ه طیب: مثلاً یارو می‌آمد رئیس رو می‌دید یک حق حساب می‌گذاشت.<br />رئیس لات‌ها رو می‌دید؟
رمضانی: آره. هرکسی می‌خواست نخست‌وزیر بشه. می‌خواست رأی بیاره. می‌رفت سوار ماشین می‌شد 10، 15تا را می‌دید مایه می‌دید. وقتی همه حاضرند نعره می‌کشند.
رشیدیان و دیپلمات‌های بریتانیایی در تهران سعی داشتند تا حد امکان مصدق را تضعیف کرده و به این وسیله شاه را متقاعد کنند نخست‌وزیر دیگری را به‌جای او انتخاب کند، اما شاه جوان بی‌تجربه و ناتوان بود. واقعیتی که رشیدیان و حامیان او در سفارت بریتانیا را عصبانی می‌کرد. رشیدیان در گفت‌وگویی با سم فال ناامیدی خود از شاه را با کلمه‌ای توهین‌آمیز نشان داد.
سام فال، دیپلمات بریتانیایی: بهش پدرسوخته می‌گفتند.
چرا بهش می‌گفتند پدرسوخته؟
فال: به شاه می‌گفتند پدرسوخته، چون خیلی ترسو بود. خیلی می‌ترسید.
استخراج اطلاعات مضمون چهارم:
واژگان:
مثبت: نماد وحدت ملی ایرانیان، حفظ منافع؛
منفی: محدود کردن، قدرت، نوچه، بی‌تجربه و ناتوان، توهین‌آمیز، پدرسوخته؛
افراد و نهادها:
انگلیس: رشیدیان و برادرانش، اسدالله رشیدیان، دیپلمات‌های بریتانیایی، سفارت بریتانیا،
شاه: طیب
قطب‌بندی:
ارزش‌های منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملی:
– مصدق از همان آغاز نخست‌وزیری‌اش با محمدرضا شاه پهلوی درگیری داشت.
– مصدق اعتقاد داشت که شاه فقط باید نماد وحدت ملی ایرانیان باشد و نه حاکم آن.
ارزش‌های منتسب به انگلیس:
– رشیدیان و دیپلمات‌های بریتانیایی در تهران سعی داشتند تا حد امکان مصدق را تضعیف کنند.
ارزش‌های منتسب به شاه و نیروهای طرفدار سلطنت‌:
– هواداران سلطنت هم به جمع کسانی پیوستند که برای سقوط مصدق برنامه می‌ریختند.
– اسدالله رشیدیان یکی از مهم‌ترین حامیان شاه بود که به هواداری از بریتانیا شهرت داشت.
– (رشیدیان) ناامیدی خود از شاه را با کلمه‌ای توهین‌آمیز نشان داد.
– به شاه می‌گفتند پدرسوخته، چون خیلی ترسو بود. خیلی می‌ترسید.
استناد:
صحبت‌های عباس رمضانی، نوچه طیب، سام فال، دیپلمات بریتانیایی، تصویر رمضانی و طیب
پیش‌فرض:
– سلطنت مشروطه که در آن شاه فقط نماد وحدت ملی بهترین حکومت در جامعه ایران است.
– شاه از جایگاه و مقامی برخوردار است که نباید به وی توهین کرد، حتی اگر در اداره مملکت ناتوان باشد.
دلالت‌های ضمنی:
تداعی:
– شاه در اواخر سلطنت خود در برخورد با انقلابیون دچار تردید و سردرگمی شده بود.
تلقین:
– با گرهزدن نام طیب -که با قیام 15 خرداد و حمایت از نهضت امام خمینی(ره) پیوند خورده و اعدام شد- به اعتراضات زمان مصدق و کودتای 28 مرداد، تلاش شده تا از وجهه او و حمایتش از قیام امام خمینی(ره) کاسته شود.
– ناتوانی و بی‌تجربگی شاه در تأمین منافع دوستداران انگلیسی‌ها، به آنها این اجازه را می‌داد که به شاه توهین کنند.
– در متن از رشیدیان و بردارش که عناصری خودفروخته و جاسوس انگلیس‌ها بودند، با عناوینی احترام‌آمیز و قابل‌احترام یاد می‌شود.
اجماع:
– متن با روبهروی هم قرار دادن شاه و مصدق در نبرد قدرت، مصدق را حافظ منافع ملی و به‌تبع آن، شاه را ضد منافع ملی نشان می‌دهد. در واقع بهاری، کارگردان مستند، تأکید دارد که منافع ملی تنها با ملی‌گرایی تأمین خواهد شد و حتی شاه هم برای حفظ سلطنت خود از منافع ملی چشم می‌پوشد. توهینی را هم که از زبان «فال»، دیپلمات سابق انگلیسی به شاه می‌شود، باید در همین راستا دانست. همچنین با ترسو و ناتوان خواندن شاه به‌عنوان رهبر کشور، لزوم دخالت نیروهای خارجی با توجه به مقدمه‌چینی‌های قبلی در مورد نفوذ روزافزون کمونیسم و حزب توده کاملاً توجیه‌پذیر و منطقی می‌نماید.
گزاره‌های اساسی:
– مصدق به دنبال محدود کردن قدرت شاه بوده و این تلاش مصدق به مذاق هواداران شاه خوشایند نبود.
– شاه جرئت و جسارت لازم را برای اقدام علیه مصدق را نداشت.
– این ناتوانی و سردرگمی شاه از سوی مأموران و جاسوسان انگلیسی مورد تمسخر و توهین بود که به وی پدرسوخته می‌گفتند.
5-1-2-4- مضمون پنجم: قیام 30 تیر 1331
زمان: 22:30 – 28:45
مصدق به جدایی دین از سیاست اعتقاد داشت. اما اتحادش با آیت‌الله کاشانی روحانی مخالف بریتانیا یکی از مهم‌ترین دلایل محبوبیت او در میان عامه مردم بود. آیت‌الله کاشانی مردم را به شرکت در تظاهرات در حمایت از مصدق تشویق کرد و به آن‌ها گفت که پشتیبانی از جنبش ملی کردن نفت وظیفه‌ای شرعی است.
محمود کاشانی، فرزند کاشانی: افکار و اندیشه‌ی آیت‌الله کاشانی از حکومت اسلامی این بود که باید حاکمیت ملی در اختیار مردم ایران قرار گیرد. بیگانگان بر کشور مسلط نباشند و از طرفی باید موازین اخلاقی انسانی در جامعه برپا شود.
اکثریت قریب به‌اتفاق رهبران بانفوذ شیعه در آن زمان مخالف دخالت دین در سیاست بودند و از همین رو با آیت‌الله کاشانی همراهی نمی‌کردند. در آن زمان روحانیت شاه را حافظ مبانی اسلام در ایران می‌دانست و مراجع وقت با شاه رابطه‌ی خوبی داشتند و او نفوذ و اقتدار آن‌ها را تضمین می‌کرد. ترس مشترک از کمونیسم هم این روابط را مستحکم‌تر می‌کرد.
بسیاری از طرفداران محمدرضا شاه به‌خصوص نظامیان معتقد بودند که مصدق قصد سرنگونی رژیم سلطنتی و تشکیل یک نظام جمهوری را دارد. در تیرماه 1331 مصدق از شاه درخواست کرد که سرپرستی وزارت دفاع را در اختیار او بگذارد. کاری که مطابق قانون اساسی کشور بود. اما شاه بنا بر وصیت پدرش که با کودتا روی کار آمده بود از انجام آن سر باز زد.
عزت‌الله سحابی، سیاستمدار ملی‌گرا: شاه به‌شدت با این مخالفت کرد. مصدق هم گفت یا شما با این کار موافقت می‌کنید یا اگر موافقت نکنید من دیگر معذورم. این بود که شاه گفت نه موافقت نمی‌کنم و مصدق استعفا داد.
پس از استعفای مصدق شاه احمد قوام را به نخست‌وزیری برگزید. قوام یکی از باتجربه‌ترین سیاست‌مداران ایرانی بود. قوام موضع تسلیم‌ناپذیر مصدق در مذاکرات نفت را مصیبت‌بار می‌دانست و معتقد به راه‌حلی سیاسی برای این بحران بود. قوام در دولت قبلی‌اش کاشانی را تبعید کرده بود و هیچ علاقه‌ای به دخالت روحانیون در قدرت نداشت. کاشانی قوام را دشمن دین خواند و از شاه خواست او را برکنار کند.
سحابی: این دوره مصدق خیلی حضور نداشت، کاشانی خیلی کارکرد. فضای جامعه را خیلی خیلی داغ کرد و هی اعلامیه پشت، اعلامیه می‌داد و تهدید و این حرف‌ها که این‌ها می‌خواهند در قانون ملی شدن نفت به‌این‌ترتیب بازی دربیاورند.
قوام از شاه درخواست کرد برای مقابله با کاشانی و هوادارانش به اختیارات بیشتری دهد. اما شاه مایل به این کار نبود.
کاشانی به شاه تذکری نهایی داد: «به اعلی‌حضرت بگویید اگر مصدق بی‌درنگ بر سر کار برنگردد؛ شخصاً به خیابان خواهم رفت و دهانه‌ی تیز انقلاب را با جلوداری خودم مستقیماً متوجه دربار خواهم کرد.» اما شاه باز طفره رفت و بی‌اعتنایی نشان داد. در 30 تیرماه 1331 هواداران کاشانی و مصدق، علیه شاه و قوام قیام کردند. مصدق چند روز بعد به قدرت بازگشت.
سی‌ام تیرماه ۱۳۳۱ مسیر تاریخ ایران را برای همیشه عوض کرد. روز بعد کاردار سفارت بریتانیا نوشت: «وقایع 30 تیر نقطه‌ی عطفی را در تاریخ ایران ثبت کرد. در نظام قدیم طبقه‌ی حاکم نخست‌وزیر آینده را تعیین می‌کرد. اما این بار عوام موفق شدند باوجود مقاومت نیروهای امنیتی اراده‌ی خود را به عمل برساند. ازاین‌پس این اراده‌ی عوام است که سرنوشت حکومت‌های آینده را تعیین خواهد کرد.» وقایع 30 تیر نشان داد که بقای مصدق تا میزان زیادی به حمایت کاشانی بستگی داشت. اما طولی نکشید که کاشانی علیه مصدق موضع‌گیری کرد. دلیل عمده‌ی اختلاف آن‌ها این بود که هواداران هر یک سهم بیشتری در حکومت می‌خواستند و مایل نبودند دیگری را در قدرت سهیم کنند.
نصرت‌الله خازنی، کارمند دفتر مصدق: آیت‌الله کاشانی چون خود را در قیام 30 تیر سهیم می‌دانست، داعیه‌ی دخالت در حکومت هم داشت. آقای دکتر مصدق به‌هیچ‌وجه امکان نمی‌داد که آیت‌الله کاشانی در حکومت دخالت کند. کاشانی کابینه‌ی مصدق را که از وزرای غیرمذهبی تشکیل‌شده بود تائید نمی‌کرد و هواداران او مصدق را آلت دست بیگانه می‌خواندند.
کاشانی: انگلیس‌ها روی او سرمایه‌گذاری کرده بودند و نمی‌خواستند او درواقع مجری منویات نهایی آن‌ها باشد ولی از او به‌عنوان یک کاتالیزور، از او به‌عنوان یک واسطه می‌خواستند استفاده کنند که ابتدا این نهضت را به شکست برساند، اتحاد مردم را به پراکندگی تبدیل کند و وقتی جامعه درواقع بی‌دفاع شد، افرادی را بالاخره می‌گذاشتند در سر قدرت و مقاصد خودشان را به مورداجرا می‌گذاشتند.

مطلب مرتبط :  

استخراج اطلاعات مضمون پنجم:
واژگان:
مثبت: محبوبیت، عامه مردم، وظیفه‌ای شرعی، حکومت اسلامی، حافظ مبانی اسلام، باتجربه‌ترین سیاست‌مداران ایرانی، راه‌حلی سیاسی، نقطه‌ی عطفی؛
منفی: بیگانگان، مصیبت‌بار، تبعید، دشمن دین، داغ، دهانه‌ی تیز انقلاب، طفره، بی‌اعتنایی، سهیم، داعیه‌ی دخالت در حکومت، کاتالیزور، نهضت، شکست، پراکندگی؛
افراد و نهادها:
انگلیس: کاردار سفارت بریتانیا
شاه: وزارت دفاع، قوام، دربار
قطب‌بندی:
ارزش‌های منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملی:
– مصدق به جدایی دین از سیاست اعتقاد داشت.
– اتحاد مصدق با آیت‌الله کاشانی روحانی مخالف بریتانیا یکی از مهم‌ترین دلایل محبوبیت او در میان عامه مردم بود.
– این دوره مصدق خیلی حضور نداشت.
– مصدق چند روز بعد به قدرت بازگشت.
– آقای دکتر مصدق به‌هیچ‌وجه امکان نمی‌داد که آیت‌الله کاشانی در حکومت دخالت کند.
– انگلیس‌ها روی او سرمایه‌گذاری کرده بودند. از او به‌عنوان یک واسطه می‌خواستند استفاده کنند.
ارزش‌های منتسب به شاه و نیروهای طرفدار سلطنت‌:
– روحانیت شاه را حافظ مبانی اسلام در ایران می‌دانست.
– مراجع وقت با شاه رابطه‌ی خوبی داشتند و او نفوذ و اقتدار آن‌ها را تضمین می‌کرد.
– بسیاری از طرفداران محمدرضا شاه به‌خصوص نظامیان معتقد بودند که مصدق قصد سرنگونی رژیم سلطنتی و تشکیل یک نظام جمهوری را دارد.
– شاه به‌شدت با این (قبول پست وزارت جنگ توسط مصدق) مخالفت کرد.
– پس از استعفای مصدق شاه احمد قوام را به نخست‌وزیری برگزید.
– قوام معتقد به راه‌حلی سیاسی برای این بحران بود.
– قوام در دولت قبلی‌اش کاشانی را تبعید کرده بود و هیچ علاقه‌ای به دخالت روحانیون در قدرت نداشت.
– شاه مایل به استفاده از ابزار نظامی برای سرکوب مردم نبود.
ارزش‌های منتسب به آیت‌الله کاشانی و نیروهای مذهبی:
– آیت‌الله کاشانی متحد مصدق بود.
– آیت‌الله کاشانی مردم را به شرکت در تظاهرات در حمایت از مصدق تشویق کرد.
– آیت‌الله کاشانی گفت: پشتیبانی از جنبش ملی کردن نفت وظیفه‌ای شرعی است.
– افکار و اندیشه‌ی آیت‌الله کاشانی از حکومت اسلامی این بود که باید حاکمیت ملی در اختیار مردم ایران قرار گیرد. بیگانگان بر کشور مسلط نباشند.
– اکثریت قریب به‌اتفاق رهبران بانفوذ شیعه در آن زمان مخالف دخالت دین در سیاست بودند و از همین رو با آیت‌الله کاشانی همراهی نمی‌کردند.
– کاشانی قوام را دشمن دین خواند و از شاه خواست او را برکنار کند.
– کاشانی خیلی کارکرد. فضای جامعه را خیلی خیلی داغ کرد و هی اعلامیه پشت، اعلامیه می‌داد.
– بیانیه آیت‌الله کاشانی: دهانه‌ی تیز انقلاب را با جلوداری خودم مستقیماً متوجه دربار خواهم کرد.
– در 30 تیرماه 1331 هواداران کاشانی و مصدق، علیه شاه و قوام قیام کردند.
– بقای مصدق تا میزان زیادی به حمایت کاشانی بستگی داشت
– کاشانی علیه مصدق موضع‌گیری کرد.

مطلب مرتبط :   خلیج، جنگ، نفت، اوپک، انقلاب، عربستان