و باطنی، که یادگیری آنها به کسب و تعلم و تدرس از کتابها کافی نیست بلکه از راه مصاحبت و همدمی با مشایخ و عرفا و سالکین و از طریق کمک آنان ممکن می‌گردد.<br />11.زن در طریقت
خدای تعالی فرماید: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم ان الله اتقاکم
اسلام از همان آغاز تفاوتی بین زن و مرد قائل نشده مگر به عمل شایسته یعنی تقوای خدای پاک و برتر، نسبت به ادای حقوق‌ زن و توجه به آن را در حد مناسب و در خور مقام او وشایسته پایگاه مادری به دیده احترام و عزت نگریسته است. تحقیر زنان در دوره جاهلیت و زیانهایی که به حقوق آنها در آن زمانها وارد می‌شد مورد انتقاد و نکوهش قرار داده است آزاد رأی و شرکت در امور زندگی را حق او دانسته. نام سیده خانمها را به حضرت خدیجه داده زیرا وی هم از جنبه پاکی و طهارت و هم از نظر علم و تقوی جامع اوصاف علی بوده، همراهی و تشویق ایشان در دعوت و انتشار آئین مقدس اسلام و حمایت از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به تمام توان مالی و محلیش موجب پیشرفت و گرمی مسیر پیامبر و عاملی در نفوذ عقیده توحید و سهیم بودن و مصائب و دشواریهای مسلمانان و جهادگری آن خانم کاملاً روشن است.
همانطور فاطمه زهرا سلام الله علیها که مسیر رسالت محمدی را همراهی و دنبال می‌کرد ناظر وحی و نور نبوت حضرت رسول‌الله صلی الله علیه وآله وسلم بود. لقب سیده زنان عالم در خور اوست چرا نباشد، که دختر حضرت رسول‌الله صلی الله علیه وآله وسلم و نور چشم او که در حقش آمده است : « فاطمه بضعهٌ منی حبها حبی و بغضها بغضی ».
زن نقشی تربیتی مشخص و جداگانه‌ای دارد در ایجاد بنیان خانواده اسلامی، در پایه‌گذاری و پروراندن نسلهای آگاه آینده، دامان آنان مدرسه‌ای است که گروه گروه از مردان مؤمن را می‌پروراند، از همین جاست که مجاهدان، دانشمندان، فقها و افضال، پهلوانان و قهرمانان تاریخ که بر دست آنان مملکتها و سرزمین‌ها یکی پس از دیگری استقلال یافته به جامعه عرضه می‌شوند، زن مسلمان اگر از آداب و مبانی اسلامی غنی شود و فرهنگ آن را دارا گردد از نمونه‌ها و مسبلهای قدرت به حساب خواهد آمد و تأثیرش در فرزندان پسر و دختر، در خانواده و جامعه‌اش پر واضح خواهد بود، جامعه‌ای که از اخلاق فاضله اسلامی آرامش و وقار، زندگی سعادتمندانه و برادرانه، سراسر همکاری، برخودار است هدفی خاص و والا در ایجاد تمدن انسانها و همه ابعاد زندگی آنها دارد. آنگاه که هدف و برنامه این جامعه و خانواده ریشه‌ای مشخص است قطعا جز با وجود زن آگاه و برخوردار از همه ابعاد اخلاقی و رفتارها فرزندان آن خانواده و جامعه را با نور هدایت و پرورشش راهنما گردد، ‌کمال و دوام نخواهد داشت زن علاوه بر دوام بر وظیفه مادریش، بنده به فرمان و مطیع مؤمن به پروردگار و رسالت حضرت رسول‌الله صلی الله علیه وآله وسلم در اجتماع است نمونه‌های موجود در طول تاریخ در نهایت توجه و اعتقاد و در دنیای تصوف بسیاراند، رابعه عدویه، رابعه شامی معاذ عدویه و…. که هر یک دارای کرامات و احوال والا و در نوع خود منحصریه فرد بوده‌اند اسلام، برنامه‌های عقلی و تربیتی فراوانی برای زنان مسلمان دارد که اگر آن را به خوبی اجرا نمایند زنان نیز به همان مقامهای والایی که مردان می‌رسند، خواهند رسید آنچنانکه اسلام رفتار نابجای انسانها را در مورد آنان از بین برد و به مراحل بالا تمدن رساند در امور فرهنگی و تربیتی امکانها حاصل کرد به آنها میدان داد تا در مقام عمل و پیشرفت درآیند حضرت رسول‌الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود (طلب العلم فریضهٌ علی کل مسلم و مسلمه) توجه طریقت‌ها و تصوف به تعلیم زنان در زمینه‌های اصول دین، عبادت، زن و مرد نمی‌شناسد، زیرا همه به یک اصل برمی‌گردد و آن عبادت و تقوای خدای تبارک و تعالی است که در حق همه انسانها منظور شده. و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون
12.بیعت (پیمان)
بیعت یعنی عهد بستن و تسلیم بودن به اوامر خدا و رسول‌‌الله صلی الله علیه وآله وسلم و شهادت به نبوت آن ذات مبارک و خداوند پاک و والا پیمان بستن با پیامبر را همراه با عهد با خدا یاد کرده می‌فرماید:ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم
حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «من صافحنی او صافح مَن صافحنی الی یوم القیامه دخل الجنه»
مصافحه همان اعتراف و اقرار و شهادت به نبوت ایشان و معاهده بستن با اجرای قواعد و دستورهای اسلام است و روشن است کسیکه دستش را در دست حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم بگذرد، البته از قدرت خدا بهره‌ای می‌برد و به فوز بزرگ نائل می‌آید چه فوزی بالاتر از این فوز و مقام کسی که با رسول پیمان بندد که پیمان با او پیمان با خداست این امر در زمان حیات حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم بوده و پس از وفات آ‌ن بزرگوار به وارثان و جانشینان او رسیده و از آن جمله حضرت علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه که ارتباطی روحی و نسبی و جاشینی با او دارد و همین امر موجب شده طرائق مختلف مشیخیت را دارا شوند. پس از حضرت علی، این ارتباط روحی به امام حسین علیه‌السلام و پس از او به امام زین العابدین و آنگاه امام محمد باقر و بعد امام جعفر صادق و به دنبال او امام موسی کاظم و پس از او امام رضا علیه‌السلام، و طریقت قادری از اینجا بهره‌مند می‌شود که به سلسله الذهبیه معروف است، جناح اول وابستگی آنها این است.
بیعت و پیمان بستن فقط به مردها اختصاص ندارد، مرد و زن و جوان همه را شامل می‌گردد، وقتی راه، راه واقعی و در حقیقت به خداوند منتهی گردد پس باید هرکس از عقل و خرد بهره‌ای دارد و مسائل دینی خود را طالب است بر دست جانشینان حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم، اهل‌بیت اطهار، مشایخ بزرگوار و کاملان طریقت با خدا و رسولش پیمان ببندند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « الا من مات و لیس فی عنقه بیعه فقد مات میته الجاهلیه »
شیخ (وارث محمدی)