کرد و حتّی خودش هم بر این باور بود و خود را برترین خدا می‏دانست؛ <br />(مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کَانَ عَالِیًا مِّنَ الْمُسْرِفِینَ)
خداوند در این آیه برای اسراف کارانی که به آیات الهی ایمان نمی‏آورند، هم عذاب دنیوی و هم اخروی را در نظر گرفته است و این نشان از این موضوع دارد که افراط و اسراف در هر کاری نتیجه‏ی خوبی ندارد و هر کس باید در زندگی این آیه را سر لوحه‏ی کارش قرار دهد و این موضوع را بداند که اسراف عواقب بسیار بدی مانند تکبّر و کفر را در پی دارد که به عنوان ریشه‏ی تمام برخوردهای بد و منفی به حساب می‏آید و سعی کند از هر گونه اسراف و افراط، در زندگی دوری کند، زیرا آن سر منشاء تمام رفتارهای منفی، در زندگی انسان به حساب می‏آید.
(وَکَذَلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ یُؤْمِن بِآیَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَشَدُّ وَأَبْقَی‏)

2.2.8. عدّم تعقّل
عدم تعقّل یکی از مهمترین زمینه‏های ‏بروز برخوردهای منفی در برابر آیات الهی است و کسانی که از نعمت عقل خویش بهره نبرند، بدترین موجوداتی هستند که خداوند آنها خلق کرده است. آنها عقل دارند ولی از آن استفاده نمی‏کنند و اگر از نعمت هایی که خداوند به آنها عطا کرده بود درست استفاده می‏کردند در برابر آیات الهی رفتاری مناسب از خود نشان می‏دادند.

2.2.8.1. عدّم تعقّل زمینۀ استهزا آیات
عدم تعقل زمینۀ بروز برخورد نامناسبی همچون استهزاء آیات الهی در قرآن برشمرده شده است. قرآن کریم، استهزای نماز و بازیچه دانستن آن را از سوی برخی اهل کتاب و کافران صدر اسلام، ناشی از ترک اندیشه و تعقّل می‏‌داند؛
(و اِذا نادَیتُم اِلَی الصَّلوهِ اتَّخَذوها هُزُوًا و لَعِبـًا ذلِکَ بِاَنَّهُم قَومٌ لایَعقِلون)
کسانی که از عقل و اندیشه‏ی خود استفاده نمی‏کنند دین و آموزه‏های دین را به شوخی و بازی می‏گیرند و در اصل آنها همه چیز را به شوخی می‏گیرند. آنها به آینده‏ی خود فکر نمی‏کنند و سعی در درک مفاهیم و آموزه‏های دین ندارند و اگر آنها از نعمت اندیشه و تعقّل خود بهره می‏بردند در برابر آیات الهی و دین خدا، به شوخی نمی‏پرداختند.

2.2.9. سرگرم بودن در یاوه
یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز برخوردهای نامناسب نسبت به آیات الهی، سرگرم بودن در یاوه گویی و بیهوده گویی است، زیرا آنها سخنانی بر پایه‏ی عقل و تدبّر نمی‏زنند؛
(فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ * الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ)

2.2.9.1. سرگرم بودن در یاوه زمینۀ غفلت در برابر آیات
از زمینه‏های ‏«غفلت» آن است که انسان عمر خود را در اموری صرف کند که برای آخرت او هیچ سودی ندارد، یا در اموری صرف کند که نه سودی در دنیا دارد و نه در آخرت.
امیرمؤمنان (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند:
«برای غفلت انسان، همین بس که عمر خود را در چیزی که مایه نجات او نیست، ضایع کند.»
و در تعبیر دیگری از همان حضرت (علیه السلام) آمده است:
«برای غفلت انسان همین بس که عمر خود را در چیزی که مربوط به او نیست، صرف کند.»

2.2.9.2. سرگرم بودن در یاوه زمینۀ خوض باطل در آیات الهی
یهودی ها به قصد تخطئه آیات، در مطالب آنها خوض می‏کردند و این رفتار آنها به دلیل آن بود که آنها در یاوه و بیهوده گویی خویش سرگرم بودند. آنها سخنان بیهوده می‏گفتند تا بتوانند بر آیات الهی پیروز شوند و خود در مسند قدرت باقی بمانند. آنها می‏گفتند خدا، چیزی بر بشر نازل نکرده است و با این رد و انکار، بزرگی خدا را نشناختند در حالی که در ژرفای باطل خود سرگرم بودند.

2.2.10. تجاوز کاری و عصیان
عصیان و تجاوز یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی از جمله کفر و تکذیب در برابر آیات به حساب می‏آید.

2.2.10.1. تجاوز کاری و عصیان زمینۀ کفر ورزیدن
کافران به دلیل تجاوزکاری و عصیان خویش، هیچ ترسی از خدا ندارند و تا جایی که امکان دارد به عصیان و تجاوز خویش ادامه می‏دهند تا جایی که عذاب الهی فرا می‏رسد و آنها را در بر می‏گیرد و به هلاکت می‏رساند و آنها را به سوی عذاب اخروی فرا می‏خواند.

2.2.10.2. تجاوز کاری و عصیان زمینۀ تکذیب آیات الهی
تجاوز و عصیان زمینۀ ایجاد برخورد نامناسبی همچون تکذیب به حساب می‏آید و خداوند در قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده است که تنها «تجاوز پیشه‏ی گناهکار» آیات الهی را تکذیب می‏کند و تنها تجاوزکاران می‏توانند، آیات الهی را به دروغ بگیرند.
زیرا آنها به خاطر گناهان بسیاری که مرتکب شده‏اند بر دلهایشان مهر نهاده شده است و کسی که برسینه‏اش مهر زده شود دیگر قادر به ایمان آوردن نیست، زیرا درک درستی از مفاهیم آیات نخواهد داشت و برای توجیه رفتار خویش، حتی به تکذیب آیات می‏پردازد؛
(ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلًا إِلَی قَوْمهّم فَجَآؤُوهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا کَانُواْ لِیُؤْمِنُواْ بِمَا کَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ کَذَلِکَ نَطْبَعُ عَلَی قُلوبِ الْمُعْتَدِینَ)

مطلب مرتبط :   حشرات، bassiana، بیمارگر، قارچ¬های، قارچ، گونه¬های

2.2.11. فساد
فساد در قرآن کریم به عنوان زمینه‏ای برای مواجهه‏های منفی از جمله کفر، اعراض و انکار در برابر آیات الهی معرفی شده است.

2.2.11.1. فساد زمینۀ کفر
فرعون و سران قومش مفسدانی بود که از ایمان آوردن نسبت به آیات الهی خودداری کردند. فرعون به دلیل مفسد بودنش، به کفر روی آورد و دست از ظلم و ستم خویش برنداشت.
زیرا خداوند در آیات گرانبهایش متذکر می‏شود که مفسدان و فسادکاران قصد ندارند، به آیات الهی ایمان بیاورند، زیرا فساد روح پاک و وجدان بیدار را از بین برده است و امیدی به بیداری آن نخواهد بود.

2.2.11.2. فساد زمینۀ اعراض
فساد نه تنها باعث ایجاد کفر در برابر آیات می‏گردد بلکه زمینۀ بروز اعراض و رویگردانی آدمی، در برابر آیات الهی نیز به حساب می‏آید و خداوند در آیاتش تأکید می‏کند که به حال مفسدانی که از آیات الهی رویگردانی می‏کنند آگاه است.

2.2.11.3. فساد زمینۀ انکار آیات
فساد به عنوان یک رفتار مخرّب زمینۀ بروز انکار آیات الهی نیز به شمار می‏آید. دلهای انکار کنندگان به درستی آیات الهی و حق بودن آنها یقین داشتند، ولی تنها به دلیل ظلم و تکبّر و روحیه‏ی فسادگری که داشتند به انکار انواع آیات و نشانه‏ها می‏پرداختند.

2.2.12. حسد
حسد یکی دیگر از زمینه‏هایی است که به رفتار نامناسب در برابر آیات منجر می‏گردد. در قرآن حسد رفتاری در انسان معرفی شده است که به ایجاد برخوردهای ناشایست از جمله اختلاف در برابر آیات الهی منجر می‏گردد. حسد و برتری جویی دو صفتی هستند که چشم انسان را از دیدن حقایق کور می‏کند و علم و آگاهی انسان را از بین می‏برند.
اختلاف کنندگان نه به دلیل ناآگاهی، بلکه از روی حسد و برتری جویی به اختلاف پرداختند و با این رفتار باعث گمراهی و تردید نسل‏های بعد از خویش گشتند.
تردیدی که تا روز قیامت از آن رهایی پیدا نخواهند کرد و قطعا پروردگار، روز قیامت میان آنها دربارۀ آنچه در آن اختلاف می‏‏کردند داوری خواهد کرد.

2.2.13. شک و تردید
شک و تردید یکی دیگر از زمینه‏های ‏بروز برخوردهای منفی در برابر آیات الهی محسوب می‏شود. کافران در تردید و دودلی سختی به سر می‏بردند و در مورد کارهایی که انجام می‏دادند یقین نداشتند. آنها سعی نمی‏کردند در مورد رفتار و اعمال خود به یقین دست یابند و بر اساس تردید عمل می‏کردند.
مانند قوم ثمود که از آنچه صالح به عنوان معجزه، برایشان آورده بود در شک و تردید بودند و با آن که صالح برای آنها دلایل آشکاری آورده بود، باز سعی نکردند از شک و تردید خویش دست بردارند و پیروی کردن از آبا و اجداد را بهانه نکنند،

بنابراین بر اساس گمان و تردید عمل کردند و عاقبت عبرت انگیزی از خود بر جای گذاشتند.

2.2.14. جهل و نادانی
«غفلت» و بی‌خبری سرچشمه‌های زیادی دارد که یکی از زمینه‏های ‏بروز آن، جهل و ناآگاهی است. امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند:
«کسی که وضع روزگار (و بی‌اعتباری دنیا) را بداند از آمادگی برای سفر آخرت غافل نمی‌‌شود.»
خداوند در سوره اعراف رسیدن انسان به جایگاهی از دوزخ را به دلیل وجود جهل و نادانی در او معرفی می‏کند زیرا او از ابزار شناخت خویش به خوبی استفاده نمی‏کند و به وسیلۀ آنها سعی در افزایش علم و آگاهی خویش ندارد:
«ما بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دل‌ها (و عقل‌هایی) دارند که با آن چیزی درک نمی‌کنند و چشمانی دارند که با آنها نمی‌بینند و گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شوند. آنها همچون چهارپایانند، بلکه بدترند. آنها همان غافلانند که در جهل و نادانی به سر می‏برند.»

2.2.15. خوشگذرانی
کسانی که اهل خوشگذرانی باشند زمینۀ بروز برخوردهای ناشایست در برابر آیات همچون کفر را در خویش ایجاد می‏کنند. خداوند در قرآن کریم گوشزد می‏کند در هر شهر و دیاری که هشدار دهنده ای، برای هدایت آنها فرستاده شد، خوشگذرانان اولین گروهی بودند که نسبت به آیات الهی کفر می‏ورزیدند. زیرا آیات الهی را مانعی در برابر خوشگذرانی‏های خود می‏دانستند و آنها نمی‏خواستند از خوشگذرانی های خود، دست بردارند.
آنها به دلیل اینکه نمی‏خواستند دست از خوشگذرانی‏های خود بردارند و ایمان آوردن به آیات الهی را مانعی در برابر هوسرانی‏های خویش می‏دانستند برای ایمان نیاوردن، پیروی از آبا و اجداد خود را بهانه می‏کردند.

مطلب مرتبط :   ازگل، خیابان، چیذر، زورخانه، علمیه، ازگلی

2.2.16. فسق
فسق یکی دیگر از زمینه‏هایی است که به بروز مواجهه‏هایی همچون انکار، اعراض و فراموشی آیات منجر می‏گردد.

2.2.16.1. فسق زمینۀ کفر
خداوند در قرآن یادآور می‏گردد که تنها کافران ظالمی‏که به وسیله‏ی کفرشان دچار فسق شده‏اند آیات الهی را انکار می‏کنند.

2.2.16.2. فسق زمینۀ اعراض
همچنین اعراض و رویگردانی از آیات به سزای پاره‏ای از گناهان و فسق آنهاست و خداوند با این کار سزای برخی از اعمال آنها را در دنیا به آنها خواهد داد.

2.2.16.3. فسق زمینۀ فراموشی
کسانی که خدا را فراموش کردند فاسقانی هستند که خدا آنها به جرم رفتارشان دچار خود فراموشی می‏کند.

2.2.17. داشتن قدرت
قدرت بیش از حّد به بروز مواجهه‏های نامناسب در برابر آیات کمک می‏کند و به ایجاد کبر و غرور در انسان منجر می‏گردد، به گونه‏ای که متکبران در خود احساس غرور و قدرت می‏کنند و روحیه خودبرتربینی، در آفرینش و عقل و هوش و خرد موجب می‏شود، که خود را چنان پندارند که بر همه موجودات و یا هم نوعان سر آمد هستند. این احساس غرور و قدرت است که باعث می‏شود آنها نسبت به آیات الهی تکبر بورزند. در قرآن کریم به پادشاهی و قدرت فرعون اشاره می‏شود و می‏‌فرماید:
(وَ نادی فِرْعَوْنُ فی‏ قَوْمِهِ قالَ یا قَوْمِ أَ لَیْسَ لی‏ مُلْکُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْری مِنْ تَحْتی‏ أَفَلا تُبْصِرُونَ)
و همچنین در این آیه قدرت غرور آفرین قوم عاد را بیان می‏‌کند که تا حدّ بسیاری در سرکشی و رفتارهای نامناسب آنها تاثیر گذار بود؛
(فَاَمّا عادٌ فاستَکبَروا فِی‏‌الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ و‌قالوا مَن اَشَدُّ مِنّا قُوَّهً. . . )

2.2.18. پافشاری بر روی عقاید
پافشاری بر روی عقاید باطل زمینۀ بروز رفتار مناسب در برابر آیات الهی را از انسان سلب می‏کند، مانند کافران که بر روی عقاید باطل خود، پافشاری می‏کردند و به پیام آورشان ‏گفتند: «تو هر کاری کنی و هر معجزه‏ای برای ما بیاوری تا به وسیله‏ی آن ما را سحر و جادو کنی ما باز به تو ایمان نمی‏آوریم پس تلاش بیهوده نکن و از انذار دست بردار» و با این رفتار، واقعیت را قبول نمی‏کردند.
به عنوان نمونه‏ای دیگر، قوم نوح نیز در برابر دعوت الهی، به جای پذیرش و ایمان، اصرار بر عقیده‏ی باطل خویش کردند و در برابر آیات الهی، هر چه بیشتر بر کبر و غرور خویش افزودند و سرانجامی ‏عبرت انگیز، از خود بر جای گذاشتند.

2.2.19. عدم شناخت خدا
یکی دیگر از مهمترین زمینه‏های ‏بروز مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی نشناختن خداوند متعال است.

2.2.19.1. عدم شناخت خدا زمینۀ کتمان آیات
کتمان کنندگان آیات و حقایق الهی، به دلیل آن که بزرگی خدا را نشناختند، به کتمان بسیاری از آیات خدا پرداختند در حالی که اگر خدا و قدرتش را می‏شناختند هرگز چنین رفتاری از خود بروز نمی‏دادند.

2.2.19.2. عدم شناخت خدا زمینۀ مکر در برابر آیات
کسانی که به مکر در برابر آیات الهی دست می‏برند، خدا را آن‏گونه ‏که باید بشناسند نشناخته‏اند به همین دلیل چنین رفتاری از خود در برابر آیات الهی بروز می‏دهند در حالی که اگر خدا را می‏شناختند، می دانستند که خدا بر همه چیز احاطه دارد وکسی نمی تواند در برابر خدا به مکر و حیله بپردازد .

2.2.20. خیانت و ناسپاسی
خیانت و ناسپاسی یکی دیگر از زمینه‏هایی است که به بروز مواجهه‏های نامناسب منجر می‏گردد و برخوردی همچون انکار آیات، تنها از خیانت کار ناسپاس نشان داده می‏شود.
همچنین در آیه‏ی زیر به زمینه های متعدد مکر در برابر آیات اشاره شده است که ناسپاسی در صدر آن قرار دارد. آنها در ازای رحمت خدا سپاس گذاری نمی‏کنند، زیرا آنها خدا را آن‏گونه ‏که باید بشناسند نشناخته‏اند و از ثبت و ضبط اعمال خود توسط فرشتگان غافل هستند. به همین دلیل به مکر در آیات الهی