د کرد(مولانا،1387،ص399).
اقدمات حقوقی، ساختاری، و بینالمللی عادلانه در پیش گرفته نخواهد شد مگر با کرنش بازیگران صحنهی نظام بینالملل در برابر توازن حقوق؛ توازنی که معیار حق را از قدرت در فضای آنارشی سیاسی، به اقتدار در فضای عدالت اجتماعی، سوق میدهد. قدرت، ضامن اجرای عادلانهی حقوق است نه بانی سلب حقوق. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) قدرت سخت و قدرت نرم را در تطبیق با توازن حقوق به سمت عدالت اجتماعی عملیاتی کردند به نحوی که کیفیت عملکردها در بروندادهای سیاسی نمایان شد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با تنظیم الویتهای قدرت هوشمند بر اساس عدالت اجتماعی، رعایت حقوق بشر، آزادی، و مساوات در جبههی دشمن را در دستور کار قرار دادند. بهعنوان مثال، امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بعد از تصرف فرات در جنگ صفین و سهیم کردن سپاهیان دشمن در استفاده از آب، فرمان صدور ادامهی جنگ را بهتعلیق انداختند، ایشان در مورد علت این امر میفرمایند:
من با این قوم مدارا میکنم و مهلت میدهم شاید که هدایت یابند، یا(لااقل) گروهی از ایشان هدایت شوند، که پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآله) روز جنگ خیبر به من فرمود: «اگر خداوند به وسیلهی تو، فقط یک مرد را هدایت فرماید برای تو بهتر از همهی چیزهایی است که آفتاب بر آن میتابد»(ابن ابیالحدید،1368،ج2،ص183 و1378، ج4،ص13).
محور جذابیت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بر بنای انعطافناپذیری در اصول اخلاقی و انعطافپذیری در مدارای با مردم استوار است. اگر انعطافناپذیری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در اصول اخلاق مؤلفههای مدیریتی عدالت، برابری، صداقت، و … را در دستور کار قرار میدهد، انعطافپذیری ایشان در مدارای با مردم مؤلفههای مدیریتی ایثار، گذشت، بخشش، و … را در رفتار سیاسی نمایان میکند. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مؤلفههای قدرت نرم و قدرت سخت را در تبدیل به رفتار قدرت، به سمت عدالت اجتماعی سوق میدهند بهگونهای که ماهیت قدرت سخت و قدرت نرم، بازتاب ارزشهای عام جهانشمول و سیاستهای بشردوستانه است، سیاستهایی که در اصول حسن نیت، منع توسل به زور، منع تجاوز، حق تعیین سرنوشت، دفاع مشروع، و منع جنایات جنگی، هویتی ارزشی مییابند. چارچوب راهبرد مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در برابر شورشیان، در تطبیق با این آیهی شریف قرار میگیرد که میفرماید:
«مَن قَتَلَ نَفسَا بِغَیرِ نَفسٍ أو فَسادٍ فِی الأرضِ فَکَأنَما قَتَلَ الناسَ جَمیعًا وَ مَن أحیَاهَا فَکَأنَمَآ أحیَا الناسَ جَمِیعًا»12(قرآن، سوره مائده، آیه32).
مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، کارویژهی عدالت اجتماعی را در تقابل و کنش با نیروهای مخالف و موافق، در دستور کار قرار میدهند. مرکزگریزی و هنجار شکنی در فرمول مدیریتی امام علی(علیهالسلام) دلیل بر محرومیت از عدالت نیست. اعتبار و پرستیژ و مشروعیت قدرت، در توانایی اشاعهی عملکردهای ارزشی است. تجویز دموکراسی با زور و استبداد، دفاع از حقوق بشر با کشتار بشر، و اشاعهی آزادی با خفقان امنیتی، همخوانی ندارد. نای میگوید:
جنگ سال 2003 عراق، نمونهی جالبی از کنش و تقابل دو شکل از قدرت را فراهم کرد. برخی از انگیزههای جنگ بر پایهی تأثیر بازدارنده قدرت سخت بود. دونالد رامسفلد(وزیر دفاع وقت دولت آمریکا) در یکی از گزارشهای خود عنوان کرده است: هنگامیکه در این سمت مشغول بهکار شدم بر این اعتقاد بودم که: از نظر مردم جهان، ایالات متحده همانند یک ببر کاغذی است، یک غول ضعیفی که توانایی ضربه زدن ندارد. و لذا تصمیم گرفته تا اعتبار از دست رفتهی خود را بازگرداند. … علاوه بر این پیروزی در این جنگ، دولتهای دیگر را از حمایتهای آیندهی خود از تروریستها باز میدارد. اینها دلایل سخت وارد شدن به جنگ بودند. اما یک سری انگیزههای دیگر به «قدرت نرم» بستگی داشت. نومحافظهکاران بر این اعتقاد بودند که از قدرت آمریکا میتوان برای صدور دموکراسی به عراق و یا تغییر سیاستهای خاورمیانه استفاده شود. اگر اینکار را با موفقیت انجام دهیم، جنگ خود به خود مشروع میشود. همانطور که ویلیام کریستل و لارنس کاپلن بیان کردهاند: مگر چه عیبی دارد که حکومت و قدرتی برتر در خدمت اصول حقیقی و آرمانهای عالی باشد(نای،1389،صص73-72).
در اینکه حکومت و قدرتی برتر در خدمت اصول حقیقی و آرمانهای عالی باشد هیچ عیب و نقصی نیست؛ اما مشکل از آنجا شروع میشود که اصول حقیقی و آرمانهای عالی در خدمت حکومت و قدرتی برتر باشند. برونداد عمکردهای سیاسی آمریکا نه تنها قابلیت تطبیق با اصول حقیقی و آرمانهای عالی را ندارد بلکه طیف جداگانهای از اصول سودمحور و آرمانهای انحصاری را شکل میدهد. چارچوب گفتمان لیبرالیسم، فاقد ماهیت ارزشی است، و کارویژهی اصلی قدرت نرم در گفتمان غربی، استثمار از طریق اشاعهی ارزشهایی است که در تصویرسازیها شکل میگیرند، تصویرهایی که خلأ ارزشی واقعیتهای عینی را پوشش میدهند، و این کارویژهها تنظیم الویتها در مدیریت قدرت هوشمند غرب را مشخص میکند. نای میگوید:
در سطح راهبرد، منش ضد شورشی اهمیت زیادی میدهد به سبک و سنگین کردن بین قدرت نظامی لازم برای پاکسازی یک ناحیه و آسیب به نیروی غیر نظامی که دل و ذهنشان را باید بهدست آورد. در برخی موارد، بدهبستانها اجتناب ناپذیرند؛ برای نمونه، حملات هواپیماهای بیسرنشین بر ضد مبارزان القاعده و پاکستان، از معدود ابزاری است که در پاکستان شمالی در دسترس است، ولی حملات، قدرت نرم آمریکا را در چشم عموم مردم پاکستان خدشهدار میکند. در مورد اینگونه مسائل راهبردی باید مورد به مورد تصمیم گرفت(همان،1390،صص336-335).
دستورالعمل راهبرد هوشمند نای، تجاوز و استثمار را همزمان در دستور کار قرار میدهد اما جهتدهی مناسب این مقولهها را به سمت نظامیان و غیرنظامیان اجتناب ناپذیر میداند. بهای تجویز دموکراسی و حقوق بشر آمریکایی کشتار بیگناهان و مظلومانی است که قربانی اعتبار و مشروعیت کاذب سیاستهای قدرت هوشمند هژمون میشوند. مدیریت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در راهبرد ضد شورشی نیز الویتها را بر اساس عدالت اجتماعی تنظیم میکنند. جنگ نهروان بهترین نمونهی قابل استناد در مدیریت ضد شورشی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) است که در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد.
چون امام علی(علیهالسلام) از صفین به کوفه برگشت و انتظار حکم داوران را میکشید، خوارج به صحرایی در کوفه موسوم به «حروراء» رفتند و آنجا بانگ برداشتند که «حکم و داوری برای کسی جز خدا نیست، هر چند مشرکان را ناخوش آید»، همانا که امام علی(علیهالسلام) و معاویه در حکم خدا شرک ورزیدند. امام علی(علیهالسلام) به آنان پیام داد این چیست که پیش آوردهاید و چه میخواهید؟ گفتند میخواهیم ما و تو و کسانیکه در صفین همراه ما بودند، سه شب به صحرا برویم و از داوری دو داور به خدا توبه کنیم و سپس آهنگ جنگ با معاویه کنیم تا خداوند میان ما و او حکم فرماید. امام علی (علیهالسلام) فرمود: «چرا این سخن را هنگامیکه داوران را گسیل میداشتیم نگفتید؟ چرا هنگامیکه از آنان عهد و پیمان گرفتیم و ما همه برای آنان تعهد کردیم، نگفتید؟ ایکاش این سخن را در آنهنگام گفته بودید». گفتند: در آنوقت جنگ طولانی و درماندگی سخت شده بود و زخمیها بسیار بودند و مرکوب خسته و سلاح فرسوده شده بود. امام علی(علیهالسلام) به آنان فرمود: «بنابراین هنگامیکه سختی و فشار بر شما بسیار شد، عهد و پیمان بستید و چون به آسایش رسیدید میخواهید عهد و پیمان را بشکنیم؟ و همانا که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) در عهد و پیمان با مشرکان وفادار بود و اینک شما به من میگویید عهد را بشکنم»؟(ابن ابیالحدید،1375،ج1،صص413-412 و1378،ج2،صص 311-310).
خوارج مهمترین و تندروترین گروه مخالف امام علی(علیهالسلام) بودند. اینان بر ضد امام(علیهالسلام) به جوسازی و شایعهپراکنی میپرداختند، در انظار عمومی به امام علی(علیهالسلام) اهانت میکردند، در نماز جماعت امام علی(علیهالسلام) اخلال ایجاد میکردند، و سخنرانیهای حضرت علی(علیهالسلام) را بههم میزدند. خوارج کینهی خود را از هر راهی ابراز میکردند و برای مبارزه با حکومت آنحضرت، جلسات علنی و سری فراوانی تشکیل میدادند. در مقابل این حرکات توهینآمیز و گاه خطرناک و تهدیدآمیز، حضرت علی(علیهالسلام) هیچ واکنش خشونتآمیز و حتی قانونیای برای دستگیری و مقابله با آنان انجام نمیداد، و سهمیهی آنانرا از بیتالمال میپرداخت. حضرت علی(علیهالسلام) آنها را راهنمایی میکرد و به بحث منطقی فرا میخواند. تا اینکه از کوفه خارج شدند و به مناطق اطراف رفتند و دست به اغتشاش و کشتار زدند. امام علی(علیهالسلام) پیکی برای آنان فرستاد و ضمن نصیحت از آنان خواست که از این اقدامات دست بردارند. سپس خود حضرت علی(علیهالسلام) رفت و با آنان به بحث و استدلال پرداخت، عدهی زیادی از آنان به راه باطل خود پی بردند ولی بقیه همچنان به عقاید خود و جنگ با امام علی(علیهالسلام) پای فشردند و در نهایت جنگ نهروان اتفاق افتاد(علیخانی،1380، ص53).
خوارج روزهای اول که خود را از رایات امام علی(علیهالسلام) کنار کشیدند، مردم را تهدید به قتل میکردند، گروهی از ایشان در ساحل رود نهروان کنار دهکدهای آمدند، مردی از دهکده ترسان بیرون آمد، آنان خود را به او رساندند و چون او را مخالف عقاید خود دیدند، او را کشتند و سپس کنیز آبستن او را آوردند و شکمش را دریدند. امام علی(علیهالسلام) به تعقیب خوارج رفتند چون مقابل خوارج رسیدند، خوارج به سپاهیان امام علی(علیهالسلام) تیراندازی کردند، سپاهیان گفتند: ای امیرالمؤمنین آنها به ما تیراندازی کردند، امام علی(علیهالسلام) فرمود: «شما دست بدارید». و چون برای بار سوم تیرباران کردند، امام علی(علیهالسلام) فرمود: «اینک جنگ روا و گوار است، بر آنان حمله برید»(ابن ابیالحدید،1375،ج1،صص383 -381 و1378،ج2،صص271 -269).
اولین موج تروریستها و افراطیون در اسلام، از خوارج شکل گرفت. سیاستهای امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در قبال خوارج، سمبل و نماد سیاستهای دفاعی در برابر تروریستها است. اگر پایبندی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) نسبت به تعهدات با دشمن، عامل تشکیل افراطیون ضد علوی شد، عدم پایبندی آمریکا نسبت به تعهدات با نظام بینالملل، عامل تشکیل افراطیون ضد آمریکایی شد؛ اگر پروژهی مدیریت علوی روند مذاکرات با افراطیون را در فضای آزادی بیان در پیش گرفت، پروژهی مدیریت آمریکایی روند تهدید جهانیان در علنی ساختن موضعگیری، در فضای بازی با حاصل جمع صفر را در پیش گرفت؛ اگر راهبرد امنیت ملی علوی سیاست متقاعد سازی را در قبال افراطیون در دستور کار قرار داد، راهبرد امنیت ملی آمریکا سیاست نظامیگری را در قبال افراطیون در دستور کار قرار داد؛ اگر قدرت هوشمند علوی در برابر هنجارشکنی افراطیون، سیاستهای تدافعی را عادلانه مدیریت کرد، قدرت هوشمند آمریکایی در برابر هنجار شکنی افراطیون، سیاستهای تهاجمی را ناعادلانه مدیریت کرد؛ و اگر هدف مدیریت علوی از مقابله با افراطیون، متعادل ساختن توازن حقوق در راستای عدالت اجتماعی است، هدف مدیریت آمریکایی از مقابله با افراطیون، چرخش توازن قدرت به نفع سودمحوری و انحصارگرایی آمریکایی است؛ و اینگونه است که عناصر قدرتساز در مدیریت هوشمند علوی در تبدیل به رفتار قدرت، بازتاب عدالت اجتماعی و موجد جذابیت است، اما عناصر قدرتساز در مدیریت هوشمند آمریکایی در تبدیل به رفتار قدرت، بازتاب ظلم و ستم اجتماعی و موجد انزجار است. نای میگوید:
همچنین این مسأله که نوع پاسخ ایالات متحده به تروریسم، هیچ انطباقی با ارزشهای بیان شدهی این کشور ندارد؛ باعث صدمه زدن به جذابیت آمریکا میشود. شاید این قابل پیشبینی بود که زمانی سازمان حقوق بشر جهانی، گوانتانامو را بهعنوان «رسوایی و ننگ حقوق بشر» توصیف میکند و سازمان دیدهبان حقوق بشر، ایالات متحده را متهم میکند که با دورنگی و ریاکاری، باعث تحلیل سیاستهای خود شده و موقعیتاش را برای اصرار بر دیگران بهمنظور قبول ارزشها تضعیف کرده است. … حداقل اینچنین سیاستهایی موعظههای ما را دربارهی حقوق بشر برای برخی از مردم ریاکارانه جلوه میسازد(نای،1389، صص124-123).
جبههی باطل در فقدان دلیل و برهان، سیاستهای تهاجمی را در دستور کار قرار میدهد، و تجاوزگری را دفاع پیشدستانه مینامد تا در پوشش مشروعیت قدرت نرم، با ابزار قدرت سخت، و با مدیریت قدرت هوشمند، حقوق بشر را پلکان ترقی انحصارگرایی و منفعتطلبی خود قرار دهد. حقانیت، با تهاجم و تجاوز بر حقوق دیگران جمع نمیشود حتی اگر فرکانسهای امواج سایبری به وسعت جهان، حقانیت را طنیناندازی کنند. نای میگوید:
نه تنها بازیگران سعی میکنند مستقیم و غیر مستقیم از طریق قدرت نرم بر یکدیگر اثرگذار باشند، بلکه بر سر محروم کردن یکدیگر از جذابیت و مشروعیت نیز رقابت میکنند، و بدین ترتیب یک محیط ناتوان کننده در افکار عمومی، در کشور دیگر و یا در چشمان طرفهای ثالث مربوطه ایجاد میکنند(همان،1390،ص163).
رقابت بازیگران بر سر محروم کردن یکدیگر از جذابیت و مشروعیت، تنها با زاویهی دید نای که از نگاه بیرون به درون صورت میگیرد، قابلیت تعمیم به سایر بازیگران را

مطلب مرتبط :   داستان، پیرنگ، حمام، علّت، خواتیم، موافقت