فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریه نوشته¬اند و برای نسخه¬ی ترجمه¬ی فارسی به نسخه¬ی پاریس مراجعه کرده¬ است. در این نوشتار از ترجمه¬ی فارسی راوندی عناوین باب¬هاو تفاوت آن با نسخه¬های دیگر استخراج شده¬است. <br/” title=”br”>br />نشانه(×) وجود و نشانه (ـــ) نبود باب¬ها را در نسخه های یاد شده نشان می¬دهد. لازم به ذکراست که شماره¬ی ردیف فقط به عنوان¬هایی اختصاص یافته که در نسخه¬ی برلین با کلمه¬ی «باب» مشخص شده-اند.

2-4 گزارش کلی از شرف النّبی(ص)
در این کتاب دو فهرست آورده شده که یک فهرست در جدول مقایسه و تطبیق دیگر نسخه¬ها ذکر شد و فهرست بعدی در این بخش خواهد آمد.
روال این کتاب بر پایه بیان داستان¬ها و روایات است که از ظاهر شدن نور و خلقت و آفرینش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آغاز می¬شود و سپس آداب و اخلاق ایشان تا آن¬چه پیامبر اکرم با آن مزاح کرده است و نام¬های ایشان در قرآن و احادیث وآن¬چه خداوند سوگند خورده از رسول و وصف اعضای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و فضیلت و برتری ایشان در میان پیامبران و برابری نمودن حضرت با همه¬ی پیامبران و شرفهای رسول اکرم صلی الله علیه و آله در قرآن و وصف معجزات و آن¬چه رسول بدان مخصوص بود از شریعت و نام و نسب و اجداد وخویشاوندان و فرزندان و زنان و بندگان و کنیزکان و کسی که به او ایمان آورد پیش از هزار سال و ظاهر شدن نشانه¬های نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیش از بعثت وی در بنی اسرائیل و احادیث چند تن از اعراب در حق رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ذکر فضیلت اهل بیت علیهم السلام و داستان رفتن ایشان به غار و فضیلت صحابه و معراج¬ها و غزوه¬های ایشان و صفات اسبان و اشتران و مرکب¬های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و شمشیرها و سلاح¬ها و قماشات و حج و عمره و فضیلت مکه و صفات مقتل عبدالله بن زبیر و کعبه و سوگند مطیبین و وصف کلید خانه¬ی کعبه و پیمودن کعبه از بیرون و درون و پیمودن مسجدالحرام و بیرون آمدن چاه زمزم و فضیلت مدینه و تربت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و آن¬چه در مسجد رسول در اخبار آمده و داستان گردانیدن قبله از بیت المقدس و وصف ستون حنانه و آن¬چه در حجره¬های رسول اکرم صلی الله علیه و آله و خانه فاطمه زهرا سلام¬الله علیها آمده و آن¬چه در گرفتن راه¬های خیابان¬ها آمده و چه کسی اول کعبه را خوش بوی کرد و فضیلت نماز در مسجد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و آمدن ایشان به مسجد قبا و فضیلت آن و وفات ایشان و فضیلت زیارت تربت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و فضایل شهیدان و زیارت تربت آنان و فضیلت صلوات بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و دیدن ایشان در خواب و ذکر لواهای رسول اکرم صلی الله علیه و آله در قیامت تا ذکر شفاعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله.
از جمله محاسن این کتاب معتبر بودن آن است که بسیار مورد استفاده¬ی علمای شیعه هم¬چون امین الاسلام طبرسی، فرزندش رضی¬الدین ابونصر، ابن شهر آشوب، علّامه مجلسی، میر حامد حسین صاحب عبقات و علّامه امینی بوده است.
ابن شهر آشوب و علّامه مجلسی در دو کتاب مناقب آل ابیطالب و بحار الانوار هر یک بیش از 40 بار به شرف النّبی استناد نموده¬اند. که از جمله¬ی آن¬ها حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله که می¬فرمایند: فرزند گل خوشبوی است و حسن وحسین گل خوشبوی من از جهانند.
میر حامد حسین صاحب عبقات نیز احادیثی از شرف النّبی نقل کرده که از جمله¬ی آن¬ها حدیث تشبیه اهل بیت رسول اکرم(ص) به کشتی نوح، حدیث غدیر، حدیث مرغ بریان و حدیث ثقلین است. و در بخش مربوط به حدیث ثقلین از شرف النّبی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است: من در میان شما دو چیز گران سنگ بر جای می¬گذارم کتاب خدا و عترتم که اگر به آن دو توسّل جویید پس از من گمراه نشوید.
علّامه امینی نیز در اثبات مبادی تشیع و معتقدات شیعه بارها از روایات شرف النّبی استفاده کرده است. در یکی از آن¬ها در اثبات امامت امام علی علیه السلام این گونه آورده است: پیامبر (ص) گفت: مرا تهنیت بگویید؛ مرا تهنیت بگویید؛ خداوند نبوّت را به من و امامت را به اهل بیت من اختصاص داد. پس عمر بن خطاب با امیر مؤمنان دیدار کرد و گفت: ای ابوالحسن(کنیه امام علی علیه السلام) خوشا تو را که مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.
همگی این علما برای دفاع از تشیّع و نشر مناقب پیشوایان دین به این کتاب استناد کرده¬اند، هرچند گاه مطالب مخدوش شده و مغایری با دیدگاه مذهبی ما در آن دیده می شود که از این موارد در کتب بسیاری همچون شفای ابن سینا، کشف المحجوب هجویری و… موجود است که وجود این موارد باعث عدم نشر این کتاب¬ها نشده است. افزون بر این بسیاری از معتبرترین آثار علمای شیعه به دلیل معصوم نبودن نویسنده احیاناً مطالب نادرستی در آن¬ها به چشم می¬خورد مانند بحارالانوار، کافی و… بنابراین کتاب را نباید به خاطر داشتن چند روایت بی پایه ممنوع النشر کرد.
از جمله محاسن دیگر این کتاب آن است که آغاز هر باب سلسله اسنادی که ابوسعد از آن¬ها روایت کرده، آورده شده است. دیگر این¬که اگر تفاوتی در نسخه¬ها وجود دارد در حین متن به آن اشاره شده و در پایان کتاب تفاوت¬ها ذکر شده است. هم¬چنین فهرست آیات قرآن و احادیث و نام¬های اشخاص و مکان¬ها و کتاب¬ها و فهرست مآخذ نیز در پایان کتاب آمده است.
اما وجود برخی کلمات نامأنوس فارسی در ترجمه و روان نبودن ترجمه از اشکالات آن است.
3-1 تهذیب الاسرار
این کتاب درباره¬ی تصوف و دارای 70 باب است و 3 نسخه از آن در کتابخانه¬های مختلف موجود است:
1. کتابخانه¬ی برلین: آلوارت2819 2. شهید علی1157 3. فیض الله280
تاریخ نگارش دو نسخه¬ی آخر863ق است، بنابراین نسخه¬ برلین قدیمی¬تر است. البته در زمانی که آقای پورجوادی این مقاله را می¬نوشتند این کتاب هنوز چاپ نشده بود که خوشبختانه هم اکنون چاپ شده است.
این کتاب از آثار مهم و نخستین کتاب جامع در تصوف کلاسیک است که دارای اهمیت اللمع فی التصوف، ابونصر سراج طوسی(م387ق)؛ التعرف، ابوبکر کلابادی(م385ق)؛ رساله قشیریه، عبدالکریم بن هوازن قشیری(م465ق) است.
تنها اثری که به بررسی این کتاب پرداخته مقاله ای.جی. آربری است که در سال 1983م در «مجله¬ی مدرسه¬ی مطالعات شرقی» منتشر شده است. در این نوشتار سعی شده که به محاسن و معایب کتاب پرداخته شود. از جمله معایبی که ایشان برای آن بر می¬شمارد:
1. این کتاب مستقیما به قلم خرگوشی نیست بلکه به روایت شخصی است که خود آن را از ابوعبدالله محمّد بن احمد بن موسی شیرازی(م439ق) در مکّه شنیده است که فردی ریاکار بوده و به گفته¬ی خطیب بغدادی از نظر برخی، در روایت حدیث ضعیف به شمار می¬آید.
2. نسخه¬ی برلین ضعف¬هایی را داراست.
3. این کتاب بر اساس اللمع ابونصرسراج تدوین شده و حتی مطالب اللمع در تهذیب الاسرار آمده است.
آقای پور جوادی در باب این معایب، که به نظر ایشان غیر منصفانه است می¬نویسد:
1. نسخه¬ی برلین ضعف داشته نه خود کتاب
2. شباهت داشتن مطالب اللمع با کتاب تهذیب الاسرار مهم نیست زیرا در گذشته شباهت داشتن مطالب عادی بوده و افزون بر شباهت داشتن مطالب، اختلافاتی نیز موجود است اما می¬توان اینگونه احتمال داد که شاید ابوسعد، اللمع را ندیده باشد.
شاید آربری گمان می¬کرده که کتاب اللمع اثری اصیل است در حالی که خواجه عبدالله انصاری، اصالت این کتاب را زیر سؤال می¬برد زیرا آن را برگرفته از کتابی با همین نام از ابوبکر مفید(م364ق)می-داند. بنابراین می¬توان احتمال داد که هم سراج و هم خرگوشی هر دو از کتاب اللمع، ابوبکر مفید بهره گرفته¬اند.
محاسنی که آربری به آن اشاره می¬کند:
1. برخی باب¬ها کامل¬تر از اللمع است.
2. مطالبی در تهذیب الاسرار هست که در اللمع نیست.
3. برخی از ابواب مثل ملامتیه، کرامات اولیا و معجزات انیبا و فرق آن¬ها، بسیار ناب و بکر است.
4. تجربه¬هایی از خود نویسنده در کتاب آمده و مطالعه¬ی تصوف بدون مطالعه¬ی این کتاب کامل نخواهد بود.
در باب قدیمیتر بودن تهذیب الاسراراز رساله¬ی ابوعبدالرحمان سلمی لازم است به این نکات توجه کرد:
نخست این¬که سلمی و خرگوشی کم و بیش هم سن بوده¬اند. سلمی متولد325ق و وفات او را412ق دانسته¬اند. و خرگوشی شاید چند سال پیش از325ق متولد شده و در 406ق یا 407ق وفات یافته است. دیگر این¬که تاریخ دقیق تألیف این آثار درخود کتاب¬ها موجود نیست. اما آربری و آقای طاهری عراقی معتقدند که تهذیب الاسرار پیش از کتاب سلمی نوشته شده¬است، بنابراین با توجه به مطالب مشابهی که در این کتاب و اللمع وجود دارد می¬توان گفت که سلمی هم از کتاب تهذیب الاسرار بهره برده و هم از اللمع سراج و اگر احتمال دیگری را در نظر بگیریم که هردو یعنی خرگوشی و سلمی از منبعی قدیمی¬تر بهره برده¬اند هم درست نیست زیرا ملامتیان برخلاف صوفیان چیزی نمی¬نوشتند که سلمی و خرگوشی بخواهند از آن استفاده کنند. پس مطمئن¬تر است که بگوییم به احتمال قوی تهذیب الاسرار مقدم بر رساله¬ی ملامتیه سلمی است.
3-1-1 انگیزه خرگوشی از تألیف کتاب
خرگوشی در مقدمّه کتاب انگیزه خویش را از نوشتن کتاب، اینگونه بیان می¬کند که شیخی از من خواست که در مورد مذهب اهل تصوّف کتابی بنویسم و اختلافات در آداب، سیره، اقوال و افعال آن طائفه را در کتاب ذکر نمایم اما من تا مدتی نتوانستم به این کار بپردازم تا این¬که آن شیخ فوت کرد و من همیشه درخواست او را به یاد داشتم تا این¬که تصمیم به نوشتن این کتاب گرفتم و برخی از دوستانم گفتند که آن شیخ را در خواب دیدند که در شکل زیبائی نمایان شده و همین امر رغبت مرا بیشتر کرد و شروع به جمع آوری مختصر مطالبی نمودم که برای عموم قابل فهم باشد.
3-1-2 محتوای کتاب
مطالب این کتاب تحت عناوین باب، ذکر و یا باب در ذکر فلان چیز آمده است. باب¬های این کتاب در تبیین عرفان عملی و توضیح و توصیف الفاظ و اعمال ویژه عارفان است که از مسائل معرفتی چون شوق و قرب و یقین و توبه و … شروع شده تا احکام و عبادات مثل نماز و طهارت پیش میرود و بعد به معارف والای اخلاقی و عرفانی در باب سماع، اشارت، تهجد، نماز شب و کرامات و … می¬پردازد.
3-1-3 باب اختلاف اهل تصوّف در معنای تصوف وگفته¬های مشایخ صوفیه
ابوسعد نخست حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح اهل تصوف نقل می‌کند سپس به نقل تعاریف در مورد صوفی، تصوّف و نشانه¬های صوفی می‌پردازد و در تعاریف صفتهایی مانند صادق، خُلق کریم، عُقلا به ایشان نسبت می‌دهد و گاهی آن قدر در اوصاف مبالغه کرده که آن¬ها را معصوم می¬داند. صوفی دارای احوال است و در بسیاری از اقوال آمده که به متعلقین اهل صُفه اطلاق می‌شود و یا افرادی هستند که صُوف (پشمینه) می‌پوشند و یا صفای باطن دارند و خواص الهی نامیده شده‌اند.
با ظهور اسلام و انتشار تعالیم آن، عرفان در مسیری روشن، همراه با دستوراتی که مطابق با فطرت بشر و دور از زیاده¬روی است، قرار گرفت. پس از ظهور اسلام، طی کردن این مسیر اگرچه سخت و دشوار بود اما با گذشت زمان و به دلایل مختلف، اسلام و تعلیمات آن مورد بی¬توجهی ‌و بهره‌برداری شخصی قرار گرفت که تشخیص حق از باطل را دشوار ساخت و در نتیجه گرایش‌های مختلف عرفانی در تاریخ اسلام به وجود آمد.
خاستگاه اصلی تصوف مانند هر جریان دیگری آغازی تاریخی دارد. برخی نقطه‌ی آغازین این جریان را، ظهور رابعه‌ی عدویه می‌دانند و او را به عنوان نخستین کسی که از عشق الهی و فنای فی الله سخن گفت،معرفی می‌کنند. سخنانی که در سده دوم قمری از سوی رابعه مطرح شد در سده سوم به وسیله¬ی دیگر متصوفه همچون ذوالنون مصری(م245ق)، سری سقطی(م253ق)، بایزید بسطامی(م261ق)، جنیدبغدادی(م297ق)، حلاج(م309ق) ادامه یافت و در طول تاریخ به عرفان اسلامی معروف گشت.
کلمه‌ی صوفی، تا پایان سده سوم قمری رایج نبود. اگر بخواهیم آغازی برای آن در تصوّف پیدا کنیم می‌بایست به قدیمی‌ترین نوشته‌ای که پیرامون تصوف نوشته شده رجوع کرد. ابونصر سراج طوسی(م378ق) کتابی به نام اللمع و ابوبکر محمّد کلابادی بخارایی(م380ق) کتابی به نام التعرف لمذهب اهل التصوف دارند که با انتشار این دو کتاب تصوّف رسماً به عنوان علمی که هم حال دارد و هم قال و به شیوه¬ا‌ی مخصوص از زندگی فردی و اجتماعی می¬پردازد، که هر کسی طاقت آن را ندارد به مسلمانان معرفی شد. ابونصر سراج در مورد انگیزه¬ خویش‌ درباره¬ی نگارش کتاب می‌گوید: «خواستم تا با استناد بر آیات و احادیث و گفتار پیشوایان دین، اثبات کنم که تصوف از شریعت اسلام جدایی ندارد و سخت به آن وابسته است.»
صوفیه، تصوف را راه عملی وصول به عرفان دانستند و اصرار داشتند که تصوف و عرفان دو لغت می‌باشد که بر یک معنا دلالت می¬کنند. امّا با کمی تفکر که در بیان و شیوه‌ی قائلین به عرفان و تصوف است، به کمینه تفاوتی که می‌توان دست یافت این است که عرفا بر خلاف صوفیه برای عرفان، تشکیلاتی نمی¬شناسند.
بی¬گمان عرفان و تصوّف اسلامی، از آغاز پیدایش خود، دوره¬های مختلفی را پشت سر گذاشته تا به حالت و وضع کنونی رسیده¬است. باید پذیرفت تصوفی که از ادیان و مکاتب فراوانی تأثیر پذیرفته، تصوّفی نیست که به ادّعای شماری، زهد اسلامی یا زندگی معصومین منبع و سرآغاز آن بوده است بر خلاف عرفان که مایه‌های آن برگرفته از ادعیه است.
جریان تصوّفی که از سده دوم قمری شروع شده بود

مطلب مرتبط :