مخالف
فعالانه با تهاجم را در پیش گرفت؛ گرچه ایرن، اقدامات شوروی را محکوم می کرد، اما موضع بسیار ملایم
تری اتخاذ کرد؛ هند به هیچ وجه به طور علنی این اقدام را محکوم نکرد.
در این بخش ، مختصری از تاریخچه روابط شوروی – افغانستان در برخی از رویدادهایی که به تهاجم
شوروی به افغانستان منجر شده، بررسی گردیده است. سپس بعضی از مهم ترین ویژگی های این تهاجم ، و
بخش هایی پیرامون استراتژی نظامی شوروی آمده است. در پایان، اظهارنظرهایی در رابطه با اهمیت عقب
1 نشینی شوروی از افغانستان نقل شده است
.

1 – ترور نویت، دوپویی، تاریخ جنگها، ترجمه پیروز ایزدی، (تهران: معاونت پژوهش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران 1381 .)٢٩
2-7 – تاریخچه مختصر روابط شوروی – افغانستان
روابط شوروی – افغانستان در راستای سیاست شوروی در قبال کشورهای در حال توسعه بود. استالین از
مداخله ی مستقیم اجتناب کرد و به بی طرفی افغانستان راضی شد. خروشچف از خصومت متقابل نسبت به
پاکستان استفاده کرد و به افزایش همکاری ها با دولت افغانستان در زمان نخست وزیری محمد داود
پرداخت و از سال 1955، اعطای کمک های نظامی به افغانستان را آغاز کرد. تنها در نیمه اول دهه ی 1971
بود (هنگام مرحله فعالیت های شدید برژنف در زمینه ی سیاست خارجی) که مداخله قابل ملاحظه ی
شوروی در امور داخلی افغانستان آغاز شد. در دست گرفت قدرت ، توسط حزب مارکسیست – لنینیست
دموکراتیک خلق افغانستان در آوریل 1978 نقطه ی اوج افزایش نفوذ شوروی در حیات سیاسی و نظامی
افغانستان بود .
مقدمات تهاجم
ماه آوریل 1978، سرآغاز یک سری رویدادهایی است که در کمتر از بیست ماه اتفاق افتاد و باعث شد
که شوروی از ارائه کمک به افغانستان ، به سمت تهاجم به این کشور سوق داده شوند. در این میان ، سه
1 رویداد جلب نظر می کند. قتل میر اکبر خبیر ، ربودن و مرگ سفیر آمریکا آدولف (اسپایک) دابس
و قتل
عام در هرات.
در هفدهم آوریل 1978، میراکبر خبیر، مقام امنیتی سابق و ایدئولوگ جناح پرچم به وسیله مهاجمان
ناشناس به قتل رسید (افغانستان دارای یک حزب سیاسی بود، حزب دموکراتیک خلق افغانستان یا
(PDPA)
2
این حزب دارای دو جناح بود: جناح پرچم که از دسامبر 1979 قدرت را در دست گرفت و
اعضای جناح مخلوع خلق که همچنان در برخی پست های مهم را در نیروهای نظامی و وزارت کشور را در
دست داشتند). کمی پس از آن، تظاهرات عظیمی توسط حدود پانزده هزار نفر از مردم کابل برپا شد. در 26
آوریل ، دولت افغانستان شروع به دستگیری رهبران خلق و پرچم نمود. در اوایل صبح روز بعد ، نیروهای
مسلّح افغانستان که برخی شان، از PDPA حمایت می کردند و برخی دیگر که به محمد داود نخست وزیر
افغانستان وفادار بودند، زد و خوردهای خود را آغاز کردند. تقریباً هزار نفر از جمله داود، برادرش نعیم ،
اکثر اعضای خانواده آنها و حدود نیمی از دو هزار نفر گارد جمهوری که از کاخ ریاست جمهوری دفاع می
کردند، به هلاکت رسیدند. در 28 آوریل، نیروهای حزب دموکراتیک خلق (PDPa)، کاخ ریاست جمهوری
، فرودگاه کابل ، رادیوی کابل و زندان مرکزی را به تصرّف خود درآوردند. دو روز بعد، نور محمد ترکی به
3 عنوان رییس شورای فرماندهی انقلاب نظامی (MRC)
و نخست وزیری منصوب شد. دو معاون نخست

1 – Adolph (spike) Dubs
2 – peopleُ s Democratic party of Afganistan
3 – Military Revolutionary command٣٠
وزیر که در ماه های بعد نقش های برجسته ای پیدا کردند ، عبارت بودند از حفیظ االله امین و ببرک کارمل.
1 در همان روز ، اتحاد شوروی، جمهوری تازه تأسیس دموکراتیک خلق افغانستان (PDRA)
را به رسمیت
شناخت.
دولت جدید
در کابینه ی لول ترکی ، جناح خلق دارای یازده کرسی و جناح پرچم ، دارای ده کرسی بود. دولت جدید
پی در پی انکار می کرد که جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان توسط یک حزب کمونیست اداره می شود.
بین ماه آوریل ، تا اوت 1978، دولت شورای فرماندهی انقلاب نظامی را منحل و قانون اساسی سال 1977
را ملغی اعلام کرد و اصل برابری نژادی و قومی را اعلام نمود. کلیه دیون مربوط به پیش از سال 1973 را
بخشید و میزان بازپرداخت وام های بعدی را کاهش داد (امری که اقتصاد روستایی کشور را دچار اختلال
کرد) و اصلاحات ارضی اعلام کرد که با مقاومت گسترده زمین داران و دهقانان روبه رو شد.
در پنجم دسامبر 1978، اتحاد شوروی و افغانستان پیمان دوستی، حسن همجواری و همکاری امضا
کردند که قرار بود برای مدت بیست سال ادامه داشته باشد. گرچه شرایط خاص اندکی در این پیمان وجود
داشت، ولی ماده 4« » آن حاوی یک تعهد امنیتی تلویحی بود که در دسامبر 1979، برای توجیه تهاجم
شوروی به کار گرفته شد.
ایالات متحده در مورد این که رژیم ترکی را کمونیست بداند ، تردید داشت. از این رو ، این کشور تا
ششم مه 1978 سیاست مداخله سازنده را در قبال دولت ترکی در پیش گرفت و تنها در این تاریخ بود که
2 جمهوری دموکراتیک افغانستان (DRA)
را به رسمیت شناخت. از اواسط تابستان، ایالات متحده در زمینه
سیاست خارجی با مسائل عاجل تری مواجه شد. در 29 ژوئیه 1978، شورش در سیزده شهر ایران، توجه
آمریکا را به مشکلات سلسله پهلوی جلب کرد. در ماه بعد ، ملاقات های کمپ دیوید آغاز شد. طی شش
ماه، نخست بر سر کار آمدن رژیم ترکی، برنامه دفاعی بلند مدت ناتو، مذاکرات محدود سازی تسلیحات
استراتژیک (موافقت نامه سالت – “SALT-II”) و عادی سازی روابط با جمهوری خلق چین همگی مورد
گفتگو قرار گرفتند و در مورد آنها توافق نهایی حاصل شد. تا ماه فوریه 1979، ایالات متحده همچنان از
نزدیک ، وضعیت در کابل را زیر نظر داشت و درعین حال ، به اعطای کمک های اقتصادی به افغانستان
ادامه می داد.

مطلب مرتبط :   اخلاقی، قالبی، قالب‌ها، می‌توانیم، نمایشی، کودک

1 – peopleُ s Democratic Republic of Afghanistan
2 – Democratic Republic of Afghanistan٣١
مرگ دابس، سفیر آمریکا
در چهاردهم فوریه 1979، یعنی همان روزی که سفارت آمریکا ، در تهران به طور موقّت تصرف شد و
چند روز پیش از آغاز جنگ بین چین و ویتنام، دابس سفیر آمریکا از خیابان های کابل ربوده شد و به یک
هتل برده شد. او و ربایندگانش هنگامی که پلیس افغانستان با حضور چندین مستشار شوروی به هتلی که
دابس در آن نگهداری می شد هجوم بردند، به هلاکت رسیدند.
در نتیجه ی این واقعه، ایالات متحده در 22 فوریه اعلام کرد به کمک های خود به افغانستان خاتمه می
دهد و از این به بعد، یک کاردار ، حفاظت از منافع آمریکا در کابل را به عهده خواهد داشت. به علاوه ،
سپاه صلح به برنامه بیست ساله ی خود در افغانستان خاتمه داد و وابسته های آمریکا و اکثر کارکنان
سفارت، کشور را ترک کردند.
قتل عام در هرات
در ماه مارس ، نیروهای مقاومت اسلامی افغانستان (مجاهدین) که با حزب دموکراتیک خلق افغانستان
مخالف بودند ، به شهر هرات حمله کردند. این حمله به همراه شورش ارتش محلی ، منجر به تسخیر هرات
و قتل عام گروه مستشاران محلی شوروی که شامل تقریباً پنجاه نظامی شوروی و وابستگان آنها بود، به
1 تلافی این عمل ، یک واحد ارتش افغانستان به همراهی مستشاران شوروی ، شهرک کرالا
را غارت کرده و
640 نفر از ساکنین مذکر آن را به هلاکت رساندند. در آوریل 1979، ایالات متحده طرحی کوچک برای
کمک به مجاهدین را آغاز کردند. در طول تابستان ، شوروی کمک های نظامی و تعداد مستشاران خود را
برای حمایت از دولت افغانستان افزایش داد.
اندکی پس از قتل عام هرات، امین، ترتیب انتصاب خود به مقام نخست وزیری را داد. گرچه رسانه ها
همچنان از ترکی ، تقدیر به عمل آوردند، اما قدرت بیش از پیش به امین انتقال پیدا می کرد. با این حال ، در
ماه های بعد ، روابط شخصی بین امین و کارکنان شوروی در کابل بیش از پیش تیره شد.
از ماه سپتامبر تا دسامبر 1979، وضعیت نظامی در افغانستان همچنان رو به وخامت بود و نتیجه این شد که
روس ها تصمیم گرفتند تا: -1 امین را از کار برکنار کنند؛ -2 کارمل را به عنوان رهبر ائتلاف جدید خلق
پرچم بر سر کار آورند؛ -3 از نیروهای شوروی استفاده کنند تا رژیم جدید، فرصت کافی برای برقراری
مجدد نظم و بازسازی ارتش افغانستان را در اختیار داشته باشد.

1 – kerala٣٢
تهاجم
تهاجم شوروی به افغانستان ، بر اساس الگوی تهاجم آنها در سال 1968 به چکسلواکی ترتیب داده شد.
ویژگی هر دو عملیات عبارت بود از فریب گسترده ، براندازی یک دولت کمونیست غیر قابل اعتماد ، وارد
ساختن نیروهای هوابرد برای تصرّف اهداف کلیدی در پایتخت، تحرّکات نیروهای تفنگدار موتوریزه ، برای
ایجاد ارتباط با عناصری که از هوا به زمین فرود می آیند و جایگزینی دولت با رفقای قابل اعتمادتر.
در شب کریسمس 1979، شوروی آغاز به فرود آوردن عناصر یک لشکر هوابرد و واحد کماندویی
1 (اشپتس ناز)
در فرودگاه کابل نمود. در 27 دسامبر چند صد نیروی کماندویی در قصر دارالامان ، خارج از
کابل ، استقرار یافتند و پرزیدنت امین و محافظانش را به قتل رساندند. همچنین در روز بیست و هفتم
دسامبر ، نیروهای شوروی تلفن خانه ی اصلی را منفجر کرده ، رادیوی کابل را تصرّف کردند و قسمت
اعظم تأسیسات دولتی را در کابل را به تسخیر خود درآوردند. زد و خوردهای جدی در شهر ، تا طلوع
صبح روز 28 دسامبر پایان یافته بود. کارمل به عنوان رییس شورای انقلاب ، دبیرکل حزب دموکراتیک خلق
افغانستان و نخست وزیر اعلام شد. در ماه های بعد، رژیم کارمل محاصره داخلی شد و به جای آن که به
یک دست نشانده تبدیل شود، تقریباً به زندانی روس ها تبدیل شد و کلیه وزارت خانه ها ، آشکارا تحت
کنترل شوروی درآمد. در ماه مه 1986، کارمل – که به چهره ای منفور و بی اثر تبدیل شده بود – از کار
برکنار شد و جای خود را به محمد نجیب االله، رییس سابق پلیس مخفی افغانستان داد ، نجیب االله روابط
بهتری با مسکو داشت.
در پایان، نخستین هفته ژانویه 1980، تعداد نیروهای شوروی در افغانستان در مجموع به پنجاه هزار نفر
می رسید. این تعداد تا پایان ماه مارس تقریباً به 85 هزار نفر رسید که معادل با شش لشکر شوروی بود.
1- 2-7- علل تهاجم نظامی شوروی به افغانستان
همانطور که قبلاً اشاره شد ، قوای اشغالگر شوروی در ششم جدی 1358 با تجاوز آشکار وارد سرزمین
اسلامی افغانستان گردید. آنچه که توجه پژوهشگران علوم سیاسی و روابط بینالمللی را جلب میکرد علل
تهاجم نظامی شوروی به افغانستان بود که هر کسی از زاویه خاص ی به این موضوع نگریسته فرضیههای
مختلفی ارائه داده است:

مطلب مرتبط :  

1 – spetsnaz٣٣
1. اهمیت استراتژیک برای شوروی: افغانستان به عنوان نقطه ارتباطی و دارای اشراف به خاورمیانه و
بحر هند به منظور تهاجمات بعدی ، استفاده از معادن بکر و دست نخورده افغانستان، برآورده ساختن بخشی
1 از نیازمندیهای اقتصادی شوروی، رسیدن به آبهای گرم جنوب ، در راستای محاصره استراتژیک چین.

2. جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی ایران چرا که انقلاب اسلامی استراتژی خود را به عنوان انقلاب
رهاییبخش برای همه مسلمانان و سرزمینهای اسلامی مانند فلسطین و لبنان و کشورهای اسلامی آسیای
مرکزی از چنگال سلطه اتحاد جماهیر شوروی و… مطرح ساخته است.
3. سرکوب قیام اسلامی مردم افغانستان ، جلوگیری از سقوط رژیم دستنشانده کمونیستی در کابل که
در برابر سلحشوریهای مجاهدین خداجوی افغانستان، رژیم منفور مارکسیستی تهدید به سقوط و نابودی
میشد. دیگر اینکه اتحاد شوروی با تهاجمات وحشیانه خود بر آن بود که از پیروزی مجاهدین جلوگیری
کند.
حفظ و تأمین امنیت سرزمینهای آسیای مرکزی و ثبات سیاسی جمهوریهای آنها، در مردم مسلمان
افغانستان برابر بازگشت به هویت اسلامی و ملی آنان ، با تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران و جهاد
مقدس. موارد فوق، در مجموع ، قسمتی از نظریات مختلفی بود که ابعاد تهاجم نظامی شوروی را در
افغانستان نشان میدهند. دلایل فوق هیچگاه به تنهایی نمیتوانند علل اصلی تجاوز شوروی را بیان کنند بلکه
مجموعاً هر کدام بخشی از اهداف توسعهطلبانه و جهانخوارگی «سوسیال امپریالیسم» شوروی آشکار
میسازد.
2- 2-7- واکنش بین المللی نسبت به تهاجم
در ژانویه 1980، مجمع عمومی سازمان ملل با 104 رأی موافق در برابر 18 رأی مخالف (با 30 غایب یا
رأی ممتنع) مداخله مسلحانه اخیر در افغانستان را تقبیح کرد. مجمع عمومی در ماه مه، گرچه صراحتاً از
شوروی نام نبرد ، اما خواستار عقب نشینی فوری و بدون قید و شرط کلیه نیروهای خارجی از افغانستان
شد.
اهمیت رأی مجمع عمومی در این بود که بیش از 2/3 کشورهای غیرمتعهد، علیه شوروی رأی داده
بودند. حتی برخی از دولت های سوسیالیستی یا احزاب برادر یا علیه اتحاد شوری رأی دادند (یوگسلاوی)
و یا این که از این کشور انتقاد کردند (رومانی). چین خروج نیروهای شوروی از افغانستان را به تقاضاهای
خود به عنوان پیش شرط عادی سازی مجدد روابط با شوروی افزود.

.1 حسین احمدی، تحولات منطقهای افغانستان (مجموعه مقالات)، تهران: نشر مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 1389.٣۴
واکنش آمریکا به این تهاجم ، یکی از شدیدترین اقداماتی بود که ایالات متحده تا به حال ، در پاسخ به
یک اقدام خاص شوروی در پیش گرفته بود. پرزیدنت کارتر با این ادعا که پیامدهای تهاجم شوروی می
تواند تهدید نسبت به صلح از زمان جنگ جهانی دوم باشد، شش اقدام را که بر اتحاد شوروی تأثیر