دانلود پایان نامه
از کلام ائمه را افزایش می دهد چرا که ائمه به لحاظ زمانی مقدم بر اغلب لغت دانان بوده اند.

38.2.شرک
﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکمُ‏ْ یُوحَى إِلىَ‏ّ أَنَّمَا إِلَاهُکُمْ إِلَاهٌ وَاحِدٌ فَمَن کاَنَ یَرْجُواْ لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدَا﴾
بگو:من فقط بشرى همانند شما هستم به سوى من وحى مى‏شود که معبودتان معبودى یگانه است و هر کس به ملاقات پروردگارش همواره امید دارد، پس باید کار شایسته‏اى انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند.
1.38.2.شرک در روایات
روایت اول:مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ جَرَّاحٍ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ‏اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ‏ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ قَالَ الرَّجُلُ یَعْمَلُ شَیْئاً مِنَ الثَّوَابِ لَا یَطْلُبُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِنَّمَا یَطْلُبُ تَزْکِیَهَ النَّاسِ یَشْتَهِی أَنْ یُسْمِعَ بِهِ النَّاسَ فَهَذَا الَّذِی أَشْرَکَ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ ثُمَّ قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَسَرَّ خَیْراً فَذَهَبَتِ الْأَیَّامُ أَبَداً حَتَّى یُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ خَیْراً وَ مَا مِنْ عَبْدٍ یُسِرُّ شَرّاً فَذَهَبَتِ الْأَیَّامُ أَبَداً حَتَّى یُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ شَرّاً.319
محمد بن یحیى، از احمد بن محمد بن عیسى، از حسین بن سعید، از نضر بن سوید، از قاسم بن سلیمان، از جراح مدائنى، از امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده است در قول خداى عز و جل: ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ که آن حضرت فرمود که: مردى کار خوبى انجام مى‏دهد و رضاى خداوند را در نظر نمى‏گیرد و مقصودش این است مردم او را آدم خوبى بدانند و دوست دارد مردم در باره او سخن بگویند و کارهاى او را تعریف و توصیف کنند و در محافل و مجالس ذکر او را بنمایند، این مرد در عبادت خود مشرک مى‏باشد.بعد از آن فرمودند: بنده‏اى که کارهاى نیک انجام دهد و دوست نداشته باشد آن را فاش کند، خداوند بعد از مدتى آن خیر را براى مردم آشکار مى‏کند و هر بنده‏اى که بخواهد شرى را پنهان نماید خداوند پس از چند روز آن را فاش مى‏سازد.
روایت دوم:حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ [جَعْفَرٍ] أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ [عُبَیْدِ اللَّهِ‏] بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِهِ:﴿ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ فَهَذَا الشِّرْکُ شِرْکُ رِیَاء.320
محمد بن احمد از عبدالله بن موسی و او هم از حسن بن ابی حمزه و وی هم از پدرش و او نیز به واسطه ابی بصیر از امام صادق(ع)درباره آیه﴿ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً﴾نقل می کند که فرمود:مقصود از این شرک، شرک ریایی می باشد.
روایت سوم: عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا ع وَ بَیْنَ یَدَیْهِ إِبْرِیقٌ یُرِیدُ أَنْ یَتَهَیَّأَ مِنْهُ لِلصَّلَاهِ فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأَصُبَّ عَلَیْهِ فَأَبَى ذَلِکَ وَ قَالَ مَهْ یَا حَسَنُ فَقُلْتُ لَهُ لِمَ تَنْهَانِی أَنْ أَصُبَّ عَلَى یَدِکَ تَکْرَهُ أَنْ أُوجَرَ قَالَ تُؤْجَرُ أَنْتَ وَ أُوزَرُ أَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ کَیْفَ ذَلِکَ فَقَالَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً ﴾ وَ هَا أَنَا ذَا أَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاهِ وَ هِیَ الْعِبَادَهُ فَأَکْرَهُ أَنْ یَشْرَکَنِی فِیهَا أَحَدٌ.321
علی بن محمد بن عبدالله از ابراهیم بن اسحاق احمر از علی وشاء نقل می کند که گفت: خدمت حضرت رضا علیه السّلام رسیدم در مقابلش آفتابه‏اى بود که میخواست وضو بگیرد جلو رفتم تا آب بریزم مانع شد فرمود: صبر کن حسن. عرضکردم آقا چرا نمیگذارى آب بریزم روى دست شما؟ نمیخواهى بثواب برسم ؟فرمود: تو اجر میبرى ولى من گناه. عرضکردم براى چه؟فرمود:مگر این آیه را نشنیده‏اى که خداوند میفرماید:﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ اکنون من میخواهم وضو براى نماز بگیرم که خودش عبادتى است نمیخواهم کسى را در عبادت خود شریک گردانم.
روایت چهارم:و فِی رِوَایَهِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ تَفْسِیرِ قَوْلِ اللَّهِ ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ … إلخ﴾ فَقَالَ: مَنْ صَلَّى مُرَاءَاهَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ- وَ مَنْ زَکَّى مُرَاءَاهَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ- وَ مَنْ صَامَ مُرَاءَاهَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ- وَ مَنْ حَجَّ مُرَاءَاهَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ- وَ مَنْ عَمِلَ عَمَلًا مِمَّا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ- مُرَاءَاهَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ- وَ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلَ مُرَاءَاه.ٍ322
ابو جارود از امام علیه السّلام روایت کرده که فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله سؤال شد تفسیر آیه شریفه‏ ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ‏﴾ چیست فرمودند: هر کس از روى ریا نماز بگذارد مشرک بحساب مى‏آید و هر کس زکاه مالش را براى ریا بدهد مشرک است.کسى که براى مردم روزه مى‏گیرد و تظاهر مى‏کند مشرک مى‏باشد، هر کس براى اینکه نامش را مشهور کند و خوشنام گردد به حج برود مشرک محسوب مى‏گردد و بطور کلى هر کس اوامر خداوند را از روى ریا و تظاهر انجام دهد مشرک است و خداوند اعمال او را قبول نمى‏کند.
روایت پنجم:حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ [عَبْدِ اللَّهِ‏] بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ [بْنِ حَمْزَهَ] بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِیهِ وَ الْحُسَیْنِ [الْحَسَنِ‏] بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَضَّاحٍ وَ شُعَیْبٍ الْعَقَرْقُوفِیِّ جَمِیعِهِمْ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِهِ:﴿‏ یُوحى‏ إِلَیَ‏ إِلَى قَوْلِهِ‏ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ قَالَ: لَا یَتَّخِذْ مَعَ وَلَایَهِ آلِ مُحَمَّدِ وَلَایَهَ غَیْرِهِمْ- وَ وَلَایَتُهُمُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ- فَمَنْ أَشْرَکَ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ- فَقَدْ أَشْرَکَ بِوَلَایَتِنَا وَ کَفَرَ بِهَا- وَ جَحَدَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع حَقَّهُ وَ وَلَایَتَه‏…323
جعفر بن احمد از عبیدالله بن موسی و او از حسن بن علی ابن ابی حمزه و وی از پدرش و حسین بن ابی العلاء و عبدالله بن وضّاح و شعیب عقرقوفی همگی از طریق ابی بصیر از امام صادق(ع)که گفت:﴿ یُوحى‏ إِلَیَ‏ الی قوله بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً ﴾فرمود:با ولایت آل محمّد ولایت دیگرى را نپذیرید ولایت این خاندان عمل صالح است هر کس شریک براى عبادت خدا بگیرد شریک براى ولایت ما گرفته و کافر آن شده و منکر حق امیر المؤمنین و ولایت اوست.
2.38.2.شرک در لغت
ابن فارس در کتاب معجم مقاییس اللغه شرک را مشتمل بر دو معنا می داند؛ یکی، به مفهوم همکاری و مقارنت (شرکت) که در نقطه مقابل انفرادی عمل کردن است و دوم، به معنای شیء ممتد و مستقیم است324
راغب اصفهانی بعد از طرح مباحثی راجع به شرک به تببین شرک در حوزه دین پرداخته و آن را تقسیم به دو نوع می کند اوّل الشّرک العظیم: و آن اثبات شریک براى خداى تعالى است مثل عبارت:أَشْرَکَ‏ فلان باللّه: و این معنى، بزرگترین کفر است.
که در آیات زیر به این نوع از شرک اشاره شده است: (إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ‏ یُشْرَکَ‏ بِهِ) (وَ مَنْ‏ یُشْرِکْ‏ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِیداً) (مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ) (یُبایِعْنَکَ عَلى‏ أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً)
دوّم- الشّرک الصّغیر: یعنى مراعات کردن غیر خدا با او در بعضى امور مثل‏ریاکارى و دوروئى و نفاق که در آیات:(شُرَکاءَ فِیما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ) (وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ‏ مُشْرِکُونَ) به این گونه شرک اشاره شده است.325
علامه مصطفوی نیز شرک را به معنى همکارى و همدست دو نفر یا افرادی در یک عمل یا امرى می داند به طوری که برای هر یک سهم و تاثیری در آن عمل باشد و إشراک بمعنى شریک قرار دادن و در مقابل خداوند متعال أنباز و همتا درست نمودن است، بطوریکه هر کدام را تاثیر و سهمى در خلقت باشد یا دلیل اینکه به طناب کفش شراک گفته می شود به خاطر این است که در عمل پوشش همچون کفش تاثیر دارد یا علت اطلاق شرک به تورهای شکار به سبب تاثیر تور در جریان شکار هست.326
3.38.2.بررسی
روایات صادره از ائمه معصومین (ع) در مورد واژه شرک را می توان در دو نوع تقسیم کرد:
نوع اول روایاتی است که مراد از شرک در آیه شرک خفی که همان عبارت از ریا و تظاهر باشد می داند و نوع دوم به تعریف دیگری از شرک می پردازد و مقصود از شرک در عبادت را کمک گرفتن از کسی در انجام فرایض می شمرد.
با این اوصاف نوع اول از روایات ائمه جنبه مصداق نسبت به کلام لغویون پیدامی کند چرا که آنان شرک را به معنی همکاری دو نفر در یک عمل می دانند خواه این عمل الهی باشد و خواه بشری همانند شراکتهای روزمره که در بین آحاد جامعه مرسوم و متداول است و معصومین در این بین مصداق الهی آن را که عبارت از ریا است بیان کرده اند و از سایر مصادیف شراکت در نوع اول از روایات پرهیز کرده اند اما در نوع دوم از روایات شریک قرار دادن شخصی در عبادت الهی نیست بلکه از وی در امر انجام واجب کمک می گیرد همانند همه ی کارها بدون اینکه شرک به خدا بورزد و این روایت هم به مصداق دیگری از شراکت توجه دارد که کاملا با دسته اول احادیث توفیر دارد.

مطلب مرتبط :  

نتیجه‌گیری
نتایجی که از تحقیق و بررسی تطبیقی روایات معصومین (ع) با لغویون در مفردات سور کهف و اسرا به دست آمده است از این قرار است:
1. برای دست‌یابی به تفسیر صحیح و واقعی قرآن باید حقیقت آن را در منابع اصلی جستجو کرد و از مراجعه به منابع پراکنده و فرعی خودداری کرد در این راستا باید به مفسران حقیقی قرآن و تالیان به حق کتاب خدا و ترجمان وحی الهی مراجعه کرد.
2. آشنایی با دانش مفردات و توجه به مفردات آیات و داشتن معنای صریح و صحیحی از آن‌ها از مقدّمات مهم در فهم قرآن می‌باشد؛ بنابراین قرآن پژوهان می‌بایست با استفاده از کتب لغت و کتبی که به طور تخصصی به بحث پیرامون مفردات قرآن پرداخته‌اند، به کاوش در معانی مفردات قرآن بپردازند.
3. روایات در این زمینه ازنظر گونه‌شناختی به چند گروه «ایضاح لفظی»، «بیان مصداق»، «بیان لایه‌های معنایی» یا «تأویل»، «بیان مصداق باطنی» و «بیان وجه‌تسمیه» گروه بندی می‌شوند.
4. در برخی موارد هیچ‌گونه رابطه‌ای میان معنی روایی و لغوی واژه‌ی موردنظر وجود ندارد.
5. در برخی تطبیق‌های انجام شده میان روایات معصومین (ع) و اقوال لغویون هر دو گروه به ایضاح لفظ پرداخته‌اند، امّا لزوماً این توضیحات در مورد واژه موردنظر یکسان نمی‌باشد.