احتمال، درواز? ابراهیم و از همه مهم‌تر دروازه‌ای به نام “شیخ ابو الفضل” می‌شود، توسط اصطخری ارائه شده است:
“در میان شارستان و قهندز هیچ آب روان نیست و آب از رود بزرگ بردارند921 و از این رود دیگر رودها برخیزد: یکی رود فشیدیزه که از رود بخارا برخیزد و به جایگاهی که آن را ورغ خوانند و در کوی مردقشه فرو شود تا به زمین‌های ابوابراهیم رسد و از آن جا به درواز? شیخ ابوالفضل [بلعمی] رَوَد و در رود نوکند افتد و قرب دو هزار کوشک و بوستان برین آب نهاده است بیرون از زمین کشاورزی. و از دهان? این رود تا آن جا کی به نوکند افتد مسافت نیم فرسنگ راه بود”.922
از بررسی مسیر این رود می‌توان دروازه و کوی مردقشه و محدود? پایین دست آن یعنی نوکند را تشخیص داد. مهم‌تر این که در کنار? این رود نیز یکی از حلقه‌های بزرگ جامع? آن روزِ شهر در دوهزار کوشک و بوستان قرار گرفته بودند، جایی که بیرون از زمین‌های کشاورزی بوده است.
6. کوی‌های شارستان
وضعیت باروی شارستان و دروازه‌های آن در عصر سامانیان بیش و کم مشخص است. آگاهی‌هایی که نرشخی، اصطخری، مقدسی، ابن‌حوقل و به تقلید از آنها، دیگر مورخان و جغرافی‌دانان ارائه می‌دهند گواه از آن دارد که در عصر سامانی، علی رغم گسترش شهر و به وجود آمدن کوی‌ها و باغ-کوشک‌های جدید، باوری شارستان و هفت درواز? آن همچنان پا برجا بودند. در واقع در عصر سامانیان این بارو بر گرد هست? قدیمی و کهن شهر بود و عمارت‌های مجلل جدید امیران، وزیران، فرماندهان و دهقانانِ معتبر در بیرون از باروی شارستان و به ویژه در غرب آن در پهن? جنوبی و غربی کهندژ (از جوی مولیان تا چشم? ایوب و جویبار کلان)، بنا نهاده شده بودند. از این رو شهر بخارا عملاً در عصر سامانیان به دو بخش تقسیم می‌شد. یکم، بخش قدیمی شهر که درون باروی شارستان بود؛ دوم بخش جدید که در پیرامون ربض کهندژ به ویژه در زمین‌های ریگستان و بر کنار جوی‌های آب سر برآورد:

مطلب مرتبط :   حقوق، زنان، بشر، کنوانسیون، زن، کمیسیون

درون باروی شارستان: