شیعی مذهب بود و سخت با عرب دشمنی میکرد، همچنین ابان لاحقی شاعر شعوبی دیگر که در انتشار سنن ایرانی سخت کوشا بود و شعرای بسیار دیگر را میتوان نام بُرد.
شعوبیه از راه تألیف و ترجمه و با تکیه به عملکرد بیت الحکمه، مایه انقلاب بزرگ فکری در قلمرو ممالک اسلامی گردید و مسلمانان را به تحقیق در علوم و آداب و سنن ملل مختلف سرگرم نمود. آثار ترجمه شده توسط شعوبیه برای بیان افتخارات خود و توسط اعراب جهت کسب راه حل جدید برای مقابله با شعوبیه دارای موضوعات متنوعی بود که هر موضوع باعث تأثیرات خاصی در نظام اسلام شد.
ترجمه سیر الملوکهای ایرانی و خداینامهها باعث شد تا تشکیلات سیاسی اسلام متأثر از آداب و رسوم ایران به چیزی شبیه سلطنت شاهنشاهی تبدیل گردد و تا حد امکان آن را از ارزشهای اسلامی و سنت سیاسی پیامبر(ص) تهی نماید و با ترجمه آثار فکری و فلسفی یونان، ایران و هند، اندیشههای جدیدی وارد جامعه اسلامی شد.761
ایرانیان فلسفه یونان را با شوق فراوان مطالعه و جذب کردند و با شور عقلی تازه که از این راه یافتند، به نقد توحید اسلامی همت گماردند و با کشیدن اصول منطق و موارد علمی و عقلی به دین، بنیاد استدلال و خردگرایی را در مباحث استدلالی گذاشتند.762 این عمل یعنی ترجمه آثار مختلف و باز شدن مکاتب فکری در جامعه اگر چه باعث شد تا به این دوره، دوره طلایی اسلام بگویند ولی این آزادی دینی و فکری باعث ظهور بدعتهای دینی و ظهور گروههای مختلف در جامعه شد.763
ابن ندیم مینویسد: گروهی از شعوبیه با نیرنگ به گونهای پنهان باعث بروز حوادث و بحرانهای ناپسند در اسلام شدند.764 البته این بدان معنا نیست که هر ایرانی شعوبی بوده و درصدد تخریب آموزههای اسلام و ایجاد انحراف در اندیشه و جامعه اسلام بوده بلکه به معنای وجود رد پای شعوبیه در زمینههای مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی است.
شعوبیه مذهبی مخصوص از قبیل معتزلی، مرجئه و خوارج نبود، بلکه نهضتی در برابر غرور و برتر بینی عرب بود که حرکت آن مصادف با وقتی بود که علوم و نهضت علمی اسلام آغاز شد و غالبا همان علما و رجال شعوبی، در کارهای علمی، ادبی و سیاسی فعال بودند و از این جهت شعوبیه( موالی) در تمام مظاهر علمی و فقه، حدیث، تفسیر و علوم اسلامی اثری باقی گذاردند.765
یکی از عرصههای علمی که شعوبیه در آن نفوذ داشتند تفسیر آیات قرآن بود. آنها از همان ابتدای شکلگیری میکوشیدند تا با استفاده از آیات قرآن و تفسیر آن، برتری ایرانی را بر عرب ثابت کنند و با ایجاد یک مکتب تفسیری ایرانی، عقاید خود را وارد اندیشه اسلام کنند.
اهتمام ایرانیان به تفسیر که مستقیماً با متن اسلام در تماس بود از هر مورد دیگر بیشتر بود، در میان مفسران اولیه قرآن نام ایرانیان هویداست به طوری که سلیمان بن مهران اعمش ومقاتل بن سلیمان و فراء ایرانی الاصل بودند.766
ما با نگرش در تفسیر آیاتی که از نظر معنی قوم خاصی را معرفی میکنند میبینیم که در بیشتر موارد به ایرانیان اشاره دارد به طوری که در تفسیر آیه 54 سوره مائده بسیاری از تفاسیر مراد از قوم موعود را ایرانیان میدانندو آنها مینویسند که از پیامبر(ص) درباره قوم یاد شده پرسیدند آن حضرت دست بر شانه سلمان زد و فرمود: اینها، ایرانیان قوم سلمانند و آنگاه فرمود:« لوکان العلم عند الثّریا لذهب الیه الرجال من ابناء فارس حتی یتناولوه** اگر علم در ثریا باشد مردمانی از فارس به آن دست خواهند یافت»767یا در مورد آیه 38 سوره محمد نیز ثعلبی در الکشف و البیان و رشید الدین میبدی به استناد از سنن ترمذی مراد از قوم ذکر شده را ایرانیان و اعاجم میدانند.768
همچنین در تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر با استنناد به سنن ترمذی و مسلم، ایمان آوردن ایرانیان را بیان میکنند.769 این تفاسیر اگر چه شاید صحیح باشد ولی چون با نام ایرانی و عجمها همراه است وسیله و ابزاری شده بود در دست شعوبیه برای بیان برتری خود، براساس همین تفاسیر یک جانبه نیز شعوبیه نام خود را از آیه 13 سوره حجرات گرفتهاند و شعوب را مصداق اقوام غیرعرب تفسیر نمودند.
بنابراین میتوان گفت که هم موالی و هم عربها در مقابل یکدیگر به جعل حدیث میپرداختند، یعنی موالی احادیثی به نفع خود و به ضرر عربها جعل میکردند و در مقابل عربها نیز واکنش نشان دادند و احادیثی به نفع خود و به ضرر موالی جعل کردند و برخی از این احادیث جعلی را ذیل آیات قرآن میآوردند و از آنجا که تفسیر در اوایل و عصر قدما نوعاً رویکرد روایی داشته است، در نتیجه جعل حدیث قطعاً به تفسیر روایی قرآن ضربه میزد.
4-1-3-2-جعل حدیث
زمزمه عقاید شعوبیه از اواخر عهد اموى آغاز و از شروع خلافت بنى‏ عباس‏ علنى‏تر شد و در قرن سوّم هجرى به نهایت شدت خود رسید. فرقه شعوبیه در ادامه نهضت فرهنگى خود از مرز دیندارى و دیانت خارج گردیده و درست مطابق مواضع اعراب با آنها مقابله به مثل مى‏کردند.770
شعوبیه برای اینکه عربها را بکوبند و موالی را بالا ببرند وارد جعل حدیث شدند، از زبان پیامبر گرامی اسلام به جعل حدیث پرداختند بدین صورت که روایاتی را به نفع موالی، و به ضرر عربها جعل کردند؛ شعوبیه میگفتند: که چون نام« عجم» پیش پیامبر آورده شد فرمود:« لأنهم أوثق منی بکم» یعنی: آنها نزد من از شما مطمئنترند و همینگونه است:« ولدت فی زمن الملک العادل» یعنی در زمان پادشاه عادل به دنیا آمدم(منظورِ پیامبرِ اسلام، ناصر خسرو است) و نیز از این مقوله است افتخار پیامبر به« ابوحنیفه نعمان بن ثابت»771
یک روایت جعلى این است که پیامبر فرموده است:لا تسبّوا فارسا فما سبّه احد الّا انتقم منه عاجلا او آجلا.772
به ایرانیان ناسزا مگوئید، هیچکس به آنها ناسزا نمى‏گوید مگر اینکه از او انتقام گرفته مى‏شود چه زود چه دیر!
خلاصه نژاد پرستان عرب که به تحقیر ایرانیان مى‏پرداختند و شعوبیه که به تحقیر عرب مبادرت مى‏کردند و هر دو به فضیلت و برترى خویش در این مصاف و مبارزه دست به جعل حدیث و روایت زدند که در هر صورت جعل و وضع حدیث به دست هر کس و هر گروه به ضرر اسلام و به ضعیف شدن بعضى از تفاسیر روائى منجر شد.
شعوبیه برای نفوذ در عقاید اسلام و عرب و تخریب اساس باورهای عرب سعی کردند تا با نفوذ در علوم اسلامی نظیر حدیث، فقه، تفسیر و کلام به هدف برسند. و این علوم در دست افراد غیرعرب قرار گرفت.773
نخستین سنگر جبهه علمی شعوبیه سنگر اهل رأی و حدیث بود، آنها در آغاز تلاشی کردند تا روایات عربگرای اموی را دستکاری کنند و موفق هم شدند و با احادیثی سعی کردند منزلت جدیدی به موالی بدهند، به طوری که از قول پیامبر(ص) نوشتند:« لا تذِلوا الموالی» موالی را خوار نکنید774 نفوذ موالی در عرصه( اهل رأی) در مقابل( اهل حدیث) که در دست عرب بود، از اواسط قرن اول هجری در کوفه فراهم شد. در این سنگر ردپای یک ایرانی زاده به نام حماد بن سلیمان مشخص است او از مرجئه عراق بود.775 او پیش قراول نفوذ موالی در عرصه اهل رأی بود که با دخالت امویان به نفع اهل حدیث، مغلوبه شد و مکتب محدثان غالب آمد.776 این شکست شعوبیه را به سنگر اهل حدیث کشاند و در راستای حدیث و روایت نوابغی پروراند که بتوانند در برابر حملات عرب مقاومت نماید.
شعوبیه در این عرصه به رد آیات قرآن و اخبار پیامبر و تمسخر آن پرداختند و به منظور تخریب اساس دین اسلام، به جعل هزاران حدیث ضد و نقیض به نفع موالی و یا ضد عرب پرداختند.777 این قبیل احادیث در گفتههای رجال ایرانی چون ابوحنیفه که از موالی و اصالتاً ایرانی بود بسیار دیده میشود.778
شعوبیه با آثار فقهی خود برجسته ترین فرازهای جبهه علمی خود را تشکیل دادند، آنها براساس فقه سعی کردند تا در برابر تفاخر عرب مقاومت نمایند. آنها از زبان پیامبر(ص) و علی(ع) به بزرگداشت دین زرتشت برآمدند و در جهت رسمیت بخشیدن به آن احادیثی را وارد فقه کردند779.
اما مهمترین تأثیر غیرعرب بر فقه، رأی و قیاس است، قیاس یکی از راههای استنباط احکام است که از نظر شیعه و کتب فقهی شافعی مردود میباشد، ولی در میان فقهای اهل عراق معمول بود زیرا از یک سو احادیث در عراق کم بود و از سوی دیگر این روش رایج مسلمانان غیرعرب و موالی برای اثبات احکام بود.780 این روش در عهد عباسیان رواج ویژهای یافت زیرا با قدرتگیری آنها، ایرانیان مرجع فتوی شده و با عقل و قریحه خود قیاس و استحسانات عقلی را وارد طریقه استخراج احکام کردند. این سبک مورد حمایت عباسیان بود زیرا آنها قصد داشتند با حمایت از علمای ایرانی و سبک آنها، مدینه را از مرجعیت دینی بیندازند.781 طلایه دار استفاده از قیاس ابوحنیفه، نعمان بن ثابت بن زُوطی بود که اصالتاً ایرانی و از اهالی کابل بود782 و نسبت به عرب کراهت داشت.783
شعوبیه با انتقال آنچه از میراث گذشته داشتند روح جامعه اسلامی را تحت تأثیر قرار دادند و آنچه حاصل شد ظهور مذاهب کلامی و فقهی مختلف بود، بدون اینکه مبتنی بر تقویت اندیشه دینی باشد.
با گسترش فتوحات و اندیشههای اقوام نومسلمان به قلمرو اسلام و بروز مسائل نوین اعتقادی، مجادلات دینی و فرقهای به تدریج به اوج رسید،784 برای مقابله با این مجادلات دینی روشهای جدیدی مطرح گردید که در قالب علم کلام خود را نشان داد.785 این مجادلات فکری، باعث نبرد بزرگ عقاید شد که جعل گسترده حدیث مکمل آن بود، ولی حدیث کمکم اعتبار خود را به واسطه جعل گسترده از دست داد و کلام یعنی توجیه عقلی عقاید مبتنی بر احادیث تنها راه چاره بود. این بود که شعوبیه عقاید خود را در کلام و الهیات جاسازی کردند.
شعوبیه در این عرصه در قالب یک نهضت فکری به دین اسلام چنان انعطافی بخشید که هر قوم و ملتی بتواند با آزادی کامل بنا به عقیده خود، فرقهای یا مذهبی خاص مقتضی وضع خود به وجود آورد و وحدت عقیده اسلامی را متلاشی کند.786
به جز علوم یاد شده، شعوبیه در سایر علوم عربی و اسلامی نفوذ داشتند. شعوبیه در علوم انساب از اعراب پیشی گرفتند و حتی بعضی از قریشان که محتاج اطلاعات درباره اجداد خود میشدند به ایرانیان مراجعه میکردند. هدف شعوبیه از تسلط بر علم انساب، پی بردن به نقاط ضعف نژاد عرب و تحقیر فضائل و مکارم اخلاقی عرب بود.787
برجسته ترین شعوبی که در علم انساب تبحر داشت و براساس آن، عرب را تحقیر میکرد ابوعبیده معمر بن مثنی تمیمی بود.788
در زمینه نحو نیز شعوبیه نفوذ ویژه داشتند که ابن ندیم در الفهرست، تعداد زیادی از موالی را که در نحو صاحب تألیف و مقام علمی بودند، نام میبرد، نفوذ شعوبیه در علوم اسلامی اساساً به علت حمایت خاندان سیاسی ایرانی نظیر برامکه و آل سهل رشد داشت و بعد از استقلال نسبی ایران در عهد طاهریان این روال در دربار ایران ادامه یافت و دانشمندان زیادی از میان جامعه ایرانی رشد نمودند.
شعوبیه با کار خود عربها را به واکنش واداشتند آنها نیز روایاتی به نفع خود، روایاتی به ضرر موالی جعل کردند.
عرب برای فضیت نژادی خویش و تحقیر سایر اقوام عالم به هر وسیلهای که بود دست زدند و به اندازهای در ساختن روایات و اخبار جلو رفتند که لطمهی زیادی به اخبار دینی و تاریخی ادبی وارد کردند و اطمینان به روایات را از مسلمانان سلب کردند.789
نژاد عربی در پاسخ به تفاخرات شعوبیان به نوبهی خود به جعل احادیث و اخبار پرداخته: از جمله این احادیث این است: پیغمبر فرموده است: من غش العرب لم یدخل فی شفاعتی و لم تنله مودتی- یعنی: هر که بدخواه عرب باشد از شفاعت من محروم و از دوستی من بینصیب است.790نیز اذا اختلف الناس فالحقّ مع مضر- یعنی اگر اختلافی میان مردم پدید آید حق به جانب مضر است.
همچنین: احبوا العرب لثلاث: لانی عربی و القرآن عربی و لسان اهل الجنه عربی: یعنی عرب را برای سه چیز دوست بدارید، یکی اینکه من عرب هستم، دوم اینکه قرآن به زبان عرب است و دیگر آنکه زبان مردم بهشت عربی است.791 و از همه شگفتانگیزتر حدیثی درباره سلمان است که پیغمبر درباره عرب به سلمان فارسی سفارش کرده است که ای سلمان دشمن من مباش و سلمان گفت چگونه دشمن باشم؟ پیغمبر فرمود: بدخواه عرب مباش تا بدخواه من شوی.
و یا اینکه پیغمبر فرمود: خداوند مرا از میان بهترین خلق و از بهترین اقوام و از بهترین قبایل و خانوادهها برانگیخت.792 چنانکه کلیه این احادیث در جای خود بیاید ساخته خود عرب است و گرنه رسول اکرم(ص) با تبعیض نژادی و فضیلت اقوام مخالف بود و میفرمود:« لا فضل العربی علی العجمی الا بالتقوی» یعنی: عرب را بر عجم برتری نیست مگر در تقوا.
شاید جای پرسش باشد که جعل حدیث موالی چه ارتباطی با کارکرد زیانمند موالی در تفسیر قرآن دارد؟
در پاسخ میتوان گفت از آنجا که هم موالی و هم عربها در مقابل همدیگر به جعل حدیث میپرداختند، برخی از این احادیث جعلی را ذیل آیات قرآن میآوردند و از آنجا که تفسیر در اوایل و عصر قدما نوعاً رویکرد روایی داشته است، در نتیجه جعل حدیث قطعاً به تفسیر روایی قرآن ضربه میزد.
4-1-3-3-تدلیس درحدیث
در فصل اول اشاره کردیم به این که بنی امیه یک حکومت دینی متعصب( در عربیت) تشکیل دادند و غیرعرب را از هر جهت پست و زبون ساختند793 آنها خود را نجات دهنده موالی می دانستند( از کفر نجاتشان داده اند و مسلمان ساخته اند) و موالی مسجد مخصوص به خود داشتند و اگر در مسجد

مطلب مرتبط :