ر روی ۶۰ زن ویژه ۱۵ تا ۳۵ ساله و مقایسه آن با ۶۰ زن عادی واقع در این سن بیانگر آن است که احساس بی ارزشی و پایین بودن عزت نفس یکی از نشانه های آشکار شده در این زنان است که این تحقیق یکی از دلایل پایین بودن عزت نفس زنان ویژه و گرایش آنها به فحشا را ناشی از تجربه های زندگی گذشته بیان می کند؛ به گونه ای که احساس بی ارزشی و عزت نفس پایین به دنبال یک واقعه تروماتیک (سوءاستفاده جنسی) از جمله عوامل روان شناختی مستعدکننده فرد در گرایش به فحشا عنوان شده است. شرایط حاکم بر خانواده مانند بدسرپرستی یا بی سرپرستی، اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد شوهر، داشتن نقص عضو، فرهنگ فاسد حاکم بر خانواده (بی بند و باری و لامذهبی)، طلاق و جدایی از خانواده و شکست در اهداف و برنامه های زندگی مانند تحصیل، ازدواج تحمیلی و غیره از جمله عوامل مؤ ثر در گرایش به فحشا عنوان شده اند. این تحقیق همچنین نشان دهنده آن است که زنان ویژه به دلیل نابسامانی خانواده، اعتیاد والدین، فقدان والدین، خشونت آنها، سردی رابطه عاطفی با والدین، ترک تحصیل، فقر فرهنگی، نداشتن مهارت برقراری روابط اجتماعی، قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده جنسی به وسیله اعضای خانواده یا دیگران احساس کمبود کرده و عزت نفس پایینی دارند.بهره هوشی یکی دیگر از عوامل مورد بررسی در گرایش زنان به فحشا بوده که براساس یافته های این تحقیق، این زنان به دلیل برخورداری از بهره هوشی پایین، قوه تشخیص ضعیف و درنتیجه مهارت های مقابله ای کمتر، در مواجهه با مسائل و مشکلات به فحشا و انحراف گرفتار شده اند؛ به گونه ای که نتایج این تحقیق نشان داد ۴۰ درصد زنان ویژه دارای بهره هوشی درحد « عقب ماندگی خفیف» و «مرزی» هستند
1-6-3- زمینه های بروز انحرافات اجتماعی زنان در جامعه
مقدمه
مطالعات نشان داده است که جرایم زنان اکثرا غیرخشونت آمیز است از جمله این جرایم می توان به فحشا اشاره نمود. فحشا به عنوان رایج ترین جرم غیرخشونت آمیز در طول تاریخ مطرح بوده است. جامعه شناسی انحرافات اجتماعی ، به پدیده فحشا به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی ، می نگرد و علل مختلفی را برای بروز آن مطرح می کند. روابط جنسی در میان ملل ابتدایی تا حدود زیادی آزاد بوده است و آثار عمیق فحاشی در این اجتماعات دیده نمی شود. در زیر به برخی از عوامل انحرافات اجتماعی اشاره می شود.
عوامل بروز این انحرافات در جامعه
عقب ماندگی ذهنی
این افراد از نظر میزان بهره هوشی به گروه هایی چون ، شدید یا ایزوله ، خفیف یا تربیت پذیر ، ملایم یا آموزش پذیر تقسیم می شوند. گروه اول و دوم با توجه به بهره هوشی پایین نیاز به مراقبت ویژه توسط سرپرستاران خود دارند. افراد عقب مانده ذهنی آموزش پذیر که از هوش بالاتری برخوردارند، معمولا روابط صحیح بین زن و مرد را تشخیص نمی دهند و غالبا نمی توانند تمایلات خود را کنترل کنند. برخی حتی توانایی پیش بینی رفتارهای خود را ندارند.
شخصیت مرزی
بی ثباتی در قسمتهای مختلف شخصیت از مشخصه های این افراد است. در این افراد ، روابط انسانی معمولا با تنش همراه است و اکثرا رفتارهای غیر قابل پیش بینی انجام می دهند. این نابهنجاری بیشتر در زنان دیده می شود و بیشتر در روابط خانوادگی و شغلی آنان ، اختلال ایجاد می کند. این بیماران سریع به کسی دل می بندند و سریع دل می کنند. احساس ملال دایمی و رفتارهای ماجراجویانه و ضداجتماعی ، از جمله روابط نامشروع جنسی یا مصرف مواد مخدر دارند.
اسکیزوفرنی
به عنوان جدی ترین و شدیدترین شکل اختلال روانی است که معمولا در طی نوجوانی یا جوانی روی می دهد. این افراد باورهای تحریف شده (هذیان ها) را تجربه می کنند. تغییرات در عاطفه و هیجان ها در آنان متداول است. اختلال های رفتاری آنان ممکن است به شکل اعمال غیر عادی که معنای ویژه ای دارند ظاهر شوند. این افراد آنجا که از سوی خانواده مورد کم توجهی قرار می گیرند اغلب دچار مشکلات اقتصادی نیز می شود و در صورت ازدواج نیز مورد کم توجهی همسرانشان بوده و غالبا زندگی آنها به طلاق می انجامد.

اختلال عاطفی
واکنش های مانیک جزء اختلالات عاطفی بوده و به دسته هیپومانیا ، مانیای حاد و مانیای هذیانی تقسیم بندی می شوند. در هر سه نوع ، در زمان بروز حمله های مانیک ، انجام واکنش های غیر عادی از جمله اعمال جنسی شدید و انحرافی و در انظار دیگران در آنان مشاهده می شود. این افراد دارای رفتارهایی چون خوشحالی زیاد ، سرعت در تفکر و تکلم ، حالات هیجانی توام با حرکت زیاد جسمی ، خندیدن و رقصیدن، دویدن و شوخی کردن دایم نیز می باشند.
شخصیت ضد اجتماعی (جامعه ستیز)
شخصیت ضد اجتماعی نتیجه پرورش و رشد معیوب شخصیت می باشد و فشار استرس عامل موثری در آن محسوب نمی شود. این اختلال در طرز رفتار و منش شخص ظاهر گشته و از نظر روانی و عاطفی ملایمی موجود نمی باشد این افراد فاقد حس مسئولیت و درک اخلاقی بوده و بندرت به چیزی جدا از امیال خود نمی اندیشند و تکانشی رفتار کرده و هیچگاه احساس گناه یا پشیمانی نمی کنند معمولا قبل از سن ۱۵ سالگی شروع شده و ویژگی های آن در دوره کودکی و نوجوانی مثل دزدی ، دروغگویی و فرار از مدرسه بوده و رفتارهای جنسی آنان زودتر از افراد دیگر شروع می شود. پس از ۳۰ سالگی احتمال دارد جنبه های افراطی این رفتارها تخفیف یابد.
فقر
فقر یکی از مهمترین مسایل جوامع بشری است فقیران در جهانی به سر می برند که آن را دنیای چهارم خوانده اند و در نقشه جغرافیا جای مشخصی برای آن نمی توان یافت. یکی از زمینه های فحشا ، فقر و گرسنگی است. آمار ارایه شده در سال ۱۳۴۷ با بررسی بر روی روسپیان در ایران بدست آمده نشان می دهد که ۸۴ درصد روسپیان از خانواده های متوسط و فقیر برخاسته اند و ۲۰ درصد روسپیان به خاطر تامین مخارج زندگی تن به خود فروشی داده اند. بسیاری بر این عقیده اند که فقر یکی از عواملی است که کودکان به واسطه آن برای تجارت جنسی فروخته می شوند.
بیکاری
امروزه بیکاری و عدم اشتغال نیروهای قادر به کار ، به عنوان یکی از پدیده های اقتصادی – اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. عواملی چون علل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی افزایش جمعیت و مهاجرت ، علل سیاسی (جنگ ، تحریم اقتصادی ، …) و علل فردی در بروز این پدیده نقش دارند. بیکاری اثراتی چون فقر و گرسنگی ، تحول جمعیت ، مسایل فرهنگی – اجتماعی ، ظهور و ترویج مشاغل کاذب و مخرب، اثرات عاطفی و روانی بر افراد و… را به دنبال دارد. بیکاری و عدم اشتغال نیروی فعال بخصوص در نسل جوان ، زمینه بروز انواع انحرافات اجتماعی و اختلالات فرهنگی را فراهم می کند. لذا بیکاری را می توان بلایی تصور کرد که اگر در جامعه رو به افزایش باشد حاصل آن ، سلب امنیت و آسایش از جامعه و ترویج فحشا و فساد خواهد بود.
قاچاق
از ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی ، مساله قاچاق زنان در سطح جهانی ابعاد گسترده ای پیدا کرد ، هر چند که از ابتدای سده بیستم چند سند بین المللی برای سرکوبی این جرم طراحی و تصویب شد. در دهه های اخیر مشاهده شده که تعداد زیادی از زنان و دختران ، بویژه از کشورهای آسیایی ، اروپایی مرکزی و روسیه ، با وعده مشاغلی چون خدمتکاری رستوران ، بچه داری ، پرستاری و… و درآمد خوب فریب خورده و در نهایت عده زیادی از آنان به صورت ابزاری برای خوشگذرانی مردها درآمده اند. در ایران نیز نمونه های بسیاری از قاچاق دختران و زنان به شیوه های مختلف مشاهده شده است.
فرار از منزل
ترک منزل توسط دختران به عنوان یک بحران برای خانواده و به عنوان یک معضل اجتماعی محسوب می گردد که معلول شبکه پیچیده ای از عوامل روانی – اجتماعی است. فرار به عللی چون فشارهای ناشی از خشونت ، تبعیض ، نابرابری ، تمایل به ماجراجویی ، کسب منزلت و یا کم عقلی و فریب خوردگی و گاه به علت عدم سلامت فکری و روحی بوجود می آید.
طلاق
خانواده تاثیر روانی ، عاطفی و اجتماعی افراد دارد. گاهی طلاق نه تنها در خانواده امکان بروز رفتارهای انحرافی در بین زن و شوهر افزایش می دهد، بلکه باعث بروز برخی از این رفتارها نیز در فرزندان می گردد.
اعتیاد
ایجاد وابستگی جسمی و فکری ، پیدایش پدیده تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی ، بدست آوردن ماده مورد نیاز به هر شکل و از هر طریق ، و تاثیر مخرب بر مصرف کننده، خانواده و جامعه ، از جمله ویژگی های مصرف مواد مخدر می باشد. یکی از ویژگی های زنان روسپی ، اعتیاد است. افراد معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نکرده و اغلب ناگزیرند زندگی خود را از طریق داده هایی چون دزدی ، تجاوز ، آدم کشی ، فحشا و … تامین می کنند.
فریب
فریب خوردن و اعتماد نابجا به افراد ناشناس از جمله زمینه ساز فحشا در جامعه می باشد. تحقیقی بر روی دختران فراری در سال ۱۳۸۰ نشان داده است که ۲۴ درصد افراد فراری از منزل ، دخترانی هستند که اغفال شده، سپس ترک منزل نموده اند. فریب خوردن ممکن است علل مختلفی از جمله: نارضایتی از خانه پدر یا همسر ، تسلیم شدن در مقابل مردان به امید ازدواج آینده ، بی سوادی و عدم آگاهی افراد و والدین آنها و مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط فرصت طلبان ، استفاده های نامناسب ارتباطی از طریق اینترنت و… داشته باشد.

مطلب مرتبط :  

1-7- تعاریف فرار
برای” فرار ” تعاریف متعددی وجود دارد. بعضی معتقدند، فرارجزو علایم اختلالات رفتاری شدید محوب میشود و نه به دلیل ماهیت آن، بلکه به دلیل فراهم آوردن مسایل و مشکلاتی که برای فرد و اجتماع به دنبال دارد . فرار را میتوان این اینگونه تعریف کرد: میل به رهایی از قید خانواده که نوجوان در طلب آن می باشد که ممکن است به فرار از سرپرستی و نظارت پدر و مادر منجر گردد. در تعریف دیگری فرار مکانیسمی است در جهت یافتن مجالی برای اثبات وجود فرد که در خانه چنین فرصتی را نیافته است.
گاهی اوقات فرار ، به عنوان تنها انتخاب برای یک شکل بزرگ به نظر میرسد. به معنی ترک ارادیخانه یا محیط نظارت شده میباشد. معمولا فراربه منظور دوری یا اجتناب از بعضی چیزها، یا برای یافتن و به دست آوردن بعضی چیزیهای دیگر صورت میگیرد. یک فرد فراری لزوما یک مفقود شده به حساب نمیآید، زیرا فرد مفقود شده فردی است که ممکن است گم، ربوده یا مجروح شده، یا آن که برخلاف میلش در جایی نگه داشته شده باشد. یک نوجوان فراری همانند نوجوان که شب هنگام پنهانی از خانه خارج میشود تا با دوستانش اوقات خود را بگذراند، نیست.
فرار از خانه و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده ، بدون اجازه از والدین ، نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد ، غیر قابل تحمل و تغییر ناپذیر است .
این عمل معمولا به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرکهای آزار دهنده و دستیابی به
خواسته های مورد نظر انجام می شود.
اقدام به فرار هم از سوی پسران و مردان متاهل و هم از سوی دختران و زنان متاهل انجام می شود.
ممکن است اقدام به فرار به همراه فردی از جنس مخالف با زمینه دوستی و قرار ملاقات انجام شود.اخیرا مواردی از فرارهای گروهی در بین دختران مشاهده شده است.اما اغلب دختران به تنهایی فرار می کنند.
اغلب فرارها از شهرستانها به مرکز و یا شهرهای بزرگ انجام می شود هر چند که مبدا یا مقصد معدودی از فرارها نیز بالعکس می باشد و گاهی نیز از شهرهای کوچک و بزرگ به قصد عزیمت به کشورهای دیگر اتفاق می افتد.
برخی از دختران برای نخستین بار اقدام به فرار می کنند و دسته ای دیگر علیرغم تلاشهای مددکاران جهت بازگشت به محیط خانه و خانواده مجددا از محیط خانه می گریزند .

مطلب مرتبط :  

1-7-1- انواع فرار
انجمن پزشکی نوجوانان ،نوجوانان فراری را به چهار گروه زیر که ممکن است بایکدیگر همپوشانی داشته باشند تقسیم نموده است:
فرارهای موقعیت که بعد از یکی دوروز به خانه برمیگردند.
فرارهایی که بمدت طولانی خانه را ترک کرده وتبدیل به فرارهای کهنه کار و بچه های خیابانی میشوند .
رانده شده ها که والدین آنها راطرد و مجبور به ترک خانه می کنند.
جوانان سازمان یافته که بدلیل فقدان خانواده در پرورشگاهها وموسسات زندگی می کنند وبدلیل عدم تحمل شرایط آنجا فرار می کنند (رسول زاده طباطبائی ، 1384 ).
پژوهشگران انواع گوناگونی از این پدیده را مشخص کرده اند ، گل پور (1386) در کتاب خود از پژوهشی انجام گرفته در بلژیک خبر می دهد که برای 600 فراری سه نوع فرار را در نظر گرفته (گل پور، 1386، ص 101)
1- فرار عکس العملی : نشانگر اختلال و چگونگی ارتباط بین جوان و محیط است ، در این حالت از فرار به عنوان روشی برای پیدا کردن و هشدار دادن استفاده می شود به عنوان مثال وقتی نوجوان در خانواده به فراموشی سپرده می شود و والدین غرق در فعالیتهای روزمره خود هستند دست به این اقدام می زند تا مورد توجه قرار گیرد.
2-فرار برای راحت زندگی کردن: گاهی جوانان و نوجوانان چون خانواده را مانع انجام برخی فعالیتهای خود می دانند و می خواهند ، آنگونه که دوست دارند ، زندگی کنند و به قول خودشان خوش باشند ، از خانه فرار می کنند ، تا به گونه ای دیگر آزادتر زندگی کنند.
3-فرار به خاطر آینده سازی : در این حالت جوان یا نوجوان به دنبال شکل گیری زندگی و ساختن زندگی به گونه ای است که خود می