نمی تواند اثر گناهی را که از طریق تجاوز بوجود آمده است، از بین ببرد. چنانکه “کتان ” در این باره می نویسد: <br/” title=”br”>br />”شناسایی بوسیله دولتها از نقطه نظر حقوقی نمی تواند به اشغال اعتبار بخشد … شناسایی عمل انجام شده بوسیله کشورهای متمدن نمی تواند گناه عمل اشغال را بشوید.برای مثال در سال 1936 کشورهای زیادی الحاق حبشه را به ایتالیا بطور موقت و یا مقطعی به رسمیت شناختند ولی این شناسایی نه عمل ایتالیا را قانونی کرد و نه به ایتالیا حقی نسبت به آن کشور تفویض کرد.
 در سال 1932 در پی حمله ژاپن به چین و اشغال منچوری، “هانری اِل استمسون ” وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد: این کشور هیچ قرار داد یا وضعیت مغایر با تعهدات میثاق پاریس (بریان-کلوک مورخه 27 اوت 1928) را که به استناد آن توسل به هر گونه جنگ تجاوزکارانه منع شده است، به رسمیت نمی شناسد. این نظریه مورد قبول جامعه ملل واقع شد. لذا امروزه تردیدی در مورد عدم شناسایی کشور جدید و یا هر وضعیت دیگر ناشی از اعمال غیر قانونی و زور، نمی باشد. برای اثبات این مطلب می توان از ماده 20 منشور بوگوتا مورخ 1948، ماده 20 منشور بوئنوس آیرس مورخ 1967، اعلامیه مربوط به اصول حقوق بین الملل در زمینه روابط دوستانه و همکاری میان کشورها مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ 24 اکتبر 1970 نیز نام برد. 
قاعده ممنوعیت توسل به زور یک قاعده امری و مطلق حقوق بین الملل است. در نوامبر 1965 شورای امنیت طی قطعنامه 217 از کلیه کشورها خواست تا از به رسمیت شناختن رودزیای جنوبی که تأسیس آن مغایر با “اصل حق بین ملل در تعیین سرنوشت خود ” بود خودداری کنند. در مورد تأسیس دولت اسرائیل با توجه به مطالب فوق باید گفت که تشکیل آن دولت با اصول اولیه و قواعد امری حقوق بین الملل مغایرت داشته و شناسایی آن از سوی چند کشور نمی تواند حیثیت قانونی و مشروعیت لازم را در پی داشته باشد.
3-4-3 جنگ تحمیلی ایران و عراق
در این قسمت به تحولات نظامی ایران هنگام اوج‌گیری انقلاب در این کشور و بحران جنگ ایران و عراق در سال‌های 1988-1980 می‌پردازد. سپس تغییر استراتژی دریایی ایران از استراتژی اتخاذ شده توسط شاه مبنی بر کنترل خلیج فارس به استراتژی اتخاذ شده توسط جمهوری اسلامی مبنی بر بازدارندگی و ممانعت از دسترسی دیگران به خلیج فارس را مورد بررسی قرار می‌دهد. بحث اصلی مطرح شده در فصل حاضر، این است که  چون جمهوری اسلامی، استراتژی کنترل خلیج فارس را دست‌ نیافتنی می‌دید، استراتژی بازدارندگی و ممانعت را در پیش گرفت؛ زیرا معتقد بود این استراتژی جدید در حمایت از موقعیت استراتژیک ایران موثرتر خواهد بود.
این فصل برای نشان دادن گرایش ایران به استراتژی جدید خود، به بررسی تحولات استراتژی ممانعت از دسترسی دیگران به خلیج فارس در طی جنگ ایران و عراق می‌پردازد و بر تجربه موفقیت‌آمیز ایران در این خصوص در “جنگ نفتکش‌ها” در سال‌های 1988-1984 و عملکرد ضعیف نیروی دریایی آن در “نبرد ناوچه‌ها” در 18 آوریل 1988 تمرکز می‌کند. با توجه به اهمیت بالای این دو موضوع اخیر، بعد از یک مقدمه کوتاه در مورد استراتژی ممانعت از دسترسی دیگران به خلیج فارس در طی جنگ ایران وعراق، به آنها پرداخته خواهد شد.
بازسازی سریع نظامی ایران در اواسط دهه 1970 باعث فساد و ریخت‌وپاش زیادی شد و همچنین دهها هزار شهروند آمریکایی را به ایران کشاند تا به عنوان تکنیسین و مشاور نیروهای مسلح ایران به فعالیت بپردازند. این عوامل به همراه نابرابری‌های روز‌افزون، مشکلات اقتصادی و فقدان فرصت‌های واقعی برای مشارکت‌های سیاسی باعث بروز ناآرامی‌های سیاسی فزاینده در اواخر دهه 1970 شد که با سرکوب خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی شاه مواجه شد. از میان نیروهای مسلح شاه، فقط ارتش در سرکوب مردم نقش داشت که همین امر باعث پاکسازی ارتش و جذب نیروهای جدید در  آن پس از انقلاب 1979 شد.
در پی نا‌آرامی‌های ایران، جیمی کارتر، کاندیدای ریاست جمهوری، پیشنهاد کرد آمریکا به سیاست دولت آیزنهاور در قبال دولت ایران که همان فروش سلاح در برابر انجام اصلاحات سیاسی بود، برگردد. این پیشنهاد در عمل باعث نگرانی شاه و جرات یافتن مخالفان شد. در نتیجه، شاه برنامه محدود آزادی‌های سیاسی را در اوایل سال 1977 اجرا کرد. اما بعد از انتخابات آمریکا، دولت جدید کارتر به شعارهای خود پشت کرد و سیاست‌های آمریکا در قبال ایران طبق روال گذشته ادامه یافت. اصلاحات محدود شاه و عدم پایبندی آمریکا به وعده‌هایش در خصوص پیشبرد حقوق بشر در ایران از مهم‌ترین عناصر تشدید‌کننده مخالفت در این کشور بود.
صبح روز 8 سپتامبر 1978 بیش از 20000 نفر در یک تجمع مذهبی در میدان ژاله تهران جمع شدند. سربازان به جمعیت دستور دادند متفرق شوند و زمانی‌که با امتناع آنها مواجه شدند، مستقیماً به روی آنها آتش گشودند که صدها نفر کشته شدند. این رویداد که در ایران پس از انقلاب با نام “کشتار میدان ژاله” یا “جمعه سیاه” از آن یاد می شود، به عنوان انگیزه اصلی انقلاب عمل کرد و گروههای مختلف مخالفان را گرد هم آورد و انقلاب ایران از همین جا شروع شد.
در روزهای آغازین شکل‌گیری انقلاب اسلامی، ارتش ایران با نهایت سرعت در حال پیشرفت بود. نیروهای نظامی ایران بزرگ‌ترین نیرو در منطقه خلیج فارس و به جز اسرائیل، مدرن‌ترین نیرو در خاورمیانه محسوب می‌شدند. شاه، 511000 نفر پرسنل نظامی را به عنوان تضمینی برای تأمین امنیت مرکز ثقل استراتژیک ایران تدارک دیده بود.
قبل از تلاش شاه برای افزایش قدرت و سیطره دریایی ایران، نیروی دریایی و هوایی این کشور ازمجموعه‌ای از قایق‌های فرسوده گشت ساحلی و جنگنده‌های قدیمی تشکیل شده بود که پس از اجرای استراتژی مورد نظر شاه به یک نیروی پیشرفته تبدیل شد تا کنترل ایران بر خلیج فارس و مناطق اطراف آن‌را تضمین نماید و همچنین بتواند عامل بازدارنده‌ای در برابر مهم‌ترین تهدید علیه ایران از طریق خشکی، یعنی عراق باشد.
در ایران، نظام جمهوری اسلامی که ائتلافی از گروههای سیاسی مخالف شاه بود، در حال تثبیت قدرت خود بود. در واقع، انقلاب ایران بخش عمده‌ای از موفقیت خود را مدیون بهره‌گیری موثر از نیروی نظامی شاه و تلفیق آن در بستر قدرت خود بود. کنترل ماهرانه نیروهای نظامی که تجربه قدرت را داشتند، جمهوری اسلامی را از کسب و حفظ قدرت مطمئن می کرد. آنها از ارتش برای سرکوب تهدیدات پیش رو ( مخالفان سیاسی، اقلیت‌های قومی و مذهبی و بیگانگان) بهترین بهره را بردند. علاوه بر این، آنها با استفاده از نیروی ارتش و سپاه پاسداران به سرعت ساختار قدرت خود را در ایران شکل دادند.
[امام] خمینی(ره) به‌خوبی آگاه بود که بدون بهره‌گیری از نیروهای مسلح، چپ‌گراها و اقلیت‌های قومی جدایی‌طلب انقلاب را تهدید خواهند کرد. ایشان به اهمیت نیروهای نظامی، به ویژه ارتش، به عنوان “کلید موفقیت انقلاب” واقف بود.
بعد از پیروزی انقلاب، افراد تندرو افراطی، خواهان امتیازاتی فراتر از پیش‌بینی‌های ایشان شدند. “پاکسازی نیروهای مسلح… به صورت محدود با تمرکز بر عناصر فاسد” از جمله اولین طرح‌های [امام] خمینی (ره) بود. اما افراد تندروی که خود ایشان در کمیته انقلاب منسوب کرده بودند و مسولیت پاکسازی نیروها را بر عهده داشتند، دنبال تسویه حساب‌های قبلی بودند.
از آنجا که نیروی زمینی ارتش شاه در سرکوبی مردم فعال‌تر بود، به هنگام پاکسازی نیز تعداد زیادی از نیروهای آن کنار گذاشته شدند. در یک نشست مطبوعاتی در 3 آوریل 1979، امیر انتظام، معاون نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد:
شش ماه پس از آغاز انقلاب، نیروهای مسلح ایران که درحدود نیم میلیون نفر بود، به کمتر از 300000 نفر کاهش یافت. ارتش، 90 درصد از نیروهای سابق خود را همچنان در اختیار داشت اما اکثر فرماندهان ارشد، ارتش را ترک کرده بودند. با عدم حضور تکنیسین‌های آمریکایی برای نگهداری تجهیزات خریداری شده از آمریکا، نیروهای نظامی ایران با آشفتگی، آمادگی رزمی پایین و ضعف روحیه مواجه شدند. نیروی هوایی تقریباً زمین‌گیر شد و در نیروی دریایی نیز سربازان که “ادعای برابری” داشتند و می‌خواستند فرماندهان مافوق نیز همانند آنها در کارهای دشوار فیزیکی همراه آنها باشند.
در اواخر سال 1979، نیروهای مسلح ایران در آستانه فروپاشی بود. گزارش وزارت دفاع آمریکا در نوامبر 1979 حاکی از این است که:این گزارش با اشاره به فهرست اخراج‌ها و بازنشستگی‌های اجباری از “عدم وجود نظم وترتیب لازم” خبر می‌دهد. در غیاب تکنیسین‌های آمریکایی، سیستم‌های لجستیک ایران (که غالباً متکی برتکنولوژی بودند)، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران(IIAF)  و نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران(IIN)  به تدریج تحلیل رفتند.
در جولای 1980، وضعیت نیروی هوایی ایران بعد از یک کودتای نافرجام از سوی برخی خلبانان نیروی هوایی و فرماندهان ارتش برای ربودن جنگنده‌های 5 F –  و 4F –  در پایگاه هوایی شاهرخی در غرب استان همدان بدتر نیز شد. قرار بود هواپیما‌ها در صورت موفقیت کودتا، یک سری اهداف از پیش تعیین شده ازجمله محل سکونت [امام] خمینی(ره) در تهران را بمباران کنند. شکست کودتا به پاکسازی‌های گسترده در نیروی هوایی منجر شد. شورای انقلاب بیش از 300 تن از فرماندهان نیروی هوایی و ارتش را در رابطه با این کودتا دستگیر و سرانجام اعدام کرد. نیروی هوایی ایران تا اواسط دهه 1990، از فقدان نیروهای زبده‌ای که پاکسازی شده بودند، رنج می‌برد.
امام خمینی(ره) برای تقویت روحیه نیروهای مسلح، دستور توقف دستگیری‌ و اعدام‌ کادر نیروهای مسلح رابه دادگاههای انقلاب داد. وی در این دستور که در 8 سپتامبر 1980 صادر شد، اعلام کردند که اتهامات وارد شده به کادر نیروهای نظامی باید پوشیده نگه داشته شوند تا صحت آنها اثبات شود.
در 22 سپتامبر 1980، دو هفته پس از توقف روند پاکسازی نیروهای مسلح، عراق به ایران حمله کرد. مقاومت‌های اولیه ایرانیان در برابر نیروهای صدام بسیار ضعیف و از هم گسیخته بود. استراتژی شاه در جنگ با عراق بر برتری هوایی علیه نیروی هوایی این کشور و پشتیبانی زمین به هوای نیروی زمینی و نیروی دریایی ایران استوار بود. ناوگان هوایی ناکارآمد ایران و سلاح‌های فرسوده‌ای که شاه میلیاردها دلار صرف آنها کرده بود، نتوانستند از پیشروی سربازان عراقی جلوگیری کنند. تعداد خلبانان نیروی هوایی ایران اندک و مهارت آنها در پرواز بسیار پایین‌تر از خلبانان قبل از انقلاب بود. تکنیسین‌های آمریکایی که روزهای قبل از سقوط شاه ایران را ترک کردند، اسناد مربوط به سیاهه اموال را از بین برده بودند، تجهیزات الکترونیکی جنگنده‌های جدید 14F- را خارج کرده بودند و مخازن قطعات یدکی را در بسیاری از پایگاههای هوایی منهدم کرده بودند. نتیجه این اقدامات این بود که نیروی هوایی ایران در حفظ و نگهداری هواپیماها و کارآیی رزمی خود با مشکلات زیادی مواجه بود. در طول جنگ، ایران از جنگنده  بمب‌افکن‌های خود به ندرت و فقط در مأموریت‌های استراتژیک بازدارنده استفاده می‌کرد.
وضعیت نیروی دریایی، بازوی دیگر شاه در اجرای استراتژی کنترل خلیج فارس، نیز چندان بهتر از نیروی هوایی نبود. بعد از پیروزی انقلاب، رهبران جمهوری اسلامی فوراً سفارشات مربوط به ناوشکن‌های بزرگ از کلاس کوروش،یک زیردریایی‌های نوع 209 و دو فروند از چهار فروند کشتیLST  کلاس هنگام2 را لغو کردند. همچنین حکومت ایران انتقال زیردریایی‌های کلاس تانگ3 را معلق و سپس ممنوع ساخت. ایران برقراری ارتباط نزدیک با ایالات متحده را رد کرد؛ وخامت روزافزون در روابط بین دو کشور با بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا به اوج خود رسید. در واکنش به این واقعه، سازمان ملل متحد ارسال تجهیزات نظامی به ایران راتحریم کرد. این تحریم شامل کشتی سوخت‌رسان “خارک”، ساختمانLSTs  در یارو انگلستان و سه فروند قایق رزمی موشک‌انداز در شربورگ فرانسه نیز می‌شد.
علاوه بر لغو سفارشات قبلی، واکنش های غرب باعث شد منابع تأمین‌کننده مهمات و قطعات یدکی فورا همکاری‌های خود را با ایران قطع کنند. شاه برای اینکه بتواند با صرفه‌ترین خرید را داشته باشد، با چندین فروشنده تسلیحات وارد معامله می‌شد. این امر باعث می‌شد که سلاح‌ها یک‌دست و استاندارد‌ نباشند. برای مثال، کشتی‌های نیروی دریایی ایران به تفنگ‌های 5 اینچی آمریکایی، 5/4 اینچی انگلیسی و 75 میلیمتری ایتالیایی مجهز بودند و رادارهای مورد استفاده نیز ساخت آمریکا، انگلستان، هلند و ایتالیا بودند. نیروگاهها، کشتی‌های جنگی و کشتی‌های پشتیبانی نیز به محصولات تولیدکنندگان متعدد از جمله توربین‌های بخار آمریکایی، توربین‌های گازی انگلیسی و دیزل‌های ساخت MTU-MAN (آلمان)،  Paxman(انگلستان) و  Morse-Fairbanks(آمریکا) مجهز بودند.
اگر چه پاکسازی پرسنل نیروی دریایی نسبت به نیروی هوایی و ارتش از گستردگی کمتری برخوردار بود، اما تأثیر‌گذار بود. فقط در یک روز 7 فوریه سال 1980، تعداد زیادی از دریاداران و فرماندهان ارشد نیروی دریایی ایران به طور اجباری بازنشسته شدند. این تغییرات گسترده در نهادهای نیروی دریایی ایران و فروپاشی زیرساخت‌های پشتیبانی باعث تشدید وخامت وضعیت این نیرو شد. در نتیجه، در زمان حمله عراق به ایران، نیروی دریایی ایران که بیش از یک سال را بدون تأمین قطعات یدکی، یا تعمیرات

مطلب مرتبط :   نیلوفر، کرمانشاه، خورشید، است.، جشن، فرهنگ