داشت،
اعلام نمود:
-1 جلوگیری از صدور هفده میلیون تن گندم از آمریکا به شوروی؛
-2 متوقف ساختن فروش کامپیوتر و تجهیزات دارای تکنولوژی سطح بالا به شوروی؛
-3 کاهش صید مجاز ناوگان ماهی گیری شوروی در آب های آمریکا، از 350 هزار تن به 75 هزار تن؛
-4 تأخیر انداختن گشایش کنسول گری جدید شوروی در نیویورک؛
-5 به تعویق انداختن مذاکرات مجدد آمریکا و اتحاد شوروی، برای نیل به یک موافقت نامه فرهنگی که
تحت بررسی بود؛
-6 تحریم شرکت آمریکا در المپیک مسکو، اقدامی که بعدها 5 کشور دیگر نیز به آن پیوستند.
شوروی از شدت واکنش بین المللی غافلگیر شد. این کشور سعی کرد از طریق اقدامات دیپلماتیک،
تقصیر این منازعه را به گردن ایالات متحده و چین بیندازد و به کشورهای منطقه اطمینان خاطر بدهد که
شوروی هیچ نظر سوء ای نسبت به خاک ، منابع و یا منافع آنها ندارد. تلاش های شوروی برای عقد یک
موافقت نامه ی صلح که از نظر این کشور مطلوب باشد، در فوریه 1980 آغاز شد، اما شوروی در جست و
جوی خود برای یافتن متحدان منطقه ای با شکست مواجه شد و تلاش های اولیه برای دست یابی به یک
صلح مطلوب ناکام ماند.
3- 2-7- اشغال نظامی و عقب نشینی
نیروهای شوروی ، نه سال بعد از اشغال افغانستان، به طور روزافزونی خود را در بن بست دیدند.
استراتژی شوروی عبارت بود از این که مراکز عمده ی ارتباطاتی را در تصرف خود نگه دارد؛ رخنه و نفوذ
نیروهای مخالف را محدود سازد و پایگاه های محلی را، با حداقل ریسک برای نیروهای خودی، منهدم کند.
استفاده از هلی کوپتر ، سلاح های شیمیایی و تاکتیک های ایجاد رعب و وحشت ، ابزارهای اصلی در
استراتژی شوروی محسوب می شدند که منجر به صدها هزار تلفات در میان افغان ها و تبعید اجباری 1/3
جمعیت کشور شد.
طبق ، برآوردهای محافظه کارانه ، تقریباً یک میلیون نفر از جمعیت 12/5 میلیون نفر افغانستان تا زمانی
که آخرین نیروهای شوروی این کشور را ترک کردند (پانزدهم فوریه 1989) به هلاکت رسیده بودند و
حدود پنج میلیون نفر به عنوان پناهنده به کشورهای همسایه، یعنی ایران و پاکستان فرار کرده بودند. یک
میلیون نفر دیگر نیز در داخل کشور از خانه و کاشانه خود آواره شده بودند. اکثر کشته شدگان غیرنظامی ٣۵
بودند؛ با این حال، نزدیک به 100 هزار نفر از جنگجویان مقاومت نیز در میان آنها بودند. تأکید شوروی در
حمله به مردم غیرنظامی که از مجاهدین حمایت می کردند ، نهایتاً منجر به استفاده از سیستم های تسلیحاتی
1 گران قیمت شوروی ، نظیر هلی کوپترهای توپدار Mi-24 (هیند)
در افغانستان شد.
در آوریل 1986 پرزیدنت ریگان ، به سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا دستور داد تا موشک های ضد
هوایی استینگر در اختیار نیروهای مقاومت افغانستان قرار دهد ، تصمیمی که تأثیر چشمگیری بر جریان
جنگ داشت. مجاهدین توانستند هلی کوپترهای توپدار هیند را منهدم کنند و در عملیات تدارکات هوایی
شوروی اختلال ایجاد نمایند و از پشتیبانی هوایی نزدیک نیروی هوایی شوروی و افغانستان از نیروهای
زمینی شوروی بکاهند. رهبری شوروی که با این معضل مواجه شد، مجبور بود یا نیروهای نظامی خود را
افزایش دهد و یا افت بیشتر کارایی نیروهای خود را شاهد باشد. اما رهبری شوروی تصمیم به عقب نشینی
نیروهای شوروی از افغانستان گرفت.
در هشتم فوریه 1988، پرزیدنت گورباچف اعلام کرد که نیروهای شوروی از پانزدهم مه عقب نشینی
خود را از افغانستان آغاز خواهند کرد؛ این عقب نشینی در پانزدهم مه 1989 تکمیل شد.
موافقت نامه ی ژنوف در مورد افغانستان که در تاریخ چهاردهم آوریل 1988 تحت توجهات سازمان
ملل متحد بین حزب دموکراتیک خلق افغانستان و دولت پاکستان منعقد شد و مشترکاً به وسیله اتحاد
شوروی و ایالات متحده، تضمین گردید ، چارچوب کلی برای عقب نشینی شوروی را فراهم آورد. گرچه،
این موافقت نامه ، با تأیید گسترده بین المللی روبه رو شد و یک پیروزی دیپلماتیک برای سازمان ملل
محسوب می شد ، اما زمینه ی لازم را برای گذار به یک دولت مشروع در افغانستان (بر اساس ادعاهای
افغان ها مبنی بر تعیین سرنوشت آینده خود عاری از هرگونه مداخله خارجی) فراهم نکرد. با این حال ، این
موافقت نامه باعث شد تا رهبری شوروی ، مذاکرات مستقیم خود را با مجاهدین آغاز کند.
2-8 – پیامدهای حضور شوروی در افغانستان
تجاوزات اتحاد جماهیر شوروی و پیامدهای ناشی از آن در افغانستان عکسالعملهای جامعه اسلامی
افغانستان و جوامع بیناللملی را در پی داشت که دامنه مبارزات و جنبش مقاومت را دارای تحولات کمی و
کیفی نمود ، به قیامهای نامنظم و پراکنده شکل بخشید ، روح جهاد را در اعماق قلب جامعه دمید و قیام
جنبه عشق و عبادت به خود گرفت و جهاد اسلامی عامل اتحاد و همبستگی تمامی اقشار جامعه شد. اثرات
و پیامدهای حضور ارتش سرخ شوروی در افغانستان، اجمالاً ، از این قرارند:

مطلب مرتبط :   عقد، وکالت، اذن، عقود، عزل، اذنی

1 – Hind٣۶
1. اشغال افغانستان از سوی شوروی باعث قیام سراسری شد و همه حرکات را به سمت مخالفت با
قوای اشغالگر بسیج کرد. تمامی مردم را با محوریت اسلام جمع کرده هرگونه سازش با دولت مارکسیستی
را نفی و مبارزه مسالمتآمیز را به مبارزه قهرآمیز و آشتیناپذیر تبدیل نمود.
2. موضعگیریهای جهانی در برابر اتحاد جماهیر شوروی را در پی داشت مانند: مجمع عمومی سازمان
ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه اروپا ، تمامی سازمانهای آزادیبخش جهان ، کمیسیون حقوق
بشر سازمان ملل ، جنبش کشورهای غیرمتعهد ، اتحادیههای منطقهای و بینالمللی و… .
3. عدم توانایی شوروی در رقابت با «جنگ ستارگان» ریگان سرانجام در ذهن میخائیل گورباچف ایدهای
تحت عنوان «پروستریکا و گلاسنوست» به وجود آورد.
4. تجاوز شوروی به افغانستان به شکست ذلتبار آن دولت اشغالگر انجامید. در تاریخ /1367 11/ 17
تمامی نیروهای شوروی سرافکنده فرار را بر قرار ترجیح دادند و در برابر دیدگان متحیر جهانیان، ارتش
سرخ شوروی برای اولین و آخرین بار به دست پر توان مجاهدمردان افغانستان طعم شکست را چشیدند که
به دنبال آن آسیای مرکزی و اروپای شرقی آزاد گردیدند. اتحاد جماهیر شوروی از هم فرو پاشید ، کمونیسم
و سوسیالیسم به زبالهدان تاریخ سپرده شد و یک قطب استکبار جهانی نابود گردید.
1- 2-8- احیای اندیشههای قبیلهای و قومی به دست کا.گ.ب. (.K.G.B) و کمونیستها
زمانی که صلابت و شکستناپذیری مردم مسلمان و مجاهد افغانستان برای شوروی و کمونیستهای
داخلی و شکست آنان محرز شد، دولت کمونیستی کابل با همکاری کا. گ.ب. و با استفاده از فکر کهن
انگلیسی ِ«تفرقهبینداز و حکومت کن»، به تشکیل گروههای قومی و قبیلهای دست زدند تا بدینوسیله
شکافهای اجتماعی را بیشتر کنند و اقوام را بر ضد یکدیگر برانگیزند. در این زمینه خاد (خدمات امنیت
دولتی)، وزارت اقوام و قبایل و جبهه ملی پدر وطن در سازماندهی این طرح اختلافانگیز نقش اساسی
داشتند؛ آنها از روشهای ذیل استفاده کردند:
1. جذب بزرگان اقوام از طریق جبهه ملی پدر وطن.
2. استقرار شبهنظامیان میلیشیا و همانندسازی آنها با مجاهدین جهت تخریب مجاهدین.
3. نفوذ در نهضت مقاومت اسلامی به وسیله مأمورین اطلاعات خاد.
1
البته بخش اعظم درگیریهای سیاسی ، نظامی ، اجتماعی و بحرانها و ناهنجاریها بر اساس دسایس و
طرحهای شوم سازمان جهنمی کا.گ.ب. شوروی ، خاد کمونیستها در قالب طرح قومیتگرایی افراطی و
اجرای آن از طریق تشکلهای فوق بوده است. در این تشکلها اقوام پشتون ، هزاره ، ازبک و تاجیک و… که
هر کدام را در شکل مخصوصی یها با انگیزه قومی افراطی ضدارزشهای دینی تربیت نمودند که در زمان

1. حسین احمدی، تحولات منطقهای افغانستان (مجموعه مقالات)، تهران: نشر مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 1389، ٣٧
پیروزی مجاهدین هر کدام از آنها وارد در جبهه قومی خود در بین مجاهدین گردیدند و باعث درگیریهای
مجاهدین شدند: قوم پشتون با حزب اسلامی حکمتیار، قوم هزاره با حزب وحدت اسلامی ، قوم تاجیک در
حزب جمعیت اسلامی و قوم ازبک و ترکمن تحت رهبری ژنرال عبدالرشید دوستم ، به حرکت درآمدند و
فجایع اخیر و دخالت مستقیم دشمنان اسلام و ملت افغانستان را باعث شدند. وضع کمونیستها نیز به این
صورت بود: دو جناح عمده «حزب دموکراتیک خلق» یعنی خلقیها و پرچمیها درگیر شدند. جناح خلق به
رهبری نورمحمد ترهکی از قوم پشتون بودند ترهکی متعصب همیشه به زبان پشتو صحبت میکرد؛ یک بار
هم مشاهده نشد که به زبان فارسی دری صحبت کند. جناح پرچم به رهبری ببرک کارمل از قوم تاجیک و
فارسیزبان بودند که در داخل حزب دموکراتیک خلق (حزب کمونیست) با هم درگیری قومی و طایفهای
داشتند. این موضوع برای تمامی دشمنان اسلام اهمیت داشته که از این اختلافات سوءاستفاده نمودهاند.
2- 2-8- جنگ سرد و رقابت آمریکا و شوروی در افغانستان
بعد از جنگ جهانی دوم نظام جدیدی بر روابط بینالمللی حاکم شد که مهمترین شاخص آن دو قطبی
شدن جهان و جایگزینی آمریکا به جای انگلیس به عنوان ابرقدرت بود. همچنین از یک سو توسعه و
پیشرفت شوروی در اروپای شرقی و آسیای مرکزی و استقرار ارتش سرخ در اروپای شرقی و گسترش نفوذ
آن به طرف آفریقا و آمریکا ی لاتین ، و از سوی دیگر اتخاذ استراتژی سد نفوذ از سوی آمریکا در برابر
شوروی ، شروع جنگ سرد بین بلوک کمونیسم به سرکردگی شوروی و بلوک سرمایهداری به سرکردگ ی
آمریکا بود.
بیرون راندن شوروی از یونان و ترکیه در سال 1947 از سوی آمریکا ، جنگ کره بحران موشکی کوبا و
شکست آمریکا در جنگ ویتنام که تبلیغ دامنهدار شوروی را در پی داشت. طرحریزیهای آمریکا در افغانستان
به گذشتههای قبل یعنی زمان سلطنت محمدظاهرشاه برمیگردد که صدارت شاهمحمودخان را میتوان
زمینهساز گرایش به سوی آمریکا دانست. از جانب دیگر محمدداوودخان در سال 1348 زمان صدارتش و
قبل و بعد از آن به همکاری و همسویی با شوروی اصرار داشت. این رقابت آمریکا و شوروی و نیز
وابستگی داوودخان به شوروی و شاهمحمودخان به آمریکا را عالم مجاهد و شاعر انقلابی، شهید سید
اسماعیل بلخی » ره« در زندان چنین سروده است:
بـعــد آمــد سـخــن چـنــد ز دکـــان گفـت آن پیـرک
1
هـوشیـارک لــرزان
بهتـر آن است به امریکـه فروشیـم وطـن تـا ضمانـت کنـد آینـده مایان امشـب
دیگری گفت که امریکـه بـه دور است زمـا در کف روس گذاریـم گروگان امشـب

مطلب مرتبط :   حقوق، احکام، عقل، فقه، عقلی، حقوقی

1. شاهمحمودخان عموی ظاهرخان.٣٨
در راستای رقابت، آمریکاییها لیسه (دبیرستان) عالی حبیبیه را و شوروی تختیکم جنگلک را در کابل و
نیز دانشکده مهندسی را آمریکاییها و مؤسسه پلیتکنیک کابل را شوروی به لحاظ استاد، مواد درسی و ..
تأمین میکردند.
تهاجم شوروی به افغانستان ، در دسامبر 1979، نمایانگر تحولی بی سابقه در رفتار بین المللی شوروی
(در خارج از چارچوب پیمان ورشو از زمان پایان جنگ جهانی دوم)، بود. این تهاجم نشان دهنده ی تغییری
چشمگیر و گسترده ، در رهیافت شوروی ، نسبت به حلّ مسائل بین المللی بود. بسیاری از کشورها ، این
تهاجم را دلیلی بر گرایش های توسعه طلبانه در سیاست خارجی شوروی قلمداد کردند. این کار ، غرب به
ویژه ایالات متحده را تکان داد؛ آنها، با توجه به تلاش های مستمر دولت کارتر ، جهت حفظ سیاست تشنج
زدایی با اتحاد شوروی ، احساس می کردند که به نوعی به آنها خیانت شده است.
با آنکه از جهت چیستی اشغال افغانستان توسط شوروی و حضور امریکا در افغانستان می توان تفاوت را
دید ، یعنی شوروی با زور و بدون مشورت سازمان ملل متحد سربازانش را وارد افغانستان ساخت ، ولی
ایالات متحده امریکا بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل وارد افغانستان کرد ، ولی در ماهیت ، در
عملکرد این دو قوا نمی توان تفاوت زیادی را مشاهده کرد .
از جهت دیگر حکومت استبدادی نظام های کمونیستی در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی همسان با
حکومت کنونی افغانستان مطابق به گزارش نشریه اکونومسیت که در شمار مستبد ترین کشور های جهان
قرار گرفته می باشد .
با آنکه تلفات غیر نظامیان در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی و حضور امریکا نمیتوان همسان دانست،
مگر جست وجو های خود سر و تلفات غیر نظامیان و حملات بدون هماهنگی نیرو های خارجی در
افغانستان و دخیل نکردن حکومت افغانستان در مسایل مهم کشور مانند گفت و گوهای صلح با طالبان گونه
های از حضور قانونی با ماهیت غیر قانونی امریکا در افغانستان است .
یعنی در نهایت چنانچه در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی همه چیز از شوروی اداره می شد، امروز
نیز حرف نخست و آخر را در همه موارد ایالات متحده امریکا می زند .
وضعیت امروز حکومت افغانستان شباهت های زیادی با آخرین رژیم تحت پشتیبانی شوروی یعنی
حکومت داکتر نجیب االله دارد ، که می توان از زمان رژیم داکتر نجیب االله به روند بنام مش مصالحه ملی،
ایجاد نیرو های ملیشه ، گسترش نفوذ مخالفین حکومت در دهات نام برد و در حکومت کنونی نیز از روند
گفت و گوهای صلح با طالبان و ایجاد پولیس محلی که ماهیت عملکرد ملیشه یی را دارد و نفوذ امروز
طالبان در افغانستان را نام گرفت. با وجودی که ایالات متحده امریکا درپی تقویت نیروهای بومی افغانستان
و تامین ثبات در این کشور است ولی پیروزی های چندان نداشته است .٣٩
کاهش مجبوبیت جنگ افغانستان نزد اندیشه های عمومی در غرب و نا امنی های موجود، کشت مواد مخدر
، فساد