افتد..

11-9- نتیجه گیری
میزان توفیق طرح های توسعه شهری در ایران ، همچون طرح های جامع و تفضیلی زیر ۴٠ ‏درصد است که درحقیقت از دلایل اصلی این عدم موفقیت ، توزیع نامناسب کاربریها و بی توجهی به مولفه های مکانی – فضایی تصمیم گیری، همچون سازگاری کاربری اراضی شهری است. بنا براین، در برنامه ریزی شهری تحلیل چگونگی قرارگیری کاربریهای مختلف در کنار هم اهمیت اساسی دارد؛ حتی بعد از تعیین نحوه چیدمان کاربریها و ایجاد فضای شهری برنامه ریزان شهری نیاز دارند به منظور اطمینان خاطر از استقرار منطقی کاربریها و رعایت تناسبات لازم، همه کاربریها را ارزیابی کنند .
‏ بی شک برخی مکانها به دلیل ساختار کالبدی خاص و همچنین ویزگیهای اجتماعی، اقتصادی ساکنان آن امکان و فرصت بیشتری برای وقوع جرم دارند. در نقطقه مقابل برخی مکانهای مانع و بازدارنده فعالیت های مجرمانه هستند. همین امر موجب می شود با بزهکاران در انتخاب محل بزهکاری خود به دنبال کم خطرترین و مناسب تر،ن فرصتها و شرایط مکانی برای ارتکاب عمل مجرمانه باشند ( کلانتری وتو کلی،76 : 1386‏). در واقع وجود این فرصت ها و تغییر و اصلاح شرایط محیطی جهت حذف فرصتهای مکانی بزهکاری دارد. در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری اقدام به جانمایی مناسب کاربری های مختلف شهری می شود و موجب توسعه ‏بهینه و متعادل فضاهای شهری می گردد. از سوی دیگر عدم توجه ‏به اصول این علم سبب تراکم نا متعادلی کاربری ها و جمعیت در نقاط مختلف شهر می گردد و این امر موجب بروز مشکلات متعدد بویژه وقوع انواع ناهنجاری های اجتماعی در شهر می شود.
‏بی شک نوع و میزان کاربری اراضی در شکل گیری الگوهای زندگی و فعالیت شهروندان تاثیر دارد. از سوی دیگر گاهی رفتار مردم در شکل دهی ساخت کالبدی شهرها موثر است. با توجه به کاهش ناهنجاری های اجتماعی از طریق علم برنامه ریزی و طراحی شهری از موضوعات جدیدی است که طی دهه ١٩٧٠ به ادبیات جرم شناسی محیط ی اضاضه شد. اولین طرح کلی در مورد پیشگیری جرم از طریق برنامه ریزی و طراحی شهری را در سال ١٩6١ ‏جیکوب در کتاب خود تحت عنوان ((مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکا)) مطرح کرد.
‏با توجه به معیارهایی که بیان شده برای اینکه ما به یک اصول درست برسیم باید کاربری اراضی را درست طراحی کنیم و در آن اصول CPTED را رعایت کنیم و برای رضایتمندی سکونتی واحد همسایگی و کیفیت محیط اولویت دارترین اصول ما می باشد.

فصل دوازدهم
معنی محیط و تائیر آن بر رفتار

12-1- مقدمه
انسان با توجه به نیازها، ارزش ها و هدف های خود محیط را دگرگون می کند و به طوری متقابل تحت تائیر محیط دگرگون شده قرار می گیرد. معماران و طراحان شهری امروزه توجه ویژه ای به شناخت روان شناسانه رفتارهای انسان دارند زیرا این گونه رفتارها با محیط کالبدی ارتباط تنگاتنگی دارد. روانشناسی محیطی به رفتارهای مرتبط با محیط فیزیکی می پردازد . محیط فیزیکی شامل اشیاء مادی، گیاهان، حیوانات و انسان هاست. روان شناسی محیطی از رویکرد سیستمی که امروزه در شاخه های مختلف علوم به عنوان رویکردی مدرن مورد استفاده قرار می گیرد، پیروی می کند و به مطالعه سازواره ها (ارگانیسم) به عنوان بخشی از اکوسیستم ، با تاکید بر موازنه و وابستگی درونی محیط می پردازد . لذا توجه طراحان به بررسی روان شناختی فضاهای طراحی شده ،پیوندی ناگسستنی مابین روان شناسان محیطی و آن ها ایجاد کرده است . در این بخش نظریه های مربوط به تاثیر متقابل محیط و رفتار و درنهایت تاثیر برخی عوامل محیطی بر رفتار و نقش آن در طراحی معماری و شهرسازی بیان می شود .

12-2- ماهیت محیط
‏محیط به هر آنچه در پیرامون، وجود دارد و به صورت بالقوه با فرد در ارتباط قرار می گیرد، اطلاق می شود . هرچند که فرد امکان دریافت تمامی اطلاعات موجود را نداشته باشد.
‏کلمه محیط آن قدر مورد استفاده دارد که تشخیص معنای آن مشکل شده است. جغرافیدانان زمین و آب و هوا، روان شناسان مردم و شخصیت فردی آنها، جامعه شناسان سازمان های اجتماعی و فرآیندها، و معماران ساختمان ها و محیط های باز و منظر را محیط تعریف می کنند . هر کدام از این طبقه بندی ها به مقاصدی که از محیط انتظار می رود ربط دارند. (لنگ، ١٣٨١ ‏، ص. ٨٧ ‏)

‏از جمله تقسیم بندی هایی که در مورد محیط شده است تقسیم بندی جان لنگ است ، وی محیط را در زیر گروه ‏های محیط کالبدی، محیط اجتماعی، محیط روانشناختی و محیط رفتاری تقسیم بندی می کند. محیط کالبدی شامل مکان های زمینی و جغرافیایی، محیط اجتماعی شامل نهادهای متشکل از افراد و گروهها ، محیط رواننشاختی شامل تصاویر ذهنی مردم، و محیط رفتاری مجموعه عواملی است که فرد به آن واکنش نشان می دهد.(آتشپور،1386 ، ص.2 ‏) نکته اصلی این طبقه بندی ها و دسته بندی های مشابه، تمایز بین جهان واقعی، حقیقی و یا عینی اطراف انسان و جهان پدیدار شناختی است که خودآگاه یا ناخودآگاه الگوهای رفتار و واکنش های روحی مردم را تحت تائیر قرار می دهند.
‏ این بحث به مبانی روان شناسی گشتالت باز می کردد. کورت کافکا بین محیط جغرافیایی و محیط رفتاری تمایز قائل شده است. محیط جغرافیایی به محیط عینی و واقعیت های اطراف انسان گفته می شود محیط رفتاری تصویر شناختی محیط عینی است که اساس رفتار را شکل می دهد . افراد دیگری واژه های دبگر همین تمابز را قائل شده اند. برای مئال کرک محیط را به بدبده ای و شخصی تقسیم کرده است. محیط شخصی در این تقسیم بندی شامل تصاویر فردی جهان (ویژگی های رفتاری) و باورها و نگرش های مربوط به آن (ویژگی های تجربی) است. داگلاس پورتیوس ( ١٩٧٧ ‏)، که از لوین و کرک تاتیر گرفته است،محیط مفهومی را به مفاهیم محیط های پدیده ای و شخصی اضافه کرد ، او می نویسد :
باور ها ، نگرشها ، ترجیحات ، و دیگر جنبه های شخصیتی ، ویژه افراد است ، ولی در عین حال ویژگی ها از تجربیات فرد به عنوان عضوی از یک خانواده قومیت ، طبقه اجتماعی و گروه های فرهنگی و ملی با شیوه زندگی خاص تاثیر می گیرند .
‏ محیط دارای ویژگی های جغرافیایی، ساخته شده، و فرهنگی است که با هم رابطه ای درونی دارند و بعضی از رفتارها را از راههای همسان تامین می کنند. هجموعه ای از قابلیت های محیط در یک موقعیت ویژه محیط بالقوه ای را برای رفتار انسان در آن مکان ایجاد می کند . تمام این قابلیت ها توسط مردم ادراک نمی شوند، و از تمام قابلیت های ادراک شده نیز استفاده نمی شوند. (لنگ، ١٣٨١ ‏، ص. ١١٧ ‏)
محیط ممکن است، به عنوان یک سری از ارتباطات بین اشیاء و اشیاء، اشیاء و مردم، مردم و مردم دیده شود . این ارتباطات منظم هستند ، آنها دارای الگو و ساختار هستند، هنگامی که محیط ها طراحی می شوند چهار عنصر سازماندهی می شوندکه شامل: فضا ، زمان ، ارتباطات و معنی می باشد. درجه ای از ابهام در استفاده از اصطلاحات ارتباط و معنی وجود دارد. ارتباطات به ارتباط کلامی و غیر کلامی بین مردم بر می گردد، در حالیکه معنی به ارتباط غیر کلامی از محیط به مردم بر می گردد. ( راپاپورت، ١٣٨4 ‏، ص. ١٩۵ ‏)

مطلب مرتبط :   تهران،، (علیه، السلام)، Imam، البلایا، بلایا

12-3- ارتباط غیرکلامی و معنایی محیط
دلیلی استفاده از رویکرد غیرکلامی در معنای محیط فهم تقریبا ساده آن است. در اینجا سه نمونه از رفتار غیرکلامی گه بسیار متداول و مهم است، مورد توجه قرار گرفته است. این نمونه ها زمینه ای برای رفتارهای دیگر فراهم می کنند و به دلیل عینی بودن قابل فهم در متون می باشند. رفتارهای غیرکلامی اساسا بوسیله مشاهده و ثبت و تحلیل های پیاپی و تعبیر مورد مطالعه قرار می گیرد.

12-3-1- عناصر ثابت
عناصر ثابت عناصری هستند که ثابت بوده و ندرتا و به آهستگی تغییر می کنند . بیشتر ‏عناصر معمارانه استاندارد ازجمله: دیوارها، سقف ها و کف ها به این حوزه اختصاص دارند. همچنین خیابان ها و ساختمان ها در مقیاس شهری نیز در این دسته قرار می گیرند. سازماندهی ‏فضایی این عناصر، اندازه آنها ، مکان، تسلسل، چیدمان آنها و غیره ‏ارتباط معنایی خاصی را ‏بخصوص در فرهنگ های سنتی ایجاد می کند. هرجند این عناصر به عناصر مکمل د‏یگری نیز ‏نیازمندند، مثلا می توان این عناصر را عناصر اصلی وابسته ( در هماهنگی با عناصر اصلی فرهنگی ) نامید که اهمیت بیشتر داشته و بقیه عناصر بیشتر محیطی و تغییر پذیرند و از اهمیت ‏کمتری برخوردارند. ( رابابورت، 1384 ‏، ص. ٩4 ‏)
‏13-3-2- عناصر نیمه ثابت
‏ عناصر نیمه ثابت شامل انواع مختلف چیدمان، مبلمان ها، پرده ها و ائائیه، گیاهان،‏تابلوهای راهنما، مبلمان خیابان ها، تابلوهای تبلیغاتی، ویترین مغازه ها، جانمایی حیاط ها و تزئینات چمن ها و سایر عناصر شهری است . این عناصر به آسانی و به سرعت تغییر می کنند و ‏در معنای محیط به مکانی که به آن تعلق دارند دارای نقش مهمی بوده تا جایی که اهمیت آنها در برقراری ارتباط بیشتر از عناصر کالبدی ثابت است . بیشتر مردم خود را از محیط های ساخته شده آماده و عناصر کالبدی ثابت که به ندرت تغییر می کنند رها می کنند و تمایل دارند که با داشتن حق انتخاب شخصی خود به ایجاد و برقراری ارتباط بپردازند. همچنین ‏عناصرکالبدی ثابت تحت کنترل استانداردها و ضوابط بوده ، درحالی که حیاط ها و تجهیزات ‏خصوصی تا حدودی کنترل می شوند، اما کنترل آنها نسبت به عناصرکالبدی ثابت کمتر است.(راپاپورت، ١٣٨٣ ‏، ص. 94)

مطلب مرتبط :   دین، اخلاق، دینی، اخلاقی، روشنفکری، فلسفه

‏12-3-3- عناصر غیر ثابت
‏ عناصر غیرئابت مربوط به انسانهای ساکن یا محیط آنها ، انتقال ارتباطات فضایی و ‏موقعیت جسمانی آنها ، وضعیت کالبدی، ژست دست و بازوی آنها ، حالت ظاهری و صورت ، عکس العمل گردن و دست ها ، اشارات سر، ارتباطات چشمی، سرعت کلام و نطق ، صدا و میزان مکث و بسیاری از رفتارهای غیرکلامی دیگر می باشد .
وظیفه مدل های غیرکلامی در معنای محیط حرکت از حوزه کالبدی غیرثابت به عناصرکالبدی نیمه ثابت و ثابت است سوالاتی که مطرح می شود : چه چیز منتقل می مشود؟ چرا و چه معنی را بیان می دارند؟ جرا و به وسیله چه این کار را انجام می دهند؟ این اشارات چه نقشی در رفتار، تاثیرات متقابل اجتماعی و غیره بازی می کنند؟ و در رابطه با عناصر نیمه ثابت بحث این است که اولین و مثمرثمرترین قدم برای پل زدن در حد فاصل بین عناصر غیرثابت و نیمه ثابت و انجام آن به آسان ترین و مستقیم ترین شیوه قبول این اصل است که محیط به صورت ارتباط غیرکلامی عمل می کند و این از طریق مشاهده مستقیم، تحلیل های مطالعات موجود، تحلیل محتوای متون و غیره صورت می گیرد. بنابراین می توان گفت اعتبار و ارزش رویکرد ارتباط غیرکلامی در حوزه عناصر غیرئابت است. ( راپاپورت، ١٣٨4 ‏، ص. ٩6 ‏- ٩۵ ‏).

12-4- رفتار
‏ نحوه انجام یک فعالیت را رفتار گویند. رفتار انسانی برآیندی از انگیزه‏ها و نیازهای فرد، قابلیت محیط، تصویر ذهنی فرد از دنیای خارج ناشی از ادراک او و معنایی که این تصویر برای او دارد ، می باشد . (لنگ ،1390،ص.97) .
‏رفتار تنها تابع فعالیت نیست بلکه ترکیبی از فعالیت و زمان و مکان می باشد و الزامات زیر را می طلبد :
* ‏ فعالیتی که قابلیت انجام شدن به طرق مختلف داشته باشد.
* ‏ بخش خاصی از محیط که حال و هوای متناسب با رفتار داشته باشد.
* برقراری ارتباط مناسب میان دو مورد فوق .
* یک دوره زمانی خاص . (لنگ ،1390،ص.113-114) .
12-4-1- فرآیندهای رفتار انسانی
‏برای تشریح این فرآیند ناچار باید از محیط به عنوان بستر رفتار شروع کنیم. محیط ‏چیزی است که انسان را احاطه می کند (محیط). بخشی از آن را که متشکل از عناصری است که ‏فرد نسبت به آ نها حساسیت نشان می دهد، محیط رفتاری گویند. (لنگ ،1390،ص.73-77) .
اطلاعات محیط از طریق فرآیندهای ادراکی به دست می آ ید، که به وسیله طرحواره‏های ذهنی برانگیخته شده و توسط نیازهای انسانی هدایت می شوند. این طرحواره ها تا حدودی فطری و تا حدودی آموختنی هستند، و پیوند ادراک و شناخت را برقرار می سازند. طرحواره ها نه تنها فرآیندهای ادراکی، بلکه واکنشهای احساس(عاطفه) واعمال (رفتار فضایی) را هدایت می کنند، و در مقابل، این فرآیندها و واکنشها نیز طرحواره های ذهنی را به عنوان حاصل رفتار ادراک شده تحت تانیر قرار می دهند. احساسات و کنشهای انسانی توسط قابلیت های محیط طبیعی و ساخته شده ، محیط فرهنگی و شخصیت درونی انسان محدود می شوند . (لنگ ،1390،ص.95 ) .

‏12-4-2- انسان و نیازهای آن
رفتار انسان جهت و هدف دارد ، متخصصین علوم رفتاری برای توصیف هدفدار بودن رفتار مفاهیمی چون انگیزه و نیاز را به کار می برند.(مرتضوی، ١٣٨٠ ‏، ص. ٧٨ ‏) انگیزش نیروی هدایتگر رفتار انسان است، رفتارها در جهت ارضای نیازهای انسان شکل می گیرد ، انسان موجودی است منطقی ، اجتماعی ، واقع بین و پیش رونده و پیش برنده . انسان موجودی است که خودش نیازهایش را منظم و متعادل می کند. وی این توانایی و تمایل را دارد که آگاهانه عوامل ناسازگاری روانی اش را تجربه کرده و از حالت ناسازگاری به حالت سازگاری روانی به پیش برد .
انسان تمایل به رشد و یا نیاز به خودشکوفایی دارد . ارگانیسم نه تنها سعی می کند خود را حفظ کند بلکه می کوشد که خویشتن را در جهت تمامیت ، وحدت کمال ، خودمختاری سوق دهد . او ظرفیت ، استعداد و انگیزش