برخی از فقها هم حق را مترادف حکم دانستهاند. البته فرق اساسی نیز بین حکم و حق وجود دارد. اول اینکه در حق، اختیار و تسلط شخصی وجود دارد برخلاف حکم. دوم، حق قابل اسقاط است و قابل نقل وانتقال بر خلاف حکم. (ولایی، 1391، 60)
به نظر نگارنده حق در معنای سلطنت در معنای جامعتری به کار رفته است و در حقیقت این حق سلطنت مخصوص به خداوند میباشد. اما از آنجا که خداوند خود، خواهان اجرای عدالت در میان مردم میباشد این حق را به آنها داده تا در موارد لازم بتوانند از حقوق تضییع شدهی خود دفاع کنند.
بنابراین استفاده از حق سلطنت برای انسان فقط یک اعتبار است زیرا خداوند به عنوان خالق هستی و عدالت این حق را به انسان داده است. لذا حق سلطنت به معنای هر چیزی که در دست و تصرف انسان است اعم از امور مالی، غیرمالی، منافع میباشد. یعنی این معنا سایر معانی دیگر را هم دربر میگیرد.
2: مفهوم حق در اصطلاح حقوقدانان
از اوایل قرن بیستم نظر حقوقدانان به مفهوم حق معطوف شد. آنان به تأمل دریافتند که وقتی از حق سخن میگوییم، در تمامی موارد یک معنا را اراده نمیکنیم؛ بلکه با توجه به موضوع حق و چگونگی استحقاق و تکلیف و نیز تأمل در نوع ارتباط و جهتگیری توزیع امتیازات و مسئولیتها درمییابیم حق انواع متفاوتی دارد که درگونه های ذیل قابل طرح است: حق ادعا، حق آزادی، حق قدرت، حق مصونیت.
وینشیلد حقوقدان آلمانی حق را چنین تعریف کرده است: «توان و قدرتی که نظم حقوقی به اراده اعطا کرده است.» (کاتوزیان، 1377، 372).
همچنین یکی از حقوقدانان عرب در تعریف حق میگوید: «حق آن رابطه حقوقی است که به سبب آن، قانون به یکی از اشخاص این توانایی را میدهد تا به گونهای ویژه و منفرد بر چیزی تسلط و چیرگی یابد (یا آن را تصرف کند) و یا شخص دیگر انجام دادن یا ندادن چیزی یا کاری معین را بخواهد.» (کبره، 1993، 374)
آیرینگ حقوقدان آلمانی نیز حق را چنین تعریف کرده است: «نفعی که از نظر حقوق، حمایت شده است.» (کاتوزیان، 1377، 374-373)
با این حال بهترین تعریفی که از حقوقدانان در خصوص حق ارائه شده این است که حق امتیاز و نفعی است متعلق به شخص که حقوق هر کشور در مقام اجرای عدالت، از آن حمایت میکنند و به او توان تصرف در موضوع حق و منع دیگران از تجاوز به آن را میدهد. (معاونت قوه قضائیه، 1388، 8)
همانطور که ملاحظه شد تعریف دقیق وجامع اصطلاح حق بسیار دشوار است و آنچه که به عنوان تعریف ذکر شده ناظر به آثار آن میباشد.
گفتار سوم: مفهوم حق در قرآن
در قرآن کریم کلمهی حق و مشتقاتش 287 مرتبه به صورت مصدر، اسم و صفت بکار رفته است. هر چند مفسران قرآن کریم معانی مختلفی را برای حق ذکر نمودهاند، به نظر میرسد که حق در قرآن کریم نیز به معنای لغویاش یعنی ثبوت، ثابت و ضد باطل بکار رفته است، از جمله:
«و یحق الله الحق.» (سوره یونس (10)، آیهی 82) به معنای «یثبته» ؛
«و کان حقا علینا نصر المومنین» (سوره روم (30)، آیهی 47) به معنای «ثابتا»؛
«و حق القول علی اکثرهم» (سوره یس(36)، آیه ی7) به معنای «ثبت»؛
«و حقت کلمه ربک» (سوره یونس (10)، آیه ی33) به معنای «ثبتت»؛
علامه طباطبایی در تفسیر آیه «یجادلونک فی الحق بعد مائبین» (سوره انفال(8)، آیهی 6) مینویسد: مراد از حق مقابل باطل است و آن امر ثابتی است که آثار واقعی مطلوبش بر آن مترتب میشود. (طباطبایی، 1403، ج9، 13)
استاد جوادی آملی(جوادی آملی، 1385، 28-29)معتقد است که حق در قرآن کریم به معنای عام آن بهکار رفته است و برخی موارد آن به این شرح است:
1-حق در مقابل باطل، مانند: «جاء الحق و زهق الباطل» (سوره اسراء(17)،آیهی 81)
2-حق در برابر ضلالت و گمراهی، مانند: «فماذا بعد الحق الا الضلال» (سوره یونس(10)، آیهی32)
3- حق در مقابل سحر که از مصادیق باطل است، مانند: «و یحق الله الحق بکلماته»(سوره یونس(10)، آیهی82)
4-حق در مقابل هوی، مانند: «و لو اتبع الحق اهواءهم لفسدت السماوات و الارض» (سوره مومنون(23)، آیهی71)
شایان ذکر است که در برخی آیات، حق بر معنای خاصی اطلاق شده است، از جمله درآیه «والله یقضی بالحق» (سوره اسراء(17)، آیهی20)، حق بر عدل در مقابل ظلم اطلاق شده و یا در ایه «و الذین فی اموالهم حق معلوم لسائل و المحروم» (سوره معراج (70)، آیهی24-25)
حق به معنای نصیب و سهم معین استعمال شده است. باید توجه داشت که اولا این موارد در مقایسه با موارد مذکور اندک بوده و در این موارد خاص نیز، معنای مورد نظر با عنایت به مضمون آیه فهمیده شده است و ثانیا این معانی خاص نیز دور از معنای ثبوت و ثابت نیست.
مبحث دوم: انواع حق
حق را ازدیدگاه های مختلفی میتوان مورد بررسی قرار داد. فقها از یک طرف، «حق» را به «حقالناس» و «حقالله» تقسیم نمودهاند. و برخی دیگر از طرف دیگر، «حق» را در برابر «حکم» قرار دادهاند. این روشی است که «فقهای امامیه» در بحث ا

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درباره مالیات بر ارزش افزوده