دانلود پایان نامه
رسیدگی عادلانه و بیطرفانه به پروندههای مالیاتی میباشد. اعمال مجازاتهای قانونی و متناسب از دیگر کارایی مفهوم عدالت در این مرحله به شمار میرود.
نظر به تعدد حوزههای مالیاتی و عملکردهای مختلف آن، قلمروی مفهوم عدالت نیز متعدد و متمایز از هم خواهد بود، بر این اساس لازم است به جای عبارت مفهوم عدالت مالیاتی از عبارت مفاهیم عدالت مالیاتی استفاده نمائیم تا گویای این تفکیک و تمایز باشد. بدین جهت در این بخش ابتدا به طور جداگانه به هر یک از مفاهیم عدالت مالیاتی اشاره خواهیم کرد و در ادامه اصول، مبانی ، مؤلفهها و سایر ویژگیها آنرا باز خواهیم شمرد.
لذا همانطور که در فصول قبل بدان اشاره شد، تحدید و تفسیر مفهومی عدالت امری است ممکن ولی پیچیده،180 و این پیچیدگی ناشی از محل بحث و جایگاه طرح موضوع عدالت است. جایگاه طرح موضوع عدالت در مباحث مالیاتی و تحدید و تفسیر آن، از چند عرصه بیرون نخواهد بود که این عرصهها عبارتند از عدالت در نظام قانونگذاری، عدالت در تدبیر و نظام اجرایی و عدالت در نظام قضایی و رسیدگیهای مالیاتی.

بند سوم: قلمرو عملکرد عدالت مالیاتی
پرسش مهمی که به تبیین جایگاه عدالت مالیاتی کمک شایانی خواهد کرد، این است که مفهوم عدالت مالیاتی ناظر بر عملکرد اجتماع است یا فرد؟ افرادی چون فردریک فون هایک، اقتصاددان و فیلسوف سیاسی معاصر عدالت را خصیصهای مربوط به رفتار انسانی میداند.181
بر این مبنا چنانچه این واژه در توصیف یک وضعیت (اجتماعی) به کار رود، فاقد معنا خواهد بود؛ مگر اینکه شخص معینی مسؤول برقراری این وضعیت شناخته شود. از نگاه این دسته، عدالت مالیاتی، فرد را مورد خطاب قرار میدهد و در واقع به دنبال اصولی است که نقش مؤدی را تعریف و به کنترل آن پردازد.
اما در مقابل عدهای دیگر، این سخن که چون عدالت وصف رفتار انسان است پس نسبت دادن آن به اجتماع بی معناست، را حرف نادرستی دانستهاند. اجتماع به خودی خود، وجود واقعی جداگانه و مستقل از افراد سازندهاش ندارد.182 عدالت از این منظر به عنوان معیار حقانیت و درستی کارکردهای نظامات اجتماعی در عرصه اقتصادی تلقی میشود.183 دولت به عنوان انتظام دهنده نظامات اجتماعی، در عرصههای سیاستگذاری، قانونگذاری، اجرا و حل اختلافات خود را موظف به رعایت اصولی میداند که نتیجه آن تضمین حقوق افراد است. عدالت مالیاتی نیز به همین موضوع اشاره دارد که در تمامی کارکردهای یک نظام دستور عمل ویژهای دارد که در نهایت رعایت حقوق مؤدیان مالیاتی را در پی دارد.
گفتار دوم: طبقه بندی مفاهیم عدالت مالیاتی
همانطور که اشاره شد جایگاه طرح موضوع عدالت مالیاتی عبارتند از عدالت در نظام سیاستگذاری و قانونگذاری، عدالت در تدبیر و نظام اجرایی و عدالت در نظام قضایی و رسیدگیهای مالیاتی. ما در این گفتار به بیان مفهوم عدالت در هر یک از این مراحل و موارد خواهیم پرداخت.
بند اول: مفهوم عدالت ماهوی در مرحله سیاستگذاری و قانونگذاری
از آن جهت که سیاستهای مالیاتی همواره تابع اندیشههای تئوریک مقبول در حوزه علم بوده است و متقابلاً مفهوم عدالت مالیاتی نیز قلب تپنده سیاستهای مالیاتی به شمار میآید، مرحله سیاستگذاری و به دنبال آن مرحله قانونگذاری مالیاتی میبایست با رعایت اصول و مؤلفههای عدالت سامان یابد. در این بند به مفهوم عدالت مالیاتی ماهوی و انواع آن اشاره خواهیم کرد.
الف: مفهوم عدالت مالیاتی ماهوی
مراد از مفهوم عدالت ماهوی که عمدتاً مربوط به مرحله تقنین میباشد، هم ناظر بر عدالت قانونی و هم ناظر بر عدالت فراقانونی است. مراد از عدالت قانونی عدالتی است که منشأ آن حقوق مندرج در قانون است. لیکن مفهوم عدالت فراقانونی به این نکته اشاره دارد که قانون منشأ حق و عدالت، در مرتبه بالاتر باید با معیارهای عادلانه مطابقت داشته باشد، به طوری که اگر قانونی بر موازین عدالت استوار نباشد، قانونی ناعادلانه تلقی خواهد شد.
به بیان دیگر، عدالت ماهوی به مراعات ظواهر قانون اکتفا نمیکند بلکه به محتوای آن نیز نظر دارد و میکوشد تا نظام حقوقی موجود را با آرمانها و معیارهای عادلانه وفق بدهد. این مفهوم از درستی قانونی که ملاک تصمیم یا حکم قرار گرفته بحث میکند که محک آن چیزی فراتر از قانون است.184 به سخن دیگر میتوان گفت قانون نماد عینی عدالت حقیقی یا ماهوی است و عدالت میزان قانون است.185
بنابر مراتب فوق، عدالت مالیاتی ماهوی، بخشی از مفهوم عدالت به شمار میرود که فراتر از قانون مالیاتی به مؤلفهها و معیارهایی میپردازد که به تضمین حقوق مؤدیان مالیاتی نظر دارد. این مفهوم بیشتر در مرحله سیاستگذاری و وضع مالیات مورد توجه قرار میگیرد. بر این اساس مفهوم عدالت مالیاتی ماهوی دربردارنده معیارها و اصولی است که مقنن بر اساس آنها نرخهای مالیاتی، منابع مالیاتی و مآخذ مالیاتی را معین میکند. در این مفهوم اصول و معیارهایی همچون برابری، انصاف، عدالت توزیعی مورد پذیرش میباشد که به حمایت یکسان از مؤدیان میانجامد.
عدالت مالیاتی در این معنا، عبارتست از «برخورد یکسان و برابر دولت در وضع مالیات، با اشخاصی است که دارای وضع مالی یکسانی هستند و زمانی یک نظام مالیاتی عادلانه محسوب میشود که متناسب با میزان توانایی افراد مالیات به آنها تعلق گیرد.»186

مطلب مرتبط :   لیپوپروتئین، درجه حرارت

ب: سطوح عدالت مالیاتی ماهوی
در منابع حقوق مالیه عمومی، عدالت مالیاتی ماهوی، به عدالت افقی و عدالت عمودی تقسیمبندی شده است. عدالت افقی آن است که با افراد با شرایط مشابه و مساوی، برخورد یکنواخت و یکسان به عمل آید و عدالت عمودی آن است که با افراد نابرابر برخورد متفاوت صورت گیرد.187
آنچه ملاک ارزیابی و تقسیم دو مفهوم عدالت عمودی و افقی است، سنجش وضعیت اشخاص نسبت به یکدیگر است. همانطور که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد، در فرض پذیرش این دو مفهوم، چنانچه شخصی در وضعیت مشابهی با سایرین قرار گرفته باشد، مجرای اعمال اصل عدالت افقی خواهد بود و چنانچه همان شخص به لحاظ وضعیت اقتصادی در سطح پائینتری نسبت به سایر مؤدیان قرار گیرد، مجرای اعمال اصل عدالت عمودی است.
اگر چنانچه هر دو نوع مفهوم عدالت افقی و عمودی را کنار هم بگذاریم، به مفهوم ارسطویی برابری خواهیم رسید که میگوید “با برابرها برابر رفتار کن”، این مفهوم که مفهومی کامل از برابری است به معنای آن است که در عین رفتار برابر با اشخاصی که در موقعیت برابر هستند، با اشخاصی که در موقعیت برابر نیستند، متفاوت رفتار شود.188 جهت تبیین موضوع، لازم است به طور دقیق به هر یک از اجزاء عدالت ماهوی مالیاتی بپردازیم.
1: مفهوم عدالت مالیاتی ماهوی افقی189
مفهوم عدالت افقی در حوزه مالیاتی، این است که افرادی که از لحاظ اقتصادی در موقعیت برابر هستند و درآمد برابر و یکسانی دارند، لازم است مالیات یکسانی پرداخت کنند. به عبارت دیگر در عدالت افقی همه افرادی که دارای درآمد یکسان هستند حتی اگر در وضعیت اقتصادی متفاوتی قرار دارند باید مالیاتی متناسب با یکدیگر بپردازند190. این یک معنا از عدالت مالیاتی ماهوی است که به آن عدالت افقی میگویند.
اصل عدالت افقی بیان میکند با کسانی که در همه جهات یکسان و برابر هستند باید به طور برابر رفتار شود. با وجود این واقعیت که اصل عدالت افقی، که مدعی رفتار برابر با برابرها است و به طور گستردهای به عنوان یک اصل خوب در اقتصاد مدرن و سیستم قضایی به رسمیت شناخته شده است، تجزیه و تحلیل ویژگیهای آن و وضعیت هنجاری (قانونی) آن هنوز هم غیر قابل قبول به نظر نمیرسد.191
عدالت افقی آن است که مالیاتها با اشخاصی که در وضعیت اقتصادی مشابهی قرار دارند به صورت یکسان برخورد کند.192 در واقع میتوان این نوع عدالت را، با اصل اول و پایه عدالت در رابطه با برابری، یعنی مفهوم عدم تبعیض یکی دانست.193
2: مفهوم عدالت مالیاتی ماهوی عمودی194
عدالت مالیاتی ماهوی عمودی به این معناست که افرادی که درآمد متفاوتی دارند بایستی مالیاتهای متفاوتی پرداخت نمایند. به دیگر سخن از اشخاصی که در وضعیت اقتصادی متفاوتی قرار دارند مالیات نابرابر وصول میشود.195 بر این اساس آنهایی که درآمد بیشتری دارند میبایست مالیات بیشتری نیز پرداخت نمایند و آنهایی که درآمد کمتری دارند، مالیات کمتری بپردازند. اما دولتها در عدالت مالیاتی ماهوی یک گام بیشتر از این پیش رفتهاند و آن از طریق تصاعدی کردن نرخ مالیات است. یعنی هر چقدر که میزان درآمد بالا میرود نرخ مالیات هم افزایش پیدا میکند و حتی در حالت عکس آن برخی از سطوح درآمدی معاف از پرداخت میشوند یعنی هر گاه میزان درآمد از نسبت تعریف شده پایینتر باشد، آن مقدار از درآمد، مشمول معافیت قرار میگیرد.196 مثلاً میگویند از سطح صفر درآمد تا این میزان از درآمد، از مالیات معاف است، از یک میزان تا میزان دیگر باید یک درصد مشخصی مالیات بدهد و از آن طبقه بالاتر باید درصد بیشتری بدهد که به این نوع نرخها، نرخهای تصاعدی برای پرداخت مالیات گفته میشود. در واقع یکی از سر فصلها و موضوعات مطروحه در عدالت مالیاتی عمودی، بحث میزان اعمال نرخهای تصاعدی است که بیانگر این موضوع است که تا چه حد این نرخها میبایست از تصاعد برخوردار باشند تا معیار توانایی پرداخت مؤدی را مورد ملاحظه قرار دهد.197
«این معنای از عدالت مالیاتی، مبتنی بر عدالتِ با برابرها برابر رفتار کن نیست بلکه یک معنای دیگری از عدالت در آن هست که به آن میگویند” رفتار به مثابه برابر”؛ معنایی که حقوقدان معروف آمریکایی، دورکین مطرح کرده است. از پر درآمدها و دهکهای بالای جامعه مبالغی را دریافت میکنیم و آن را به کم درآمدها و اقشار پائین جامعه تزریق میکنیم که این یک معنای پیشرفتهتری از عدالت ماهوی است که به آن تبعیض مثبت هم گفته میشود.»198 این معانی که از عدالت مالیاتی گفته شد نیزجزو مفاهیم ماهوی از عدالت مالیاتی است. در رستای تحقق حداکثری عدالت عمودی، پیشنهاد میشود تا پایههای مالیاتی افزایش یابد و هیچ فعالیتی از شمول مالیات خارج نباشد.
عدالت عمودی با قاعده شخصی ساختن مالیات، که از اصول جدید مالیاتی محسوب میشود در یک راستا قرار دارد. این اصل تأکید دارد که «در تعیین مالیات باید خصوصیات مؤدی و وضع زندگی و سطح درآمد و حتی کیفیت درآمد او مدنظر قرار گیرد»199. بنا بر اصل شخصی بودن مالیاتها، در برقراری و وصول مالیات باید خصوصیات مؤدی، وضعیت زندگی، نحوه کسب درآمد وی مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال از مؤدیان متأهل و عائلهمند نسبت به مؤدیان مجرد مالیات کمتری دریافت شود و یا میزان مالیات بر درآمد حاصل از کار، کمتر از درآمد حاصل از سرمایه باشد و مالیات بر درآمدهای اتفاقی مانند هبه و مالیات بر ارث بیشتر از سایر مالیاتها باشد. در واقع این اصل بیشتر از طریق ایجاد معافیتها، تخفیفها و بخشودگیهای مالیاتی و اعمال نرخهای متفاوت مالیاتی (نرخهای تصاعدی) بر درآمدهای مختلف برقرار میشود.200
ج: مبانی عدالت مالیاتی ماهوی
در بخش قبل به اهداف وضع مالیات اشاره کردیم و گفتیم که مالیاتها با در نظر گرفتن رویکردهای مختلف وضع میشوند. وضع برخی از مالیاتها صرفاً به دنبال تأمین هزینههای دولت است، برخی دیگر با هدف باز توزیع درآمد میان اقشار کم درآمد جامعه ایجاد شدهاند و برخی دیگر به دنبال تحقق سیاستهای مالی دولت وضع میشوند. با این توضیح در باب عدالت مالیاتی هم انتخاب یک مبنا، امری صحیح به نظر نمیرسد بلکه میبایست با شناخت صحیح از اهداف قانونگذار در خصوص وضع هر یک از مالیاتها و نیز نرخها، معافیتها و سایر شقوق آن، به تحلیل موضوع پرداخت. به عنوان مثال امروزه، وضع یک نوع مالیات مانند مالیات بر سیگار را به راحتی نمیتوان عادلانه یا غیرعادلانه تعبیر کرد چرا که اساساً مبنای وضع این مالیات با انواع دیگر مالیات متفاوت است و اگر امروزه این نوع کالا مالیاتبندی میشود، به جهت سیاستهای فرهنگی و کاهش میزان مصرف این مواد میباشد بنابراین قیاس میزان مالیات دریافتی در این کالا با کالاهای دیگر به دلیل تمایز در مبانی وضع ممکن نیست و امکان سنجش عادلانه بودن با نبودن آن فراهم نمیباشد.
بنابراین در بخش آینده که نگاهی تحلیلی به مواد قانون مالیاتهای مستقیم دارد، سعی خواهد شد با لحاظ این رویکرد، به ادامه بحث بپردازیم. در حوزه ماهوی عدالت مالیاتی، سه دیدگاه کلی برای دریافت مالیات عادلانه وجود دارد که در زیر به آنها اشاره میکنیم.
1: اصل بهای خدمات201
اصل بهای خدمات، دیدگاه دیگری است که بر اساس آن، اشخاص به نسبت بهرهگیری از خدمات دولت موظف به پرداخت مالیات هستند. به بیانی دیگر مالیاتها میبایست به نسبت استفاده اشخاص از خدمات دولتی و عمومی بین آنها توزیع شود.202 برخی اقتصادانان بر این عقیدهاند که اگر دولت هزینه واقعی خدماتی را که به مردم ارائه کرده است را مطالبه کند، آن وقت ایده برابری و عدالت در مالیات محقق خواهد شد.
اصل بهای خدمات بدون شک میتواند تا حدودی در مورد بخشی از خدمات دولت که تخمین قیمت آنها آسان است اندازهگیری شود همانند خدمات پستی، راه آهن و برق و …، اما امکان تشخیص میزان بسیاری از هزینههای دولت برای یکایک اشخاص، کاری سخت و غیر ممکن است. به عنوان مثال چگونه میتوان هزینههای خدمات پلیسی، نیروهای مسلح، قوه قضائیه و … را برای افراد متفاوت اندازهگیری کرد؟203
بر این اساس پذیر

مطلب مرتبط :   پایان نامه قانون مجازات اسلامی، قانون مجازات عمومی