خلقت و علت غائی موجودات عالم است.<br />قطعا، دلیل برتری دین اسلام بر دیگر دین‌ها، با توجه به اصل علت و معلول و ارتباط سبب و مسبب وجود رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )سرورمان حضرت محمد است که به هیچ یک از انبیاء و مرسلین، آن بزرگواری و فضل و عنایت الهی که شامل او گشت، داده نشده است. هرگونه فضل و رحمتی که به دیگر انبیاء و مرسلین عنایت شده از راه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است تا آنجا که خود آن حضرت فرماید: «انا کنتُ نبیاً و آدم بین الماء و الطین» پس روشن می‌شود که به سبب این نور محمدی بوده که همه انبیاء و مرسلین به پیامبری رسیده‌اند هر معجزه‌ای رسولان مکرم آورده‌اند به آنان نرسیده مگر از نور پاک و تابناک حضرت رسول اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم)و اصل جمیع موجودات و منشأ تمام کائنات است. این برتری حضرت محمد رسول الله( صلی الله علیه و آله و سلم) بر دیگر انبیاء و مرسلین مطلبی مسلم و پذیرش آن امری ضروری است.
2.منزلت و جایگاه اهل بیت علیهم السلام
، و با رعایت اسلوب درست آیات قرآن، اولین و بهترین سخنی که درباره اهل‌بیت خاندان نبوی باید گفت آیه کریمه‌ای است که در حق آنان نازل شده، خدای تعالی فرماید: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا این آیه به طور روشن، طهارت اهل‌بیت نبی و پاکی آنان را برای همیشه و همیشه دربر دارد و می‌رساند، و این افراد که آیه شامل آنها می‌گردد، فرزندان حضرت علی بن ابی طالب و نوه‌های اویند.
و با توجه به آیه مباهله که از زنان و عموهای آن حضرت کسی در آن جمع نبود، می‌توان دریافت منظور از اهل‌بیت، علی و فاطمه و اولاد و نوه‌های آنهاست.
محبت و احترام اهل‌بیت بر همگان لازم است با توجه به آنچه از قرآن و سنت برمی‌آید فرض می‌باشد.
خداوند تعالی فرماید: قل لا اسألکم علیه اجرا الاّ الموده فی القربی
روایت است پس از نزول آیه فوق سؤال شد ای رسول خدا نزدیکان تو که مودتشان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو پسرش.
حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حضرت علی علیه السلام: فرمود: « حبّک ایمانٌ و بغضک نفاق و اول ما یدخل الجنه محبک و اول ما یدخل النار مبغضک » و باز هم فرمود: « فاطمه بضعه منی یرضینی ما یرضیها و یسخطنی ما یسخطها » از عبدالله بن عمر نقل است که گفت: حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَن احبّ علیا قبل الله عنه صلاته و صیامه و قیامه و من احبّ آل محمدٍ أمن من الحساب و المیزان و الصراط اَلا و مَن تاب علی حبّ آل محمد فأنا کفیله بالجنه ألا و مَن ابغض آل محمدٍ جاء یوم القیامه مکتوباً بین عینیه آیس من رحمه الله»
امام بزرگوار شافعی محبت خود را نسبت به آنان چنین بیان می‌دارد:
یا اهل بیت رسول الله حبکم
کفاکم من عظیم الفخر انکم
فرض من الله فی القرآن انزلی
من لم یصلٍّ علیکم لا صلاه

3.امام علی علیه السلام
آل (اهل بیت) حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد خدا و رسولش، مقامی بس بزرگ دارند و منظور از آنها، فرزندان امام علی بن ابی طالب علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است. وقتی که آیه مباهله نازل شد فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندعُ ابناءَنا وابناءَکم و نساءَنا و نساءَکم وانفسَنا وانفسَکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین
زهری روایت کرده وقتی که پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله و سلم حجه الوداع را به پایان می‌رساند در غدیر خم خطبه طولانی ایراد کردند: «ان الله سائلکم کیف خلفتمونی فی کتابه وفی اهل بیتی، ثم قال ایها الناس مَن اولی الناس بالمؤمنین، قالوا: الله و رسوله اولی بالمؤمنین یقول: لک ثلاث مرات ثم قال فی الرابعه و قد اخذ بید علی بن ابی طالب اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»
و آن حضرت هنگامی که بسوی تبوک می‌رفتند، حضرت علی را در مدینه به جای خود گذاشت فرمود: « انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی »
همه مسلمانان می‌دانند مقام و منزلت حضرت علی در نزد خدا و رسولش تا چه حد است همانطور که زوجه‌اش در میان زنان برترین است دو پسر او حسن و حسین (علیهم‌السلام) پیشرو در دنیا و برترین جوانان بهشت دانسته و رهبری را در نزد آنها قرار داده است.
4.امام علی علیه السلام امام اهل طریقت
همه فرقه‌های اهل طریقت منسوب به امام علی( علیه السلام )هستند و او استاد آنها محسوب و همه راه های تصوف به او منتهی می‌شود و او را بحر الحقائق گویند.
ابوعباس احمد بن یوسف در کتاب «المنح الصافیه» می‌گوید:
«بعضی از بزرگان می‌گویند که علی علیه‌السلام علم لدی یافته و نسبت ولایت که منبع اصلی رهبری در حقیقت و معارف الهی است، جز به او درست نیست، در حقیقت او پیشوای اولیای امت محمدی و منشأ و سرچشمه این طریق است که از او به حضرت رسول‌الله صلی الله علیه وآله وسلم برمی‌گردد آن حضرتی که شقّ قمر او ترکیبی از نبوت و ولایت او می‌باشد»
5.حضرت حسین علیه السلام راز و الگو
شگفت‌ترین و حماسی‌ترین حادثه‌ها که هرچه در اعماق تاریخ بشری کندوکاو کنیم نظیرش را نخواهیم یافت و خرد خردمندان و آگاهان و نوابغ زمان و زمانه از درک این احساس و فداکاری، سرگردان است، فداکاری و حریت و شهامت را در خود عجین دارد و اسوه اعتلای هدایت و دلیری عاشقانه شهادت جویان و مقدسان عالم گشت به امری جاودان، بیانگر روح وفاداری و نستوه بودن، ستودگی و قهرمانی اجدادی که همواره مبارزان حق علیه باطل بوده‌اند. این بار عَلَم کفایت و هدایتگری انسانها را با آمیزه روحیه آزادگی و عدالت خواهی در سرزمینی برپا داشت تا بعدها به نام و خاطره جانفشانیهای خود و یارانش «کربلا» متبرک گشت کربلا، سرزمین برابری نیروی حق با ناحق ظهور دلیری دلیرترین بر طاغی‌ترین طغیانگرها و فاسدترین مفسدها، راز و رمز این جسارت و مهارت تا تاریخ و همه دلیرمردان آن در برابرش سر تعظیم و تواضع فرود آوردند در گروِ اُسوه و قدوه‌ای است که جز، ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و آنکه از همه برایش دوست‌داشتنی‌تر بود، «حسین سبط» نمی‌تواند باشد، پیام‌آور شهادت حق جویانه و دوستدار شرافت و ارزشمندی انسانی.
آری پرشایسته است که برای اجلال این جلال و شکوه و ابراز همراهی و اعتبار از درسهای آن بزرگوار زاده خاندان نبوت و نواده گرامی اکرم الاکرمین، سرور عالمیان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله مجالس سوگواری و شعر خوانی و ذکر دلیریهای جانفدائیهایش برپا گردد تا همواره حق و حقیقت را بر جهل و نادانی و ستم و نابسامانی برتر داریم.
او می‌توانست با استفاده از نیروی معنوی و الهی و استمداد از پر توجّه گرامی صلی الله علیه و آله و سلم دشمنان و اهل ضلالت را نابود گرداند اما این از تقدیر حق بود تا به این وسیله برای همیشه نامش بماند و سمبل جهاد و مبارزه در مسیر حق گردد.
حضرت حسین علیه السلام با این عمل مبارزه با ظلم و طغیانگری تا هیچگاه زمانه از آن دور نخواهد ماند، شمع فروزانی شد که آن به آن تابانتر گردد، اینجا و آنجا، در طول قرون و نسل به نسل که برای اعتلای کلمه حق و پیروزی بر لشکر ظلم و تجاوز همواره ادامه داشته باشد و این رسالت جز با ایمانی عمیق و روحیه‌ای شکست ناپذیر و نستوه عملی نخواهد بود عاملان فساد و تباهی را به خاک سرد گور نشانند.
مبارک باد این پیروزی بر آن پاره تن حضرت رسول صلی الله علیه و آله و پیروان معنویت طلب و حق‌جویش.
6.حقیقت طریقت چیست؟
طریقت در ذات خود بر دو پایه عمده استوار است:
1. تجربه معنوی و باطنی بین بنده و ربّ
2. فنا
اما اولی، جریان روحی و معنوی است که تحت فرمان عقل منطقی درنمی‌آید، اصل و موضوع آن یکی می‌شود و آثار و نشانه‌ها و پرتوهایش جایگزین تصورات و احکام و قضایای منطق عقلی می‌گردد، زیرا معرفت در آنجا دریافت حضوری است نه فکری و اندیشه‌ای دارند آن را حالتی خواهد بود که باید او را در خود فرو برد و در آن غرق گردد بمانند پرتوی از نور و روشنی آشکار یا امواج عمیقی او را در خود کشد و برای او به صورتی جلوه‌گر شود و نیروهای مافوق او را دربر گیرد و در تمام وجودش فراگیر گردد و این جز نسیمهای روحی و معنوی والایی نیست، لذا سالک با تمام وجود روحی خود احساس می‌کند افکارش آزاد می‌شود و از تخیل و هیجانات که با قدرت نهانی در وجودش رخنه یافته رها می‌گردد.
اما پایه دوم در طریقت بیشتر اهمیت دارد، زیرا در غیر این صورت فقط یک اخلاق دینی جایگزین و تکیه‌گاه مطلق او می‌شود و یا حقیقت را برای او مشخص می‌نماید و یا موجودی تنها و یگانه‌ای خواهد بود که همه موجودات را در دامن خود دارد.
فنا و اتصال در مراتب با هم تفاوت دارند فنا مرید را به حدّ فنای نهایی می‌رساند.
خدای تعالی فرماید (کل شیء هالک الا وجهه) هر چیزی جز خدا نابود شدنی است مشایخ طریق قدس‌الله اسرارهم مدارج و مراتب فنا برای سالک راه طریقت چنین بیان داشته‌اند.
1. فناء فی الشیخ: پایه این فناء به وجود و پیروی کامل از شیخ طریقت است به اینکه مرید اعمال او را دربست اجرا کند و پیروی نماید و تسلیم محض او باشد خدای تعالی فرماید: ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و فرمود: افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد و تفویض امر به شیخ همان تفویض امر به خداست.
غزالی تأکید دارد که مرید باید در شیخ خود فانی گردد و به ظاهر و در باطن او را احترام دارد، احتمام ظاهر این است که با او مجادله نکند و در هر مسأله و بحثی او را به استدلال و برهان مجبور نسازد، احترام باطن این است آنچه را در ظاهر از شیخش می‌شنود و قبول می‌کند در دل انکار نکند چه از نظر نقلی و چه عقلی تا صورت منافق پیدا نکند البته این در صورتی است که شیخ و استاد مرشد و مربّی باشد که اخلاق زشت را از مرید دور گرداند و خلق و خوی نیکو را در او بوجود آورد.
شیخ طریق از جانب خدای تعالی مأذون است، ولی مرشد، کسی است که اعمال اختصاصی دارد و خلیفه خدا بر روی زمین می‌باشد جامع رازهای معنوی و پیوسته در راه پیروی از حضرت رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم نیازمند به کمک و وسیله مشایخ قبل از خود است خلاصه پیروی محض و کامل به صورت ظاهر و باطن از شیخ و استاد طریقت، فنا فی الشیخ است آنگاه که حاصل شود، مرید با انوار معنوی و در پرتوهای روحی او متلذذ می‌شود و از استادش بهره می‌یابد، این نوع فنا او را به پل فنای بعدی می‌رساند. یعنی فنا در رسول صلی الله علیه و آله و سلم که آن مرحله نیز به فنای بعدی یعنی فنا فی الله می‌انجامد.
7.طریقت و شریعت
طریقت، شناخت عملی و رفتاری است زیرا به مجاهده در ریاضت نفس و احوال و مقامات مربوط می‌شود، در این روش مفاهیم فقهی با تحلیل جدید و معنویتی ناشی از عاطفه دینی گسترش می‌یابد و حلال و حرام رفتاری و عاطفی می‌شود و این نوع اعمال متکی بر اجرای دستورات شریعت، همراه می‌شود با تصدیق، ‌ایمان، یقین، صدق، اخلاص، معرفت، توکل، محبت، شوق، وجد و غیره و تخلق به هر یک ایجاد مقام خاص خود را خواهد داشت.
طریقت توجه دارد به درک مفهوم عبادت و اجرای احکام از جنبه باطنی و معنوی، پس علم طریقت مبنی است بر همان کتاب خدا و سنت. اینجا باید گفت: شریعت چارچوب و داربست طریقت است و طریقت هسته و مغز شریعت اسلام لذا عامل ورود به جرگه اهل طریق، همان شریعت اسلامی است و دری برای تصوف و رسیدن به حقیقت خدای تعالی می‌فرماید وأتوا البیوت من ابوابها
قرآن و حدیث و خود اسلام، ظاهری و باطنی دارد، تفاوت بین شریعت و طریقت فقط در وسیله است، یادگیری و دانستن شریعت متکی بر اعضای خارج است و ظاهر و دانش طریقت بر اعضای باطنی یعنی قلب اتکا دارد. شریعت اقوال و گفتاری و طریقت افعال و کرداری، شریعت پوسته و چهارچوب و طریقت هسته و مغز آن می‌باشد.
اهل طریقت علمی را دارا هستند که دیگران ندارند و این علم مکاشفات و مشاهدات و علم لدنی و درونی می‌باشد البته با تمام توجهی که به احکام شریعت مبذول می‌دارند. علم تصوف علم به احوال است و احوال هم نتیجه عمل می‌باشد و قطعا تا عمل درست نباشد، همچون حالتهایی نخواهند داشت و برای آن نیاز به علم احکام شریعت از اصول فقه مانند نماز و روزه و دیگر فرائض دینی گرفته تا آگاهی‌ها از معاملات و نکاح و طلاق و هرچه که خدا واجب یا سنت گردانده است.
از اینجا می‌توان دریافت که علم طریقت، مرید را از جهت روح و درون خالص می‌گرداند و سراپای او را با پرتو الهی منور می‌سازد اما حدود و مقررات الهی و شریعت غرای محمدی را که مایه راهنمایی و رشد اوست، با توجه به کتاب خدا و سنت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم همواره در نظر داشته و پایه و برنامه کارش را از الهامات آنها و خاندان پاک و صحابه مخلص و مشایخ کامل و معتبر استحکام می‌بخشد و دیگر اینکه از ویژگی‌های طریقت این است که شمشیر برّان و تیزی است در میدان وسیع شریعت غرّا و اجرای همه حدود آن، در شریعت اسلام یک فرد مسلمان معمول، با اوای صلوات و نماز در واقع بیمه می‌شود و دیگر توجهی به این امر ندارد که دلش لحظه‌ای از تفکر و قرب الهی دور نشود، اما در طریقت این نوع مراقبت برای او اصل است و انگار که در همه حال در نماز است و لحظه‌های زندگی او از وقوف و سجود و خشوع و خضوع لبریز و در برابر آن از انوار و پرتوهای عنایت حق برخوردار

مطلب مرتبط :   لبنان، مسلمان، دشنام، شیعه، مسلمانان، قرآن