عرفان، قرآن و برهان و اثبات این مدعا که صدرا به دنبال استفاده هدفمند و همزمان از این سه منبع معرفتی در یک ایستار بوده است، لازم است نحوه استفاده ایشان نیز تبیین گردد، به‌عبارت‌دیگر صدرا تنها در مقام گرداوری و استشهاد از آیات و روایات و مکاشفات عرفانی استفاده نموده و یا آنکه در مقام داوری و مقدمات برهان نیز استفاده نموده است.
همان‌طور که در فصل اول به‌تفصیل به مراحل تحقیق پرداخته شد، در خصوص روش‌شناسی صدرا عده‌ای با برشمردن مراحل شش‌گانه تحقیق76 که عبارت‌اند از: مواجهه با مسئله، ارائه فرضیه، جمع‌آوری اطلاعات، آزمون فرضیه، تبدیل فرضیه به نظریه و ارائه نظریه، استفاده از روش‌ها را به سه قسمت تقسیم نموده‌اند، مرحله اول و دوم را حاصل به‌کارگیری هرکدام از روش‌ها به‌صورت جداگانه و یا جمعی دانسته و مرحله سوم، چهارم و پنجم را حاصل از به‌کارگیری جمع روش‌ها به‌صورت ضروری و مرحله پایانی یعنی ارائه نظریه را منحصر در روش برهانی دانسته است، عده‌ای دیگر سعی در تبیین این نکته دارند که وی در مرحله گرداوری و نه داوری از دو منبع معرفتی عرفان و قرآن استفاده نموده است، رویکرد اول رویکردی است که نفوذ کثرت روش‌شناختی صدرا را تا مرحله آزمون فرضیه نیز وارد می‌نماید و تنها در مقام ارائه نظریه صدرا را مقید به برهان می‌داند، اما به نظر می‌رسد تقریر دوم، تنها در مراحل مواجهه با مسئله، ارائه فرضیه و جمع‌آوری اطلاعات، کثرت روش‌شناختی صدرا را تبیین می‌نماید.
به اعتقاد اندیشمندانی77 که قائل به استفاده صدرا از این سه منبع معرفتی در مقام گرداوری هستند، فلسفه دانشی است که در آن قوانین حاکم بر موجودیت اشیاء را از طریق استدلال‌های منتهی به بدیهیات یا احیاناً به مصادرات بررسی می‌کنند. (علی پور،1389، 88) و درنهایت نتیجه می‌گیرند که فیلسوف در مقام داوری است که نباید از غیر برهان تبعیت نماید و در چهار مقام ذیل می‌تواند از دین و عرفان استفاده نماید.
1- به‌عنوان طرح کنندۀ مسائل فلسفی (در جای دیگر ایشان از این قسمت تعبیر به مقام گرداوری می‌نمایند) یعنی دین و عرفان، فلسفه را با مسئله یا مشکلی روبرو کنند تا به روش برهانی به حل آن مشکل بپردازد. مثلاً معاد جسمانی یا وجود خداوند و امثال این‌ها را به‌عنوان مسئله برای فیلسوف مطرح میکنند.
2- داشتن تأثیر در اقامه برهان، این تأثیر ممکن است در حد الهام یک برهان، پیشنهاد آن برهان و به‌اصطلاح در حد حدس باشد.
3- تأثیر در هدایت عقل داشته باشد، در این بخش شهود نه‌تنها موجب حدس و القا برهان است بلکه مهم‌تر اینکه در به خطا نرفتن عقل و صحت برهان نیز مؤثر است؛ یعنی کشف و شهود عقل را هدایت می‌کنند تا راه خود را که همان اقامه برهان است درست بپیماید. به همین سبب برهانِ مدد گرفته از کشف بسی یقینی‌تر است.
4- تأثیر در کشف مغالطه داشته باشند، یعنی درصورتی‌که محتوای وحی یا کشف یا لوازم آن‌ها با نتیجه حاصل از روش برهانی تعارض داشته باشند، می‌توانند سبب شوند تا فیلسوف نقضی عقلی ارائه کند که مستلزم کذب نتیجه و بطلان استدلال باشد و به دنبال آن به کشف مغالطه بینجامد.
در تمام موارد فوق در حقیقت فیلسوف محتوای وحی و محتوای کشف خود و یا دیگران را به زبان عقل و به روش برهانی بیان می‌کند. (عبودیت، 1388 ، ج1، 61 تا 68)
در نهایت پیروان این دیدگاه نتیجه می‌گیرند که این‌گونه نیست که در حکمت متعالیه وحی و کشف در عرض عقل و رقیب آن‌اند و به‌منزله دو روش دیگر برای داوری درباره صدق و کذب گزاره‌های فلسفی معتبرند، بلکه فقط به این معنا است که آن‌ها در غیر مقام داوری دخیل‌اند و در طول عقل، مددکار آن‌اند، حال یا از طریق طرح مسئله برای عقل، یا از طریق الهام یا پیشنهاد یا القا برهان به عقل یا از طریق الهام یا پیشنهاد یا القای نقض عقلی و یا از همه مهم‌تر از طریق هدایت عقل به اقامه برهان صحیح بر واقعیت مکشوف برای فیلسوف.
تحلیل و بررسی
در مقام تحلیل نظریه مذکور باید توجه نمود که تفکیک بین مقام داوری و گرداوری و انطباق این تفکیک بر آثار صدرا به‌منظور تبیین نحوه استفاده وی از وحی و شهود در مقام اثبات تا چه اندازه امکان‌پذیر است. اینکه صدرا در قسمت‌های مختلف آثارش موارد مختلفی را برهان پذیر ندانسته ولی آن‌ها از مسائل حکمت متعالیه‌اند و وی در پاسخ به آن‌ها نظریه‌پردازی نموده است. یا آنکه در بسیاری از موارد طریق خود را برهان کشفی می‌خواند و یا در مواردی قول معصوم را حد وسط برهان خود قرار می‌دهد. (فرامرز قرا ملکی، 1388، 114) همگی حاکی از آن است که وی در مقام داوری نیز قائل به حصر گرایی روش‌شناختی نبوده و پای وحی و یا کشف را در آن بازنموده است.
به عقیده پیروان صدرا حصول علم در اندیشه فلسفی صدرا از دو راه‌ به‌ دست‌ می‌آید:
1. راه‌ گفت‌ و گو و فراگیری‌ و آموزش‌ که‌ براساس‌ قیاسها و مقدمات‌ منطقی‌ است.
2. روش‌ علم‌ لدنی‌ که‌ از راه‌ الهام‌ و کشف‌ و حدس‌ به‌ دست‌ می‌آید.
دانش‌ از طریق‌ علم‌ لدنی‌ فقط‌ با پاک‌گرداندن‌ نفس‌ از شهوتها و لذتها و رهایی‌ از آلودگیها و ناپاکیهای‌ دنیا به‌ دست‌ می‌آید و آینه‌ صیقل‌ خورده‌ دل، متجلی‌ می‌گردد و حقایق‌ اشیا چنان‌ که‌ هستند، در آن‌ منعکس‌ می‌شود؛ زیرا نفس‌ آدمی‌ آن‌ گاه‌ که‌ برای‌ آن‌ سرشت‌ و طبیعت‌ ثانوی‌ پدید آید، با عقل‌ فعال‌ متحد می‌گردد.(مظفر، 1419ق، جلد1، 9)
علامه طباطبایی در این خصوص می‌گوید:
«پس‌ازآنکه برهان قطعی، صحت و واقعیت ثبوت وحی را تأیید نموده، دیگر فرقی میان مواد دینی حقیقی، که حقایق مبدأ و معاد را وصف می‌نماید، و میان مدلولات برهان و کشف نمی‌ماند. صدرالمتألهین درنتیجۀ این تنبّه و انتقال ذهنی، پایۀ بحث‌های علمی و فلسفی خود را روی توفیق میان عقل و کشف و شرع گذاشت و در راه کشف حقایق الهیات، از مقدّمات برهانی و مطالب کشفی و مواد قطعی دینی استفاده نمود.» (طباطبایی، 1396 ق، 297 -298)
به اعتقاد پیروان صدرا حکمت متعالیه روش معرفتی را توسعه داد و افزون بر عقل، از شهود و نقل نیز بهره گرفت و نیز صدرالمتألّهین در جلدهای هشت و نه اسفار، قول معصوم را حدّ وسط قرار می‌دهد. برای فیلسوف، نقل هم می‌تواند صاحب فتوا باشد؛ چنان‌که عقل در فقه می‌تواند صاحب فتوا باشد. ملاک، تحصیل یقین است و اگر نقل هم از هر سه حیث سند، جهت صدور، و دلالت قطعی بود، به نظر ملاصدرا، می‌تواند حدّ وسط قرار گیرد.(جوادی آملی، 1384، 8)
بنابراین با توجه به نظر پیروان مکتب صدرا و رویکرد خود صدرا که با ارائه تصریحات و تأییداتی که درباره مبدئیت کشف و وحی به‌کاربرده، معلوم می‌شود که روش عقلی به‌تنهایی از مبادی و مقومات فلسفه نیست، تاریخ فلسفه به‌خوبی روشنگر این موضوع است.(مصباح یزدی ،1382، 11)
رویکرد روش‌شناختی صدرا در این خصوص را می‌توان در عبارات صدرا نیز یافت وی در این خصوص می‌گوید:
«وقتی عقل سلیم در این بیندیشد که گروهی از افراد که دارای عقول پاک و نفوس مطهّر بوده و ‏هیچ‌گاه مرتکب کار باطلی نشده و از سوی خداوند به‌وسیلۀ معجزات و خرق عادات در علم و عمل ‏مورد تأیید قرارگرفته‌اند، از حدوث عالم خبر داده‌اند، جزم پیدا می‌کند که ایشان از روی هوا و هوس ‏سخن نگفته‌اند و قول آن‌ها از روی یقین واقعی و اعتقاد راستین بوده است»‏ ‏(صدرالدین شیرازی، 1981م ، ج7، ‏‏326-327)‏
صدرا در ابتدای مشهد اول شواهد الربوبیه پس از توضیحاتی در خصوص تحقق وجود بیان می‌نماید: «فکیف یکون امرا اعتباریا کما یقوله المحجوبون عن شهوده؟!» (همو،1360، 134) استاد حشمت پور در شرح این عبارت می‌گویند: «منظور صدرا کسانی است که نتوانستند وجود را شهود کنند» در ادامه همین بحث صدرا در اشراق ثانی می‌گوید: «و اما فی الوجود فلایمکن ذلک الا بصریح المشاهده و عین العیان، دون اشاره الحد و البرهان و تفهیم العباره و البیان» از عبارات مذکور می‌توان دریافت که صدرا در مهمترین مبنای فلسفی‌اش تمام‌قد پای شهود را به میان آورده و می‌گوید وجود به‌وسیله حد و رسم و یا صورت مساوی قابل‌تصور نبوده و باید برای فهم آن شهود نماییم.
با توجه به موارد فوق می‌توان نتیجه گرفت که دامنه نفوذ وحی و شهود از حد مقام گرداوری فراتر رفته و به مقام داوری نیز رسیده است؛ اما در خصوص اینکه این‌گونه روش دیگر فلسفه نمی‌شود اتفاقاً این ادعای خود صدرا است که فلسفه خود را برخلاف فلسفه بحثی گذشتگان دانسته و آن را حکمت متعالیه عنوان می‌نماید، اگرچه با توسعه در مبادی برهان و انحاء مقدمات و توجه به این نکته که پذیرش صدق گزاره‌های دینی از طریق استدلال و برهان حاصل گردیده، حکمت متعالیه را نیز می‌توان پایبند به استدلال دانسته و از برخی از عبارات صدرا تبعیت از برهان آشکارا بیان شده است.
استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آراء اندیشمندان سلف
اینکه صدرا از نظریات دیگران بارها استفاده نموده است مورد اتفاق‌نظر تمامی آشنایان با آثار صدرا است، اما نحوه استفاده وی از این آراء را می‌توان محل مناقشه و محل پژوهش دانست. عده‌ای بر این باورند که نه‌تنها صدرا گرفتار التقاط اندیشه‌ها و بی‌نظمی و سرقت ادبی نشده است بلکه به‌صورت کاملاً روشمند، کثرت‌گرایی روش‌شناختی و گریز از حصرگرایی که امروزه در قالب مطالعات میان‌رشته‌ای از آن صحبت به میان آمد است را چهارصد سال گذشته بنیان نهاده است.
مواجهه ملاصدرا با علوم مختلف صورت‌های گوناگون دارد عمده‌ترین شیوه‌های وی را چنین می‌توان استقصا کرد:
شیوه نخست (رهیافت انتقادی و تحلیلی رایج نزد حکیمان پیشین): گزارش و نقد دیدگاه‌ها، گزارش یک دیدگاه و تکمیل و تقویت آن، و رد سایر دیدگاه‌ها؛
شیوه دوم (رهیافت انتقادی و تحلیلی رایج نزد حکیمان پیشین): گزارش و نقد دیدگاه‌ها، ارائه دیدگاه جدید، رد سایر دیدگاه‌ها؛
شیوه سوم (تحویلی نگری روش‌شناسی، یعنی قرائت نظر دیگران بر مبنای نظر خود که البته خطای روش‌شناختی است و الگوی عقیم رهیافت میان‌رشته‌ای است): گزارش و نقد دیدگاه‌ها، گزارش یکی از آن‌ها با تقویت و تکمیل و یا ارائه دیدگاه جدید، برخوردار از حقانیت تلقی کردن سایر دیدگاه‌ها بر اساس قرائت سازگار آن‌ها با نظریه مختار وی و بازسازی آن‌ها؛
شیوه چهارم (الگوی تلفیقی): گزارش و نقد آراء، حذف ابعاد متعارض آراء از طریق ویرایش، بازسازی و اصلاح آن‌ها، تلفیق منسجم آراء و دستیابی به دیدگاه جامع؛
شیوه پنجم (الگوی دیالکتیکی): گزارش و نقد آراء، چالش روشمند آراء جهت مشارکت محقق در طرز نگاه صاحبان آن دیدگاه‌ها، مدیریت بی‌طرفانه چالش بین طرز نگاه‌ها، به دست آوردن رهیافتی فراتر از سایر رهیافت‌ها، دستیابی به نظریه‌ای بدیع. (فرامرز قراملکی، 1388، 246)
روشمند بودن مدل فکری صدرا ادعایی نیست که بخواهیم با کنکاش در آراء صدرا آن را اثبات کنیم، نگاه کثرت گرایانه صدرا و روش میان‌رشته‌ای وی را می‌توان در عبارات ایشان نیز یافت وی در ابتدای بحث علم الهی و پیش از ورود به بحث به زیبایی روش خود را بیان می‌نماید، وی در کتاب مبدأ و معاد می‌نویسد:
«ما هر یک از مذاهب را با آنچه بر آن وارد می‌آید و بیان خلاصه‌ای از ایرادات واردشده به ‌قدر امکان ذکر می‌نماییم به وجوهی که مشتمل باشد بر تصورات غریبه لطیفه که موجب اقتدار ذهن خواهد گردید بر لطایف افکار و دقایق اسرار، و بعدازآن معین می‌سازیم آنچه را که اقرب به صواب بلکه حق صریح همان است چنانچه بر اولوالألباب ظاهر خواهد شد.»78(صدرالدین شیرازی، 1354، 92)
همان‌طور که در نوشتار صدرا واضح است، سه مرحله در روش فکری او قابل تبیین است، این سه مرحله با قدری بسط قابل تبدیل به پنج مرحله در اندیشه فکری صدرا است؛ لذا به‌منظور شناسایی روش مواجهه وی با آراء دیگران لازم است پنج مرحله ذیل در مسئله علم الهی موردبررسی قرارگرفته که در صورت پایبندی صدرا به این مراحل، به‌صورت مسئله محور نیز عدم التقاطی بودن روش فکری صدرا اثبات می‌گردد.
1- بیان آراء دیگران با ذکر صاحبان آراء79؛
2- تبیین و گزارش آراء؛
3- نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه؛
4- اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء؛
5- ارائه دیدگاهی جامع و نظریه‌ای بدیع.
البته باید کلیات روش‌شناختی وی موردبررسی قرارگرفته و برخی انحرافات ایشان از این مراحل پنج‌گانه را نباید به‌حساب روش وی گذاشت.
روش تشکیکی و تعلیمی ملاصدرا80
علاوه بر رویکرد میان‌رشته‌ای و کثرت گرایانه صدرا در تبیین آراء خود و نحوه استفاده وی از آراء اندیشمندان سلف شاهد آن هستیم که صدرا در تقریر نظرات خود، بر اساس سه رویکرد مبنای قوم، وحدت تشکیکی وجود و وحدت شخصی وجود عمل می‌نماید، این نوع طرح مسائل فلسفی را برخاسته از دو رویکرد روش‌شناختی صدرا می‌توان دانست، رویکردی تعلیمی و رویکردی که در آن به دنبال ارائه مطالب در قالب تشکیکی و طولی است، قالبی که بر خواسته از نوع نگاه صدرا به مسائل هستی شناختی و عوالم چندگانه هستی است که بر اساس این رویکرد برخی مباحث فلسفی را می‌توان در قالب مراتب مختلف، از سطح ابتدایی و مقدماتی تا سطحی عالی و اصیل ارائه نمود.
الف- روش تعلیمی فلسفه صدرا
یک از اصول روش‌شناختی صدرا در تبیین مسائل فلسفی، روش تعلیمی بوده

مطلب مرتبط :   تدلیس، مشتری، عقد، خیار، مبیع، بایع