خسرو در گشایش و رهایش عمل به شریعت را مقدمه و پیش شرط رسیدن به علم تأویل می‌داند و آن را با تمثیلاتی، تبیین می‌کند: «شریعت پیغمبران بر مثال این جهان است که هر که بدین جهان در نیاید، بدان جهان نرسد، همچنین هر که شریعت را کار نبندد، به علم تأویل نرسد».411 او معتقد است برای نیل به یک عقیده مشترک و دوری جستن از اشتباهات تفسیری در تبیین معارف الهی راهی جزء تاویل وجود ندارد. او امثال قرآنی را جزو ظاهر و تنزیل کتاب می‌داند که محتاج تأویل و بازنمایی است. ناصر خسرو کلیه احکام و اعمال شریعت را رمز و مثل و اشارت می‌داند. معتقد است که اگر اختلافی نیز هست، فقط در لفظ و رمز و عمل ظاهری اهل شرایع است نه معنی و تأویلشان.412 او عمل کردن به ظاهر شریعت را لازم، اما ناکافی می‌داند، و معتقد است که باید به دنبال اسرار شریعت که مخفی است بود و به ظواهر اعمال بسنده نکرد، البته دانستن معانی و بواطن امور شرعی و مثل‌های قرآنی، موجب بصیرت بیشتر و در نتیجه انجام بیشتر اوامر الهی می‌گردد.413 او در باب شریعت و حقیقت قائل است که شریعت سیمای ظاهری حقیقت است و حقیقت سیمای باطنی شریعت. شریعت مثال است و حقیقت ممثول. ظاهر پیوسته و با دوره های گوناگون و مراحل جهان در حال تغییر است.414
3-3-3-1 اثبات ظاهر و باطن شریعت
ناصر خسرو در باب شریعت قائل است که «پس واجب است بر هر خردمندی که معنی شریعت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را بجوید آنگه شریعت را بعلم کار بندد تا سزاوار مزد کار خویش شود که آن بهشت است و از بیم تاوان که آن دوزخ است برهد». او می گوید به همین دلیل کتاب وجه دین را نوشته است «و چون مسلمانی در این بود که یاد کردیم واجب دیدیم بر خویشتن کتاب وجه دین را تالیف کردن بر شرح بنیادهای شریعت از شهادت و طهارت و نماز و روزه و زکات و حج و جهاد و ولایت و امر و نهی ونام نهادیم مر این کتاب را روی دین از بهر آنکه همه چیزها را مردم بروی توان شناخت و خردمندی که این کتاب را بخواند دین را بشناسد و بر شناخته کار کند و مزد کار را سزاوار شود بخشنودی ایزد تعالی و بنای گفتار های این کتاب را بر پنجاه و یک گفتار نهادیم بعدد رکعات نماز که اندر شبانه روز بر مردم واجب است».415 همراهی ظاهر و باطن در این کتاب به خوبی دیده می شود. او در این باره می گوید: «واجب است بر مردم طلب کردن سرّهایی که اندر شریعت پوشیده است و کار بستن مر ظاهر آنرا بدانش همچنانست که مردم اندر این جهان ظاهر است و ظاهر می جویند مر آن جهان پوشیده را. و اگر مردم معنی شریعت را از ظاهر شریعت نجویند و بر ظاهر شریعت بایستند، همچنین کسی باشد که بدین جهان مر آن جهان را نجوید و بدان جهان زیان کار شود از بهر آن که این جهان از آنها بشود و آن جهان پوشیده را نیافته باشد. پس گویم که قرآن را آن کس پذیرفته است که هم کننده است و هم داننده، و کار را بتازی عمل گویند و مر دانش را علم گویند و هر دو کلمه از سه حرفست چون «ع ل م» و عمل نیز یک سخن است از سه حرف چون «ع م ل». جملگی دو چیز است که یکی علم و دیگری عمل چون هر دو جمع شوند مردم او را دیندار گویند».416 او در اثبات ظاهر و باطن شریعت می گوید: « و گوییم هر چه هست اندر عالم بدو قسم است یا ظاهر است یا باطن هر آنچه ظاهر است پیداست که یافته شود به چشم و گوش و دست و جز آن که آنرا حواس خوانند و هرآنچه باطن است پنهان است و مردم او را به حس نتوانند یافتن بلکه خداوندان حکمت مر آنرا به عقل و به علم یابند و مر آنرا معقولات گویند. قول شیعت اندرین بر آنست که مر طاعتها را که آنرا کنند و بحس بتوان یافتن آنرا ظاهر گویند چون نماز و روزه و زکات و حج و جهاد.417 ناصر خسرو دلیل خود را این گونه ذکر می کند: «دلیل بر اثبات باطن کتاب و شریعت آن آریم گوئیم هیچ ظاهری نیست الّا که پایداری او به باطن اوست از آسمان و زمین و آنچه اندرین دو میانست و پایندگی هر ظاهری به باطن اوست و هر گوهری را قیمت او نه به ظاهر اوست بلکه به باطن اوست چنانکه زر نه بدان سبب قیمتی شده است که او زرد و گدازنده است که اگر قیمتش بدین بودی برنج نیز زرد و گدازنده است بقیمتی او بودی بلکه قیمت او بدان معنی است که اندروست و از برنج جداست و آن معنی لطیف است. کتاب خدای و شریعت رسول صلی الله علیه و آله پیداست و معنی و تأویل ایشان پنهانست از نادانان و پیداست مر دانایان را که ایشان بدان از نادانان جدا اند. و دیگر آنکه کتابها و شریعت چون دو جسد است و معنی و تأویل مر آن جسد ها را چون دو روحست و همچنانکه جسد بی روح خوار باشد و کتاب وشریعت را هم بی تأویل و معنی مقدار نیست. و شریعت شریف تر است و هرکه باطن او نداند او از دین به چیزی نیست و رسول از او بیزار است به قول خدای تعالی : فلا تکونَّنَ من الجاهلین همی گوید از جاهلان مباشید که کاری همی کند که معنی آن را نداند پس درست شد که بدانستن باطن شریعت مؤمن بر رسول مصطفی صلی الله علیه و آله پیوندد بدان چه دانا شود چون رسول را فرمان چنان است نادان نباشید دلیل باشد که او از دانایانست».418 ناصر خسرو یک یک اجزاء شریعت و مسائل فقهی را نام برده و بعد به بیان تاویل آن می پردازد. این امر نشان دهنده این مطلب است که ناصرخسرو اولاً به تمامی این احکام و مسائل فقهی قائل است و ثانیاً برای آنها وجهی عقلی و باطنی ذکر می کند. به طور مثال سرفصل چند مبحث او بدین صورت است: اندر حدود نماز، فریضه های نماز، سنتهای نماز، وقتهای نماز، جمع کردن نماز، اندرفرمایش رسول مر بلال را، تعصی شیعت که نماز کوتاه نشاید کردن مسافر را، نماز نشسته گذاردن، اندر اختلاف رکعات نماز که اندر میان امت است، اندرتاویل نماز آدینه، اندرتاویل دو عید که اندر سالیست و نمازهای آن، اندر تاویل عید گوسفندکشان و نماز آن و …419
3-3-3-2 نمود شریعت در اشعار ناصر خسرو
شریعت و چرایی آن در تفکر ناصر خسرو اهمیت بسزایی داشته است. او در اشعار خود به کرات به دنبال علت و حکمت احکام شرعی است که طبق آیین اسماعیلی رهنمون به باطن و تاویل می شود. او دریکی از قصاید دیوان خود در یک شعری آیینی به احکام فقهی اشاره کرده و از علت آنها سوال می کند:
وز حال رسولان و رسالات مخالف *** وز علت تحریم دم و خمر مخمر
وانگاه بپرسیدم از ارکان شریعت *** کاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟
وز روزه که فرمودش ماه نهم سال *** وز حال زکات درم و زر مدور
وز خمس و عشر زمینی که دهند آب *** این از چه مخمس شد و آن از چه معشر؟
وز علت میراث و تفاوت که درو هست *** چون برد برادر یکی و نیمی خواهر؟420
و در جایی دیگر اینگونه می گوید:
گفتند که موضوع شریعت نه به عقلست *** زیرا که به شمشیر شد اسلام مقرر
گفتم که نماز از چه بر اطفال و مجانین *** واجب نشود تا نشود عقل مجبر
تقلید نپزرفتم و حجت ننهفتم *** زیرا که نشد حق به تقلید مشهر421
همچنین او شعری دیگر در باب ظاهر و باطن می سراید و ظاهر شرع را شور چون دریا دانسته و باطن را لؤلؤ معرفی می کند:
دریای سخن‌ها سخن خوب خدای است *** پر گوهر با قیمت و پر لؤلؤ لالا
شور است چو دریا به مثل صورت تنزیل *** تاویل چو لؤلؤست سوی مردم دانا
اندر بن دریاست همه گوهر و لؤلؤ *** چندین گهر و لؤلؤ، دارنده دنیا؟
از بهر پیمبر که بدین صنع ورا گفت: *** «تاویل به دانا ده و تنزیل به غوغا»
معنی طلب از ظاهر تنزیل چو مردم *** خرسند مشو همچو خر از قول به آوا
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد *** مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا422

مطلب مرتبط :   اخلاقی، فضیلت، فضایل، نظریه‌ی، ویژگی‌های، زگزبسکی