علی(علیهالسلام)، امیرالمؤمنین، آمریکا، دشمن، افکار، مشروعیت

رفتن مشروعیت در یکجانبهگرایی را جبران خواهد کرد(نای،1389،صص129-127).
در مورد غیر قانونی بودن حملهی آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای ائتلاف به عراق، مقالات متعددی از سوی حقوقدانان و مؤسسات حقوقی و تحقیقاتی منتشر شده است. کلیهی این مراجع و اندیشمندان حملهی نظامی به عراق را بدون مجوز خاص و جدید شورای امنیت، نقض صریح حقوق بینالملل میدانند. حملات غیر قانونی آمریکا و نیروهای ائتلاف به عراق که به بهانهی تهدیدات جدی و قریبالوقوع این کشور صورت گرفت، پس از دو سال اشغال بهطور کامل واهی و غیر قانونی اعلام میگردد و حتی آثاری از سلاحهای کشتار جمعی به جهانیان گزارش نمیگردد. بهکارگیری پیشدستانهی زور توسط آمریکا و متحدانش علیه عراق، بهطور جدی از سوی اغلب حقوقدانان و حتی دبیر کل سازمان ملل متحد زیر سؤال رفت و اقدام پیشدستانه بهعنوان نقض صریح قواعد حقوق بینالمللی شناخته شد(موسیزاده،1389،صص148-146).
بهای تعهد آمریکا به «وظیفهی حفظ و تقویت یک نظم جهانی محبوب»، نقض تعهدات پیشین آمریکا در قبال سازمان ملل متحد است. اگر نظم جهانی محبوب که ریشه در دموکراسی آمریکا دارد، ارزشی مشترک محسوب میشود و خود به خود مشروعیت مییابد؛ قواعد آمرهی سازمان ملل متحد نیز دارای بار ارزشی جهانشمول و مشترک هستند که مشروعیت آن ساقط ناشدنی است. عدم وفاداری آمریکا به تعهدات پیشین در قبال سازمان ملل، ضمانتی جهت رعایت تعهد نظم جهانی باقی نمیگذارد. واژههایی همانند دموکراسی، آزادی، و حقوق بشر، هدف غایی سیاست آمریکا نیست بلکه پوششی نرم بر هنجار شکنیهای سخت هژمون است که در راستای نظم جهانی محبوب آمریکایی دنبال میشود. مورگنتا میگوید:
عمدتاً گرایش سیاستمداران به این است که سیاستهای خود را بر اساس اصول اخلاقی یا حقوقی یا ضرورتهای زیستشناختی بیان کنند و نه بر حسب قدرت، و به این ترتیب خود را نیز در مورد عملشان فریب میدهند. به عبارت دیگر، در حالیکه سیاست در تمامی ابعاد، ضرورتاً در جستوجوی قدرت است، ایدئولوژیها در این مبارزهی قدرت، عنصری وارد میکنند که از نظر روانشناختی و اخلاقی برای بازیگران و تماشاگران مقبول باشد(مورگنتا،1389،ص161).
مقبولیت و مشروعیت مبارزهی قدرت، بازتاب واژهپردازیها و تصویرسازیهایی است که از کانال مدیریت قدرت نرم وارد حوزهی اجتماعی میشود و کار ویژهی متناقض و دوگانهای را بر عهده دارد، از یک طرف در صورت مطلوبیت و همسویی بازیگران پیرامون با قوانین بازی مرکز در سطح نظام، در راستای حفظ وضع موجود نه تنها قدرت سیاسی هدف را به پشتوانهی قدرت اجتماعی مجهز میکند بلکه از شکلگیری مخالفتها، اعتصابها، شورشها، و انقلابها ممانعت به عمل میآورد؛ و از طرف دیگر در صورت عدم مطلوبیت و تطبیق بازیگران پیرامون با قوانین بازی مرکز در سطح نظام، در راستای تغییر وضع موجود نه تنها خلأ حمایت اجتماعی از قدرت سیاسی هدف را موجب میشود بلکه تشکلهای مخالف، شورشی، معتصب، و انقلابی را نیز سازماندهی و جهتدهی میکند. انعطافناپذیری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در اصول اخلاقی و عدالت اجتماعی، موجب شد تا معاویه در راستای مقبولیت و مشروعیت مبارزهی قدرت، بحرانزایی در حکومت امام علی(علیهالسلام) را در دستور کار قرار دهد و امواج افکار عمومی را به سمت رانش از دایرهی حکومت امام علی(علیهالسلام) و یا سکون و سکوت و عدم حمایت از سیاستهای امام علی(علیهالسلام) در برابر عملیاتهای تروریستی، هدایت کند. موضعگیریهای عادلانهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در برابر افکار عمومی و حرکتهای تروریستی که از ناحیهی شام و توسط معاویه سازماندهی میشد در ادامه به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) خطاب به مردم کوفه میفرمایند:
نفرین بر شما کوفیان! که از فراوانی سرزنش شما خسته شدم. آیا بهجای زندگی جاویدان قیامت، به زندگی زود گذر دنیا رضایت دادید؟ و بهجای عزت و سربلندی، بدبختی و ذلت را انتخاب کردید؟ هرگاه شما را به جهاد با دشمنانتان دعوت میکنم، چشمانتان از ترس در کاسه میگردد، گویا ترس از مرگ، عقل شما را ربوده و چون انسانهای مست از خود بیگانه شده، حیران و سرگردانید. گویا عقلهای خود را از دست داده و درک نمیکنید. من دیگر هیچگاه به شما اطمینان ندارم، و شما را پشتوانهی خود نمیپندارم. شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند. به شتران بیساربان میمانید، که هرگاه از یکطرف جمعآوری گردید، از سوی دیگر پراکنده میشوید.
به خدا سوگند! شما بد وسیلهای برای افروختن آتش جنگ هستید؛ شما را فریب میدهند اما فریب دادن نمیدانید، سرزمین شما را پیاپی میگیرند و شما پروا ندارید. چشم دشمن برای حملهی شما خواب ندارد، ولی شما در غفلت به سر میبرید. به خدا سوگند! آنکه دشمن را بر جان خویش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد، و استخوانش را بشکند، و پوستش را جدا سازد، عجز و ناتوانیاش بسیار بزرگ و قلب او بسیار کوچک و ضعیف است. تو اگر میخواهی اینگونه باش، اما من، به خدا سوگند! از پای ننشینم و قبل از آنکه دشمن فرصت یابد، با شمشیر آبدیده چنان ضربهای بر پیکر ا و وارد سازم که ریزههای استخوان سرش پراکنده شود و بازوها و قدمهایش جدا گردد و از آنپس خدا هر چه خواهد انجام دهد.
ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است. حق شما بر من، آنکه از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. و اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید؛ هرگاه شما را فراخواندم؛ اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم؛ اطاعت کنید(نهجالبلاغه،خطبه34، صص61-59).
کاربرد عدالت در برپایی حقوق بر اساس اصل مساوات بشری، راهبرد مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، جهت برقراری صلح و امنیت ملی و جهانی است. بسیج نیروهای دفاعی مردمی در برابر تجاوزات دشمن، در شیوهی مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بر اساس اصل آزادی مشارکت در مؤلفههای قدرت نرم، فارغ از هر گونه تهدید، تشویق، و اجبار صورت میگیرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مردم را به جهاد با دشمن تجاوزگر دعوت میکنند. فراخوان عمومی در دعوت به جهاد، خارج از هر گونه تبلیغ و در چارچوب اطلاعرسانی صورت میگیرد. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با ارجاع افکار عمومی به عقلانیت، چشمانداز مسیرهای منتهی به پذیرش و عدم پذیرش جهاد را در عزت و سربلندی، و ذلت و خواری، مشخص میکنند. ایشان ضمن آموزش و پرورش افکار عمومی، لزوم آگاهی نسبت به حربههای هوشمندانهی دشمن در اهداف قلمرو و اهداف مالکیت را تأکید میکنند؛ حربههایی که غفلت از آنان موجب تسلط دشمن بر پیکرهی امت اسلامی و بهرهبرداری از غنائم کشور، متزلزل ساختن پایههای حکومت، و متفرق کردن ملت خواهد شد.
ابن ابیالحدید میگوید که «علیابن محمدابن ابوسیف مدائنی» از «فضیلابن جعد» نقل میکند که میگفته است: مهمترین سبب در خودداری عرب از یاری دادن امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) موضوع مال بود که او هیچ شریفی را بر وضیع و هیچ عربی را بر عجم فضیلت نمیداد و با سالاران و امیران قبایل بدانگونه که پادشاهان رفتار میکردند رفتار نمیفرمود و هیچکس را با مال به خویشتن جذب نمیکرد و حال اینکه معاویه بر خلاف این موضوع بود و به همین سبب مردم، امام علی(علیهالسلام) را رها کردند و به معاویه پیوستند(ابن ابیالحدید،1375،ج1، صص 316-315 و1378،ج2،ص197).
چشمانداز راهبرد مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مختص افکار عمومی دوران حکومت ایشان نبود بلکه ایشان اندیشهی جهانی سازی اسلام را در بلند مدت و تمام دورانها مدیریت کردند. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با وجود شدت محدودیتهای تحمیلی نظام، عنصر جذابیت در ارزشهای عام جهانشمول را در تبدیل به رفتار قدرت، با عدالتی مطلق و فراگیر صیقل داد بهگونهای که جذابیت حکومت ایشان با گذشت زمان، افزایش دامنهی امواج گرایشی را در هر عصر و مکانی ایجاد میکند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در پاسخ به مالک اشتر که معتقد بود حقمحوری و عدالتگستری امام علی(علیهالسلام) موجب سستی مردم و عدم حمایت آنان از سیاستهای دولت شده است، فرمودند:
اما آنچه در مورد کار و روش ما که منطبق بر عدل است گفتی، همانا که خدای عزوجل میفرماید: «هر کس کار پسندیده کند برای خود او سودمند است و هر کس بد میکند بر نفس خویش ستم میکند و پروردگارت نسبت به بندگان ستمگر نیست». و من از اینکه مبادا در انجام آن چه گفتی(عدالت) کوتاهی کرده باشم، بیشتر ترسانم. و اما اینکه گفتی حق بر آنان سنگین آمده و بدین سبب از ما جدا شدهاند، بنابراین خداوند به خوبی آگاه است که آنان از ستم و بیداد از ما جدا نشدهاند و به عدل و داد پناه نبردهاند، بلکه فقط در جستوجوی دنیا، که بههرحال از آنان زایل خواهد گشت، برآمدهاند که از آن دور مانده بودند، و روز قیامت بدون تردید از ایشان پرسیده خواهد شد آیا اینکار را برای دنیا انجام دادهاند یا برای خدا عمل کردهاند؟ و اما آنچه در مورد بذل اموال و برگزیدن رجال گفتی، ما را نشاید که به مردی، از درآمد عمومی چیزی بیش از حقاش بدهیم؛ و خداوند سبحان و متعال که سخناش حق است، فرموده است: «چه بسیار گروههای اندک، که به فرمان خدا بر گروههای بیشتر چیره شدهاند و خداوند همراه صابران است». و همانا خداوند، محمد(صلیاللهعلیهوآله) را تنها مبعوث فرمود، و زانپس شمار یاراناش را افزود و گروهاش را پس از زبونی، نیرو و عزت بخشید؛ و اگر خداوند اراده فرموده باشد که این امارت بر عهدهی ما باشد، دشواری آنرا برای ما آسان میفرماید و ناهمواریاش را هموار میسازد(همانجا و همان،ص198).

]]>