خودشان، پدر، مادر یا همسرشان از وضع بینی آنها ناراضی بودند که در 64% از آنها، این نارضایتی پس از عمل از بین رفته بود. بر اساس نتایج این تحقیقات میزان تحصیلات 63% افراد در این مطالعه، زیر دیپلم بوده است.
13-همچنین علی اصغرسعیدی در مقاله ویژگی های مصرفی که در سال 1384 منتشر نمود در ابتدا از فرهنگ مصرفی و پس از آن به روند این که چگونه شد که بر بدن پرداخته شد و شاخه ای به عنوان جامعه شناسی بدن شکل گرفت صحبت می کند. او در مقاله اش معتقد بود که بدن به عنوان اُبژه در نظریه های جامعه شناسان شناخته شده است و بدن را به مثابه ماشین می داند که در امر رژیم گرفتن و ورزش کردن چنان باید تحمل کند که در حقیقت با انواع وسائل به اندازه گیری آن می پردازد. او معتقد است تبلیغات هم ایده ای خاص از نوعی بدن و شکلی مطلوب ازبدن ارائه می کند و آن را توسعه می دهد و افراد را مجبور می کند که اگر می خواهید این لباس را بپوشید باید این شکل بدن را داشته باشید.
2-4-2- تحقیقات انجام گرفته در خارج کشور
تن (1979) تاثیر تبلیغات رسانه ای بر ملاک های زیبایی را مورد بررسی قرار داد. او با قرار دادن عده ای از افراد در معرض پیام های رسانه ای در مورد زیبایی، نشان داد افرادی که در معرض این پیام ها بودند به نسبت افرادی که در معرض آنها نبودند، ویژگی هایی چون جذابیت جسمی، صورت زیبا و تناسب اندام را با اهمیت تر تلقی می کردند. این تحقیق با استفاده از مدل آزمایشی کلاسیک صورت گرفت و تاثیر پیام های رسانه‌ای درباره زیبایی بر افراد مواجه با این پیامها را تایید نمود. با این وجود این تحقیق، گروه های مختلف افراد متاثر از رسانه‌ها را از یکدیگر متمایز نکرد و به عبارت دیگر افراد را بر حسب میزان و نوع تاثیر پذیری از این پیامها در دسته های مختلف قرار نداد (امیدی 1390: 14)
رابینسون147 (2003) در تحقیق با عنوان “شیوه پوشش، تاثیر گذاری بدن و مدیریت بدن” دریافت که شرکت در برنامه‌های کاهش وزن با بالا رفتن جذابیت بدن رابطه دارد. زنان بیشتر آن نوع لباس‌هایی می‌پوشند که آن قسمت از بدنشان را نشان دهد که از آن راضی هستند. آن‌ها (زنانی که در برنامه کاهش وزن شرکت کرده بودند) لباس‌هایی را نمی‌پوشند که آن قسمت از بدنشان را نشان دهد که از آن رضایت ندارند. از طرف دیگر یافته‌های این تحقیق نشان داد که شیوه پوشش با سن و وضعیت تاهل در ارتباط است. زنانی که برای کاهش وزن شرکت می‌کنند از لباس‌هایی استفاده می‌کنند که ظاهر آنان را بهتر سازد و تصور آنان را از بدنشان بهبود بخشد. آنان به مرور که در برنامه کاهش وزن شرکت می‌کنند اگر تصور و رضایت آنان از بدنشان افزایش پیدا کند با جدیت برنامه‌ها را دنبال می‌کنند و در کاهش وزن موفق‌تر عمل می‌کنند.
راد و لنون148 (2000) در تحقیق با عنوان “تصور از بدن و مدیریت ظاهر149″ به این امر می‌پردازد که زیبایی در تمامی فرهنگ‌ها به عنوان یک ارزش محسوب می شود و آن ممکن است به خودی خود برای بعضی افراد خصوصا برای زنان یک هدف باشد. صورتی زیبا، اندامی‌ باریک و تناسب اندام امروزه معیاری برای زیبایی زنان محسوب می شود. جمعیت مورد مطالعه شامل دانشجویان دختر 99 کالج در آمریکا، بین سنین 19-24 سال است. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده و نمونه آماری تحقیق نیز 208 نفر بوده است. آنان در نتایج خود دریافتن زنان خیلی سریع یاد می‌گیرند که ظاهر خود را جهت رسیدن به ایده‌آل‌های فرهنگی مدیریت نمایند که نوعا شامل تنظیم وزن و تمیز نگه‌داشتن خود جهت برآوردن هنجارهای مورد انتظار می‌باشد. چنین انتظارات فرهنگی قویا ما را درمورد اینکه راجع به بدن خود چگونه احساسی داشته باشیم تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین آن میزان از مدیریت ظاهر از جمله رژیم غذایی، ورزش، استفاده از وسایل آرایشی، جراحی‌های زیبایی و انتخاب پوشش را نیز تحت تاثیر قرار می دهد،‌ به‌علاوه نتایج یافته‌های تحقیق نشان داده که بعضی بر این باور بودند که داشتن تناسب اندام، بدنی باریک و ظاهری آراسته، شادی و موفقیت را به همراه خود دارد. در ضمن یافته‌ها حاکی از این است، زمانی تصور از خود تحت تاثیر ظاهر قرار می گیرد که آزمودنی‌ها خود را با افراد دیگر مقایسه می‌کردند. همچنین زمانی که این مقایسه با افرادی بود که لحاظ ظاهر از آزمودنی‌ها بالاتر بودند تصور آنان از خود منفی و در غیر این صورت تصور آنان از خود مثبت بود.
لنون و راد (1994) در تحقیق دیگری تحت عنوان ” رابطه بین نگرش به نقش‌های جنسیتی، رضایت از بدن، عزت نفس و مدیریت ظاهر در زنان” به بررسی این موضوع در بین 194 نفر از دانشجویان دانشگاه با میانگین سنی 21 سال پرداخته‌اند. ابزار این تحقیق پرسشنامه بوده است. یافته‌های تحقیق نشان می دهد که: 1- نحوه نگرش به نقش جنسیت و رضایت از بدن، با عزت نفس به صورت مثبتی در رابطه است 2- رضایت از بدن همبستگی بیشتری با عزت نفس دارد تا نگرش‌های سنتی به نقش‌های جنسیتی. 3- زنانی که دارای عزت نفس بالایی هستند نسبت به زنانی که دارای عزت نفس پایینی می‌باشند کمتر درگیر فرآیند مدیریت ظاهر می شوند.4- هم زنانی که دارای نگرش سنتی به نقش‌های جنسی و هم زنانی که دارای نگرش‌های غیر سنتی به نقش‌های جنسی هستند به مدیریت ظاهر توجه دارند و 5- اینکه توجه زیاد به مدیریت ظاهر با عزت نفس رابطه معکوس دارد
وبستر و دریسکل (1983) نقش جایگاه اجتماعی را در مدیریت بدن نشان دادند. آنها از یک سو به تاثیر این جایگاه در شیوه های مختلف مدیریت بدن اشاره کردند و از سوی دیگر تاکید کردند که اثرات زیبایی در ترکیب با سایر ویژگی های منزلتی تعدیل می گردد. آنها در تحقیق خود که به روش پیمایشی صورت گرفته بود و به بررسی نمونه ای از افراد بالغ در سنین مختلف پرداخته بود اذعان داشتند که یافته های پژوهش از جنسیت اشخاص پاسخ دهنده متاثر نشده بود. در تکمیل این تحقیق، کازاروفسکی ( 1989) در تحقیق پیمایشی دیگری حتی با کنترل متغیر هایی نظیر سن، ‌تعداد سالهای تحصیل، وضع تاهل و… ارتباط بین مدیریت بدن و درآمد را تایید نمود.
در پژوهشی جانگ و لی150 (2006) به مقایسه بین فرهنگ تصور از بدن، عزت نفس و رژیم غذایی در بین زنان کره و آمریکا می‌پردازند. نمونه آماری این تحقیق شامل 201 نفر از دانشگاه مرکزی سئول کره جنوبی و 205 نفر از دانشگاه مید- آتلانتیک ایلات متحده – می‌باشد. ابزار مورد استفاده در این تحقیق نیز پرسشنامه بود است. آنان در نتایج تحقیق خود دریافتتند که: 1- تصور از بدن رابطه مثبتی با عزت نفس دارد. 2- تصور از بدن رایطه معکوسی با عادت‌های تغذیه و رژیم غذایی دارد. 3- زنان کره‌ای(زنانی که وابسته به جوامع گروه محور هستند) در مقایسه با زنان غربی نسبت به ظاهر خود ناراضی‌تر هستند. علاوه بر این نتایج، نتایج دیگر تحقیق حاکی از این است که که ظاهر بدن جهت ارزیابی خود و دیگران توسط زنان از اهمیت اساسی برخوردار می‌باشد. همچنین اغلب زنان توسط ظاهر فیزیکی خود مورد ارزیابی قرار می‌گیرند تا عوامل دیگر ی از قبیل توانایی یا مهارت‌هایی که آن‌‌ها دارا می‌باشند
گروگان و وین رایت ( ۱۹۹۶ )، بر اساس مصاحبه های گروهی با دختران ۸ تا ۱۳ ساله به تشریح تجارب دختران از نارضایتی نسبت به بدن خویش و فشارهایی که بزرگ شدن در فرهنگ لاغری بر آن ها وارد می سازد، می‌پردازند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نمونه های مورد مطالعه ضمن ابراز نارضایتی از بدن خود اندام ایده‌آل را اندامی فرض می کردند که با اندام ایده‌آل بزرگسالان لاغر منطبق است. جالب آن که شرحی که حتی کودکان ۸ ساله از نارضایتی نسبت به بدن خود ابراز می کردند، مشابه توصیفی است که زنان بزرگسال اظهار می داشتند. این نتیجه ضمن آن که گویای پذیرش ایده‌آل بزرگسال لاغر از جانب کودکان است، بیانگر فشارهای هنجاری و ارزشی در جوامع (به ویژه غربی) است که مروج نارضایتی از بدن و بیگانگی با آن است.
گیمیلین (2000) در پژوهشی در خصوص انگیزه های دختران جوان از انجام جراحی زیبایی با انتخاب رویکرد «سازه‌گرایانه اجتماعی» معتقد است که جراحی زیبایی برای بسیاری از منتقدان و نظریه پردازان اجتماعی به مثابه سمبل نهائی هجوم به بدن انسانی به خاطر رسیدن به زیبایی ظاهری تلقی می شود و تفسیر غالب آن ها از جراحی پلاستیک تسلیم و انقیاد نسبت به بدن فیزیکی است. گیملین با نقد چنین دیدگاه هائی معتقد است که مسأله جراحی زیبایی را باید از منظر و تجربه ی خودِ زنان نگریست. یافته های گیملین از مصاحبه های شرح حال نگارانه حاکی از آن است که زنانی که جراحی زیبایی را انجام می‌دهند این امکان را می یابند تا بدن های خود را به صورت موفقیت آمیزی به بدن های بهنجار تصویر و نمایان سازند. به اعتقاد نویسنده، تجربه جراحی پلاستیک، تجربه ای اتفاقی و تفننی نیست و مشتریان این گونه جراحی ها تأمل زیادی را در خصوص این جراحی و فناوری مورد استفاده در آن نشان می‌دهند.
وی و پان ( 1999) مطالعه ای با عنوان ” رسانه‌های جمعی و ارزش های مصرف گرایانه در چین ” انجام داده اند. روش به کار گرفته شده پیمایش و نمونۀ احتمالی از دو شهر از بزرگترین شهرهای چین بوده است. آنها در صدد پاسخگویی به این سؤالات بوده اند که جهت گیری های ارزشی مصرف گرایانه که به فردگرایی چینی متصل اند کدامند؟ و دیگر اینکه چگونه رسانه‌های جمعی در ظهور چنین ارزش هایی مؤثرند؟ آنها سه جهت گیری ارزشی مصرف گرایانۀ ثابت را یافتند که عبارت اند از : مصرف تجملی، اشتیاق به خودشکوفایی و پرستش سبک زندگی غربی. آنهایی که جوان تر، تحصیل کرده تر و به لحاظ مالی وضعیت بهتری دارند، به احتمال قوی حامل این ارزش ها هستند. همچنین آنها دریافتند که حامل چنین ارزش هایی بودن با میزان خواندن مجلات مصرفی و در معرض تبلیغات خارجی بودن، مرتبط بوده است.
پیک و پان( 2004 ) در مطالعه ای با عنوان ” گسترش مصرف گرایی جهانی: تأثیر رسانه‌های جمعی و تبلیغات بر ارزش های مصرف گرایانه در چین ” به دنبال نشان دادن این مسئله بوده اند که چگونه تبلیغات و نوع محتوای رسانه‌ها و یا رسانه‌های با منشأ غربی نقش مهم در شکل گیری جهت گیری های مصرف گرایانه در میان ساکنان شهری چین دارند. تجزیه و تحلیل داده ای برآمده از سه شهر از پیشرفته ترین شهرهای چین، به لحاظ اقتصادی، نشان داد که قرار گرفتن در معرض محتوای رسانه‌های غربی و همچنین رسانه‌های حاوی مطالب مصرف گرایانه موجب پذیرش دو ارزش مصرف گرایانۀ مصرف کیفیتی و مصرف نوآورانه و همچنین توسعۀ نگرش های مثبت تر نسبت به تبلیغات شده و منجر به مصرف بیشتر می گردد.
در مطالعه ای دیگر با عنوان « مردان واقعی هستند، در حالی که زنان آرایش می‌کنند» 2 زیبایی درمانی و ساخت زنانگی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. به لحاظ روش شناختی، تحقیق یادشده بر پایه مصاحبه و مشاهده در یک دانشکده است که در آن زیبایی در میانی تدریس می شد (Black & Sharma,2001:p101). مصاحبه شوندگان هشت نفر زن بودند که زیبایی درمانی به آنان آموزش داده شد. برپایه ی مشاهدات انجام شده، محققان دریافتند که زیبایی درمانگرها نقش مشاور غیر رسمی داشته و در حقیقت هم فعالیت عاطفی و هم فعالیت های مرتبط با کارروی بدن انجام می‌دهند (Ibid,1985,110). نکته کلی بدست آمده در مورد مراجعه کنندگان به سالن های زیبایی در مانی این بود که «زنی که وارد این سالن ها می شود، در پیِ فعالیت های کاملاً اجتماعی است. نه تنها درمانگران، بلکه مشتریان، خودشان کاملاً به این امر مهم واقفند که رویه های عمل آنان باید با مقولات زنانی باشد که دائماً با آنها سروکاردارند(Ibid).
گروه تحقیقاتی داو در سال 2004 در پژوهشی باعنوان « زیبایی نقادانه» طی بررسی 3200 زن از 10 کشور جهان در گروه سنی 18 تا 64 سال که به صورت پیمایش تلفنی انتخاب شده بودند، دریافتند که 44% از زنان بر این باور هستند که زیبایی مقوله ای فراتر از ویژگی های جسمانی است(Toni,2004,19). یافته های همین تحقیق نشان می دهد زنان، مفهوم زیبایی را به عنوان ویژگی های جسمانی ذاتی، امری کهنه و منسوخ دانسته و در عوض موقعیت ها و تجربیات را به عنوان عامل توانمندساز در احساس زیبایی در نظر گرفته اند و از دیگر نتایج تحقیق این است که 21% از زنان با خرید محصولات زیبایی و 17% از زنان با نگاه کردن به مجلات مد، زیبایی را تجربه می‌کنند
در ادامه جدول زیر را که پیشینه های تحقیق در مورد متغییر وابسته (که در بالا آمده است) را ارائه می‌دهیم تا ضمن ارائه کارهای انجام شده به صورت یکجا، دید کلی و جامعی از کارهای انجام شده توسط محققان قبلی ارانه شود و همچنین امکان نقد و ارزیابی پژوهش های پیشین به صورت دقیق فراهم شود:
جدول 2-3. خلاصه پژوهش های پیشین
شماره
نویسنده(نویسندگان)
قالبِ پژوهش
سال
عوامل موثر بر مدیریتِ بدن
1
کمال کوهی
رساله دکتری
1390
وضعیت شغلی، وضعیت تاهل، منشا اجتماعی، مقایسه اجتماعی، گروه‌های اجتماعی، سن، تحصیلات، سرمایه فرهنگی، اقتصادی و دینداری و رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی
2
مهسا زاهدی
پایان نامه
1389
رسانه، نگرش جنسیتی و تصور از بدن
3
سعید سلطانی بهرام
پایان نامه
1390
هویت مدرن، هویت ملی،‌ هویت دینی، تحصیلات، محل سکونت،
4
غلامرضا میناخانی
پایان نامه
1390
سبک هویت اطلاعاتی، خود‌پنداره، سرمایه فرهنگی،

مطلب مرتبط :   آمریکا، جرائم، جرایم، پولشویی، مخدر، ایالات