شهروندان، دیپلماسی، سیاست، اینترنت، رسانههای، تعامل

سودمند واقع گردد؛ چنین گفتگوهایی گاهی میتواند منجر به توافقات جدیدی شود و رویکردهای ابتکاری تولید کند که در فرآیندهای رسمی مذاکرات، مورد اقتباس قرار گیرد. به طور مثال، دیپلماسی شهروندی به مشارکتکنندگان کمک میکند که عقاید قالبی منفی نسبت به یکدیگر را از بین ببرند. وقتی که مشارکتکنندگان از قصد و نیت یکدیگر باخبر شوند، میتوانند با یکدیگر همدلی کنند و زمینه را برای اعتماد متقابل فراهم نمایند. (برگس، 2013)10
«دالگرن»11با استفاده از مفهوم حوزه عمومی، تاثیرگذاری شهروندان بر سیاست را با استفاده از اینترنت به طور کلی چنین توضیح میدهد: شهروندان میتوانند از طریق اینترنت به گفتگو و تعامل پیرامون مسائل و موضوعات مورد علاقه خود بپردازند و از این طریق «افکار عمومی» به عنوان صدای مردم شکل بگیرد و هر یک میتوانند در مخالفت با یک مسئله و موضوعی اجتماعی و سیاسی دست به «کنش» مناسب بزنند. به عبارت دیگر و بر اساس گفته دالگرن، «در حوزه عمومی، استدلال فعالانه عموم مردم درباره عقاید و دیدگاههای خویش پدید میآید. از طریق این گفتمان است که افکار عمومی شکل میگیرد و به نوبه خود در شکلگیری سیاستهای دولتی و رشد جامعه در مفهوم کلیاش موثر میافتد.» (دالگرن، 1385، ص 20) اینترنت به عنوان فضایی که دارای امکاناتی برای شکلگیری انواع جدیدی از حوزه عمومی است، مطرح میشود. مهم ترین مثال برای حوزه عمومی در اینترنت، امکان شکل گیری اجتماعات مجازی است، که با ایجاد شبکه های روابط اجتماعی به بحث و گفتگوی اینترنتی و تعامل با هم می پردازند. در این میان، اینترنت به مثابه یک حوزه عمومی، امکان پیوند دادن افراد مختلف را از زمینه های اجتماعی مختلف در یک فضای بحث را فراهم می کند. (پاپاچاریسی،2004، ص 384)
اهمیت مفهوم تعامل میان شهروندان در جوامع شبکهای شده امروزی را میتوان در توضیحات کستلز یافت. کستلز با معرفی مفهوم نقاط اتصال یا گرهها12، آنها را بر جامعه تاثیرگذار میداند و برایشان نقش قابل توجهی در تغییرات اجتماعی قائل است. وی در این رابطه مینویسد: شبکهها، دارای نقاط اتصال (گرهها) هستند. این نقاط، از طریق ارتباط به هم میپیوندند تا شبکههای موثری باشند. وقتی که یک نقطه اتصال نتواند به نقطه دیگری متصل شود، از شبکه حذف میگردد. چنین نقاطی از اعمال نفوذ بر سازمانهای اجتماعی کنار گذاشته میشوند. اما آن دسته از نقاطی که بخشی از شبکه هستند و تاثیرشان را بر جامعه اعمال میکنند، میتوانند با استفاده از ایجاد تغییرات در الگوهای موجود ساختارهای اجتماعی یا با تقویت آنها، تاثیر خود را افزایش دهند. کستلز معتقد است کارکرد و معنی نقطه اتصال در یک شبکه، به برنامههای شبکه و تعامل آن نقطه با سایر نقاط بستگی دارد. اعضای یک شبکه (نقاط اتصال یا گرهها) که بیشترین ارزش را دارند و یا قدرت یافتهاند، در حقیقت آنهایی هستند که بیشترین کمک را به شبکه میکنند تا به اهداف خود دست یابد. بالعکس، اعضایی که برای رسیدن شبکه به اهدافاش قادر به کمک نیستند، حذف میشوند و یا با اعضای دیگری جایگزین میگردند. (کستلز، 2009، ص 438)
نمونههای زیادی از دیپلماسی شهروندی، را میتوان در عرصه روابط بینالملل، یافت. «دیوید بولیر»13، میگوید: شمار زیادی از مردمی که از لحاظ جغرافیایی در انزوا به سر میبرند، میتوانند با استفاده از اینترنت و رسانههای متکی به آن، در قالب اجتماعات مجازی سازماندهی شوند. اینترنت برای این مردم، راهکارهایی را برای بازگشت به سرزمین خود ارائه میکند. تماسهای اینترنتی بین شهروندان داخل کشورها و اهالی ساکن در کشورهای خارجی، شکلگیری اعتراضات در پکن علیه شورشهای ضد چینی که در سال 1998 در اندونزی اتفاق افتاد را آسان کرد. (نای، 1387، ص171) یکی از نمونههای گروههای پراکنده که به طور موثر، از اینترنت و رسانههای دیگر برای تاثیرگذاری بر سیاست در وطن خود استفاده کردند، اجتماع تبعید شده اهل غنا بودند. در انتخابات سال 2000، اولین فرصت واقعی غناییها برای تعویض حکومتشان از طریق یک وسیله دموکراتیک بود. شبکههای مجازی شکل گرفته توسط این گروه، در فراهم کردن حمایتهای مالی و سیاسی برای نامزدهای مخالف، بسیار کارآمد عمل کرد. (همان، ص172)
هندیها و پاکستانیها، از طریق اینترنت و تشکیل اجتماعات مجازی و گفتگو راجع به موارد مورد اختلاف هر دو ملت، سعی در ایجاد فضای مساعد برای گفتگوهای رسمی میان دو دولت و برقراری صلح میان دو کشور هستند. ایرانیها در صفحات فیسبوک14، تصاویری واقعی از فرهنگ و تمدن ایرانی را به معرض نمایش میگذارند و صلحطلبی را در مقابل سیاستهای تنشزای دولت (پیشین)، تبلیغ میکنند.
این تحقیق نیز برای یافتن پاسخی به این سوال است که دیپلماسی شهروندی چیست و ویژگیهای آن کدام است؟ چه شباهتها و چه تفاوتهایی با سایر انواع دیپلماسی دارد؟ و با توجه به دسترسی شهروندان به رسانههای نوین از چه جایگاهی در سیاست خارجی برخوردار است؟ سوال دیگری که محقق در خلال این تحقیق در پی پاسخ به آن خواهد بود، آن است که میزان فعالیت شهروندان در چهارچوب دیپلماسی شهروندی در فضای مجازی تا چه حد است؟ و آیا میزان فعالیت آنان با متغیرهای سن، جنس و تحصیلات رابطه دارد؟

1-2 بیان ضرورت و اهمیت موضوع
در عصر اطلاعات، شهروندانی از کشورهای مختلف راههای زیادی برای برقراری ارتباط با یکدیگر یافتهاند. تکنولوژیهای نوین ارتباطی، این امکان را برای عده زیادی از شهروندان جوامع مختلف فراهم نموده است که بتوانند با یکدیگر به صورت رودررو به گفتگو و تبادل نظر بپردازند. کمک ابزارها و وسایل ارتباطی به ایجاد و توسعه تفاهم میان ملل، تحکیم و تامین آرامش و صلح جهانی و پیشرفت و ترقی تمدن انسانی، از ویژگیهای دنیای کنونی است.
یکی از علل مهم بحرانهای سیاسی بینالمللی، نبود یا کمبود مراوده و ارتباط بین مردم جهان است. در جهان امروز، با وجود تمام پیشرفتهای بزرگ علمی انسانها، شناخت و اطلاع متقابل مردم دنیا از اخلاق، افکار و رفتار یکدیگر، در رفع بحرانهای جهانی از تاثیر به سزایی برخوردار است و علت اصلی عدم تفاهم بینالمللی نیز این است که هنوز ملل دنیا نمیتوانند درباره زندگی جمعی یکدیگر اطلاعات لازم را کسب کنند و لذا اغلب نسبت به هم بیاعتمادند. از اینرو برقراری ارتباط در چهارچوب دیپلماسی شهروندی برای توسعه روابط انسانی، رفع اختلافها، از بین بردن بیاعتمادیها و دشمنیها و ایجاد تفاهم در جوامع مختلف دنیا، از اهمیت ویژهای برخوردار است.

1-2-1 ضرورت و اهمیت نظری موضوع
اهمیت و ضرورت شناخت مفهوم دیپلماسی شهروندی به عنوان یکی از ابزارهای جدید سیاست خارجی مانند هر فعالیت دیپلماسی دیگری که در جهت تأمین اهداف و منافع ملی مورد استفاده واقع میشود، واقع شده است. دیپلماسی یکی از ابزارهای سیاست خارجی جهت تأمین اهداف و منافع ملی است که انواع مختلفی دارد. هر کدام از انواع دیپلماسی، به شیوههای متفاوتی به اجرا درآمده و بخشی از اهداف سیاست خارجی را تأمین میکنند. تحقق بعضی از اهداف، فقط در گرو اجرای نوع خاصی از هر کدام از انواع دیپلماسی است؛ لذا شناخت این ابزارها و نیز معرفی ابزارهای جدیدی که بتوان از آنها در عرصه سیاست خارجی استفاده نمود، ضرورتی است همیشگی.
دکتر سلیمی در خصوص به کارگیری مفاهیم و واژگان جدید در سیاست خارجی و روابط بینالملل، مفاهیم و واژگان عرصه روابط بینالملل، هیچگاه معنای قطعی ندارند. این مفاهیم مانند دادههای تهی هستند که میتوانند بر اساس کاربردشان در روابط بینالملل معانی مختلفی به خود بگیرند. مسئله اصلی در این است که آیا اگر مفهوم جدیدی ارائه شود، این معنا در فضای فکری جهانی مقبول واقع میشود یا خیر.
از آنجا که با توجه به رشد رسانههای نوین، فعالیت شهروندان در عرصه سیاست خارجی افزایش قابل توجهی یافته است و مسئولان سیاست خارجی نیز به ضرورت استفاده از پتانسیل آنان در سیاست خارجی آگاهی بیشتری یافتهاند؛ لذا باید برای آندسته از فعالیتهای شهروندان که در این حوزه و با هدفی مشخص انجام میگیرد، واژه مناسبی به کار گرفته و به طور دقیق تعریف شود؛ به طوری که کلیه فعالیتهای انجام یافته در این چهارچوب را دربر گیرد. بدیهی است این مفهوم، همپوشانیهای کارکردی با سایر واژهها و مفاهیم رایج در این عرصه را دارد؛ اما این مسئله، مانعی برای به کارگیری مستقل این مفهوم و شناسایی دقیق مرزهای آن نیست. بر همین اساس در این تحقیق تلاش میگردد کلیه منابع موجود در ارتباط با موضوع مورد بررسی قرار گیرد و مطالب مرتبط، گردآوری شود و از این طریق این مفهوم و ابعاد آن به طور کامل مورد شناخت قرار گیرد.

1-2-2 ضرورت و اهمیت عملی موضوع
دکتر معتمدنژاد در کتاب خود با نام «ارتباطات بینالمللی»، بر ضرورت ایجاد یک تصویر بینالمللی مثبت و مطلوب در عرصه روابط بینالملل تاکید نموده و آن را تضمینی برای دسترسی به اهداف سیاست خارجی دانسته است. بر همین اساس، زمانی که دیپلماسی رسمی دچار بنبست شده باشد و امکان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک وجود نداشته باشد، شهروندان دیپلمات میتوانند فارغ از هرگونه محدودیتی از طریق روابط غیررسمی دیپلماتیک به معرفی کشور خود و ارائه چهرهای مطلوب از آن بپردازند. نظرسنجیهای متعدد و اسناد و مدارک بسیاری، حاکی از رشد و افزایش نظرات و دیدگاههای ضداسلامی و ضدایرانی در سراسر جهان است. از اینرو، توجه به دیپلماسی شهروندی و نقشی که شهروندان در ایجاد تغییرات مثبت میان ملتها ایفا میکنند، اهمیت مییابد. بالطبع نائل شدن به چنین هدفی اولاً، مستلزم افزایش شناخت افراد نسبت به فرهنگ و هویت ملی، ارزشها و منافع کشور خود است. ثانیاً، شهروندان دیپلمات باید نسبت به نحوه برقراری ارتباط و ایجاد رابطه مسالمتآمیز با شهروندان سایر کشورها، کاملا آگاهی و وقوف داشته باشند. در برخی کشورها که تعامل با جهان و بینالمللی شدن را ضرورت بقا و تامین منافع خود تعریف میکنند، به منظور تقویت تواناییهای مربوط به برقراری ارتباط با دیگران، برنامههایی برای آشنایی شهروندان در سطوح و طبقات مختلف، به منظور آموزش زبانهای خارجی و نحوه برخورد با مردم دیگر کشورها به اجرا درمیآورند تا ناآگاهیها به تلاشهایشان در جهت برقراری ارتباط با جهان صدمه نزند. در این کشورها که برخی از آنها از راه توریسم درآمدزایی میکنند، اصول اولیه برخورد با بازدیدکنندگان از کشورشان آموزش داده میشود. در ایران نیز میتوان با توجه به تواناییهای کشور، برنامههای مختلفی در نظر گرفت که شامل آموزش زبان، نحوه برخورد و آداب معاشرت صحیح در سطح بینالمللی باشد. و ثالثاً، اینکه نحوه استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی جهت برقراری ارتباط را نیز بخوبی بدانند. توجه به زیرساختهای ارتباطی و تجهیز شهروندان به تکنولوژیهای اطلاعاتی در محیط بینالملل، همچنین معرفی شبکهها و سایتهایی که در حوزه دیپلماسی شهروندی فعالاند و آموزش نحوه مشارکت و فعالیت در این مراکز و شبکهها به شهروندان از الزامات حرکت به سمت سیاستهای غیرمتمرکز و شهروند محور است. با توجه به این دلایل، شناخت مفهوم دیپلماسی شهروندی، نقش و اهمیت آن در سیاست خارجی و استفاده از ابزارهای ارتباطی، جهت برقراری روابط غیررسمی دیپلماتیک میان شهروندان، بیش از پیش اهمیت و ضرورت پیدا میکند. این تحقیق و تحقیقات دیگری در این حوزه میتواند افراد مستعد جامعه را برای ورود به صحنه دیپلماسی، از طریق استفاده از رسانههای نوین آماده نموده و یا حداقل از مقاومتهای مبتنی بر ناآگاهی در این حوزه بکاهد و همچنین مشارکت سازمانهای خصوصی فعال در این زمینه، جلب و عدم همکاریهای آنان را کاهش داد. در واقع بخش خصوصی میتواند دامنه وسیعتری از فعالیتهای یک کشور در قالب دیپلماسی شهروندی را بر عهده داشته باشد و ضمنا میتواند با فعالیتهای خود تاثیر بیشتری بر مخاطبان داخلی بگذارد. وزارت امور خارجه نیز میتواند بهره قابل توجهی از این تحقیق و تحقیقات مشابه دیگر در این زمینه ببرد. مراحل پایانی انجام این رساله، با خاتمه دوره هشتساله ریاست جمهوری احمدینژاد و آغاز ریاست جمهوری روحانی مصادف گردید. با روی کار آمدن دولت جدید، و انتخاب محمدجواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه در نهم شهریور 1392، امیدهایی برای ایجاد تغییرات قابل توجه در این وزارتخانه به وجود آمد. انجام این تغییرات به ویژه با توجه به بنبستهایی که در خصوص بسیاری از مسائل بینالمللی با آنها مواجه شده بود، ضرورتی اجتنابناپذیر به شمار میرود. محمدجواد ظریف یکی از سیاستمداران باسابقه حوزه مسائل خارجی است که سالها به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل متحد و همچنین معاون وزیر امور خارجه انجام وظیفه نموده و با ادبیات دیپلماتیک بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای غربی آشنایی لازم را دارد. ایشان همچنین بر ضرورت استفاده از ابزارهای جدید در برقراری ارتباط با دیگر شهروندان واقف بوده به طوری که او، یکی از اولین سیاستمداران ایرانی است که دارای صفحهای در فیسبوک و همچنین توئیتر میباشد. وی در اولین پیام توئیتری خود، سال نوی عبری را به یهودیان تبریک گفت و مرحله جدیدی در برقراری ارتباط با یهودیان را آغاز نمود. وی همچنین در صفحه فیسبوک، سخنان خود در توئیتر را تأئید کرده و کشتار یهودیان به دست نازیها را محکوم کرد. این اقدام، آنهم از سوی مقام ارشد سیاست خارجی کشور

]]>