معنی دارد: معنی حرفی (تحت اللفظی) و معنی غیر مستقیم که مقصود همان است.
مجاز هم شبیه کنایه است و قتی می گوییم: (‌رعینا الغیث) این بدین معنی است که چارپایان ما از بوته هایی که به وسیله باران آبیاری شدند، چریدند.
بی شک ادبیات تعبیری است تصویر گونه، وشعر تعبیری است از لحظه های قویتر در زندگی‌، لحظاتی آکنده از انرژی، احساس و منفعل شدن درخشان است. تصاویر شاعرانه بالاترین تراوش های شاعر و جهش او به سوی تعالی‌ و شکوه است. تصاویر آنها جوهر شعرند ومجردات را به تمثیلی عینی یا شنیداری تبدیل می کنند. و باعث می‌ شوند حواس به آن واکنش نشان دهند.
شعرای تجدد و نوآوری استعاره های ‌شعر قدیم وتصویرهای آماده را نپسندیدند. زیرا هزاران شاعر این (نقد) ‌را به کار گرفتند تا این که از کثرت استعمال از رونق افتاد. و الهام دهی آن به خاموشی گرایید. پس به دنبال تصاویر جدیدی که از دردهای خود سرچشمه بگیرد، رفتند. ” لیست مجتلبه ولا مقتسره”؛ بلکه با ایده آمیخته باشد. مثل تکه قندی است که در آب حل شده باشد.
درین قصیده تصاویر زیادی هست به ویژه تصاویری که شاهین را محور قصیده وقهرمان آن معرفی‌ می کند. وهمه شخصیتها و رویدادها را گرداگرد او ترسیم می نماید. ازین تصاویر:

1. شاهین فارس یطلع من صدر البراری
حاملاً جرح النهار
عیناه قندیلان وحشیان317
2. شاهین أغنیه سمراء معتقه ، فی ریفنا
عبقها ینهمر ، لیالی الفرح
لحناً موجعاً
مبتلاً بالدم ، و البطوله ، و الموت 318
شاهین حکایه أرض ، وطن ، عالم 319
3. شاهین رمح أحمر ، طالع من وجع الأرض المجرحه المسبیه 320
4. شاهین (فراری) ، یقتات بالذعر ، بالدم 321
5. شاهین مطارد ، صهواته البراری 322
6. شاهین بطوله ، بطوله فرد،
هی بطوله أمه 323
7. شاهین مجد تاریخ مغایر
یصنعه أبطال غیر مزیفین …324
روشن است که شاعراز تشبیه شاهین به سوارکار، ترانه، نیزه، یا شکوه بسنده نمی کند. بلکه تصویر مفرد را بسط می دهد. وجزئیات آن را به تصویر می کشد. همانطور که بعضی از شعرای قدیم مانند: أعشی،325 نابغه ذبیانی،326 عنتره327 و… انجام می دادند.
مثل کسی که در تصویر‌ (مشبه به) را به تفصیل بپردازد، ونشانه های‌ آن را به خوبی ترسیم کند.
گفته ی اعشی در وصف بوی دلاویز معشوقش وتشبیه آن به بوی خوش گلستان سرزنده یکی از همین گونه هاست. وی به توصیف جزئیات این بوستان به خوبی می پردازد.
ما روضهٌ من ریاضِ الحزنِ معشــــــبهٌ خضراءُ جادَ علیها مسـبلٌ هطلُ
یضاحکُ الشمـسَ منها کوکبٌ شرقٌ مؤزرٌ بعمیم النبــــــتِ ، مکتهلُ
یوماً بأطیـــب منها نشــــــــــرَ رائحهً ولابأحـســــنَ منها إذ دنا الأُصُلُ328
این نوع تشبیه نیز نابغه ذبیانی را تحریک می کند؛ تا سخاوت ممدوحش را به سخاوت رود فرات تشبیه کند. سپس به وصف این رود بزرگ روی می آورد.
فما الفراتُ إذا جاشــت غواربُهُ ترمی أواذیهُ العـــــبرینِ بالزبدِ
یمـــــــده کلُ واد مزبد لجبٍ فیه حطامٌ من الینبوتِ و الخضـد ِ
یظلُ من خوفه الملاحُ معتصماً بالخیزرانهِ، بعـــــد الأینِ : والنجدِ
یوماً بأجودَ منه سیــــــبَ نافلهٍ ولایحولُ عطــــــاءُ الیومِ دون غد329ِ
محمد عمران ممکن است با بهره جویی از فرهنگ سنتی و معاصر خود دریک آن توانسته باشد این تصاویر را آفرینش کند. وی به بسط جزئیات تصویر شاهین می پردازد. وقتی می‌ گوید « شاهین، سوارکاری است کز سینه ی بیشه ها سر بر می آورد » ترسیم برخی از نشانه های این سوارکار را ادامه می دهد. « دو چشمش قندیل وحشی اند و زخم صبح را بر دوش می برد »‌
وقتی که شاهین را به یک ترانه تشبیه می کند؛ این ترانه را به یک دختری سبزه، معتق، که بوی دلاویز از آن می بارد، تشبیه می کند. ترانه ای که شبیه آوازی دردناک آغشته به خون و قهرمانی است.
4. سطح معنایی :
سطح معنایی چهارمین عنصر در تحلیل ساختار افقی‌ متن ادبی است. و دو طرف انسانی فرض می کند: فرستنده و گیرنده،‌ فرستنده انگیزه ای یا قصد وآهنگ اولیه ای را القا می‌ کند. گیرنده هم پیام را تحلیل می ‌نماید (‌قصد ثانوی). چنانچه گیرنده به پیام ارسال شده جواب دهد (قصد سه گانه) می شود. و معلوم است که فرستنده وگیرنده بر اساس نسبتهای متفاوت واکنش می دهند. زیرا هیچ پیامی نیست، که یک طرفه و به سمت خود روانه شده باشد. بلکه بایست طرف دیگری باشد که گیرنده نام دارد و پیام را دریافت کند، وسپس آن را بازسازی نماید و به آن سمت وسو ببخشد. در مطالعات جدید به فرستنده وگیرنده توجه زیادی شده است. وتحقیقات زبانشناختی وساختگرایی در نقد پیام عمق بیشتری به خود گرفت. اینچنین است که درمی یابیم فعل وانفعالات متن ممکن است میان فرستنده وگیرنده، میان متن وگیرنده باشد.

مطلب مرتبط :   معماری، شهری، محیطی:، جبری، محرک، بهداشتی

گیرنده، متن را بسان صفحه ای سفید دریافت نمی کند. بلکه معلوماتی که در ذهن او ذخیره شده به او اجازه ی دخالت در متن را می دهد. اصل همتایی همچنین به او اجازه می دهد در قیاسات خود بازنگری نماید وبرخی از بخشهای ‌آن را تصحیح کند. پس گیرنده بر اساس دو مقوله همسانی و دگرسانی و اصل بینامتنیت با خود وبا دیگر متنها دست و پنجه نرم می کند.
مفهوم (هدف) نیز در اینکه شاعر می خواهد سرکشی و قهرمانی شاهین و رؤیاهای او از یک سو و نارسایی محیط و بزدلی روستاهای پیرامون خود وترک یاری وکمک از‌سوی مردم از سوی دیگر در سطوح افقی (آوایی ، قاموسی و ترکیبی) متجلی‌ کند.
ب – تحلیل ساختار عمیق متن :
نقد نشانه شناسی به تحلیل ساختار افقی متن بسنده نمی کند. بلکه به تحلیل ساختار عمودی‌ از راه جستجوی (معنی همراه) یا (معنای ارتباطی)‌ یعنی آنچه ادیب به متن ارزانی می کند، به آن روی می آورد.
تفسیر نشانه ای به این معنی اشاره می کند که متن بر پایه ی تنوع منتقدان وخوانندگان متفاوت می شود. زیرا خواننده براساس نظر بارت تنها مصرف کننده متن نیست بلکه تولید کننده آن است و خود او (خواننده) مجموعه ای از متون دیگر به صورت عینی و موضوعی درخود دارد.
در تحلیل شعر، انجمن فرانسوی (تل کل) با نظر ساختارگرایان مبنی بر بسته بودن متن اختلاف نظر دارند. آنان برعکس متن را بسان یک عدسی مقعری می دانند، که معانی متعدد و دلالتهای پیچیده و متباین ومتغایر دریک چارچوب فرهنگی اجتماعی‌ و سیاسی را دارا می باشد. پس می توان گفت متن ها کامل نیستند. و فرآیند کامل کردن آن از راه خوانش آن امکان پذیر است.
البته خوانش به یک گونه نیست، بلکه چند نوع خوانش هست که برحسب خواننده تفاوت می کند. هر خواننده ای‌ بر اساس اندوخته های هنری وفرهنگی‌ خود و برحسب بینامتنیت، متن را در می نوردد و درک می نماید. از ین رو می توان گفت متن همیشه در حال تغیر وتحول است. و باید همراه با مطالعه آن (متن) به (نقاط تلاقی متن) یعنی جزء از کل بودن آن، آوردن مفرد به صیغه ی جمع، گذشته وحال وآینده متن، توجه شود. درین باره می توان سه نوع ساختار پیش بینی کرد:
1- ساختار تشابه (‌همسانی – مانندگی)‌
2- ساختار تناقض (تقابل)‌
3- ساختار جدال و نزاع
در قصیده ی شاهین نیز این ساختار به نحو ذیل قابل رؤیت است:
1- ساختار مانندگی‌ در: شاهین/ سیفاتا، شاهین/ گرگ، شاهین/ سرکش، شاهین/ مسیح یا اصلاح گر جهان خلاصه می شود.
شاهین عقیده داشت پس از جنگ با فرانسویان واستقلال میهن خود باید علیه سلطه ی فئودالی که دنباله رو استعمار است، قیام کند. و از مردم انتظار داشت از قیام ملی به قیام اجتماعی و از رویارویی ‌ملی گرایانه به جنبش اجتماعی‌ روی آورند. اما شاهین میان دو مرحله افتاد: مرحله ی اول را به انجام رساند اما موانع زیادی‌ که در فرا روی او بود نگذاشت آرزوی دوم خود یعنی ‌تحقق عدالت اجتماعی را به منصه ی ظهور برساند. شاید هم شاهین قبل از زمانه ی خود آمده باشد ازآن سبقت گرفته باشد. حالت شاهین با وضع حزبهای دیگر ملی گرا و وطن دوست شباهت دارد. این احزاب علیه استعمار قیام کردند و به استقلال میهن خود دست یافتند. اما زمانی که خواستند به نمایندگی‌ از طبقات خود (سرمایه داری وفئودالی) اصلاحاتی در بستر جامعه انجام دهند ناکام ماندند؛ چون این اصلاحات ریشه ای نبود و تنها مسکّن گذرایی‌ بود، که همه ی دردها وزخمهای جامعه را نتوانست درمان کند. برای‌ همین است که زمانی نپایید که با فروپاشی طبقاتی که نماینده ی منافع آن بودند این احزاب نیز از هم پاشیدند و از صحنه اجتماع رانده شدند. اما سیفاتا روستای شاهین سرکش قیامگر است که همچون فرزندش (‌شاهین) خواب را از چشمان دشمنان می رباید.
2- ساختار تقابلی متن در سیفاتا خواب/ واقعیت، شاهین/ سلطه ، شاهین / سیفاتا،‌ شاهین در آغاز/ سر انجام؛ خلاصه می شود.
سیفاتای آرمانی با سیفاتای حقیقی وواقعی تناقض دارد. در اولی شاهین در یک مونولوگ داخلی از خود می پرسد:
کیف طعم الحیاه‌ لمیاء فی الأمن؟
و کیف الدجی؟
وکیف النهار؟
کیف دف ء البیوت لمیاء‌؟
کیف النار یلتف حولها سُمّار؟330
اما شاهین سیفاتای حقیقت را بر خلاف سیفاتای قبلی (آرمان وآرزو) می بیند:
قراک یا شاهین مقبره صفراء
وجه بلا عینین
وجه من الصخر،‌ من الظلماء331

مطلب مرتبط :   قرآن، قرآن،، آیات، ، آواشناسی، آوایی

اینجاست که تقابل میان سیفاتا وشاهین روی می دهد. اگر قهرمان برای جماعت قیام کرده است، جماعت بایست به او کمک کنند واز او حمایت نمایند. اما او را تنها در برابر سرنوشت دردناک خود ترک کردند. مثل قهرمان هر تراژدی ای که به سرنوشت حتمی خود روانه می شود. مانند (سعید مهران) قهرمان قصه ی(اللص و الکلاب)332 نجیب محفوظ333 است:‌ سعید مهران وقتی از زندان خارج شد دیگر سعید (‌خوشبخت)‌‌ نبود. بدی، دنیا را پر کرده بود. همسرش با دیگری ازدواج کرده و دخترش دیگر او را نمی شناخت و دوستی که مبانی‌ اخلاق و ارزشها را به او آموخته از آن بریده وبه مهران خیانت کرده بود. و به سمت وسوی شهرت و بلند آوازگی جهیده بود. سعید خود را بی کس و ترسان وهراسان درون دنیایی که به کسی رحم نمی کند، یافت. درآن دنیایی که قوی ضعیف را می بلعد، او درمانده وعاجز بود.
پس چاره ای جز قیام نداشت. او قیام می کند، علیه زور وستم، شر و فساد، خیانت قیام می کند. و سلاح را دردست می گیرد تا دنیا را پاک کند اما نمی تواند. او تنها بود و به جمع وجماعت نپیوسته بود. سرکش بود اما قیام گر نبود، پس سگان گرداگرد او را می گیرند و او را از پای درمی آورند.
آیا تقصیر او بود که تنها وبی کس علم بر افراشت. و در درمان بیماریها عجله به خرج داد؟ یا تقصیر جماعت است که حمایت و پشتیبانی خود را از او دریغ کردند. و در مرز بی‌ طرفی ایستادند و به نظاره گری جنگ میان حق و باطل بسنده نمودند؟ یکی از ترانه های‌ مردمی‌ تقصیر را گردن جمع می گذارد. همان جماعتی (عشیرت ، قبیله) که قهرمان را تنها گذاشت.
یابو علی وشــــــاهین ویابو البــــاروده‌ زغیره
والدوله ما خانت فیک وخانت فیک العشــیره 334
اینجاست که پایان شاهین بر خلاف سرآغازش بود. سرکشی فردی، او را به کام مرگ حتمی فرستاد. اگر دوستانش او را یاری می کردند. او به اولین قیام گر مردمی در تاریخچه جنبش های‌ اجتماعی‌ در زمانه ی معاصر تبدیل می ‌شد. درهمین مورد دو ادیب دیگر از این حکایت بهره جستند: یکی شاعر و دیگری داستانسراست. شاعر ممدوح عدوان335 در نمایشنامه ی شعری خود: المخاض336 1968 و داستانسرا حیدر حیدر در روایت خود الفهد337 1968 از سری داستانهای (النورس المهاجر)،338 این حکایت را وام گرفتند. قابل توجه این است که سه ادیب در یک سال این حکایت را بازآفرینی کردند و از راه ژانرهای ادبی سه گانه به آن پرداختند: نمایشنامه،‌ شعر و داستان.
اگرچه سه ادیب توافق کردند که شاهین یک (‌زایمان) بود. اما بر اساس نظر محمد کامل الخطیب339 در نوع این زایمان تفاوت هست. محمد عمران آن را زایمانی دروغین پنداشته و می گوید باید منتظر زایمان حقیقی‌ بود. ممدوح عدوان آن را مثل یک عمل کورتاژ تصور کرد که باعث مرگ جنین شد. زیرا بند ناف جنین را قبل از موقع بریدند. اما حیدر حیدر آن را یک نوع زایمانی دید که بر اثر بی اعتنایی مادر منجر به مرگ نوزاد شد. چون مادرش کم تجربه بود وسن وسال زیادی ‌نداشت. و چون فرزند اول او بود؛ قربانی نا آگاهی‌ مادر بود. مادر آن گاه یاد گرفت که دیگر فرزندش را از دست داده بود.
در حقیقت محمد عمران، شاهین را با یک آواز غمگین، سرکش و انقلابی توصیف می کند. او عدم حمایت وپشتیبانی مردم از شاهین را دردمندانه محکوم می نماید. بر خلاف ممدوح عدوان که از شاهین به خاطر عدم همکاری اش با مردم گلایه می کند. البته هرسه ادیب بر اساس نوع ادبی‌ (‌شعر، نمایشنامه،‌ داستان) با روش ومتد زیبای خاص خود به این حکایت پرداختند.

3- ساختار جدال و نزاع در [مقاومت و خواهش/ وتسلیم و وحشت] متجلی می شود. شاهین در برابر قدرت ایستادگی‌کرد و می خواست به تنهایی‌ پیروز شود. اما این خواهش و پایداری به هزیمت و شکست انجامید.
به این سه ساختار یعنی ساختار تشابه،تقابل و نزاع مکانیسم های هنری نیز ملحق می شوند، از قبیل:‌ بینامتنیت، زمان،‌ مکان، گفتگو، فضا …
بینامتنیت یعنی‌ تأثیر وتأثر متن با گذشته، حال و آینده