طبع من این است که از سه فرزندم برنامه‌هایی که می‌سازم را فیدبک می‌گیرم و به نظر من باید طبع یک برنامه‌ساز این باشد. من هم از کودکان و هم از بزرگسالان و هم از کسانی که پشت صحنه به ما کمک می‌کنند برای تقویت بیشتر کار سؤال می‌کنم و یک اتاق فکر داریم که حداقل ماهی یکبار دور هم جمع می‌شویم و درباره کاری که تولید کرده‌ایم صحبت می‌کنیم.
شماره سیزده : اصولا کمدی، فانتزی از ژانرهایی است که همه گروه‌های سنی را جذب می‌کند. کاری که فضای شاد دارد و ایجاد خنده می‌کند. ولی در بعضی مقاطع مثل خردسالی و کودکی بیشتر از ژانر اسلپ استیک خوششان می‌آید. مثل وقتی که دو شخصیت، کیکی را توی صورت هم پرتاب می‌کنند و یا سر خوردن یک شخصیت بر روی یک موز. و یا اینکه خود شما وقتی می‌خواهید یک خردسال را جذب کنید جلوی او شکلک درمی‌آورید و یا خودتان را روی زمین می‌اندازید و او از خنده ریسه می‌رود. ولی نوجوان اینقدر نمی‌خندد ولی وقتی اینطوری می‌شود یک لبخندی بر روی لب پیرمرد خانه هم می‌آید. نوجوانان به دلیل هیجاناتی که دارند شاید بشود گفت به سمت ژانرهای اکشن کشیده می‌شوند.
شماره چهارده : هر کدام از اینها ظرفیت و کارکرد خودش را دارد و زیاد ترجیحی ندارم که برای بیان مفاهیم اخلاقی به سراغ ژانرهای خاصی برویم. ولی ژانر اکشن به نظر میاد برای نوجوانان و پلنگ صورتی و پت و مت برای کودکان که اکشن خنده‌دار است جذاب است. منتهی همه اینها تابع اصول فنی خاص خودشان هستند که اگر خوب رعایت شوند می‌توانند تأثیرگذار باشند.
شماره پانزده : برای کودکان فانتزی و موزیکال خیلی خوب است و از نداشتن موزیک خوب خیلی آسب می‌بیند. و این معروف شدن “عمو پورنگ” به خاطر استفاده زیاد از این کلیپ و ترانه‌هایی است که وسط برنامه‌شان پخش می‌کند. انیمیشن خیلی خوب است و اگر ما به دوران کودکی مان رجوع کنیم می‌بینیم دل‌خوشی ما فقط به همین کارتون‌ها بوده است. ژانر کمدی اصلا برای کودک نیست و مفاهیمی در آن هست که کودک فقط به حرکات آن می‌خندد و پت و مت یک کار کمدی نیست و به هر حال بیشتر در حوزه انیمیشن است و اگر این مفهومی که شما می‌گویید هست جواب می‌دهد.
شماره شانزده : من فکر می‌کنم که همه اینها می‌توانند در جذب کودک موفق باشند و کودک به همه آنها نیاز دارد. و قطعا برنامه‌ای که بتواند کودک را بخنداند در جذب کودک موفق‌تر است چون واقعا کودک خیلی تصور ذهنی از دنیای بیرون و تفاوت‌هایش ندارد ولی بزرگسال بعضی موقع نیاز به گریه و احساسات دیگر هم دارد. ولی کودک به خاطر زلالی و پاکی درونش وقتی به خاطر دیدن یک برنامه می‌خندد و شاد می‌شود ارتباط بیشتری با آن برنامه برقرار می‌کند.
شماره هفده : طنز به دلیل اینکه انرژی نهفته انسان‌ها را رها می‌کند و آنجاست که ما احساس آرامش می‌کنیم. برای تمام گروه‌های سنی کودک و نوجوان بدون درنظر گرفتن موقعیت خاص اجتماعی، طبیعی، اقلیمی، جغرافیایی،‌ عقیدتی طنز جواب می‌دهد. طنز در حقیقت یک ابزار است و یک فرمت نیست برعکس آنچه عنوان می‌شود یعنی شما ممکن است یک کار تاریخی بسازید طنز باشد و ممکن هم هست همان واقعه تاریخی را جدی بسازید. الان انیمیشن برای گروه سنی کودک خیلی خوب جواب می‌دهد. برای سنین پیش از دبستان قصه‌گویی خیلی مؤثر است. قصه‌گویی رسانه‌ای منظور است که تجربه خود بنده است در برنامه” شب بخیر بچه‌ها”. و برای گروه سنی نوجوان آثار رئال یا قالب‌های داستانی و نمایشی چه کارهای تله فیلم و چه مجموعه‌ها سریالی جواب می‌دهد. منتهی طنز بزن و بکوب خیلی جایگاهی ندارد و در سینمای ما جایی ندارد و بیشتر از نمایش‌های قرون وسطی وام گرفته شده است. و بعدها در سینمای دهه چهل و پنجاه غرب رشد کرد ولی فرهنگ ما یک فرهنگ شفاهی است یعنی طنز کلامی که زمینه بسیار گسترده‌ای در ادبیات ما دارد بیشتر مخاطب پسند از نظر ما ایرانی‌هاست. و حتی اگر طنز خوب نوشته شود لازم نیست زیاد هزینه شود و در لوکیشن‌های محدود نیز جواب می‌دهد. و نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم این است که باید متناسب با فرهنگ خودمان این قالب‌ها را انتخاب کنیم تا مردم اقبال نشان بدهند. یک اصل فطری هست که برای تمام برنامه‌های کودک و نوجوان کاربرد دارد و آن داشتن ماجرای داستانی در آثار هنری و برنامه‌های کودک و نوجوان است. ماجرای داستانی هم یعنی در موقعیت ویژه قرار گرفتن،‌ حرکت داستانی داشتن منتهی متناسب با گروه‌های سنی کودک و نوجوان فرق می‌کند. مثلا اگر شما یک کار داستانی برای خردسالان تهیه می‌کنید معمولا شخصیت‌های آن نباید از دو یا سه نفر بیشتر تجاوز بکند، فاصله بین صحنه‌ها و تقطیع فیلمنامه نباید زیاد باشد، معمولا لوکیشن‌ها طولانی‌تر و زبان ساده‌تر است و هرچه گروه سنی بالاتر می‌رود شخصیت‌ها بیشتر می‌شوند. ولی داستان‌های ماجرایی و یا افسانه‌های همراه با تکرار برای گروه سنی خردسال خیلی مناسب‌تر است البته با تعداد شخصیت محدود. البته من افسانه همراه با تکرار را اولین بار از زبان اقای “رهگذر” شنیدم. افسانه همراه با تکرار یعنی گروه سنی خردسال به دلیل اینکه فاصله منطقی بین لوکیشن‌ها و صحنه‌ها را فراموش می‌کند از عنصر همراه با تکرار استفاده می‌کنند. مثلا یک داستان را اینگونه برای خردسال تعریف می‌کنند: “یک مرغابی داشت می‌رفت لب رودخونه، یک مرغابی از خونه‌اش راه افتاد بره رودخونه رو پیدا بکنه راهش رو گم کرد. توی مسیری داشت می‌رفت به یک خرگوش رسید و به خرگوش میگه من از خونه اومدم بیرون راهمو گم کردم میخواهم بروم رودخونه. خرگوش میگه از این راه برو. میره تا دوباره به یک روباه میرسه و به روباه میگه من از خونم اومدم بیرون که برم به سمت رودخونه ولی راهمو گم کردم تو راه به یه خرگوش رسیدم که گفت از این مسیر برم. روباه هم گفت نه از این مسیر برو”. به این طرز داستان‌گویی می گویند همراه با تکرار که مخصوص سنین ابتدایی خردسالی است که فاصله منطقی بین صحنه‌ها و لوکیشن‌ها را فراموش می‌کند. همراه با تکرار به مخاطب خردسال کمک می‌کند تا موضوع اصلی داستان را از خاطر نبرد. شخصیت‌های گروه خردسال کاملا بیرونی و نمایشی هستند و اصلا درونی نیستند. هم محدودند و هم بیرونی. و زاویه دید آنها کاملا بیرونی است. در داستا‌ن‌های ویژه خردسالان درون‌گرایی معنا ندارد چون خردسال درون‌گرا نیست. توجه به محیط و پیرامون و اشیاء ملموس از ویژگی‌های دیگر این گروه سنی است و اگر مقداری پا را فراتر از این بگذاریم دیگر او نمی‌تواند درک کند. ولی وقتی کودک کم کم وارد فضای دبستان شد شما هم کم کم به سمت فضای تفکر و اندیشه می‌روید. و تخیل که این دوره بسیار به آن علاقمند است. و دوره نوجوانی که دوره واقعیت‌هاست. و نوجوان‌ها در این دوره عاشق داستان‌های پهلوانی و اسطوره‌ای و از این قبیل هستند. البته قطعا ما طنز سیاه را نباید برای بچه‌ها مطرح کنیم. طنز سیاه برای دوره بزرگسالی است و برای گروه سنی کودک و نوجوان باید طنزهای شاد و مفرح و امیدآور ساخته شود. سؤال خودم : طنز رو لطفا از منظر خود توضیح دهید؟ طنز اثری است که ضمن ایجاد نشاط روانی و شادمانی وخندیدن، ‌تفکر و اندیشیه‌ای رو برای ما بیان می‌کند. پس اثری که با چاشنی خنده و نشاط و تفریح نکته‌ای را به مخاطب منتقل کند و به این وسیله او را وادار به تفکر واندیشه بکند و ناگفته‌های زندگی را برای او بیان بکند طنز نامیده می‌شود. طنز عام و جهانی نیز طنزی است که قابل فهم و درک برای همه مردم جهان باشد و راه خلق این طنز نیز استفاده از عناصر و ویژگی‌های جهانی است یعنی چیزی که همه مردم دنیا از آن درک واحدی دارند. ولی طنز ملی طنزی است که در حوزه کشور خودمان وجود دارد. برای گروه سنی کودک (6تا 10 سال) قالب تخیلی بسیار خوب جواب می‌دهد و اگر شما قرار شد یک مفهوم اخلاقی را برای این گروه سنی بیان کنید باید بروید سراغ فرمت و ساختار مورد علاقه این گروه سنی همان فرمتی که برای این گروه سنی تأثیرگذار است یعنی به اعتقاد روانشناسان این دوره، دوره تخیل است. پس متناسب با فرمت مورد علاقه کودک آن موضوع اخلاقی را انتخاب می‌کنید.
شماره هجده : فانتزی و موزیکال و کمدی برای کودکان و موزیکالی که متناسب با کودک باشد. برای نوجوانان اکشن.
شماره نونزده : به نظرم هر کدام از این قالب‌ها ظرفیت آن را دارند که کودکان را جذب کنند، به شرط آنکه به بهترین شکل ساخته و پرداخته شوند. مهم این نیست که چه قالبی حتما به کار گرفته شود، بلکه مهم این است که هر قالب را چگونه می‌توان به بهترین و موثرترین شکل به کار گرفت. البته کودکان کمدی را دوست دارند، ضمن اینکه بر اساس تحقیقاتی که در کتاب “جُنگ تلویزیونی برای کودکان” هم اشاره کرده‌ام، برنامه‌های موزیکال با حرکت سریع تصویر و آهنگ هم مورد توجه آنها قرار می‌گیرد اما باید دید آیا این قالب‌ها، قدرت آن را دارند که محتوای اخلاقی را سوار خود کنند؟ به نظرم این نیازمند کار تحقیقی روی گروه‌های آزمایشی است، شبیه آزمایش هایی که برای ساخت جنگ های تلویزیونی خارجی (مثل سه سمی استریت) انجام شده بود و در کتابم آنها را به تفصیل توضیح داده‌ام.

مطلب مرتبط :   مصاحبه، مقولات، زیست‌محیطی، کدهای، مصاحبه‌ها، قضایای

کمدی برای همه سنین و جنسیت‌ها

کمدی برای همه مخاطبین
فانتزی
اسلپ استیک

کمدی همه مخاطبین
موزیکال و کمدی برای خردسالان
کمدی و فانتزی برای کودکان

کمدی را همه مخاطبان
موزیکال خردسال
فانتزی کودک
اکشن نوجوان

اسلپ استیک خردسالان
فانتزی کودکان
موزکال مخصوص نوجوان برای نوجوان البته نه به عنوان تنها ژانر موزد علاقه

کمدی و فانتزی کودکان

کمدی کلا ژانر جذابی است

مناسبتی زندگی کردن و این موضوع کاملا ذائقه ما را عوض می‌کند

خردسالان اسلپ استیک
کمدی فانتزی کودک

خردسالان موزیکال
کودک فانتزی
نوجوان کمدی
کمدی برای همه

خردسال موزیکال

کمدی فانتزی همه مخاطبین کودک
اسلپ استیک خردسال و کودک
اکشن نوجوان

اکشن نوجوان
اکشن خنده‌دار (اسلپ استیک) کودک و خردسال

فانتزی و موزیکال کودک

کمدی برای همه مخاطبین کودک

طنز به دلیل اینکه انرژی نهفته انسان‌ها را رها می‌کند و آنجاست که ما احساس آرامش می‌کنیم. برای تمام گروه‌های سنی کودک و نوجوان بدون درنظر گرفتن موقعیت خاص اجتماعی، طبیعی، اقلیمی،‌جغرافیایی،‌ عقیدتی طنز جواب می‌دهد

طنز اثری است که ضمن ایجاد نشاط روانی و شادمانی وخندیدن، ‌تفکر و اندیشیه‌ای رو برای ما بیان می‌کند. پس اثری که با چاشنی خنده و نشاط و تفریح نکته‌ای را به مخاطب منتقل کند و به این وسیله او را وادار به تفکر واندیشه بکند و ناگفته‌های زندگی را برای او بیان بکند طنز نامیده می‌شود. طنز عام و جهانی نیز طنزی است که قابل فهم و درک برای همه مردم جهان باشد و راه خلق این طنز نیز استفاده از عناصر و ویژگی‌های جهانی است یعنی چیزی که همه مردم دنیا از آن درک واحدی دارند. ولی طنز ملی طنزی است که در حوزه کشور خودمان وجود دارد.
کودک فانتزی
نوجوان اکشن حماسی اسطوره‌ای

مطلب مرتبط :   ، اینترنت، رایانه، دامنۀ، کرد؛، رایانۀ

فانتزی و موزیکال و کمدی برای کودکان
نوجوانان اکشن

کمدی کودک
موزیکال خردسال

سؤال هفتم : کدام یک از گزینه‌های زیر در جذب و تاثیرگذاری برنامه‌ها بر کودکان موثرترند؟ چرا؟
* تنوع حرکات
* تنوع تصاویر
* قصه (رومنس)
* تخیل (فانتزی)
* مفاهیم اخلاقی
* استفاده از بانوان
* رنگ و لعاب شاد
* جذابیت‌های فطری
* استفاده از عروسک
* رقص (حرکات موزون)
* موسیقی (قالب موزیکال)
* آواز (شعرهای دسته جمعی)
* کمدی بزن بکوب (اسلپ استیک)
* اگر چیز دیگری به نظر شما وجود دارد نام ببرید
شماره یک: برخی از اینها خود به خود برای کودکان جذاب است. اسلپ استیک و موسیقی با حفظ رعایت ویژگی‌های کودکان جذاب هستند. تنوع تصاویر و حرکات اگر نباشد کودک از پای برنامه برنامه بلند می‌شود. ولی بعضی از اینها را باید با چیزهای دیگر پیوند بزنیم تا جذاب بشود مثل مفاهیم اخلاقی که باید با تنوع حرکات، موسیقی و داستان پیوند بخورد تا در قالب بتوان آن را برای کودک عنوان کرد. و مشکلی هم که داریم این است که وقتی یک قالب جذابیت‌های زیادی پیدا می‌کند دیگر امکان اینکه نقطه تمرکز کودک با حیث التفاطی برنامه یکی بشود بسیار مشکل می‌شود. یعنی وقتی مفهوم اخلاقی را بخواهند مطرح کنند باید با عناصر جذاب پیوند بزنند فرض کنید در قالب انیمیشن قرار است یک مفهوم اخلاقی عنوان شود خوب من برنامه‌ساز باید اینجا شخصیت‌پردازی بکنم باید رنگ‌ استفاده کنم باید تنوع حرکات و تصاویر داشته باشم باید بک گراند داشته باشم و چیزهای دیگری که ممکن است نقطه تمرکز کودک را معطوف به خود بکند و از هدفی که من برنامه‌ساز به دنبال آن هستم منحرف بشود. البته منظور بنده این نیست که اینها بد است فقط عرض بنده این است که ما خیلی از تلویزیون توقع نداشته باشیم که واقعا آن هدفی که دنبالش هستیم در ذهن مخاطب محقق بشود. حداقل حسن این تیپ برنامه‌سازی با رعایت همه قواعد و اصول آن می‌تواند این باشد که چیز بدی را منتقل نکنند.
شماره دو: یک ماشین از اجزای متفاوتی تشکیل شده است که هر کدام نباشد آن ماشین دچار نقص است. تمام چیزهایی که اشاره کردید به جز مفاهیم اخلاقی ابزاری برای