زنان، دختران، معتاد، اعتیاد، فراری،

جامعه جهانی را تشکیل می دهند، این حقیقت آماری در واقع و در عمل، آن چنان که باید در تمام زمینه های حیات اجتماعی انسانها تعمیم داده نشده است؛ نکته در اینجاست که سهم آنان از آسیب ها و ا نحرافات اجتماعی کاملاً بر عکس برخورداریشان از حقوق اولیه، طبیعی، انسانی و مدنی، بسیار مطابق با آن حقیقت آماری مذکور است.
به عبارتی زنان نخستین قربانی بسیاری از آسیبها و انحرافات اجتماعی اند. در این میان اعتیاد اگر نه اولین و عمده ترین بلکه، یکی از مهم ترین آنان است. هر جا که پای اعتیاد به مواد مخدر باز می شود، در صف نخست قربانیان آن زنان قرار دارند، چرا که بیشترین آسیبها از اعتیاد همسر، پدر، فرزند، برادر و حتی دوست و همکار به آنان وارد می شود. 
به اعتقاد کارشناسان مسلم این است که زنان معتاد بسیار آسیب پذیرتر از مردان معتادند ، چرا که مصرف مواد در زنان اغلب با آسیب های اجتماعی دیگری از جمله فرار از خانه ، روسپیگری و فقر توام است. از سوی دیگر زمانی که یک زن معتاد می شود، تنها خود گرفتار پیامدهای فردی و اجتماعی آن نمی گردد، بلکه فرزندان و خانواده را نیز تحت تاثیر قرار داده و ارکان خانواده، مستعد از هم پاشیدگی می گردد. فرزندان نیز بخصوص دختران خانواده در نتیجه همانندسازی با مادر دچار انحرافات و پیامدهای جبران ناپذیری می شوند.
بدین لحاظ مهم ترین عارضه اجتماعی اعتیاد در زنان متلاشی شدن خانواده است. در حالی که وقتی مرد در خانواده ای معتاد است بطور طبیعی فرزندان و خانواده به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند اما به کرات دیده شده زنان با احساس دلسوزی مادری که نسبت به حفظ خانواده دارند فرزندان و خود را از آسیبها مصون نگه داشته و لزوما خانواده متلاشی نمی گردد. 
بدیهی است شفاف سازی در حوزه اعتیاد به معنی سیاه نمایی و ایجاد بدبینی در جامعه نیست بلکه اطلاعات دقیق و شفاف درباره آمار اعتیاد و نحوه شیوع آن نه تنها به کاهش آسیب های اجتماعی کمک می کند بلکه سلامت افراد جامعه را نیز تضمین می سازد. 
نتایج تحقیقات نشان می دهد که احتمال سوء استفاده های جنسی از زنان معتاد 4 برابر بیشتر است و اغلب این زنان برای تأمین معاش خود به روسپیگری می پردازند. طبق گفته رئیس انجمن مددکاری ایران، براساس یک تحقیق بیش از 50 درصد دختران فراری پس از فرار از خانه به مصرف هروئین و تریاک روی می آورند به طوریکه هنگام ارجاع به مراکز بازپروری 5/24 درصد هروئین، 5/29 درصد تریاک، 15 درصد حشیش و 31 درصد سیگار مصرف می کنند.
هر چند آمار دقیقی از میزان جمعیت زنان معتاد در کشور وجود ندارد، اما براساس برخی پژوهشها، 9/6 درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می دهند. وزارت بهداشت نیز در آمار خود در مورد زنان معتاد از رقم 1 زن معتاد به ازای 8 مرد معتاد گزارش می دهد. برخی گزارش ها هم بر این امر تاکید دارد که در مقابل هر 100 مرد معتاد 7 زن معتاد در کشور وجود دارد. از سوی دیگر به گفته مسوولان زندانهای کشور در حال حاضر 50 درصد زندانیان زن در رابطه با مواد مخدر و اعتیاد در زندان هستند که به نقل از همین مسوولان این آمار در سال های اخیر افزایش نیز داشته است. 
به طور کلی با توجه به آمارهای گوناگون ارائه شده، هرچند غیر دقیق، می توان جمعیت زنان معتاد به مواد را در کشور بین 100 تا 150 هزار نفر یعنی 0/6 تا 0/8 درصد تخمین زد. اما این آمار فقط به موادی نظیر تریاک مربوط می شود که اگر داروهای آرام بخش اعتیاد آور را هم مدنظر بگیریم به احتمال زیاد آمار فوق به 40 درصد نیز خواهد رسید. 

1-10 – موج سوم انتقال ایدز به دلیل رفتارهای جنسی
دبیر کمیته پیشگیری و کنترل ایدز سازمان بهزیستی کشور با بیان این که ایران در کنترل شروع در معتادان تزریقی موفق بوده است، در عین حال از آغاز موج سوم این بیماری ناشی از انتقال ویروس HIV از طریق رفتارهای پرخطر جنسی ابراز نگرانی کرد.
دکتر مجید رضازاده در گفت وگو با ایسنا، با اشاره به این که طی دهه هفتاد شروع ایدز در میان معتادان تزریقی روز به روز افزایش می یافت، عنوان کرد: بر اساس تازه ترین گزارش وزارت بهداشت، در سال های اخیر چنین وضعیتی را در میان افرادی که دارای رفتارهای پرخطر جنسی هستند، شاهدیم.
وی آن دسته از زنان آسیب دیده اجتماعی که به هر دلیل ممکن است نسبت به رفتارهای پرخطر جنسی اجباری یا اختیاری مبادرت ورزند را در معرض ابتلا به HIV عنوان و اضافه کرد: سازمان بهزیستی به همه این افراد دسترسی ندارد.
رضازاده ادامه داد: از آنجا که کلیه گروه های آسیب دیده اجتماعی همچون دختران فراری و زنان آسیب دیده چنین رفتارهایی ندارند، نمی توان آمار دقیقی از تعداد افراد در معرض HIV از طریق رفتارهای پرخطر جنسی ارائه داد.
دبیر کمیته پیشگیری و کنترل ایدز سازمان بهزیستی کشور با بیان این که این افراد اغلب از طریق مراجع قضایی به بهزیستی معرفی می شوند، خاطرنشان کرد: عده ای از آنها نیز به صورت خودمعرف و یا با مراجعه به اورژانس اجتماعی شناسایی می شوند.
وی ارائه آموزش از طریق گروه های همسان زنان و دختران در معرض HIV را یکی از مهمترین برنامه های کاهش آسیب سازمان بهزیستی برای این دسته از افراد برشمرد و افزود: گروه های همسان پس از کسب آموزش های لازم نسبت به آگاه سازی زنان و دختران در معرض HIV شناسایی شده از سوی بهزیستی اقدام می کنند. وی در توضیح گروه های همسان، اظهار کرد: این افراد از میان زنان و دختران آسیب دیده ای انتخاب می شوند که رفتارهای بهتری نسبت به دیگر زنان و دختران آسیب دیده دارند.
هروئین و تریاک بیشترین مواد مصرفی دختران فراری
رئیس انجمن مددکاری ایران به مصرف هروئین و تریاک در میان دختران فراری اشاره کرده و می گوید : بر اساس تحقیقی که بر روی 300 مددجوی دختر و زن مراکز بازپروری صورت گرفته بیش از 35 درصد این دختران دارای سابقه اعتیاد هستند که در این میان هروئین و تریاک عمده ترین مواد مصرفی بیش از 50 درصد دختران فراری را تشکیل می دهد ، همچنین بر اساس این تحقیق 5/24 درصد دختران فراری هروئین ، 5/29 درصد تریاک ، 15 درصد حشیش و 31 درصد سیگاری هستند
دکتر مصطفی اقلیما می افزاید : دختران فراری مانند ولگردان برای تهیه مایحتاج زندگی و خوراک مرتکب سرقت ، اعمال منافی عفت و خودفروشی شده و ظرف مدت کوتاهی در پی آشنایی با باندهای فساد به فحشا کشیده شده و در این مرحله است که برای رهایی از فشار روانی ، غم سرگردانی و کمبود محبت بسیار سریع در دام مواد مخدر گرفتار می شوند .
وی ناسازگاری با والدین را دلیل عمده فرار دختران از خانه دانسته و معتقد است : در 5/19 درصد دختران فراری ناسازگاری با والدین ، 16 درصد اغفال ، 13 درصد عدم امنیت در خانواده ، 15 درصد وضع نامناسب اقتصادی ، 5/12 درصد از هم پاشیدگی خانواده ، 7 درصد گرایش به مسائل انحرافی ، 5/12 درصد ازدواج نابسامان ، 3/2 درصد اعتیاد و 5 درصد مشکل روانی دلیل ترک خانه بوده است
امروزه در جهان تعداد زیادی از زنان و مردان با بیماری ایدز دست و پنجه نرم می کنند به طوری که برای ساماندهی این افراد سازمانهای غیر دولتی مدافع حقوق زنان و مردان مبتلا به ایذر تشکیل شده که با جدیت شعار حفاظت از انسانها در برابر ایدز را مطرح می کنند.

1-11 – راهکارهای پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی فرار :
طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی مراکزی ایجاد شده است که به ساماندهی دختران فراری می پردازند، با وجود این هنوز هم شاهد این بحران اجتماعی هستیم، کارشناسان راهکارهای متعددی را برای پیشگیری از این معضل پیشنهاد می کنند.
الف-برطرف کردن فقر:
منظور از فقر، فقر فرهنگی و عاطفی است نه فقط فقر اقتصادی، با توجه به اینکه پدیده دختران فراری در خانواده های پرجمعیت بیشتر دیده می شود از طرفی مبدا دختران فراری غالبا شهرهای کوچک و مناطقی است که ساکنانش بسیار متعصبانه رفتار می کنند، خانواده ها باید بدانند محدود کردن بیش از حد دختران، منع کردن آنها از تحصیل و اقداماتی از این دست سعادت به همراه ندارد
ب- پررنگ کردن مذهب:
ترویج عقاید مذهبی و دینی و درونی کردن آن برای نوجوانان و جوانان از عوامل مهم کاهش فرار جوانان است که باید مورد توجه خانواده قرار گیرد و فرزندان خود را به رعایت اصول مذهبی و انجام فرائض دینی تشویق کنند زیرا مقید بودن به فرائض دینی سد محکمی در پیشگیری از آسیب ها و معضلات اجتماعی است.
ج- ارائه آموزش های مختلف به به والدین در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طریق رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون:
بچه ها باید اطمینان کنند که هر اتفاق بدی که برایشان افتاده باشد با صحبت کردن درباره آن با پدر و مادرشان وضع از آنچه که هست خرابتر نمی شود، ایجاد یک رابطه سالم بین اعضای خانواده، تبعیض قائل نشدن والدین بین فرزندان، شناخت و آگاهی والدین از روحیات جوانان، حمایت از حقوق اجتماعی زنان، استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس، پارک ها، ترمینال ها و راه آهن برای شناسایی دختران فراری، رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که نوجوانان و کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.
فراهم کردن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره بازپروری را در مراکز اصلاح و تربیت گذرانده اند و انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و فرار مجدد دختران از دیگر راهکارهای پیشگیری از این اسیب اجتماعی است.

1-12- (بررسی چالش ها و مشکلات اجتماعی و روان شناختی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی)
امروزه توجه به زنان به عنوان یک گروه مشخص و تشخیص در خانواده وجامعه نه به عنوان یک نیاز مطرح می باشد. پذیرفتن این امر که زنان گروهی پویا، پرتحرک و با انگیزه های فراوان می باشند. می تواند در مشارکت آنان در تصمیم گیری ها و سرنوشت شان (که به سرنوشت کل جامعه گره خورده است) بسیار موثر افتد. دیگر این نظریه که زنان از انگیزه پیشرفت کمتریی نسبت به مردان برخودارند، نمی تواند دستاویز درستی برای در حاشیه قراردادن زنان قلمداد گردد وباید پذیرفت جامعه ای که به نیروو توانمندی های نیمی از جمعیت خود بی توجه باشد، علاوه بر اینکه به ایجاد زمینه های لازم برای رشد معنوی و فرهنگی آنان پشت کرده، به یکی از موارد اساسی در زمینه پیشرفت وتعالی نیز بی اعتنا بوده است.
جمله معروفی است که می گوید: اگر یک مرد را آموزش دهیم تنها یک انسان را آموزش داده ایم. اما اگریک زن آموزش ببیند یک خانواده را آموزش داده ایم و وقتی یک خانواده آموزش ببیند، ما برای آینده سرمایه گذرای کرده ایم.
بیان مسئله
زنان سرپرست خانوار از جمله گروه های آسیب پذیری هستند که گاه عواملی چون طلاق، فوت، اعتیاد همسر، از کارافتادگی همسر و رها شدن توسط مردان مهاجریابی مبالات، موجب آسیب پذیری این طیف وسیع از جامعه، می شود. زنانی که به دلایل مختلف همسرشان را از دست می دهند و یا از همسرشان جدا می شوند به یکباره با جهان دیگری روبرو می شوند. دنیایی که بسیاری از مختصات آن ناآشنا است. دشواریهائی که این زنان تاب می آورند عمدتاً به دغدغه های معیشتی عاطفی، وسواس های فکری، حاشیه های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و… مربوط می شود. در هر حال این گروه از زنان به عنوان زنان مطلقه یا بیوه در جامعه شناخته می شوند.که با مسائل، مشکلات وموانع زیادی در زندگی مواجهند
مشکل سرپناه
متاسفانه در جامعه کنونی وجود نگاه مردسالانه وتبعیض وتنگ نظری علیه زنان موجب شده که اغلب زنان در پیدا کردن مسکن واجاره آن واسکان و اقامت در هتل ها ومهمانسراها با مشکل مواجهه شوند. این در حالی است که اغلب اینگونه زنان در وهله اول با مشکلات اقتصادی تهیه مسکن دست به گریبان هستند.
محدودیت های اجتماعی 70 % از زنان مجرد مطلقه مجرد باورهای غلط و قضاوت های تنگ نظرانه افراد جامعه نسبت به طلاق وزنان بیوه را باعث احساس بیگانگی، ناامنی و ناراحتی در روابط خود با دیگران دانسته که موجب می شود از حضور در جمع فامیلی احساس معذب بودن کنند. در همین زمینه تصریح می شود که اکثر زنان سرپرست خانوار از طعنه ها و متلک های اهالی محل معذب بوده و در معرض انواع سوء نیت ها و آزارهای دیگران واقع شده وصدمه دیده اندکه این موارد، بازگو کننده میزان ناامنی عاطفی وتضییع حقوق فردی واجتماعی زنان مطلقه وبیوه است به گونه ای که 87% این زنان میزان امنیت اجتماعی خود را کم و یا هیچ می دانند.
محدویت های خانواده
بسیاری از زنان مطلقه برای بازیافتن آزادی های از دست رفته شان اقدام به طلاق می کنند اما 40% از این زنان از محدودیت ها و مزاحمت های اعضای خانواده خود شاکی هستند وآن را مخل امنیت و آزادی خود قلمداد می کنند. نگاه سنتی که حاکم بر جامعه ما است به خانواده ها این اجازه را نمی دهد که پس از بازگشت دخترشان از زندگی متأهلی دوباره به او به چشم دختری مجرد و آزاد بنگرند و محدودیت های بیشتری را در رفت و آمد و اشتغال به کار برای او قائل می شوند.
مشکلات ازدواج مجدد
فارغ از نگاه سوء آزار دهنده برخی از مردان به اینگونه زنان، بسیاری از زنان مجرد به واسطه ناتوانی در برخورد با مشکلات متعددشان ویا

]]>