الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ (آل‏عمران 85) و هم چنین می فرماید: وَ وَصَّى بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (البقره 132).
زمانی که إسلام سلفی و إسلام وهابی و إسلام سنی و إسلام شیعه به میان می آید و هدف از آن إسلام جدید و یا دین جدایی باشد مصداق قول خداوند است که فرمود: إِنْ هِیَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ (النجم 23) ولی اگر این عناوین برای اجتهاد و فهم إسلام باشد إشکالی ندارد و مفید هم است.
و اگر تقریب دنبال این باشد که شیعه را سنی کرده و یا سنی را شیعه کند امکان ندارد و بی فایده است مخصوصا در کشوری مثل لبنان که از تنوع مذهبی رنج برده است ولی اگر سخن از امکان فهم مسلمانان از یکدیگر باشد یعنی سنی شیعه را بفهمد و شیعه سنی را بفهمد و اختلاف بینشان را اجتهاد فقهی و کلامی بدانند، در لبنان حاصل شده است و ما در طول قرون متمادی این گونه زندگی کرده ایم و إمکان این را هم دارد که تقویت شود هر چند تلاش های زیادی می شود که مسلمانان اتحاد خود را از دست بدهند. هر فعالیتی که در راستای غنای مسلمانان باشد مورد هجمه و هدف دشمنان است.
عظمت إسلام، جهانی بودن آن است که خداوند فرمود: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ (أنبیاء 107) و در آیه دیگری می فرماید: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً (سبأ 28) ولی کسی که فکر می کند که إسلام دین عرب است یا اینکه إسلام را دین اهل سنت می داند یا این که إسلام را دین شیعه می داند، إسلام را نفهمیده است و یا اینکه در فهم خود اشتباه کرده است و باید حقیقت إسلام را دوباره بفهمد. ما با این رویکرد نه تنها با شیعیان بلکه با مسیحیت نیز زندگی مسالمت آمیز داشته ایم.
شاکر: بزرگترین چالش وحدت إسلامی در لبنان اختلافات سیاسی می باشد چنان که لعن و سب نیز از موانع وحدت شمرده می شود. حضرتعالی این دو موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟
شیخ بلال شعبان: فکر می کنم بعد از فتوای امام سید علی خامنه ای مبنی بر عدم جواز اهانت مقدسات اهل سنت، باید بیشتر روی این فتوا توقف کرد چرا که مرحله مهمی از طرح وحدت اسلامی است، ولی این فتوی باید روشنگری شود چرا که کسانی که قضیه اختلاف مسلمانان را مطرح می کند که همان آمریکا و دولت های غربی باشند، به دنبال دفاع از ابوبکر و عمر و أم المومنین رضی الله عنها عایشه نیستند بلکه دنبال چیزی هستند که مورد اختلاف ما باشد تا در چهارچوب مشخص، وحدت إسلامی را لکه دار کنند.
همه اختلاف های مذهبی در منطقه از امور سیاسی ناشی می شود. شیعه نماز می خواند و اهل سنت هم نماز می خواند، شیعه روزه می گیرد سنی هم روزه می گیرد، شیعه قرآن می خواند سنی هم همان قرآن را می خواند شیعه رو به قبله می ایستد سنی هم رو به قبله می ایستد شیعه به توحید و نبوت اعتقاد دارد سنی هم اعتقاد دارد، قضیه اختلاف در این امور نیست که اگر هم اختلافی باشد اختلاف اجتهادی است که در بین اهل سنت بین اشاعره و ماتریدیه و در شیعه بین امامیه و زیدیه و اسماعیلیه اختلاف وجود دارد و همه این اختلافات در دایره لااله الا الله و محمد رسول الله باقی می ماند و در إسلام تطابق مطلوب نیست، حتی در تفاسیر قرآن تطابق وجود ندارد مثلا تفسیر سوره فاتحه را می خوانی بین تفسیر إبن عباس و إبن عمر اختلاف می بینی ولی این گونه اختلاف ها در نوع فهم است که اختلاف های سیاسی را در پی ندارد.
اختلاف از امور سیاسی است و من اختلاف سیاسی را هزار بار خطرناک تر از اختلاف فکری و فقهی می دانم، چرا که اختلاف فقهی برای اطاعت خدا روی می دهد ولی اختلاف سیاسی دو قسم است یک قسم برای رضایت الهی است و قسم دیگر برای رضایت فرعونی و آمریکا و شرق و غرب است. این حقیقتی تلخی است که با آن روبرو هستیم و در لبنان هر اختلاف سیاسی یا حتی اختلاف نظامی و امنیتی که روی می دهد در اموری از جمله امر مذهب تأثیر دارد. مثلا برخی می گویند جمهوری اسلامی ایران به دنبال تاثیر گذاری در منطقه است و چگونه ممکن است که طرح های ایران را قبول کنیم؟ یا این که ایران می خواهد شیعه دوازده امامی را گسترش دهد یا این که در ایران، ملیت گرایی فارسی رواج دارد. همواره فارسی گری و صفوی گری یا شیعه گری ایران را هدف قرار می دهند ولی هم چنان که گفتم این زمینه مذهبی ندارد بلکه امور سیاسی، زمینه ساز این گونه برخوردها است. دلیل این سخن ما این است که حزب های سیاسی لبنان همواره سنی و شیعه و مسیحی و مسلمان و دروز و علوی دیده می شود و اگر قضیه مذهبی می بود این تنوع مذهبی را شاهد نبودیم. نباید در اختلافات فجور و بی اخلاقی باشد، از نشانه های منافق این است که در اختلاف مرتکب فجور و بداخلاقی می شود.
برخی دولت های منطقه به دنبال نفوذ در لبنان به مدت سالیان طولانی هستند و برخی دوست دارند بر کرسی ریاست بمانند و لو با همکاری با آمریکا و غرب و به هزاران مسلمان شیعه و سنی.
شاکر: تندرو ها در هر مذهبی دیده می شود و فعالیت دارند. آیا در لبنان تندرو های شیعه یا تندروهای سنی و سلفی ها فعالیت مؤثر دارند و تندروهای کدام مذهب فعالیت بیشتری دارند؟ و به نظر شما آیا غالب با علمای تقریبی است یا تندرو های مذاهب؟
شیخ بلال شعبان: بدیهی است که در هر مذهبی تندرو ها و معتدل ها فعالیت داشته باشند ولی در لبنان معتدل ها اغلبیت را تشکیل می دهند ولی متأسفانه رسانه در اختیار تندرو ها است و رسانه ها فعالیت های تندرو ها را منعکس می کنند و این باعث می شود که تندرو ها همیشه در صدر باشند مثلا اگر امروز در لبنان شخصی فریاد بزند که باید در بین مسلمانان مهر و محبت و وحدت باشد، رسانه ها این را پوشش نمی دهند ولی اگر یک روحانی شیعه یا شیخ سنی بر علیه مذهب دیگر سخنی بگوید، در تمام صدر کانال ها و صفحه های رسانه ها منعکس می شود و این روش ادامه پیدا می کند تا این که کلیه مخاطبان از این موضوع اطلاع یابد و متأسفانه این مسأله در لبنان و در منطقه رواج دارد.
نوع دیگر تعصبات در امور سیاسی یافت می شود مثلا شیعه سیاسی و یا سنی سیاسی فعالیت دارند مثلا یک شیعه را می بینی که ابدا وارد مسجد نشده است و یا پیشانیش به مهر تربت نخورده است ولی خودشان را نظریه پرداز سیاسی شیعه یا سنی می داند و از اهل بیت و اسلام دفاع می کند و چه بسا سیره اهل بیت را نمی داند و نام های امامان را هم نمی داند و همین طور است در بین اهل سنت، مثلا شخص سنی را می بینی که اصلا نام های عشرۀ مبشرۀ را نمی داند و یا خلفای راشدین را نمی شناسد ولی سنی تر از ابوحنیفه و احمد و مالک است و این نوع تعصب کور در لبنان بسیار دیده می شود.
شاکر: در بین علمای شیعه داعیان بزرگی در موضوع وحدت ظهور کرده اند مثل علامه فضل الله در لبنان و یا مؤسسات بزرگی در راستای وحدت از سوی شیعه تإسیس شده است مثل مرکز تجمع علمای مسلمین لبنان. از سوی اهل سنت چه قدم هایی در راستای تقریب و وحدت إسلامی برداشته شده است؟
شیخ بلال شعبان: در لبنان دو عالم بزرگ بودند که از داعیان تقریب به شمار می رفتند و طرح وحدت إسلامی در لبنان را با همکاری جموری إسلامی ایران دنبال می کردند. اولین ایشان مرحوم والد بزرگوار شیخ سعید شعبان رحمه الله علیه بود که در اوایل انقلاب إسلامی ایران نیز به ایران رفت و زمانی که عده ای از شیعیان مفهوم ولایت فقیه را درک نکرده بودند شیخ سعید شعبان حرکت توحید إسلامی را بنیان نهاد و اندیشه ولایت فقیه را درک کرد که با شعار ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا و انقلاب ما انقلاب یک میلیارد مسلمان است و نه شیعه نه سنی جمهوری اسلامی، ظهور کرده بود و این بعد دینی بود و در بعد سیاسی که شعارش این بود که مشکلات مسلمانان از آمریکا است و دومین عالم تقریب دکتر فتحی یکن مؤسس جمعیت عمل إسلامی بود که علمای إسلامی را به طرح وحدت إسلامی و مقاومت دعوت کرد و همواره به دنبال بازیافت هویت إسلام و مسلمانان بود که همان هویت أمت واحد بود که در زمان او نماز عید و جمعه وحدت در وسط بیروت خواندیم. در لبنان داعیان وحدت إسلامی وجود داشت و جبهه عمل إسلامی در این راستا فعالیت دارد و از حیث کمیت عالمان وحدت در اکثریت هستند و اصحاب تفرقه کم هستند ولی متأسفانه ما در عرصه رسانه ضعیف هستیم و کانال ها و ایستگاه های ماهواره ای زیادی در اختیار ضد تقریبی ها هست و اکنون صدها ماهواره و کانال در راستای اختلاف مذهبی فعالیت دارند و در حالی که صدای داعیان وحدت به شدت ضعیف است چرا که ما رسانه نداریم.
شاکر: در راستای تقویت ارتباطات مسلمانان و وحدت إسلامی و تقریب مذاهب إسلامی چه پیشنهاد و راهکاری دارید؟
شیخ بلال شعبان: راه کارهای تقویت تقریب را در چند بند تقدیم می کنم:
1. باید صدای عقل مرتفع شود و نظر ها به سوی عقلا و اندیشمندان متوجه شود.
2. این که واجب است تندور ها به حاشیه رانده شوند و هر مذهبی تندورهای خود را مطرود کند یعنی اگر سنی تندروی کرد سنی جوابش را داده و ساکتش کند و اگر شیعه تندروی کرد شیعیان جوابش را داده ساکتش کنند و باید صدای تقریبی ها بلند شود.
3. باید در دروسی که در مساجد و حسینیه ها ارائه می شود به مشترکات بین مذاهب تأکید شود یعنی در بین علما دو نوع خطابه دیده می شود یکی در اجلاس های تقریب و دیگری خطابه در مساجد یا حسینیه ها که باید از این دوگانگی رها شویم و منهج واحدی در پیش بگیریم می بینید در دانشگاه دختر سنی با پسر سنی رابطه دوستی و ازدواج دارند و بالعکس ولی در مدارس دینی ما این گونه روابط دیده نمی شود چرا که در مدارس و مساجد و حسینیه های ما اختلاف تعلیم داده می شود.
4. اختلاف مذاهب را باید در چهارچوب اختلاف فقهی و اجتهادی دید و اگر مذاهب پادگان های سیاسی و نظامی بر علیه یکدیگر باشد طرح وحدت شکست خواهد خورد.
5. نباید با اختلاف امام علی و ابوبکر با یکدیگر اختلاف داشته باشیم چرا که قرآن می فرماید: تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ (بقره 134) برخی شیعیان، اهل سنت را مسئول مستقیم در جریان شهادت امام حسین یا حضرت زهرا می دانند و اهل سنت هم شیعیان را رافضی و کافر و مشرک می دانند در حالی که نباید با قضایای تاریخی، بر اختلاف مذهبی دامن بزنیم. امروز وظیفه ما احترام مسلمانان است خدا شاهد است که اگر اکنون حضرت ابوبکر و عمر و علی بیایند ما را از خود می رانند چرا که اهل سنت بر احقیت ابوبکر و شیعه بر احقیت علی نزاع می کنند در حالی که امروز امام باراک حسین اوباما و بنیامین نتانیاهو است چرا که کلا از دایره رقابت إسلامی خارج شده ایم.
ما بیش از یک میلیارد و نیم مسلمان هستیم ولی در جامعه بین المللی هیچ نیستیم و یهود در فلسطین اشغالی چهار میلیون نفر بیشتر نیست و بر همه عالم سیطره دارند و دلیل این موضوع نبودن ما در جامعه است ما به جای سیطره فکری بر جامعه جهانی در حال سیطره بر یکدیگر هستیم. اختلافات باید جنبه علمی داشته باشد، شیعه قائل به الوهیت علی نیست و اهل سنت علی را دشمن نمی دارند و محبت علی در دلشان است. ما در طرابلس مدرسه علمیه داریم که یک بار نام ها را لیست بندی کرده و نظری در آن انداختم به آمار جالبی دست یافتم مثلا عبد الله و عبد الرحمن در صدر بود و بعد نام مبارک محمد با همه مشتقاتش مثل احمد و محمود و طه و بعد از آن علی بود و حسین و حسن و در نام های دخترانه اسم اول مریم و ماریا و بعد از آن فاطمه و سپس عایشه بود. در نزد اهل سنت نام های حسین و حسن بیش از عمر و عثمان است چرا اهل سنت اهل بیت را دوست دارند و امام علی در بین صحابه امتیاز دارد و ما علی را به دو صفت می ستاییم؛ علی کرم الله وجهه و علی رضی الله عنه ولی در مورد سایر صحابه فقط می گویم رضی الله عنه. بنابراین باید اختلاف ما علمی باشد و نه از روی جهل و سخنان عوامانه، اختلاف را دامن بزنیم. اگر ما وحدت داشته باشیم می توانیم بر جهان حکومت کنیم و باید دقت داشته باشیم که اگر اختلاف شیعه و سنی را بر محور جهل حق با من است و حق با تو نیست ادامه دهیم در واقع پشت پا به دین إسلام زدیم و به همه عالم می گوییم که طرح إسلام محمد شکست خورد چرا که نتوانست أمت واحد را تحقق بخشد ما وقتی به صحابه طعنه می زنیم در واقع طعنه به رسول خدا زدیم.

مطلب مرتبط :  

2-5- دکتر رضوان السید
رَضْوان السیّد در سال ۱۹۴۹ م در روستای ترشیش استان جبل لبنان به دنیا آمد. وی از نویسندگان و روشنفکران لبنان است که در حوزه تاریخ اندیشه سیاسی فعالیت می کند و علاوه بر آثاری در این حوزه، کتب و مقالاتی را از انگلیسی به عربی ترجمه کرده است. موضع وی در قبال حزب الله و سیاست خارجی جمهوری إسلامی ایران، منفی می باشد.
این گفتگو در 3 فروردین 1392 در منزل دکتر رضوان السید در بیروت- لبنان انجام شده است.406
شاکر: با سلام و ادب؛ آیا حضرتعالی به وحدت اسلامی اعتقاد عملی دارید؟
رضوان السید: سلام خدا بر شما؛ آری، اشاعره – که من هم یکی از اشعری ها هستم – احدی از مسلمانان را کافر نمی دانند و بین هیچ مسلمانی فرق قائل نیستند و بر خلاف خوارج که با ارتکاب گناه تکفیر می کردند، هیچ مسلمانی را به