. ‏هنجارهای اخلاقی که مبتنی بر اعتقادات با ارزش و با اهمیت مردم جامعه هستند می توان آنها را در مقوله هنجارهای دینی به حساب آورد زیرا نقض آنها واکنش شدیدی را به همراه دارد . مثلا ‏اعتیاد به مواد مخدر، داشتن فرزند نا مشروع سر وقت و یا هر رفتاری که احساسات جامعه را جریحه دار کند و باعث بر هم خوردن (تطم اجتماعی) گردد می توان آنها را هنجارهای اخلاقی نامید. افرادی که هنجارهای اخلاقی را نادیده ‏می گیرند از نظر مردم پلید بوده ‏و ‏خطری برای جامعه به شمار می روند.
2- هنجارهای رسمی : هنجارهای رسمی مشتمل بر قوانین تنکیلاتی و سازمانی کشور هستند که به وسیله نمایندگان مجلس وضع می شوند و بخش اعظم کارهای اجتماعی فرهنگی و اقتصادی بر اساس آنها انجام می شود و سازمان قضایی و نیروهای انتظامی برای نظارت بر اجرای آنها به وجود آمده اند.
3- هنجارهای سنتی: به هنجارهایی گفته می شود که به وسیله فرد یا افرادی وضع نشده بلکه خود به خود و به صورت تدریجی از اتفاقات روزمره زندگی سرچشمه گرفته و خاستگاهی جز کل جامعه ندارند. سنت ها و آداب و رسوم را می توان جزو هنجارهای سنتی به حساب آورد.
11-2-4- نابهنجاری، کژرفتاری ، جرم
هر جامعه ای از اعضای خود انتظار دارد از ارزش ها و هنجارهای اجتماعی تبعیت کنند، اما همواره عده ای پیدا می شوند که پاره ای از هئجارها را رعایت نمی کنند. جامعه به چئین افرادی نابهنجار می گوید. از میان افراد نا بهنجار، کسی که رفتار نا بهنجارش زود گذر نباشد و دیر گاهی دوام آورد، کجر و یا منحرف نامیده می شود و رفتار او را کژ رفتاری یا انحراف اجتماعی می خوانند. به شاخه ای از ائحرائات اجتماعی جرم گویند. در واقع جرم یک عمل عمدی و ارادی بر علیه قائون است که غیر قابل حمایت و بخشودن بوده و مجرم باید به وسیله دولت دستگیر و مجازات شود.

11-3- الگوهای تئوریک تبیین جرایم شهری
در زمینه پیدایش و افزایش نا هنجاریهای اجتماعی در محیط های شهری بزرگ سیستم های تئوریک مختلف در جارچوب بررسی های اجتماعی اقتصادی جفرافیایی و حتی روانشناسی به تحلیل و ارزیابی این موضوع پرداخته و کوشیده اند با ارائه فرضیات الگوهای تبیین و مدل های عملی موثر جوانب گوناگون آن را مورد بررسی قرار دهند. آنچه وجه مشترک این تئوریها تلقی می گردد اهمیتی است که برای افزایش جمعیت مناطق موسوم به شهرها قائلند و تکیه بر مشکلاتی است که در این مناطق در اشکال مختلف از جمله جرایم شهری به ظهور رسیده است. (موسوی 1381، ص.91)
در بررسی چگونگی وقوع و علایم آشکار و پنهان اجتماعی و فیزیکی جرایم و ناهنجاریهای رفتاری ، عده ای از محققان به مشخصاتی از قبیل،کیفیت استفاده از واحدهای مسکونی تخلفات افراد در ترابری عمومی شیوه برخورد قانون و دستگاه های انتظامی با موضوع جرم شهری توجه دارند.

11-4- محیط جغرافیایی جرایم شهری
نخست، نظریه ای که مناطق مرکزی شهر را به علت تراکم فوق العاده فعالیت های عمومی مستعد زایش انواع جرایم شهری می داند . برپایه این نظریه هر قدر فاصله از مناطق مرکزی بیشتر می شود شدت و فراوانی بیماریهای شهری نیز کاهش می یابد . در کنار این نطر، عده ای نیز به ویژگی های محیط جغرافیای شهری، از جمله وجود جمعیت سیال در مناطق محروم پیرامون شهرهای بزرگ اشاره دارند. بالا بودن نرخ جمعیت نا پایدار در یک حوزه جغرافیایی عامل مهمی در پیشگیری از شکل گیری یک محیط اجتماعی باثبات است و در نتیجه اثرات بارزی بر سازمان اجتماعی محیط مسکونی بر جای خواهد گذارد. بزهکاری جوانان فحشاء، قمار، استفاده از مواد مخدر، رواج مشروبات الکلی، فرویاشی خانواده ها و …. از جمله مواردی است که وبزگی مناطق حاشیه ای و نابابدار شهری را نئکیل می دهد. (Haralambos, 1990, p.595)
از بعد جغرافیایی عده ای از نویسندگان که از مطالعات بیشتری در خصوص کشورهای جهان سوم داشته اند به پیدایش شهرک های فقیر و توسعه نیافته در اطراف شهر های بزرگ و گسترش انواع ناهنجاری های اجتماعی در این مناطق اشاره کرده اند. گالبرایت معتقد است توزیع جغرافیایی جرایم شهری تابعی است از توزیع ناقص امکانات و خدمات و سر انجام فقدان عدالت اجتماعی و اقتصادی در بیشتر کشورهای جهان سوم . از این مناطق اقماری شهرهای در حال رشد در کشورهای جهان سوم به کانون های عمده انواع بزهکاری اجتماعی تبدیل و شبکه اداری و قضایی آنهعا دچار مفاسد جبران ناپذیر می گردد. (موسوی، ١٣٨1 ‏،ص. ٩٢ ‏)
11-5- بی سازمانی اجتماعی
از جمله دلایل عمده ای که نظر محققان شهری را در شناخت شرایط پدیده جرم و بزهکاری در شهرها جلب نموده، موضوع بی سازمانی اجتماعی یا سامان نیافتگی اجتماعی فرهنگی تربیتی و اقتصادی کسانی است که به عنوان جمعیت مهاجر از آنان سخن گفته می شود . تازه واردان روستایی که به دنبال کار و در آمد و زندگی بهتر زادگاه خود را به سوی شهرهای بزرگ رها می کنند احتمالا قربانیان واقعی سازمان اجتماعی هستند که زمینه لازم را برای پاسخ دادن به از هم پاشیدگی فرهنگی و اجتماعی آنها فراهم نکرده است.
نظریه بی سازمانی اجتماعی بر تراکم جرایم در محیط هایی شهری تکیه دارد که هنجارها و قواعد زندگی عمومی در انها از استواری و نهادینگی مورد انتظار بی بهره است. معمولا مشخصات چنین محیط های شهری بویژه در مناطق جرم خیز پیرامون شهرهای بزرگ یا شهرهای در حال رشد مورد استناد قرار می گیرد که در آنها انبوه جمعیت بی شکل و نا همگن و بی بهره از الگوهای مشروع و معتبر نظارتی آمادگی آن را در می یابد که در سایه محرومیت های موجود و نیز وسوسه های فرهنگ پر زرق و برق شهری احیانا به شیوه های نا مشروع و خلاف در جهت دستیابی به هدف های عالیتر زندگی متوسل شود، به عنوان مئال برنالندر دیدگاه فوق را در مطالعه شهر بالتیمور به کار گرفته است. حاصل تحقیق او می رساند که در مناطق دارای جمعیت ناپایدار میزان بی سازمانی اجتماعی بیشتر و در نتیجه جرایم و بزهکاری نوجوانان نیز بیشتر است . (Haralambos, 1990, p.595)

مطلب مرتبط :   روزنامه، غلیان، روزنامههای، مذهبی، روزنامهی، فرقه

11-6- الگوی سکونت
ارتباط متغیر الگوی سکونت و تراکم جرایم و ناهنجاری های رفتاری شهری نیز موضوعی است که در بررسی های مربوط به جامعه شناسی جرایم شهری مورد بحت قرار گرفه است . در این مبحث بر این نکته پافشاری می شود که شهرنشینان بر حسب اینکه در چه شرایطی از لحاظ نوع مالکیت مسکن، موقت یا پیوسته زندگی کردن در یک محل و نیز برخورداری از خدمات و امکانات فیزیکی محیط قرار دارند امادگی های متفاوتی برای بزهکاری پیدا می کنند. بنابراین احساس مالکیت نسبت به خانه مسکونی و احساس زندگی پایدار و در نتیجه احساس تعلق داشتن به یک محل عامل مهم بازدارنده جرایم شهری است . در مقابل کسانی که خانه به دوش تعریف می شوند یا گروه هایی اجتماعی که مدت هاست پیوند و وابستگی خود به مکان و محیطی خاص را از دست داده اند بیشتر در معرض آلوده شدن به بزهکاری های اجتماعی هسنند. (موسوی، ١٣٨١‏،ص. ٩٣ ‏)

11-7- اکولوژی تطبیقی
از جمله دیدگاههای مطرح در جامعه شناسی شهری دیدگاه اکولوژی تطبیقی است. هدف از روش تطبیقی اگاهی از تفاوتهای اکولوژیک محلات شهری بود. منظور از اکولوژی تطبیقی بکارگیری اصول و شاخص هایی است که در شناخت زندگی مردم در محلات مختلف شهری می تواند محققان را یاری دهد، بعنوان مثال شاخص های مربوط به منزلت اجتماعی و پایگاه اقتصادی خانواده ها ، با طبقه بندی نیروی کار بر حسب تخصص و مهارت فنی، مدیریت، اشتغال به کارهای دستی و بدنی، سطح در آمد و بالاخره با ارزش خانه های مسکونی مشخص می گردد.(شکوهی،1374،ص.44)
از نقطه نظر اکولوژی تطبیقی در مطالعه آسیب های شهری امراض به ٣ ‏گروه تقسیم می شوند :
1- بیماری های جسمی مانند بیماریهای قلبی سل امراض آمیزشی و جز آن ؛
2- امراض اجتماعی مانند قتل، خودکشی، اعتیاد،دزدی، تجاوز، بزهکاری جوانان و کودکان و نظایر آن؛
3- بیماری های روانی ؛
اکولوژبست ها در بی دستیابی به نعاربف و طبقه بندی عواملی هستند که ممکن است در پیدایش انحرافات اجتماعی در شهرهای جدید دخالت داشته باشد. پاره ای از نظریات ایجاد نوع همبستگی در بین سطح تحصیلات ، شیوه سکونت ، کیفیت محیط زندگی ، سطح در آمد و برخورداری از مزایای اجتماعی را در تبیین موضوع جرایم شهری بسیار موثر می دانند. تجزیه و تحلیل اکولوژیک مسئله فقر و ارائه شاخصهای آماری برای بررسی فقر در مناطق نا سالم شهری ، جریان روبه رشد دیگری در اکولوژی شهری است . دیدگاه سوم رابطه مستقیم شدت و دامنه جرایم شهری با نحوه مالکیت مسکن و در نهایت تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی شهرنشینان را محور بررسی خود قرار می دهد. (موسوی،1381،ص. ٩4 ‏)

11-8- ناهنجاری های رفتاری و محیط فیزیکی
در اینجا تحقیقات و مطالعات در زمینه مشکلات و آسیب های اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری ازبسیاری از موقعیت های مختلف محیطی را شامل می شود، برنامه ریزان و طراحان شهری،ارتباط بین محیط و ناهنجاری های رفتاری را مورد اهمیت قرار داده اند، و وجود این ارتباط، منجر به تحقیقات وسیعی در این زمینه شده است .
در اواسط قرن بیستم متخصصین علوم نظری یک روش جدید بازبینی و ساخت فضاهای عمومی و خصوصی را معرفی کردند. برنامه ریزان شهری، مثل جین جیکوب و اسکار نیومن تئوری های جدیدی در راستای ارزیابی مناطق شهری موفق و مقایسه آنها با مکان های نامطلوب‏ارائه دادند. این تئوریها منجر به پایه هایی برای پیشگیری از جرائم شهری در فضا شد.
‏جین جیکوب در کتاب مرگ و زندگی در شهرهای آمریکایی نیاز به خیابان های ایمن را ‏در شهر لازم می داند و جداسازی و تشخیص مکانهای عمومی و خصوصی ، تنوع کاربری و‏اختلاط آنها را در سطح شهر ، مطرح می کند و بر اسنفاده موثر عابران پباده در مناطق شهری ‏برای کاهش احتمال وقوع جرائم اشاره دارد . وی از طریق بررسی هایش یبان می کند که یک‏خیابان ایمن و موفق باید دارای سه کیفیت اصلی باشد.
1- مرز ومحدوده :
‏در ابتدا، باید یک مرز مشخص بین فضاهای عمومی و خصوصی باشد. فضاهای عمومی و خصوصی نباید در هم نفوذ کنند .
2- مالکیت فضای عمومی:
باید چشم های برای خیابان وجود داشته باشند . چشمهایی متعلق به کسانی که شاید آنها مالکین طبیعی خیابان بنامیم .
3- استفاده کنندگان دائمی:
مسیرهای پیاده باید استفاده کنندگان دائمی داشته باشد ، برای اینکه چشمهای موثر خیابان افزوده شود و افرادی که در ساختمان هایی در امتداد خیابان هستند، تمایل به دیدن پیاده رو داشته باشند(Jacob، 1961:35 ).
برای نمونه در انگلستان و در راستای ارتقای امنیت در فضاهای عمومی شهری، سیاست کاربری های مختلط تشویق شدند و مخلوطی از مشاغل کوچک، خانه ها و اداره ها در مراکز شهری و ایجاد آپارتمان ها در طبقات بالای مغازه ها طرحها اعمال شدند تا میزان فعالیت و بنابراین امنیت را افزایش بدهد . بررسی ها در کشورهای توسعه یافته نشان می دهد در محدوده یا درون مشروب فروشیها، قمارخانه ها، سالن های استخر، ساختمان های بدون سکنه آمار جرم بالاست. از طرفی برخی فضاهای شهری مانع ارتکاب بزهکاری هستند. به عنوان مثال ساختمان ها و مکان های با نورپردازی مناسب، که دارای دید و چشم انداز خوب حصار، نرده و یا نصب تابلو و علامتهای هشدار و نگهبان هستند میزان بزهکاری اندک می باشد (کلانتری، 1380،ص.87 ‏).

مطلب مرتبط :   حقوق، حقوقی، اجتماعی-، -، شیعه، جنایی

شاو و مک کی در سال ١٩٢٩ ‏در خصوص تاثیر بسزای کاربری های اراضی در وقوع میزان خاصی از جرایم دریافتند که وجود کاربری های تجاری و صنعتی در واحدهای همسایگی شهرها باعث بالا رفتن ناهنجاری های مختلف در سطح محلات می شود. در مطالعه دیگری که به بررسی رابطه بین کاربری اراضی و جرم در بخشی از کلمبیا انجام شد، نشان داد کاربری های تجاری شهر، مجرمین بسیار زیادی را برای ارتکاب جرم به این محدوده ها جذب می کند.

‏در طول دهه ٧٠ ‏، چندین پروژه تحقیقاتی به مطالعه رابط بین جرم و ساختار محیط فیزیکی پرداخته است که علی رقم روش های مختلف اصلاح و مداخله در محیط، همه آنها در ارائه یک یا چند فرضیه زیرسهیم بوده اند:
1- محیط فیزیکی می تواند موجب تغییر در رفتار و عادات مردم در جهت افزایش احتمال مشاهده مجرمین شده و از این طریق ترس از دستگیری را در مجرمین افزایش دهد.
2- با از بین بردن فرصت های جرم در یک محیط فیزیکی می توان از وقوع جرایم پیشگیری نموده و با ایجاد و تقویت موانعی پیرامون هدف ها، زمینه ارتکاب به جرم را کاهش داد.
3- ‏اعمال محدودیت ها و تغییراتی در ساختار محیط، راه های گریز و مکان های قابل اختفاء اقدامات مجرمین را خنثی نموده یا تحت کنترل در می آورد.
4- ‏ساکنین با ساماندهی و استفاده از محیط فیزیکی از طریق روش های چون افزایش مراقبت، کنترل خیابان، نظارت شدید، تعامل اجتماعی و ارتباط موثر بین ساکنان یک محیط می توانند زمینه کاهش وقوع جرم را فراهم نمایند ( روزبنام، 1379،ص.48 ‏).
‏ پل براتینگهام و پاتریشیا برانتیگهام براساس تحقیقاتی که در سال ١٩٨١ ‏در خصوص توزیع فضایی جرم با توجه به نوع کاربری ها در شهرها انجام دادند، دریافتند فعالیتهای غیرقانونی بیشتر درنزدیک شریانهای اصلی حمل و نقل و شاهراه ها متمرکز است. همچنین درمسیرهای بین میادین و چهارراه ها که دارای عملکردهای گوناگون هستند، میزان بسیار بالایی از جرایم اتفاق می