تمامی مراحل آن جدا از هم و منفصل اجرا می¬شود بلکه در این روش تمامی مراحل جمع¬آوری داده‌ها، تحلیل داده¬ها و ساخت تئوری به‌عنوان رهیافتی منسجم و متقابلاً مرتبط دیده می¬شوند و حالت دورانی دارد. (Chamberlain, 1995) تئوری زمینه¬ای با ایده¬های اولیه راجع به یک سؤال تحقیق شروع شده و به تولید گزارش راجع به نتایج ختم می¬شود.
در روش کیفی گراندد تئوری، موضوع پژوهش کلی می¬باشد و به دنبال شناخت جوانب و کارکردهای پنهان موضوع مورد مطالعه هستیم. در این روش نیازی نیست اهداف پژوهش را به‌صراحت مشخص کنیم. سؤالاتی که در تئوری زمین¬های مطرح می‌شوند، عموماً سؤالاتی کلی و باز هستند. (Chamberlain, 1995) ضمن آنکه از پیچیدگی نسبتاً بالای برخوردار نیستند. ازآنجاکه در این روش، تئوری به‌صورت استقرایی از دل داده¬ها بیرون می¬آید، بنابراین، سؤالات تحقیق در مراحل بعدی به‌صورتی سامان‌یافته مطرح می¬شوند تا در قالب تئوری زمینه¬ای قابل آزمون باشند. سؤالات تحقیق در تئوری زمینه¬ای بیانگر مفاهیم و شناخت پدیده مورد مطالعه است و به محقق این امکان را می‌دهد تا بر موضوع تمرکز داشته و آن را شناسایی نماید. سؤالات در این روش به‌سوی عمل و فرایند سوگیری دارند. برای درک کلیت مسئله در ابتدا محقق به طرح «سؤالات تعاملی» می¬پردازد. بنابراین تمرکز محقق بر روی مشاهدات و مصاحبه¬ها بوده و به بهترین نحوی کنش و کنش متقابل کنشگران را مورد تحلیل قرار می¬دهد. (استراوس & کوربین, 1385)
تئوری زمینه¬ای به‌طور خلاصه در سه گام طی می¬شود. گام اول، جمع¬آوری داده¬هاست. گام دوم تحلیل داده¬هاست و گام سوم تئوری¬سازی است. بر این اساس، پس از انجام مصاحبه¬ی اول، داده¬ها از دل مصاحبه¬های عمیق گردآوری و استحصال شده و به تحلیل داده¬های اولیه در مرحله اول پرداخته می¬شود. مرحله بعدی به کدگذاری اختصاص دارد که در آن به تحلیل و تعبیر و تفسیر داده¬ها پرداخته می¬شود و چگونگی آن برحسب نوع آموزش، تجربه و هدف محقق تغییر می¬کند.
لب کلام تئوری زمینه¬ای تشخیص و شناسایی موضوعات یا تم¬های موجود در متن و کدگذاری متن از لحاظ وجود یا عدم وجود این تم¬هاست. کدگذاری، جریان آزاد متن را به مجموعه¬ای از متغیرهای اسمی تبدیل می¬کند. در تئوری زمینه¬ای کدگذاری به معنای رمزگشایی و تفسیر داده¬ها و شامل نام‌گذاری مفاهیم و تبیین و بحث از آن‌ها با جزییات بیشتر است. (شیری, 1387)
در مرحله نهایی به تئوری¬سازی پرداخته می¬شود. بزرگ‌ترین عرصه آشفتگی در تئوری زمینه¬ای، ماهیت و معنای تئوری تولید شده است. تئوری از منظر گلاسر و استراوس نوعی استراتژی مدیریت داده¬های تحقیق از طریق ارائه شیوه¬های مفهوم¬سازی جهت توصیف و تبیین آن¬هاست. گلاسر و استراوس بر این باورند که نظریه¬هایی که در گراندد تئوری، تولید می¬شوند تئوری بزرگ و کلان آن‌گونه که موردنظر مرتون و گیدنز می¬باشد نیست. درواقع این تئوری¬ها هیچ¬گاه روایت‌های بزرگ و کلان تولید نمی¬کنند. ضمن آن¬که در مقابل، این تئوری¬ها، فرضیه¬های عملیاتی و اجرایی کوچکی هم نیستند که ما بتوانیم در طول روز و زندگی روزمره آن‌ها را بکار ببریم. (Glaser & Strauss, 1997)

4-3. جامعه آماری یا جامعه مورد بررسی
در تحقیق کیفی، «جامعه¬ی مورد بررسی» همان «جامعه¬ی آماری» است. در پژوهش حاضر، «جامعه¬ی مورد بررسی» افراد خبره¬ای هستند که مورد مصاحبه قرار گرفتند.
افراد خبره¬ی مورد مصاحبه، افرادی هستند که واجد حداقل یکی از این دو ویژگی بوده¬اند. اول اینکه تحصیلات دانشگاهی آنان، در سطح کارشناسی ارشد و یا دکترای یکی از رشته¬های مدیریت رسانه، علوم ارتباطات یا علوم سیاسی و یا رشته¬های مربوط به حوزه رسانه بوده باشند. دوم آنکه دست‌کم ده سال سابقه-ی تجربی در حوزه¬ی رسانه را داشته باشند. فهرست این افراد در بخش مربوط به توضیحات مصاحبه عمیق آورده شده است.

5-3. روش نمونه‌گیری و محاسبه حجم نمونه
در تحقیق کیفی معمولاً از نمونه¬گیری احتمالی خودداری می¬شود زیرا این روش مناسبی برای یافتن افراد با اطلاعات غنی و مطلوب نیست. (صلصامی, 1382)
نمونه¬گیری در تئوری زمینه¬ای برخلاف نمونه¬گیری متعارف است. یعنی در این روش، نمونه¬گیری موردنیاز، «نمونه¬گیری نظری » است ؛ که بر اساس سازه¬های به لحاظ نظری مرتبط انجام می¬گیرد (Chamberlain, 1995). نمونه¬گیری نظری نمونه¬گیری آماری نیست. در این شیوه نمونه¬گیری ممکن است برخی مواقع تنها از یک تعداد گروه کم، برای ساخت یک مقوله و مواقع دیگر از گروه¬های زیادی برای این کار استفاده شود. ازآنجاکه پروراندن نظریه متکی به انجام مقایسه¬هایی است، مواردی افزوده می¬شوند تا این کار تسهیل گردد. در این فرایند یکی از مفاهیم مهم «اشباع نظری» است. موارد تا جایی افزوده می¬شوند که دیگر بینش و بصیرت افزوده نگردد؛ تا وقتی‌که پژوهشگر متوجه شود که دیگر چیز تازه¬ای کشف نمی-شود. (بلیکی، 1384؛ فلیک، 1387)
در ورای انجام نمونه¬گیری از داده¬ها، به خاطر ارزش نظری آن‌ها، پژوهش¬گر از شیوه¬ی نوخاسته نیز استفاده می¬کند. شیوه¬ی نوخاسته در روش تحقیق گراندد تئوری، فرآیندی است که در آن پژوهش¬گر، داده¬هایی را گردآوری می¬کند، بلافاصله مورد تحلیل قرار می¬دهد؛ نه این¬که صبر کند تا تمام داده¬ها گردآوری شود. (بازرگان, 1389) این عمل، گردآوری و تحلیل داده¬ها به‌صورت زیگزاگ است، که تا سر حد اشباع پژوهش¬گر در یک مقوله، صورت می¬گیرد.

مطلب مرتبط :   انتخابات، بریتانیا، جمهوری، انقلاب، آشوب، انتخاباتی

تصویر 2-3 جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها به صورت زیگزاگ

حجم نمونه طبق قاعده اشباع مشخص می¬شود. ضمن آن¬که حداقل با 15 نفر مصاحبه انجام داده شد.
قاعده کلی به هنگام نظریه‌سازی این است که به گردآوری داده‌ها تا زمانی که مقوله‌ها اشباع شوند باید ادامه داد. یعنی تا زمانی که: الف) هیچ داده جدید یا مرتبط به یک مقوله به دست نیاید؛ ب) مقوله از لحاظ ویژگی‌ها و ابعاد به‌خوبی پرورش یافته باشد و گوناگونی‌های آن را به نمایش بگذارد؛ و ج) مناسبات میان مقوله‌ها، به‌خوبی مشخص و اعتبارشان ثابت شده باشد. اگر فرآیند تحقیق به مرحله اشباع نظری همه مقولات نرسد؛ نظریه ناهموار و فاقد غنا و دقت است. (استراوس & کوربین, 1390)
لذا هرمقوله زمانی به اشباع می‌رسد که دیگر هیچ اطلاعات تازه‌ای در جریان کدگذاری به‌دست نیاید. یعنی هیچ ویژگی، بعد، شرایط، عمل/تعامل، یا پیامد جدیدی در داده‌ها مشاهده نشود. (استراوس & کوربین, 1390)
در تحقیق حاضر نیز در مصاحبه 13، پژوهشگر به حد اشباع رسید و در مصاحبه‌های بعدی نیز اطلاعات افزوده‌ای دریافت نکرد. اما برای اطمینان بیشتر دو مصاحبه دیگر را نیز ترتیب داد و از رسیدن به مرز اشباع اطمینان بیشتری حاصل نمود.
6-3. روش تجزیه‌وتحلیل اطلاعات
گراندد تئوری، سه عنصر اصلی دارد که عبارت‌اند از «مفاهیم »، «مقولات » و «قضایا » ایجاد هر یک از این عناصر مستلزم تحلیل داده¬هاست که محور اصلی روش گراندد تئوری، به شمار می¬رود. این سه عنصر در جریان تحلیلی کدگذاری پدیدار شده و به یکدیگر متصل می¬شوند. این روش به‌عنوان یک کل، در نظر گرفته شده است. «گردآوری اطلاعات» و «تحلیل داده¬ها» پویش¬هایی هستند که به‌شدت به یکدیگر وابسته¬اند و می¬باید به‌طور متناوب صورت گیرد. زیرا تحلیل، نمونه¬گیری از داده¬ها را هدایت می¬کند. تحلیل داده¬ها برای هر مورد مستلزم ایجاد مفاهیم از طریق فرایند «کدگذاری یا رمزگذاری» است. در این فرایند داده¬ها تجزیه یا شکسته شده، مفهوم¬سازی شده است و به شیوه¬های جدید در کنار یکدیگر قرار می¬گیرند. این فرایند اصلی است که با آن نظریه¬ها از داده¬ها ساخته شده است. دو رویه تحلیلی مقایسه کردن و پرسش کردن در جریان کدگذاری اساس کار نظریه زمینه¬ای می¬باشد (استراوس & کوربین, 1385)
«مقایسه کردن» که از مهم‌ترین تکنیک¬ها برای افزایش حساسیت نظریه¬ای و پرورش «تخیل خلاق» می¬باشد؛ در مسیر کدگذاری اتفاق می¬افتد، از طریق مقایسه بین مفاهیم استخراج شده است که مقوله¬های مشابه یا متفاوت انتخاب می¬گردند و دوباره «مقوله¬های» جدید به وجود می¬آیند.
در تئوری زمینه¬ای کدگذاری به معنای رمزگشایی و تفسیر داده¬ها و شامل نام¬گذاری مفاهیم و تبیین و بحث از آن‌ها با جزئیات بیشتر است. کدگذاری در تئوری زمینه¬ای برخلاف تحلیل محتوی -که مبتنی بر رویکرد قیاسی است_ به شیوه¬ای استقرایی صورت گرفته است. نوریس بیان می¬کند که رویکرد استقرایی در تکامل نظریه بر اساس شواهد تجربی می¬باشد. وی تأکید می¬کند که در فرایند جمع¬آوری و تحلیل شواهد تجربی مفاهیم شکل می¬گیرد که پدیده مورد مشاهده را توضیح می¬دهد. رکن نظریه بر مبنای استقرایی همراهی منظم و دسته¬های حوادث می¬باشد (لیتل, 1386, ص. 28). و لذا الگویی را باید تدوین نمود که توان پژوهشگر را در توضیح و تشریح مشاهدات بالا ببرد. (صلصامی و دیگران, 1385, ص. 113)
در تحلیل قیاسی فرضیات مقدم بر کدگذاری هستند و هدف پژوهشگر، آزمون فرضیات و اثبات آن‌ها است. درحالی‌که کدگذاری در تئوری زمینه¬ای، جنبه اکتشافی دارد. در تئوری زمینه¬ای، کدگذاری داده¬ها به سه شکل انجام می¬گیرد که البته امکان ‌هم¬پوشانی در این اقسام نیز وجود دارد. گونه¬های کدگذاری داده¬ها در روش تئوری زمینه¬ای عبارت‌اند از: کدگذاری باز ، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی
در پژوهش حاضر، داده¬ها با رویکرد استراوس و کوربین، تحلیل خواهند شد. به¬ این منظور کلیه مصاحبه¬ها و یا داده¬های به‌دست‌آمده از بررسی منابع کتابخانه¬ای و اسنادی، خط به خط، خوانده و به کرات بازنگری و کدگذاری باز، محوری و گزینشی یا انتخابی انجام شد.
پس از جمع¬آوری داده¬ها در هر مرحله، فرایند کدگذاری ، که مرکزیت تحلیل در روش گراندد تئوری را تشکیل می¬دهد، بر مبنای اطلاعات جمع‌آوری‌شده در هر مرحله صورت می¬گیرد؛ در گام نخست که کدگذاری باز نام دارد، از میان اطلاعات جمع¬آوری شده، «مقوله¬ها »، در قالب کدها، به‌عنوان مفاهیم پنداشتی اولیه¬ی نهفته در بطن داده¬ها انتخاب می¬گردند تا تقریب به اشباع مقوله¬ها از طریق رویکرد مقایسه¬ای پیوسته صورت بپذیرد. (بازرگان, 1389, ص. 125) سپس بایستی برای تبیین مقوله¬های زمینه¬ای و میانی، به کدگذاری محوری و تکوین پارادایم کدگذاری پرداخت. «در این فرایند، یک مقوله¬ی اصلی (هسته-ای) از فهرست مقوله¬های باز انتخاب می¬شود و در مرکزیت فرایند کدگذاری محوری به‌عنوان مقوله¬ی محوری قرار داده می¬شود.» این اطلاعات، اساس پارادایم کدگذاری را شکل می¬دهند. (بازرگان, 1389, ص. 125) درنهایت کدگذاری گزینشی از طریق مرتبط کردن مقوله¬ها در پارادایم کدگذاری در جهت تکوین نظریه، صورت می¬گیرد. این مرحله مستلزم نوشتن حکایت¬گونه یا روایتی است که ارتباط میان مقوله¬ها را نمایان می¬کند. (بازرگان, 1389, ص. 125)
در این پژوهش، این کدگذاری‌ها پس از پیاده‌سازی متن مصاحبه و مرور آن،‌ به ترتیب در محیط اکسل توسط محقق کدگذاری شد و در جدول‌های مربوطه به ترتیب کدهای باز و محوری قرار داده می‌شد و در مقولات بزرگ‌تری برای دستیابی به کدهای گزینشی، تدوین شد. نمونه‌ای از این فرم اکسل، در زیر آورده شده است:
Figure 1
Figure 2

مطلب مرتبط :   عقلانی، باورهای، منظر، ادیان، دینی، صدق

رقابت رقابت در سپهر رسانه‌ای- برای تصرف قلب و ذهن مخاطب دو فضای رقابتی موضوعیت دارد. این دو به هم وابسته‌اند و می‌بایست به‌موازات یکدیگر پیش بروند. ابتدا فضای رقابتی در سپهر رسانه‌ای است که در آن، رقابت میان ما و دیگران که در بیرون مرزهای ما فعال‌اند، بر سر تصرف قلب و ذهن مخاطب و جذب او جریان دارد. این رقابت با جدیت تمام به تولید محتوا برای جلب و به چنگ آوردن مخاطب می‌انجامد.
رقابت رسانه‌های خودی- برای افزایش کیفیت و کمیت فضای دوم، رقابت داخلی میان رسانه‌های خودی است، چراکه با این رقابت، کیفیت و کمیت رقم می‌خورد و به وضع مطلوب نیل می‌کند. فرض کنید، بخش‌های مختلف خبری ما بدون هیچ تغییری خبر پخش نمایند و هیچ رقابتی باهم نداشته باشند، نه وجه تمایز و مزیتی برای جلب مخاطب خواهند داشت و نه قادر به رقابت با رسانه‌های رقیب خواهند بود. اکنون در بخش‌های خبری صداوسیما، چنین وضعیتی وجود دارد و بخش‌های خبری، بدون کوچک‌ترین تغییری، اخبار را از روی سایت واحد مرکزی خبر برمی‌دارند و بدون پرداخت مجدد استفاده می‌کنند و این به دلیل عدم رقابت میان آن‌هاست، اگر رقابت و درنتیجه ارزیابی کیفی میان اخبار آن‌ها به وجود آید، مخاطبان نسبت به همه بخش‌های خبری مشتاق می‌شوند. با تعریف چنین رقابتی، چینش بهتر رسانه‌ها و برنامه‌ها، در آرایش رسانه‌ای به وجود می‌آید.
انحصار رسانه‌ای مانع رقابت اگرچه وجود انحصار رسانه‌ای در کشور ما، تا حدی جلوی رقابت را گرفته است؛ اما درعین‌حال، این امکان وجود دارد که با وضعیت موجود هم بتوان فضای رقابتی ایجاد کرد.
نیروی انسانی جذب و آموزش، متناسب با مأموریت برای رسانه‌های خودی باید تعریف مأموریت نمود و به‌صرف راه‌اندازی شبکه نمی‌توان خود را واجد آرایش رسانه‌ای دانست. در حال حاضر ما 160 شبکه رادیویی و تلویزیونی داریم که باید یک برنامه مناسب و جامع برای آن‌ها داشت. که برای آن باید، در حوزه نیروی انسانی، برای جذب، آموزش و تربیت آن‌ها باید برنامه داشت و آن‌ها را به‌تناسب اهداف و مأموریت‌های سازمان رسانه‌ای، جذب و تربیت نمود. و ویژگی‌های مورد نیاز برای هر نیرو را مشخص