شکل گیری احساس هویت

شکل گیری احساس هویت، اعتماد مضاعف است به اینکه نحوه نگرش فرد به خود ، استمرار و پیوندی با گذشته او داشته و با ادراک دیگران از وی یکسان است . افرادی که دچار اغتشاش نقش هستند نمی دانند که چه کسی هستند و مطمئن نیستند که آیا تصوری که از خود دارند با ادراکی که دیگران ازآنها دارند هماهنگی دارد یا نه ؟ آنها از وضعیت فعلی و عواقب آینده آن نگران و مضطربند در خلال سال های آخر نوجوانی ، این کشمکش فرد با حس هویت می تواند به پیوستن و انواع گروهها منجر شود یا به اضطراب قابل توجهی درباره انتخاب حرفه بینجامد.( مارسیا،1966)

جدی ترین بحرانی که یک شخص باآن مواجه می شود، در خلال شکل گیری هویت رخ می دهد، این بحران بدان جهت جدی است که عدم موفقیت در رویارویی باآن ، پیامدهای بسیاری دارد. شخصی که فاقد یک هویت متشکل است در خلال زندگی بزرگسالی اش با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. اریکسون خاطرنشان می سازد که برای هر فردی امکان دارد بحران هویت روی دهد و منحصر به دوره نوجوانی یا جوانی نیست . از نگاهی دیگر بحران هویت اینگونه تعریف شده است .«عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود، اعم ازاین که به علت تجارب نا مطلوب کودکی و یا شرایط نامساعد فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد .

 

تأثیر بحران هویت بر نوجوانان

افراد دردوره نوجوانی اغلب سئوالاتی درباره هویت در ذهن خود مطرح می کنند و بعد در جست وجوی یافتن پاسخ های مناسب و منطقی هستند. یکی از علت های ایجاد سئوالاتی درباره هویت خود این است که نوجوان نمی داند کیست وچیست؟ نمی داند آیادرس بخواند یا نه ؟ چطور و کجا درس بخواند؟ ودریک کلمه هویت تحصیلی مشخص برای خود ندارد.

انگیزه چنین سئوالاتی دراین سن ناشی از تغییراتی است که درشناخت او به وجود می آید که کاری ضروری در راه کسب استقلال و شناخت هویت فردی خویش است و نوید دهنده بلوغ و شروع دوره ی نوجوانی است . نوجوان برای اینکه احساس هویت داشته باشد باید تداوم رادر طول زمان در خود مشاهده نماید. وی باید این یکپارچگی رادر خود احساس کند؛ یعنی با توجه به قراین موجود ، آنچه درآینده خواهد شد تداوم یافته همان  چیزی است که در سال های طفولیت در وی شکل گرفته است (اریکسون) . نظر روان شناسان درباره تعریف بحران هویت چنین است که هرگاه فرد در یافتن هویت خویش دچار تردید و عدم قاطعیت شود دچار سردرگمی ، بی هدفی و یک نوع یأس و افسردگی می شود و در عین حال به یک تصور منفی از خود دچار می گردد که به بحران هویت معروف است . هویت عبارت از افتراق[1] و تمییزی[2] است که فرد بین خود و دیگران می گذارد . هویت یک سازه و ساختار روانی و اجتماعی است . نوجوان برای ساخت هویت خود با دو مسأله روبه رو است . مسأله اول سازگاری با تغییرات بدنی ، درونی و شناخت است و مسأله دوم نحوه برخورد با مجموعه ای از نظام های بیرونی و ارزشی است ( راهنما و عبدالملکی ، 1387 ) . در بحران هویت، نوجوان شدیداً دچار اضطراب وناراحتی ذهنی می شود و نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خود را هماهنگ سازد . از نظر روان شناسی دوره نوجوانی و جوانی دورانی است که درآن بحران هویت بر سازمان های روانی فرد غالب می شود . بنابراین ، نوجوان وجوانی که تشنه هویت خویش است به جست وجوی ارزش های گوناگون و گاه متضاد می رود و آنها را ارزشیابی می کند ودر پایان این دوره بحران، احساسی از هویت برای وی ایجاد می شود. هویت هر فرد ؛ فرایندی از هویت واقعی ، هویت آرمانی و هویت مورد انتظار است . هویت واقعی تصویری از خود است که نوجوان از خویشتن واقعی خود دارد . این تصویر از خود نیز تصوری است که عمدتاً به وسیله والدین و مربیان جهت دهی می شود . پیاژه اظهار می دارد : هنگامی که سازمان های روانی فرد تغییر می کند  نوجوان به دلیل دست یابی به فکر انتزاعی از زوایای مختلف به موضوع می نگرد . هنگام بحران هویت، نوجوان غالباً در موارد زیر دچار شک وتردید می شود: اهداف بلند مدت ، انتخاب شغل برای آینده ، الگوهای رفاقت و انتخاب میل برای رقابت هدفمند ، رفتار و تمایلات جنسی ، تشخیص مذهبی ، نظام ارزش های اخلاقی تغییر گروهی و تعریف مجموعه ای از عناوین یاد شده » دراین سن، نوجوان از خود بریده و در دنیای درونی خود غوطه ور می شود . دراین دوره از زندگی ؛ نوجوان حساسیت زیادی دارد. این بریدگی ودر خود فرورفتگی مشکلاتی چون بحران هویت دارد و علاوه براینکه انسان ها را به ابهام و سردرگمی می کشاند؛ مشکلاتی را هم ایجاد می کند . این مشکلات عبارتند از –بروز اختلاف زمان و بی دقتی درامور ، دراین صورت نوجوان احساس می کند که گذشت زمان اهمیتی ندارد و برای هر کاری بیش از حد کافی وقت دارد . برخی نیز احساس می کنند که همه امور به سرعت می گذرد و برای خود وقت کافی ندارند

مطلب مرتبط :   خیابان، سوهانک، حکمت، قدیمی، حسینیه، دزاشیب

-احساس شدید نسبت به خود ، فکر نوجوان دراین حالت همیشه مشغول خصوصیات بدنی، شغلی یا نقشی است که برعهده دارد و نمی تواند افکارش رادرتأکیدهای درونی خود آزاد سازد.

-تشکیل هویت منفی که نوجوان ارزش های خانوادگی، اجتماعی ،و تحصیلی را به تمسخر گرفته واز کنارآن رد می شود و به گونه ای عصبی و پرخاشگرانه به آن بی اعتنایی می کند و نوعی رفتار نامأنوس از خود بروز می دهد.

-نوجوان ادراک اجتماعی را به رکود و بن بست می کشاند . ناملایمات اقتصادی مسأله می شود که درهر صورت با بروز رفتارهای هیجانی ، انگیزه های پیشرفت مفید، تحت الشعاع قرار می گیرد (همان).

[1] Difference

[2] Distinction